دسترسی به اطلاعات و تکنولوژی ارتباطی

دانلود پایان نامه
  • بیشتر ناظر به اندیشه خلاق و خبرگی متخصصان ، اندیشمندان و فناورانی است که بازیابی وپردازش دانش را به عهده دارند.
    ج)زیر ساخت های فناوری رابط اطلاعات:
    بیشتر ناظر به محیط حقوقی و پیمان های مناسبی است که نحوه ارتباط و همزیستی داده های مختلف و کاربری آنها را مهیا می سازد(فتحیان و مهدوی نور،1385).
    2-2-8- چهار موج تغییر بنیادی در جهان و فناوری اطلاعات
    تغییرات اساسی در طول تاریخ بشر راکه تحت عنوان “موج” از آنها یاد می‌شود، می‌توان به 4 دوره یا موج، تقسیم بندی نمود:
    موج اول: عصر کشاورزی
        اولین اختراع بشر، آتش بوده است که تقریباً چهار میلیون سال قبل از میلاد حضرت مسیح شناخته شد. 2500 سال بعد، بشرموفق به اختراع دوم خود، یعنی ابزار شده است. فاصله بین دو اختراع، نشان از بدوی بودن بشر اولیه دارد. بعدها اختراعات جدیدتری به تناوب رشد و تمدن بشر به وجود آمد تا اینکه زمینه تغییر اساسی ،یعنی موج اول فراهم شد و جامعه کشاورزی شکل گرفت. جمعیت جهان در سال های قبل از میلاد حضرت مسیح، بسیارکم بود و حتی هزار سال بعد از میلاد آن حضرت، به 300 میلیون نفر رسید. اولین تغییر در جامعه انسانی که به موج اول یا جامعه کشاورزی و یا عصر کشاورزی لقب یافته است، قبل از میلاد حضرت مسیح شروع شده و هدف از ایجاد این موج ،حل مشکلات معیشتی و غذایی بشر آن زمان بوده است.
    موج دوم: عصر صنعت
    اما بعد از ایجاد موج اول و گذشت تقریباً سه هزاره از آن، موج بعدی که انقلاب صنعتی بود ،آغاز شد. هدف از موج دوم یعنی عصر صنعت یا انقلاب صنعتی، تولید مواد و ابزارکار بوده است. در موج اول که نیروی کار متکی بر بازوان افراد بود، بشر از پس مشکلات بزرگ برنمی‌آمد و نیاز جدیدی در جامعه به وجود آمدکه تغییرات اساسی را می‌طلبید. عمر موج دوم هم که دوران موفقی را سپری کرده است، به 500 سال می‌رسد و دوران آن از نظر تئوری سپری شده است. با این وجود، متأسفانه بسیاری از کشورهای جهان که نتوانسته‌اند توسعه موفقی را در طول انقلاب صنعتی بگذرانند، هنوز در این عصر صنعتی به سر می‌برند و درگیر رفع مشکلات خود از طریق توسعه و به کارگیری صنعت هستند. در موج دوم، بشرموفقیتهای شگرفی به دست آورد و اختراعات مهمی در این عصر، در خدمت بشر قرار گرفت و باعث شد تا وضعیت آموزش‌، بهداشت، اقتصاد و فرهنگ جوامع نسبت به جامعه کشاورزی، شکل بهتری بگیرد و توسعه کمی و کیفی خوبی داشته باشد. یکی از تأثیرات مهم این موج ،افزایش جمعیت جهان همراه با رفاه بیشتر و جلوگیری از مرگ و میر زیاد مردم بوده است.
    موج سوم: عصر اطلاعات

  • بعد از اختراع رایانه و سرعت توسعه مخابرات و ارتباطات، بشر نیاز به تغییر جدیدی را درک نمود و آن چیزی جز دسترسی به اطلاعات و دانش نبود. هدف از موج سوم، دسترسی به اطلاعات و دانش با استفاده از ابزار فناوری اطلاعات مانند رایانه، شبکه‌های متنوع محلی و جهانی و اینترنت به همراه توسعه نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای مورد نیاز عصر اطلاعات بوده است. عمر موج سوم که آن را عصر دانش و بعضاً جامعه اطلاعاتی نیز می‌گویند، نزدیک به 50 سال می‌باشد.
      همان طور که ملاحظه می‌شود، نیاز به تغییرات از مقطعی به مقطع بعدی و از موجی به موج بعدی، با هدف  بوده است و طول عمر ماندگاری آن بستگی به سرعت رسیدن به اهداف آن موج داشته است. به عنوان مثال ،موج سوم برای آن به وجود آمد که با توسعه صنعت در موج دوم، نیاز بود اطلاعات بیشتری از نقطه‌ای به نقطه‌ دیگر منتقل شود و بشر نیاز بیشتری به دانش داشت و لذا تولید، توزیع و استفاده از اطلاعات، محور این تغییر قرار گرفته و اینترنت و رایانه  برای این خدمت به کارگرفته شدند که توسعه آنها همچنان به جلو می‌رود. با توجه به اهمیت و سرعت زیاد توسعه موج سوم، بعضی از دانشمندان فکر می‌کردند که این تغییر اساسی برای سالیان درازی، دوام خواهد داشت. اما رشد فوق‌العاده فناوری و حضور فناوری های جدیدی مانند اینفوتکنولوژی (فناوری اطلاعات)، نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی و توانایی بشر در تسلط مطلق بر اتم ،باعث شد تا این مرحله با شتاب بیشتری به جلو برود و انتظار جدیدی در حال شکل‌گیری شود. البته برای گذر از موج سوم و رسیدن به موج چهارم، مشکلات زیادی وجود دارد که یکی دیگر از آنها، پدیده جدید فاصله دیجیتالی بین کشورها می‌باشد(www.Futurecities.com).
    موج سوم با آمدن رایانه مطرح شد وبخصوص وقتی رایانه‌های شخصی توانستند درخدمت مردم قرار گیرند، فضای تولید وانتشار اطلاعات وتولیددانش توسعه یافت و شکل جدیدی به خود گرفت. به کارگیری رایانه وهمراهی آن با اینترنت ، تغییرات مهمی درجهان به وجودآورد. کامپیوتردرسال 1948 میلادی،‌ اختراع شد و اینترنت در سال 1968 مطرح و در سال 1970 ،ارتباط 5 نقطه را برقرار کرد. در سال 1974 ،پروتکل1 معرفی شد و در سال 1984، هزار پایگاه در روی آن ایجاد گردید. در سال 1989 نر‌م‌افزار وب به وجود آمد و 4 سال بعد، نرم‌افزار موزائیک پا به عرصه تحولات نوین گذاشت. در سال 1995، بحث تجارت الکترونیکی مطرح شد و بعد از آن شاهد سرعت رشد فوق‌العاده این صنعت هستیم. رشد اینترنت بیشتر از تخیل بشر بوده است؛زیرا به عنوان مثال در حالی که در سال 1977، فقط 111 پایگاه در اینترنت وجود داشت، در سال 1987 این تعداد به 10 هزار پایگاه رسید. این افزایش به صورت نمایی ادامه پیدا کرد؛ به طوری که در سپتامبر سال 2002 میلادی،  این تعداد به بیش از 200 میلیون پایگاه رسیده است.
    تعداد کاربران اینترنت نیز به شدت در حال افزایش می‌باشد، به طوری که از سپتامبر 2001 که تعداد کاربران 407 میلیون بوده، تا سپتامبر 2002 این رقم به 840 میلیون نفر رسیده است. پیش‌بینی می‌شود تا سال 2005، این رقم به حدود 2 میلیارد نفر برسد و تا سال 2020 بیش از 80% افراد روی کره زمین، دسترسی به اینترنت داشته باشند. با بررسی آمارهای فوق، در می یابیم که سرعت گذر موج سوم بسیار زیاد است و تأخیر در همراه شدن با این پدیده، عواقب خطرناکی خواهد داشت. لذا اگر مردم کشورما قادر به تهیه رایانه نیستند و یا امکان دسترسی برایشان فراهم نیست، این مشکل ،مشکلی ملی می‌باشد که باید مسئولین به فکر چاره کار باشند. بقیه کشورهای جهان، منتظر ما نخواهند ماند  و به جلو می‌روند و هر روز فاصله دیجیتالی ما با کشورهای پیشرو بیشتر می‌شود. بنابراین باید هرچه زودتر با اطلاع رسانی مناسب، برای جبران عقب ماندگی موجود، در این زمینه گام های بلندی برداشت(مختاری،1386).
    فاصله دیجیتالی، نمادی از بی‌عدالتی در جهان را به رخ خواهد کشید. برای تشخیص این فاصله ، ذکر این نکته کافی است که در حال حاضر، حجم اطلاعاتی که بین اروپا و آمریکا جابجا می‌شود ، حدوداً 162 گیگا بیت در ثانیه و مجموعه اطلاعات جابجا شده بین خاورمیانه و آمریکا، 7 % گیگا بیت در ثانیه است. هیمن مثال به تنهایی، فاصله دیجیتالی بین اروپا و خاورمیانه را از نظر دسترسی به اطلاعات، 231 برابر نشان می‌دهد.مشکلات سرراه رسیدن به تغییرات اساسی، عموماً انسانی هستند و اگر بدون توجه به ظرفیت تغییر در انسان، این فناوری ها به جلو برود، ممکن است خسارات ناشناخته‌ای داشته باشد و بشریت را تهدید کند و لذا با دقت و آگاهی از فضای موجود،باید گام به جلو گذاشته شود. (گزارش جهانی ارتباطات از راه دور، 2003).
    موج چهارم: عصر مجازی
    پیش‌بینی می‌شود که تا 20 سال آینده بشر در “عصر مجازی” یا در چهارمین مقطع اساسی تحول تاریخ خود که موج چهارم نیز نامیده می‌شود، قرار خواهد گرفت. موج چهارم در حقیقت فرم توسعه یافته عصر اطلاعات و دانش است که دیگر مشکل عمده بشر در زمینه تأمین معاش، تهیه ابزار و دسترسی به دانش و اطلاعات حل شده است و نیاز به تغییر و تحول بزرگ تری در جامعه به وجود آمده است. با شروع موج چهارم،  بشر جامعه جدید و عصر نوینی را آغاز خواهد کرد که اکثر امور در آن جامعه به صورت مجازی خواهند بود،‌ این عصر جدید به نام عصر مجازی شناخته خواهدشد.
    در عصر مجازی بیشتر امور بشر به صورت غیر فیزیکی قابل انجام است، مثلاً برای خرید از فروشگاهی دوردست و حتی در کشوری دیگر، نیاز به حضور فیزیکی خریدار و فروشنده در یک مکان ثابت نیست، برای آموختن دانش، نیاز به رفتن مدارس سنتی و یا دانشگاه هایی مانند دانشگاه‌های فعلی نخواهد بود، یک استاد در آن واحد می‌تواند در منزل دانشجو در دهها کشور و مکان دیگر آموزش مجازی دهد این حضور به قدری طبیعی خواهد بود که دانشجو حضور استاد را در منزلش درک می‌کند و احساس تخیلی حقیقی در دانشجو به وجود می‌آید. پول فیزیکی وجود نخواهد داشت،‌ دوربین های مخصوصی که به سیستم فتومتریک مجهز هستند،‌ از روی قرنیه چشم افراد را شناسائی می‌کنند و لذا نیاز به داشتن کارت شناسائی و کارت اعتباری نیز نخواهد بود و به صورت خودکار بسیاری از مسائل روزمره امروزین بشر انجام می‌شود. بازرگانی مجازی رونق زیادی خواهد یافت و امکان عرضه کالا در هر زمان و در هر کجا،‌ در اولین فرصت ممکن امکان پذیرخواهد شد. تولید انبوه محدود می‌شود و تولید کالاهای غیرفیزیکی افزایش چشم‌گیری خواهند یافت(مختاری، 1386).
    بنیان فلسفی عصر اطلاعات
    در پایان هزاره دوم میلادی، چند رویداد که از اهمیت تاریخی برخوردارند چشم انداز اجتماعی زندگی انسان را دگرگون ساخته است. انقلابی تکنولوژیک که حول محور تکنولوژیهای اطلاعات متمرکز است با سرعتی شتابان در کار شکلدهی مجدد بنیاد مادی جامعه است. اقتصادهای سرتاسر جهان به یکدیگر وابسته شدهاند و در سیستمی که هندسۀ آن همواره در حال تغییر است، شکلی جدید از روابط میان اقتصاد، جامعه و فضای جغرافیایی ایجاد شده است (کاستلز،1380). در همین رابطه، انسان از دیدگاه فلسفی در حال پروراندن و شکوفا کردن تجربهای جدید است. این تجربه بلاشک بر رفتارهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی انسان تأثیر میگذارد. شالوده و اساس رفتارهای گوناگون انسان پس از انقلاب صنعتی سدۀ هجدهم (1750م) و انقلاب صنعتی دوم (عصر فضا) در آغاز سدۀ بیستم و انقلاب صنعتی سوم (عصر اطلاعات) در انتهای قرن بیستم (1980م)، تحقیقاً تأثیرپذیر از دیدگاه فلسفی خاصی بوده است. تجربهگرایی محض در علوم و ترادف علم با تجربه پس از قرون وسطی، زمینه ساز رشد عقلانیت ابزاری شد و منجر به اختراع ماشین بخار و نیز ماشینهایی با احتراق درونی گردید. از آن زمان فلسفۀ پوزیتیویزم (اثبات گرایی) یا قابل اثبات پنداشتن تمامی پدیدههای جهان از مجرای علوم تجربی (یعنی آزمایش و مشاهده) یکه تاز میدان چالشهای علمی طی بیش از دو قرن بوده است. در این دیدگاه فلسفی، عقلانیت انسان در خدمت قدرت ابزارسازی او قرار میگیرد و ابزارهای نوظهور یکی پس از دیگری پا به عرصه وجود می گذارند (هدایتی مقدم،1387).
    در آغاز سدۀ بیستم که همزمان با انقلاب صنعتی دوم است، فلسفه اثبات گرایی شکوفایی بیشتری می یابد و از طریق تحکیم پایههای عقلانیت ابزاری انسان و فلسفه اجتماعی انسان محوری یا مرکزیت انسان، مجور علمی جهت حاکمیت مطلق انسان بر طبیعت را صادر کرده است. در این دیدگاه انسان صنعتی قادر به برقراری رابطه ای دوسویه با طبیعت نبوده و یا اعتقاد به اصل «انسان محوری» به عنوان تنها ارزش پذیرفته شده در جهان خلقت، بنیانهای حیات را روی کره زمین با مخاطرۀ جدی مواجه ساخته است. انقلاب صنعتی سوم که از دهۀ 1980 م عینیتی فراگیر پیدا کرده به انقلاب تکنولوژی ارتباطی یا عصر اطلاعات (دوران تمدن فراصنعتی) شهرت یافته است. خواستگاه یا دیدگاه فکری – فلسفی این دوران، نگرش سیستمی است. فلسفه سیستمی پیشنهاد میکند که برای ایجاد رفتاری منطبق و هماهنگ با ظرفیتهای زیست محیطی،انسان باید به تعریف تازهای از خود و نقشی که در کل سیستم دارد بپردازد.او از این پس نه به عنوان محور اصلی تمامی شالوده های حیات بلکه به مثابۀ زیرمجموعهای تأثیرگذار تلقی خواهد شد. بدین جهت فلسفهای که بنیان عصر نوین اطلاعات محسوب می شود، محیط زیست انسان یا اکوسیستم را به عنوان کل یکپارچه و محور همۀ تغییرات و نیز بستر نقش آفرینی و تکامل انسان معرفی میکند. و در این راستا فلسفۀ “محیط محوری” به عنوان فلسفه اجتماعی جدید به جای انسان محوری به تمدن عصر تازه عرضه میگردد. در این دیدگاه در تجدید سازمان کل نظام اقتصادی و اجتماعی علاوه بربهبود سطح زندگی، دگرگونیهای اساسی در نهادها، زیربناهای اقتصادی، اجتماعی، مدیریت و در نهایتاً در رفتارهای گوناگون انسان پدیدار میگردد. چگونگی تجدید سازمان سیستم اقتصادی و اجتماعی و نیز روابط حاکم بر آن (یا رفتارها) تابعی از فلسفه فکری و نحوۀ تفکر برنامه ریزان، سیاستگزاران توسعه و نهایتاً همۀ انسانها میباشد (خاتون آبادی،1384). در همین رابطه گسترش فناوری اطلاعات در سطوح مختلف حتی در دورافتادهترین نقاط، ابزاری مؤثر و ضروری برای تولید علم و انتقال دانایی بوده و می تواند بسترسازی مناسب جهت ایجاد تبادل دوسویه دیدگاهها جهت تحکیم نظام سیستمی را فراهم سازد. جوامع دانش محور بر پایۀ این فناوری نوین بنا میشوند واین فناوری آنچنان تحولات عظیمی را در جنبه های مختلف زندگی ایجاد کرده است که همگان ناگزیر به استفاده از این مقوله جدید و نوپا اما حیاتی هستند (هدایتی مقدم،1387).
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.