سرمایه اجتماعی درون نگر و برون نگر و سرمایه اجتماعی گسسته و پیوسته

دانلود پایان نامه
  • 1-4-2-2- سرمایه اجتماعی رسمی و غیررسمی:
    بعضی شکل های سرمایه اجتماعی ، مانند سازمان های اولیاء و مربیان و یا اتحادیه های کارگری بطور رسمی سازمان یافته اند به نوعی که دارای مسئولان مشخص، شرایط عضویت، وظایف، جلسات معین ومانند آن هستند. اما ترتیب دادن بازی های بسکتبال، یا بازی های محلی یا گرو ه هایی از دوستان که در یک رستوران غذا می خورند، کاملا غیر رسمی هستند. هر دو اینها شبکه هایی را تشکیل می دهند که ارتباط متقابل در آنها می تواند توسعه یابد و این ارتباطات می تواند نتایج خصوصی و عمومی مختلفی در بر داشته باشد (Putnam,2002:12).
    2-4-2-2- سرمایه اجتماعی متراکمو غیر متراکم:
    بعضی از شکل های سرمایه اجتماعی، درهم و پیچیده هستند. مثلا گروهی از کارکنان فولاد سازی که هر روز با هم در کارخانه ای کار می کنند، روزهای شنبه برای تفریح بیرون می روند و روزهای یکشنبه با هم به کلیسا می روند.اما سرمایه اجتماعی غیر متراکم نیز وجود دارد. این نوع سرمایه اجتماعی تقریبا رشته های نامرئی سرمایه اجتماعی است. مثلا سلامی که افراد گاهی در صف انتظار سوپر مارکت با هم رد و بدل می کنند و یا روبه رو شدن احتمالی با شخص دیگری درآسانسور نوعی از سرمایه اجتماعی غیر متراکم را شکل می دهد،زیرا این شکل ها کاملا تصادفی از روابط اجتماعی ،می تواند شکل های خاصی از روابط درجاذبه را ترغیب کند. تجربه نشان داده است که فقط سر تکان دادن برای یک غریبه محبت را افزایش دهد وموجب می شود که در هنگام بروز حادثه، دیگران به کمک ما بشتابند. به عبارت دیگر، پیوندی ظریف و تک رشته ای که از پیوند بین بستگان نزدیک متفاوت است، می تواند نمونه ای دیگر از شبکه اجتماعی غیر متراکم را تشکیل دهد(Putnam, 2002:12).

  • 3-4- 2-2- سرمایه اجتماعی درون نگر و برون نگر
    برخی از شکل های سرمایه اجتماعی، به میل خود یا به اجبار، درون نگر است و تمایل دارد منافع مادی ، اجتماعی یا سیاسی اعضای خود را افزایش دهد. در حالیکه شکل های دیگر برون نگر هستند و به منافع عمومی می پردازندو گروه های دسته اول :عموما بر اساس طبقه، جنسیت، نژاد، صنف و مانند آن سازمان یافته وجود دارند تا پیونده ای مولد را حفظ کنند. مانند اتاق اصناف، سازمان های کار، اتحادیه های کارگری، تعاونی های اعتبار غیررسمی که توسط مهاجران در کشورهای عربی ایجاد شده اند. سرمایه اجتماعی برون نگر اشاره به گروه هایی دارد که در جهت منافع عمومی فعالیت دارند مانند سازمان های داوطلبانه، صلیب سرخ ، جنبشهای حقوق شهروندی، جنبشهای محیط زیست و… که در کشورهای پیشرفته تقریبا در دو دهه های 1970و 1980 میلادی پدید آمده اند(Putnam, 2002:10).
    4-4-2-2- سرمایه اجتماعی گسسته و پیوسته:
    دوگانگی درون نگری و برون نگری ، ارتباط نزدیکی با محورهای گسستگی و پیوستگی دارد اما از نظر مفهومی، با آنها تفاوت دارد. سرمایه اجتمای پیوسته افرادی را دور هم جمع می کند که از جنبه های مهمی مانند”سن”، “جنسیت”، یا :طبقه اجتماعی”شبیه به هم هستند اما سرمایه اجتماعی گسسته به شبکه های اجتماعی اشاره دارد که افرادی را دور هم جمع می کند که شباهت زیادی به هم ندارند. این تمایز مهمی است زیرا آثار خارجی شبکه های گسسته احتمالا مثبت است ولی در شبکه های پیوسته ( محدود شده با موقعیت اجتماعی خاص)برای تولید نتایج منفی در مخاطره بیشتری قرار دارد زیرا گروه های کاملا منسجم و همگرا، آسانتر برای اهداف منفی متحد می شوند(Adler &Kwon, 2002: 21).
    پوتنام اعتقاد دارد که در پیوستگی ، روابط میان گروه های منسجم مطرح است،مانند روابطی که در قلمروهای نژادی وجود دارد. او پیوندهای قوی موجود در شبکه های همگرای متراکم را به “چسب قوی اجتماعی” تشبیه می کند واعتقاد دارد که آنها ،مناسب ترین حمایت های اجتماعی درونی را برای اعضای خود فراهم می کنند.از طرف دیگر،پوتنام، تاکید دارد که سرمایه اجتماعی گسسته بسیار واگرا است. از نظر او این شکل از سرمایه اجتماعی برای بهره مندی از امتیازهای خارجی و توزیع اطلاعات مفید است.
    5-2-2- ابعاد سرمایه اجتماعی:
    تعاریف ارایه شده ازسرمایه اجتماعی دلالت بر چند بعدی بودن این مفهوم دارد. یکی ازپژوهشگران چنین اشاره میکند که مفهوم سازی ابعاد سرمایه اجتماعی در واژگان جداگانه( بدون در نظر گرفتن ارتباط و تعامل میان این ابعاد) منجر به شکست پژوهش های تجربی خواهد شد. ناتوانی در تبیین و طراحی سوالات تجربی در ارتباط با تعامل میان این ابعاد موجب ایجاد محدودیت در شناخت مفهوم واحدی از سرمایه اجتماعی خواهد شد.
    از سوی دیگر، برخی از پژوهش های سرمایه اجتماعی مبتنی بر اندازه گیری “یک بعد واحد” از مفهوم سرمایه اجتماعی است، بدون آنکه توجه زیادی به ارتباط میان ابعاد داشته باشند و یا ابعاد اساسی را مد نظر قرار دهند که در واقع تحقیق “معرف گونه “نخواهد داشت. برخی از این تحقیقات در زمینه “اعتماد” است که عمدتا از سوی “موسسه بررسی ارزشی های جهانی” انجام می شود. و در آن ها اعتماد دراین زمینه به عنوان سرمایه اجتماعی گرفته می شود، در واقع اعتماد به عنوان یکی از عناصر اساسی سرمایه اجتماعی در درون مفهوم آن قرار گرفته است علیرغم اینکه اعتماد را اندازه گیری می کنیم لازم است که نحوه ارتباط اعتماد را با شبکه که عنصر دیگر سرمایه اجتماعی است، مد نظر قرار دهیم. همین طور ارتباط این دو را با عامل هنجار ارتباط متقابل نیز مد نظر داشته باشیم.(سید نقوی: 2، 1384).
    در اینجا به بررسی ابعاد سرمایه اجتماعی پرداخته می شود.در ابتدا بعد شناختی سرمایه اجتماعی مطرح می شود. این بعد بر ارزش ها و فرهنگ اشاره دارد. زبان مشترک و روایت های مشترک از مولفه های این بعد محسوب می شود. بعد دیگر سرمایه اجتماعی مخصوصا در بعد سازمان- بررسی شبکه و خواص آن می باشد. این بعد به عنوان بعد ساختاری سرمایه اجتماعی مطرح است.سومین بعد سرمایه اجتماعی بر بعد روابطی یا هنجارهای موجود در شبکه اشاره دارد. یکی از مولفه های این بعد “اعتماد” است که از دیرباز مورد توجه پژوهشگران سرمایه اجتماعی بوده است. اما مولفه دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفته است مولفه “روابط متقابل” است که بر شاخص هایی مانند تعهد و تعاون اشاره دارد. در این مقاله ابعاد فوق مورد مطالعه قرار گرفته و سعی در معرفی سرمایه اجتماعی به عنوان مفهوم چند بعدی است تا محققین سرمایه اجتماعی با در نطر گرفتن این ابعاد به پژوهش بپردازند.(سید نقوی: 2، 1385).
    ابعاد سرمایه اجتماعی سازمانی از دیدگاه لینا و وان بورن به شرح زیر است:
    1- وابستگی: اولین جزء سرمایه اجتماعی سازمانی، وابستگی است که به منزله تمایل و توانایی افراد در سازمان، برای اینکه هدف‌های فردی را تابع هدف‌ها و اعمال جمعی نمایند، تعریف می‌شود. تمایل افراد برای مشارکت در اعمال جمعی بستگی به این امر دارد که آنها تا چه حد معتقدند که کوشش‌های فردی که به کل به طور مستقیم، سود می‌رساند، باعث بهره‌مندی افراد به طور غیر مستقیم نیز می‌گردد.(Leana & Van Buren, 1999: 541)
    2- اعتماد: دومین بعد سرمایه اجتماعی سازمانی اعتماد است؛ که از نظر محققان سازمانی هم به عنوان مقدمه‌ای برای عمل جمعی موفقیت آمیز است و هم می‌تواند به منزله نتیجه اعمال جمعی موفق قلمداد گردد. این بعد برای اینکه افراد بتوانند در کنار یکدیگر، بر روی پروژه‌های مشترک کار کنند لازم است (Leana & Van Buren,1999:542).
    اعتماد عمومی یکی از سرمایه‌های اجتماعی است که وحدت را در سیستم‌های اجتماعی، ایجاد و حفظ نموده و ارزش‌های دموکراتیک را پرورش می‌دهد. اعتماد، شهروندان را به نهادها و سازمان‌هایی که نمایندگان آنها هستند، پیوند می‌دهد و بدین طریق مشروعیت و اثر بخشی دولت دموکراتیک افزایش می‌یابد. بنابراین اعتماد یکی از ارزشمندترین سرمایه‌های اجتماعی است که مخدوش شدن آن، هزینه بسیار سنگینی بر نظام سیاسی تحمیل خواهد کرد (الوانی و دانایی فرد،5- 7 :1380).
    ذوکر سه شیوه ایجاد اعتماد را مشخص نموده است: اعتماد مبتنی بر خصیصه‌های فردی که با ویژگی‌های شخصی نظیر پیشینه خانوادگی، نژاد و جنسیت، پیوند می‌خورد؛ اعتماد مبتنی بر فرایند که از طریق مبادله‌های مکرر شکل می‌گیرد و اعتماد نهادی که از طریق فرایند‌هایی نهادی نظیر گواهی نامه‌های حرفه‌ای و مقررات دولت ایجاد می شود. بر اساس این سنخ‏شناسی، به موازاتی که جامعه به طور روز افزونی پیچیده‌تر می‌گردد، اعتماد نهادی به تدریج جایگزین اعتماد مبتنی بر خصیصه‌های فردی و اعتماد مبتنی بر فرایند می‌شود (Zucker,1986:53).
    ناهاپیت و گوشال سه بعد زیر را برای سرمایه اجتماعی در نظر می‌گیرند:
    1- بعد ساختاری سرمایه اجتماعی: این بعد الگوی کلی روابطی را که در سازمان‌ها یافت می‌شود، در نظر دارد. بدین معنا که این بعد، حدی را که افراد در سازمان به یکدیگر متصل می‌گردند، در بر می‌گیرد (Bolino & et al, 2002: 506) . بعد ساختاری سرمایه اجتماعی شامل پیوندهای موجود در شبکه، شکل و ترکیب شبکه و تناسب سازمانی می‌شود (Nahapiet & Ghoshal , 1998: 25).
    2- بعد ارتباطی سرمایه اجتماعی: این بعد ماهیت روابط در یک سازمان را در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر، در حالیکه بعد ساختاری بر این امر متمرکز می‌گردد که آیا کارکنان در یک سازمان، اصلاً به هم متصل هستند یا خیر، بعد ارتباطی بر ماهیت و کیفیت این ارتباطات متمرکر می‌گردد (به طور مثال آیا این روابط به وسیله اعتماد، صمیمیت، عشق و مانند آن مشخص می‌شود یا خیر؟ (Bolino et al, 2002:506) این بعد شامل اعتماد، هنجارها، تعهدات، هویت می‌شود (Nahapiet & Ghoshal ,1998:251).
    3- بعد شناختی سرمایه اجتماعی: این بعد در برگیرنده میزان اشتراک کارکنان درون یک شبکه اجتماعی در یک دیدگاه، یا درک مشترک میان آنان است؛ و مانند بعد ارتباطاتی به ماهیت ارتباطات میان افراد در یک سازمان، می‌پردازد (Bolino et al ,2002:506). و شامل موارد زیر می‌گردد: زبان و کدهای مشترک و روایت‌های مشترک(Nahapiet & Ghoshal,1998:251) .علاوه بر ناهاپیت و گوشال، محققان دیگری نیز، چارچوب‌های جایگزینی را برای معرفی ابعاد سرمایه اجتماعی ارائه داده‌اند. برای مثال، بوردیو (1986) ابعاد سرمایه اجتماعی را به صورت زیر، پیشنهاد نموده است:
    1- اندازه گروه یا شبکه؛
    2- حجم سرمایه‌ای که هر کدام از اعضای شبکه دارای آن هستند.
    همچنین کلمن (1990)، سه بعد زیر را برای سرمایه اجتماعی در نظر می‌گیرد:
    1- تعهدات، انتظارات و اعتماد متقابل؛
    این نوشته در آموزشی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.