سازمان ملل متحد و حقوق بشردوستانه

دانلود پایان نامه

مورد مشابهی نیز در ماده 96 (2) پروتکل 1 (1977) به چشم می خورد. بر طبق مواد پروتکل، کنوانسیونهای ژنو پروتکل 1 به طور خودکار، به محض اینکه دولت غیرعضو بیانیه ای مبنی بر رعایت آن صادر کند، قابل اجرا خواهد بود.

1-2-5. معنای برخورد مسلحانه بر طبق ماده 2 مشترک در کنوانسیونهای ژنو

  • قبل از پذیرش کنوانسیونهای 1949 ژنو، حقوق جنگ تنها در صورتی که جنگ بین دو کشور حادث می شد، حکمفرما بود. ماده 2 کنوانسیونهای ژنو بر این امر خط بطلان کشیده و اعلام داشت که کنوانسیون بر اوضاعی که حالت جنگ انکار می شود نیز شمولیت دارد. همچنین ماده 2 (2) از این هم فراتر رفته و اعلام داشت که کنوانسیون شامل اشغال جزئی یا کلی قلمرو متعاهدان نیز می شود، حتی  اگر اشغال بدون مقاومت مسلحانه صورت گرفته باشد.

    1-2-6. جنگهای آزادی بخش ملی

    الف) کنوانسیونهای ژنو و جنگهای آزادی بخش ملی قبل از پذیرش پروتکل 1:
    از نظر کنوانسیون 1949ژنو، جنگهایی که امروزه تحت عنوان جنگهای آزادی بخش ملی موردبحث قرار می گیرد، دارای ماهیت غیر بین المللی بودند. بعلاوه، از دید اینت کنوانسیون قلمرو کشورهای مستعمره به منزله قسمتی از قلمرو کشور مادر تلقی می شد.
    با پذیرش قطعنامه 1514 در دسامبر 1960، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل، تحت عنوان اعطای استقلال به کشورهای مستمره، مسئله جنگهای آزادی بخش ملی صورت دیگری به خود گرفت. ولی مسئله چگونگی اجرای حقوق جنگ در صورت تخاصم بین مردم مستعمرات و کشورهای استعمارگر مورد توجه قرار نگرفت.
    در 1967 سازمان ملل قطعنامه ای را مورد پذیرش قرار داد که درآن رفتار با اسیران جنگهای آزادی بخش بر طبق اصول کنوانسیون سوم ژنو مورد موافقت قرار گرفت. در سالهای بعد قطعنامه های دیگری با محتوای مشابه مورد پذیرش قرار گرفت که به « اصول اساسی وضعیت حقوقی رزمندگان علیه تسلط استعمارگران و بیگانگان و رژیمهای نژاد پرست» مرسوم است. قطعنامه مزبور، در ماده 3 خود می­گوید که برخوردهای مسلحانه­ای که علیه تسلط بیگانگان و استعمارگران و رژیم­های نژاد-پرست صورت می گیرد، باید در حکم برخوردهای مسلحانه بین المللی ملحوظ در کنوانسیونهای 1949 ژنو قملداد شود و وضعیت حقوقی رزمندگان این گونه برخوردهای مسلحانه همسان با حقوقی که کنوانسیونهای مزبور در مورد رزمندگان ذکر کرده اند ، باشد.
    یک سال پس از این قطعنامه، اولین نشست کنفرانس دیپلماتیک حقوق بشردوستانه در ژنو برگزار شد. در این کنفرانس، ماده 1(4)پروتکل 1 مورد تصویب قرار گرفت که در آن مقرر شده بود جنگهای آزادی بخش ملی نیز همپا و هم سطح برخوردهای بین المللی قرار گیرد.
    در مجموع می توان گفت که «اصل» برخورداری از خودمختاری یا سوابقی که در قطعنامه سازمان ملل متحد از دهه 1960 به بعد از یک سو و رویه دولتها از سوی دیگر داشت، با تدوین ماده(4) پروتکل، حالت «حق» به خود گرفت. بیانیه اصول روابط دوستانه در 1970 نیز حق خودمختاری را مورد تاکید قرار داده است.
    تا جایی که به بحث حاضر مربوط است، بیانیه متذکر این اصل می شود که قلمرو مستعمرات یا کشورهایی که توسط مردمش اداره نمی شود، وضعیتی مجزا و مستقل از قلمرو اداره کننده آن دارد. حال، به  این سوال باز می­گردیم که آیا مردمی که حق خودمختاری آنها شناخته شده است،         می توانند در چارچوب کنوانسیونهای 1949 ، طرف نبرد مسلحانه بین المللی قرار گیرند؟
    موضوع را می توان به دو صورت بررسی کرد و گفت حتی اگر اصل  خودمختاری، اصلی شناخته شده هم باشد، کنوانسیونهای ژنو خودبخود قابل اجرا نبوده، تنها در صورتی قابل اعمال هستند که بر طبق ماده 2 (1) طرفین جزو متعاهدین باشند و یا عضو یا اعضایی، که جزو متعاهدان  نیستند، پذیرش خود را در مورد اجرای حقوق بین الملل جنگ ا علام کنند.
    از سوی دیگر، گفته می شود که عاملان جنبشهای آزادی بخش ملی را می توان با توجه به معنی ماده 2 (3) « قدرت» محسوب کرد. ولی از آنجا که به زعم کنوانسیونهای ژنو، جنگهای استعماری ماهیتی غیر بین المللی داشتند، چنین استنباطی، بویژه با توجه به ماده 3 مشترک، قطعی به نظر نمی رسد. به هر حال، موضوع به چگونگی تسیر ماده 2(3)  بستگی دارد؛ ولی به نظر می رسد که اگر کنوانسیونهای 1949 می توانست جنگهای آزادی بخش ملی را در حکم جنگهای بین المللی قلمداد کند، نیازی به پذیرش ماده 1 (4) در پروتکل نبود.

    مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان درمورد قانون آیین دادرسی کیفری و در مقررات بین المللی

    1-2-7. جنگهای آزادی بخش ملی تحت ماده 1 (4) پروتکل

    ماده 1 (4) می گوید:
    اوضاع و احوالی که در بندهای قبل گفته شد، شامل نبرد نیروهای مردمی  که علیه تسلط استعمارگران، نیروهای اشغالگر و بیگانه و بر ضد رژیمهای نژادپرست برای کسب خودمختاری که مورد تایید سازمان ملل و بیانیه روابط دوستانه بین دولتها قرار گرفته، نمی شود.
    ماده 96 (3) همان پروتکل می گوید:
    مسئول و معرف اشخاص درگیر نبرد مسلحانه علیه یکی از اعضای متعاهد، از نوعی که ماده 1 (4) به آن اشاره کرده، ممکن است با اعلام یک جانبه به نگهدارنده  اسناد، اجرای کنوانسیونهای ژنو و این پروتکل را متقبل شود.»
    چنین اعلامی به محض وصول توسط مقام نگهدارنده اسناد، منجر به تاثیرات زیر خواهد شد:
    1- کنوانسیونهای ژنو و پروتکل حاضر برای اعلام کننده « به عنوان یکی از طرفین درگیر» دارای قوت قانونی می شود.
    2- اولیای امور ( جنبشهای آزادی بخش) پذیرای همان حقوق و وظایف و التزاماتی می شوند که برای اعضای متعاهد دیگر وجود دارد.
    3- کنوانسیونها و این پروتکل به طور متساوی برای طرفین درگیر قوت قانونی دارد.

    1-2-8. نبرد با چه هدفی، جنبش آزادی بخش تلقی می شود

    روی هم رفته ماده 1 (4) تعریف بسیار مضیقی از این  گونه نبردها ارائه نمی دهد. به عبارت دیگر، هر دسته متحاربی نمی تواند خود را بر اساس ماده 1(4) جنبش آزادی بخش بنامد؛ زیرا انواع دیگر جنگ، از جمله جنگهای انفصال، نبرد علیه رژیم­های جابر و ظالم و … از دایره تعریف این ماده خارج است. محدودیت دوم، متوجه جملات بعدی این ماده است که می گوید:

    مطلب مشابه :  جلب رضایت مشتریان و سنجش رضایت مشتری

  • « حق خودمختاری که در سازمان ملل و بیانیه … بر طبق مواد منشور شناخته شده است. »
    بدین صورت، بر طبق این ماده جنگهای انفصال که پس از محو استعمار مثلا در بیافرا (71-1970) ، بنگلادش (1971) یا اریتره و امثال آن صورت گرفته، در حکم جنگهای آزادی بخش ملی محسوب نمی شد. همچنین نبرد علیه رژیم جابر و ظالمی که بیگانه نیست، جنگ آزادی بخش تلقی نمی شود.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.