سازمان همکاری اقتصادی و کشورهای توسعه یافته

دانلود پایان نامه
  • 1ـ1ـ4. تعریف فرهنگ (culture)
    ریشه واژهculture ، لغت لاتینی colere به معنای «کاشتن» است. واژه آلمانی kultur در پایان سده هجدهم، بهویژه در آثار یوهان گوتفریدفون هردر، معنایی همانندِ معنای رایج امروزیاش یافت.
    بنا به برداشتی که از فرهنگ در سده هجدهم و دوره روشنگری مطرح میشد؛ فرهنگ مجموعهای از رشتههای دانایی بشری است که به شکلهای نظم اجتماعی، فعالیتهای گوناگون، باورها و عادتهای رایج، ویژگیهای قومی، نژادی، دینی و سنتی باز میگردند. به عبارت دیگر، فرهنگ همچون انباری از دادههایی تعریف شد که صرفا ناشی از شیوه زندگی امروز است؛ نیستند، بلکه بازمانده فعالیتها و کارهای نسلهای گذشته نیز هستند. مثلا از «جامعه و فرهنگ اروپایی» یا از «فرهنگ یهودی» یاد میکردند، یا «فرهنگ فرانسوی» را در برابر «فرهنگ انگلیسی» و «فرهنگ لاتینی» را در مقابل «فرهنگ انگلوساکسن» قرار میدادند. در این نگرش، فرهنگ مفهومی متعلق به ملتهای اروپایی بود و به نوعی با مفهوم «تمدن» (یعنی تمدن اروپایی) یکی دانسته میشد. این برداشت در نوشتههای روشنگران آلمانی مورد بررسی انتقادی قرار گرفت و آنها نقش فرهنگهای غیر اروپایی را هم مطرح کردند؛ اما به هر حال بنیاد درک آنها نیز برداشتی بود استوار، با فرض توانایی انسان مدرن، یعنی توانایی بخردانه و علمی در تبیین جهان و تاریخ گذشته. فرهنگ همواره در برابر طبیعت مطرح شده و کلودلوی ـ استروس در ساختارهای ابتدایی خویشاوندی (1949)، نوشته تمام آن اموری که نزد انسانها، جهان شمول، یاکلی و مشترک هستند و از قاعده طبیعت میآیند و همه مسائلی که خاص و نسبی هستند، از حوزه فرهنگ میآیند. چنین مباحثی به تعریف فرهنگ، چون «سویه نمادین شیوههای زندگی اجتماعی» منجر شدند که گام بزرگی در تحول برداشت از فرهنگ بود (احمدی،1389،292) .
    2ـ1ـ4. تعریف موسیقی(music)
    بشر با درک زیبایی از طبیعت الهام گرفت و با تقلید اشکال و آهنگهای طبیعی و انعکاس این آثار، هنر را که یکی از عوامل مهم ابراز احساسات و بیان زیبایی است، به وجود آورد و آن را به صورتهای گوناگون منعکس نمود. غم و شادی و عواطف و احساسات انسانی مفاهیم واحدی است که اختلاف در طرز بیان و توصیف آن است. حرکات موزون، شعر و موسیقی و هنرهای تجسمی، با بشر بوجود آمد، انسان از زمانی که پا به عرصه وجود گذاشت و در آغوش طبیعت بدون قید وبند و بهطور آزاد مانند حیوانات، در ظلمت، جهل و نادانی زندگی میکرد، دارای عواطف و واجد تأثیرات و حالات نفسانی مانند بیم و امید، غم و شادی، میل و نفرت و سایر کیفیات درونی، در دوران زندگی نیز پیوسته محکوم عواطف و احساست خود بوده است. ازاینرو اصلیترین راه ابراز احساسات، موسیقی است که کاملاً با علم ریاضی همراه و همگون است و تمام فواصل آن از اعداد و ارقام ریاضی بهره میبرد .(تیورک، 1378، 23).

  • در تعریف عام نیز، موسیقی هنر بیان احساسات به وسیله صداهاست و مهمترین عوامل تشکیل دهنده موسیقی، صدا و وزن هستند. صدا نتیجه و حرکت ارتعاشی است که به وسیله گوش احساس میشود. صداهائی که دارای ارتعاشات نامنظم هستند، صداهای غیرموسیقی و آنهائی که ارتعاشات منظم دارند، صداهای موسیقی نامیده میشوند. (کیمی ین،ر، 1382، 58)
    3-1-4.تعریف سازمان اکو
    سازمان همکاری اقتصادی (اکو) یک سازمان منطقه‌ای-بین‌المللی است که در سال ۱۳۴۱ با نام سازمان همکاری منطقه‌ای برای توسعه به منظور ترویج همکاری اقتصادی، علمی و فرهنگی توسط سه کشور ایران، پاکستان و ترکیه تأسیس شد که خود دارای سازمان اقتصادی و مؤسسه فرهنگی بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این سازمان در سال ۱۳۵۷ به حال تعلیق درآمد.
    پس از آن کشورهای ایران، پاکستان و ترکیه به بازسازی بخشهای مختلف این سازمان و تجدیدنظر در قوانین موجود در آن پرداخته و در سال ۱۳۶۲ بخش اقتصادی این سازمان با نام جدید سازمان همکاری اقتصادی که به اختصار (اکو) خوانده می‌شود، دوباره فعال گردید. در سال ۱۳۶۴ ه بخش فرهنگی این سازمان مورد تجدیدنظر و بازسازی قرار گرفت. در سال ۱۳۷۱ با پیوستن هفت عضو جدید یعنی کشورهای افغانستان، جمهوری آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان، و تاجیکستان این سازمان کاملا فعال گردید و فعالیت آن تا به امروز ادامه دارد.
    در نهایت با تصویب اساسنامه مؤسسه فرهنگی اکو در سال ۱۳۷۴ توسط چهار کشور افغانستان، ایران، پاکستان و تاجیکستان، این مؤسسه به طور کامل فعال شد.
    وظیفه مؤسسه انجام تحقیقات نظام یافته در خصوص میراث مشترک فرهنگی منطقه تعیین شد تا در جهت تقویت آگاهی‌های مربوط به اتحاد ناگسستنی این کشورها گام بردارد و مطالعات بنیادین انجام دهد که این مطالعات در قالب انتشار کتاب، ماهنامه، فصلنامه، گاهنامه و غیره منتشر گردد. همچنین مؤسسه موظف گردید تا در جهت آشنا سازی و مرتبط کردن صاحب نظران و شخصیتهای عالی رتبه، اساتید دانشگاه‌ها، دانشجویان منطقه را به یکدیگر تلاش نماید و تمهیدات لازم را جهت ایجاد ارتباطی نزدیکتر و نیز شناخت صحیح بین مردم منطقه از طریق برنامه‌های فرهنگی اتخاذ نماید.
    این موسسه با داشتن بودجه‌ای جداگانه، اساسنامه خاص خود را دارد و بودجه آن را چهار کشور افغانستان، ایران، پاکستان و تاجیکستان به طور سالانه پرداخت می‌کنند. طبق توافق‌های انجام شده، به زودی کشورهای آذربایجان، قزاقستان و ترکیه نیز به جمع تصویب کنندگان اساسنامه مؤسسه خواهند پیوست.
    اکنون شعبه این موسسه در شهرهای دوشنبه در تاجیکستان، کابل درافغانستان و همچنین شیراز و اصفهان در ایران نیز دایر می‌باشد.
    4-1-4.همگرایی فرهنگی کشورهای عضو اکو
    پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جهان رها شده از بلوک بندی شرق و غرب با شرایط جدیدی مواجه بود؛ دکترین امنیتی برای هر کشوری باید تغییر می کرد چه اینکه در جهان بدون قطب یا تک قطب شاخص های امنیتی تغییر یافته بودند. بر همین اساس بود که در میان کشورهای جهان شاهد همگرایی های منطقه ای و ایجاد تشکل هایی به صورت منطقه ای بودیم. نمونه موفق این همگرایی را در اتحادیه اروپا به خوبی می توان دید. کشورهای اروپایی با درک ضرورت نزدیک شدن به همدیگر تا آنجا پیش رفتند که ویزای مشترک طراحی و پول واحد برای خود درست کردند. کشورهای سایر مناطق دنیا نیز از مدت ها پیش با درنظرگرفتن شاخص هایی به سمت همگرایی هایی پیش رفته اند. دولتمردان کشورمان ایران نیز با درک این ضرورت که کشور ما نیز وارد همگرایی هایی با کشورهای دیگر شود به سمت تشکیل سازمان فرهنگی اکو پیش رفت. تلاش در جهت ادغام تجارت کشورهای منطقه با تجارت جهانی و ارتقای همکاری‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فنی و علمی و همچنین توسعه همگرایی بخش دولتی و خصوصی با تاکید بر آزادسازی اقتصادی بارویکرد فرهنگی از دیگر اقدامات این سازمان می باشد. هدف سازمان اکو پرداختن به مشترکات کشورهای عضو به ویژه از لحاظ فرهنگی و تاکید و ترغیب بر پیشرفت هر کشور در عرصه ی فرهنگ خویش است.
    5-1-4.جایگاه موسیقی در همگرایی فرهنگی
    ریچاردز در راونکاوی فرهنگ عامه بر آنست که رابطه ی ما با پدیده های فرهنگ توده ای مانند موسیقی، ورزش و کالاهای مصرفی، صرف نظر از اینکه این رابطه  پرشور، سرسری، ایجابی یا سلبی باشد، هم در زندگی روزمره ی ما واجد اهمیت است و هم برای فهم جامعه ی معاصر (ریچاردز، 1388: 26). در واقع موسیقی به عنوان امری اجتماعی، در همه جا شنیده می شود و در همه ی ابعاد زندگی ما رسوخ کرده است : در مراکز خرید، فروشگاه های بزرگ، خیابان ها، سینما و رادیو با موسیقی عامه پسند روبرو می شویم و در اینترنت هم آن را دانلود میکنیم (استوری، ۱۳۸۶ : ۲۲۱). از همین روست که تاگ نیز آن را امری کمابیش همه جایی شده (Ubiquitous) میـشمارد و معتقد است توضیح ماهیت، کیفیت ها و کاربرد های این موسیقی همه جا حاضر کاری میان رشته ای است که علاوه بر جامعه شناسی، انسان شناسی، روانشناسی و موسیقی شناسی، همه چیز را در برمیگیرد؛ از مطالعات بازاریابی تا الهیات و از الکترونیک و آکوستیک تا نشانه شناسی و زبان شناسی . در کشورهای توسعه یافته ی صنعتی زمان و پول زیادی صرف موسیقی و با آن طی می شود، به طور متوسط 70 دلار در سال و سه ساعت و نیم در روز (Tagg  : 1987).
    اما آیا موسیقی به عنوان یک نمود فرهنگی می تواند زبانی جهانی داشته باشد ؟ آیا همچنانکه بسیاری آن را به واسطه ی زبان انتزاعی اش امری جهانشمول تلقی کرده اند که قادر به تعامل میان فرهنگ هاست (برای مثال نک به بشیر و سروی زرگر ،1387)، می توان قائل به درنوردیدن مرزها به واسطه ی موسیقی و ادراکی میان فرهنگی از آن بود ؟ یا همچنانکه دورتیه تاکید کرده است موسیقی را باید در پیوند کامل با روابط اجتماعی دانست ؟ (دورتیه،1384: 228)   و ویژگی منحصر بفرد موسیقی در تماس مداوم با لایه های مختلف اجتماعی و فرهنگی که باعث می شود از پس محتوای آن ، شناخت عمیق تری از محیط پیرامونش میسر باشد، ما را به این نکته نزدیک می کند که موسیقی را بازتاب شرایط فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و حتی اقتصادی محیط زیست آن تلقی کنیم ؟ (همچنانکه شهرنازدار، ۱۳۸۹ برای توصیف موسیقی چنین گفته است). و آیا نتیجه ی این موضوع ادراکی درون فرهنگی از موسیقی خواهد بود ؟ در این میان موسیقی بین فرهنگی را آن نوع از موسیقی معرفی می کنند که در آن عواملی از دو یا چند فرهنگ همگرا شده باشند. آهنگساز آن معمولا به یکی از فرهنگ های مورد نظر تعلق دارد  اما لزوما بدین صورت نیست. به علاوه، این نوع از فعالیت بین فرهنگی ریشه ای است بدین معنا که ذاتی خود موسیقی بوده و بنابراین اصلیت آهنگساز به تعریف ارتباطی ندارد. نوع دیگری از فعالیت خلاقانه ی بین فرهنگی وجود دارد که در آن اصلیت آهنگساز عاملی تعیین کننده است. آهنگسازی که به زبان ویژه ای می نویسد که حاصل از فرهنگی جز فرهنگ خود اوست، در یک فعالیت بین فرهنگی مشارکت می کند. حتی اگر موسیقی که او تولید می کند لزوما بین فرهنگی نباشد.
    6-1-4. رابطه موسیقی با چگونگی فرهنگ
    در بعضی از فرهنگها، وقتی صداها به صورت گروهی اجرا و خوب در هم ادغام نشوند، این بازتاب دهنده این واقعیت است که آوازخواندن در وهله اول یک فعالیت تکنفری (مونوفونیک) است. این نوع خواندن در همه جای خاورمیانه و آسیای مرکزی و نیز در شمال آفریقا و موسیقیهای مردمی اسپانیا و شبه جزیره بالکان یافت میشود. به گفته لمکس، «این نوع خواندن بازتاب دهنده فرهنگی است که در آن اشرافیتی قدرتمند به استثمار تودههای عظیم مردم میپردازد، محدودیت شدیدی بربیان خواستههای جنسیتی اعمال میشود و زنان یا مورد بدرفتاری قرار میگیرند (مثلاً منزوی میشوند یا در برابر خشونت از هیچگونه حمایت قانونی برخوردار نمیشوند) یا برعکس، در جایگاهی رفیع و دست نیافتنی جای داده میشوند. در این فرهنگ گرایش مردم به تنها کارکردن، به جای کارجمعی، و برقرار کردن ارتباطات شخصی و نه گروهی است». در مورد فرهنگ ایرانی، اگر لحظهای این واقعیت را کنار بگذاریم که تمامی فرهنگها پیچیده هستند و هرگونه شخصیتپردازی کلی انباشته از استثناها است، چنین توصیفی چندان بیراه نیست (احمدی،1377، 312) .
    آیا موسیقی شکلی از تولید، یا صرفاً یک خدمت است؟
    کنسرت عمومی، بهجزء آنکه به لحاظ کیفی از گونه اپرا متفاوت است، علاقه زیادی بر میانگیزد؛ زیرا ازابتدا خود را نقطه تلاقی سه رفتار اجتماعی موجود در یک گونه نشان داده بود. نخست، حضورعمومی در نمایشهای تئاتری در اواخر سده شانزدهم و اوایل قرن هفدهم، خبر از الگوهای مصرفی بسیاری میداد که با نمایش سرگرمیهای موسیقیایی در دهه 1660 پدیدار شدند.
    دوم، مذاکره بر سر شأن و موقعیت در میان طبقات اقتصادی هر دم متمایز شوندهای، که در شکل گسترس سرمایه در سدهی هفدهم ظهور مییافتند، به وضوح بر معنای مصرف عمومی تأثیر گذاشت. در نتیجه وجود رویدادهای عمومی جدیدی لازم بود، که بتوانند چنان خواستههایی را به شیوهای متناسب با موضع این مصرف کنندگان، برآورده سازند. کنسرتهای عمومی امکانات نسبتاً کم هزینه و بسیار چشمگیری را برای تحقق این چنین خواستههای مصرفی ارائه میدادند. سرانجام سنت موسیقی سازی در سطح یک جامعه کوچک، منبع ذخیرهای را در اختیار میگذاشت که از درون آن، همزمان با رواج تولید کنسرتهای عمومی، نیروهای مستعد و مصرفکنندگان ظاهر میشدند و حوزههای متفاوتی را با نوع آشنایی از سرگرمی موسیقیایی پر میکردند. تلاقی سنتهای موجود با محرکی از گسترش عمومی سرمایه در آن زمان، کنسرتهای عمومی را با یک شیوه نوین قابل دسترسی و پرداخت بیان فرهنگی، به عرصه آورد. نخستین نمونه از این امر اجتماعی پیرامون پرداخت پول برای ورود به یک نمایش، سرگرم
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.