دیدگاه مخالف و زمان پیامبر

دانلود پایان نامه
  • ایشان در ادامه از نظر علامه حلی و علمای دیگر در باب اجماعی بودن این قول]تواتر قرآن [سخن میگوید.(همان جا)
    ثبوت تواترقرآن در ارتباط با مسئله قراءات بحث می شود زیرا تواتربیان کننده قرآن بودن یک آیه یا سوره است و قرآن از طریق قراءات به ما رسیده است.

  • شعرانی ضمن رد آنچه در اخبار آحاد شعیه و سنی به عنوان قرآن آمده است، به کتاب فصل الخطاب (میرزا حسین نوری) اشاره می کندکه در جهت جمع اخبار آحاد گام برداشته است. ایشان به عدم پذیرش روایات میرزا حسین نوری توسط علما اشاره کرده است و این عدم تائید و پذیرش را دلیلی بر صحت اجماع علما می داند.(کاشانی،1347 ش،1/4)
    اعتماد نکردن علامه شعرانی به روایات آحاد، درباره قرآن بودن چیزی، از حاشیه ایشان بر آیه زیر معلوم میشود. بعد از ذکر آیه، سخن ملا فتح الله کاشانی و سپس نظر شعرانی آورده می شود:
    النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فی‏ کِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُهاجِرینَ إِلاَّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلى‏ أَوْلِیائِکُمْ مَعْرُوفاً کانَ ذلِکَ فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً؛ «پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران ایشانند و در کتاب خدا خویشاوندان برخى به برخى [در میراث‏] سزاوارترند از مؤمنان و مهاجران، مگر آنکه بخواهید به دوستان همکیش خود نیکى کنید. این [حکم‏] در کتاب- لوح محفوظ یا قرآن- نوشته شده است.» (الاحزاب/6)
    مؤلف منهج الصادقین قرائتی را از ابن مسعود میآورد که در این آیه این بعد از (مِنْ أنفُسِهِمْ)عبارت «هواب لهم»را اضافه دارد.کاشانی تصریح میکند به اینکه :«در مصحف ابن عباس نیز چنین واقع شده و این مروی است از ابی جعفر و ابی عبدالله»(کاشانی،1346ش،7/283)
    شعرانی مینویسد:«اگر این قرائت به تواتر ثابت شده بود. میتوانستیم آن را در عرض قرائتهای متداول قرار دهیم. اما چون به روایت آحاد است، نمیتوان بر آن اعتماد کرد.»(همان جا، [ح،ش])
    مشهور بین مسلمانان، ثبوت قرآن به تواتراست. اجماع اکثرمسلمین دراین جهت است:«دانشمندان برجسته دنیای اسلام، اثبات قرآن به تواتر را امری مسلم دانسته اند.و در تألیفات خویش به آن استناد کرده‌اند، همانند:غزالی(المستصفی/81)، قاضی ‌ابوبکر بن ‌العربی(أحکام ‌القرآن،4/405)، نووی (مسلم،5/130-131)؛نووی، منتهی الجموع، 3/392)، فخررازی(6/85)، ابن‌ حجرعسقلانی (فتح‌الباری،9/126)بدرالدین‌‌عینی(20/96)و حتی نووی در شرح صحیح مسلم، علامه شعرانی (مازندرانی،6/تعلیقه، ص127)، و آیه الله خوئی البیان، ص 256) به اجماع مسلمین در این خصوص اشاره کرده اند.» (فرشچیان،1387ش، مقاله«بررسی قرائتی منسوب به امیر مؤمنان»، نشریه مقالات و بررسی ها، پاورقی ص 125)
    نویسنده مقاله در ادامه به ذکر دیدگاه مخالف با این نظر توسط گروهی دیگر از دانشمندان می- پردازد:«ولی این دیدگاه [ثبوت قرآن به تواتر]مورد پذیرش ابن جزری (1/23)، قرار نگرفته و آن را نظر متأخران دانسته است، شوکانی در نیل الاوطار به شدت با او هم رأی است و حنفی مذهبان را نیز بر این اعتقاد دانسته است، و در مقابل، شافعیان و مالکی ها بر تواتر تاکید دارند.(زرکشی،1/233-234؛شوکانی،1/399؛2/262-263)،نویری،عقیده ابن جزری را سخنی جدید که مخالف اجماع فقهاء،محدثان،اصولیان و مفسران می باشد، دانسته است.(همان جا)
    شعرانی، آرای«ابن جزری» و «سیوطی» که قرآن را با قراءات غیر متواتر نیز معتبر میدانند، قابل اعتنا نمیداند. و همگام با دانشمند معاصرشان آیت الله خویی، که قائل به تواتر قرآن است. و اجماع همه مذاهب مسلمانان را بر انحصار ثبوت قرآن به شرط تواتر می داند، بر ثبوت قرآن به شرط تواتر صحه می نهد. (کاشانی1347ش،مقدمه،1/ 4)
    علامه شعرانی اختلاف معلمان قرآن (ابی بن کعب، عبدالله بن مسعود)را در قرائت به پارهای از حروف وکلمات قرآنی میداند. وی آگاهی پیامبر به این اختلاف قراءات و عدم منع ایشان را دلیلی بر جواز قراءات رایج عهد رسالت بیان میکند. اما اینکه قراءات متعدد درزمان پیامبردر روزگار ما مورد توجه نیستند، از جهت عدم تواتر و آحاد بودن آنهاست:«هیچیک از این قراءات برای ما اعتبار ندارد چون به اخبار آحاد است و احتمال کذب و خطا در آن میدهیم. بلکه آنچه از پیغمبرو ائمه هم نقل کردهاند چون صحت نقل مشکوک است برای ماحجت نیست.» (کاشانی1347ش،مقدمه1/5)
    3-9-1-2 – مقایسه آرای علامه شعرانی و آیت الله خویی درباره قراءات هفتگانه
    مرحوم شعرانی قراءات هفتگانه را متواتر میداند: «قراء سبعه هم هر یک قرائت خودشان پیش خودشان از پیغمبر و اصحاب او متواتر بوده و هر یک از نقل مشایخ اساتید متعدده خود که احتمال تواطئ بر کذب نمیدادند، قرآن را فراگرفته بودند. و موافق با مصحف امام شهر خود یا غیر شهر خود که آن نیز متواتر است. و اینکه مردم آن عصر با آنکه همه قرآن را میدانستند بر قراء سبعه اتفاق کردند گواهی است از این جمعیت بر صحت آنان. چون عادتاً قرائت شاذ منقول به خبر واحد را که پیش آن ها معروف نبود، رد میکردند.»(همان، ص7-8)
    علامه شعرانی روال عادی و رایج را که قرائت شاذ و منقول به خبر واحد مردود است، را دلیل بر تواتر قرائت میداند. همچنین درجای دیگر از تواتر نقل این قرائت تا رسیدن به ما استدلال میکند: «همچنانکه آنها ]قاریان سبعه [خود قرائت را به تواتر و طرق یقیینی فراگرفتند، قرائت آنان هم به دست ما به تواتر رسیده است .»(همان، ص11)
    درباره تواتر قراءات تسعه از سخنان علامه شعرانی تأکید بر دو نکته محرز است :
    1.تواتر قراءات سبعه از قاریان تا پیامبر اکرم
    2.تواتر این قراءات از زمان قاریان تا زمان ما
    آیت الله خویی بر خلاف شعرانی، تواتر در قراءات هفتگانه را رد میکند. و این قراءات را اجتهاد قاریان دانسته و یا نقل آنها را به خبر واحد محقق می داند.وی، عدم تواتر قرآن را به جمع کثیری از دانشمندان شیعه وسنی نسبت داده و قول آنها را صحیح می داند.(خویی،بی تا،ص 123)
    آیت الله خویی در پاسخ به کسانی که اثبات ادله قطعی حجیت خبر واحد را به نقل این قراءات تعمیم میدهند به آوردن دلایلی درباره نقض نظراتشان روی میآورد :
    «دلیل اول اینکه: روایت بودن این قراءات واضح نیست تا شامل این ادله (ادله حجیت خبر واحد) گردند. چه بسا که قراءات اجتهاد قاریان باشد و مؤید این مطلب اشاره برخی بزرگان به این مسئله است.
    دلیل دوم : وثاقت راویان هر یک از این قرائتها ثابت نگردیده است. پس ادله حجیت خبر(واحد) ثقه شامل این قراءات نمیشود. و این مطلب از شرح حال قاریان و راویانشان که قبلاً ذکرشان را نمودیم معلوم میشود .
    دلیل سوم: اگر بپذیریم که همه قرائتها مستند به روایتند و همه راویان ثقه هستند، باز علم اجمالی داریم که به طور قطعی برخی از این قرائتها از نبی اکرم صادر نشده است….»(همان، ص165)
    از نظر آیت الله خویی قراءات هفتگانه به صورت خبر واحد به قاریان رسیده است. اما علامه شعرانی به تواتر قراءات از قاریان تا پیامبراکرم معتقد است. کاربرد کلمه تواتر در کلام آیت الله خویی و علامه شعرانی متفاوت است در عین اینکه هر دو به متواتر بودن اصل قرآن معترفند، خویی به رد تواتر قراءات سبع میپردازد و شعرانی به اثبات تواتر قراءات سبع نظر دارد .
    3-9-1-3 – عدم ارتباط حدیث «سبعه احرف» با قراءات هفتگانه
    یکی از مواردی که در علم قراءات بسیار مورد بحث قرار گرفته این است که آیا قراءات هفتگانه همان «سبعه احرف» است که روایت پیامبر اکرم : «اُنزل القرآنُ علی سبعهِ اَحرُفٍ» آمده است؟
    ابن جزری از مخالفان نزول قرآن به وجوه(حروف هفتگانه )است و حصر قراءات در عدد هفت را بی مورد می داند. وی شهرت قراءات هفت یا ده یا سیزده گانه رایج را در مقایسه با قراءات مرسوم گذشته بسیار اندک و به مثابه قطره ای از دریا اشاره می کند.(ابن جزری، بی تا،ج 1،ص 33)
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.