دانلود پایان نامه کلیله و دمنه و فضایل اخلاقی

دانلود پایان نامه
  • «و ملک موروث را سیاستی است که ملک مکتسب را نیست. چه، آن که پادشاهی به عون بازوی اکتساب گیرد و آب نهال ملک از چشمه شمشیر دهد، ناچار موارد و مصادر کار شناخته و مقتضیات حال و مال دانسته. پس در بستن و گشادن و گرفتن و دادن، راتق و فاتق کار و خافض و رافع حال خویش هم او شاید.اما آن که بی‏معانات طلب و مقاسات تعب، به پادشاهی رسد و ساخته و پرداخته دیگران، در دامن مراد او افکنند و مفاتیح امور دولت، در آستین تدبیر او نهند، اگر از رسوم و حدود گذشتگان بگذرد و از جاده محدود ایشان به خطوه‏ای تخطی کند، خلل‏ها به مبانی ملک و دولت راه یابد،و از قلّت مبالات او در آن تغافل و توانی، کثرت خرابی در اساس مملکت لازم آید.» (وراوینی، 1383: 49-48 )
    در کلیله و دمنه، در داستان «سه ماهی که در آبگیری بودند» سه نوع حکومت را در شرایط یکسان و در مقابل خطری که آنها را به یک اندازه تهدید میکند، ترسیم میکند. گاهی حکومتها، در مقابل خطرات بزرگی نظیر تهدید دشمن یا جنگ کشور دشمن با مردم سرزمینشان، بلافاصله واکنش نشان میدهند، گاهی آرامش خود را حفظ میکنند تا آنگاه که خطر به نزدیکی آنها رسیده ولی آنها با تدبیر و درایت آن را برطرف میسازند و گاه، حکومتیان یک کشور چنان در خواب و گمراهی غرق میشوند که به هیچ وجه متوجه خطر نمیشوند تا آنگاه که کشور و قدرتشان در این جهالت و کوته فکری از دستشان برود. بی شک دو حکوت اول و دوم به ترتیب مورد ستایش سیاسیون میباشد لیکن حکومت سوم بزرگترین تهدید برای بقای خود میباشد. در داستان مذکور، کشور به برکه و پادشاه یا حکومت به ماهی تشبیه شده است:
    «آوردهاند که در آبگیری دور و از تعرض گذریان مصون، سه ماهی بود، دو حازم و یکی عاجز. از قضا روزی دو صیاد بران گذشتند با یکدیگر میعاد نهادند که جال بیارند و هر سه ماهی بگیرند. ماهیان این سخن بشنودند. آنکه حزم زیادت داشت و بارها دستبرد زمانه جافی دیده بود و شوخ چشمی سپهر غدار معاینه کرده و بر بساط خرد و تجربت ثابت قدم شده، سبک، روی به کار آورد و از آن جانب که آب درآمدی برفور بیرون رفت. در این میان صیادان برسیدند و هر دو جانب آبگیر محکم ببستند.
    دیگری هم غوری داشت، نه از پیرایه خرد عاطل بود و نه از ذخیرت تجربت بیبهر. هرچند تدبیر در هنگام بلا، فایده بیشتر ندهد، و از ثمرات رای در وقت آفت تمتع زیادت نتوان یافت. و با اینهمه عاقل از منافع دانش هرگز نومید نگردد، و در دفع مکاید دشمن تاخیر صواب نبیند. وقت ثبات مردان و روز مکر خردمندانست . پس خویشتن مرده ساخت و بر روی آب ستان میرفت . صیاد او را برداشت و چون صورت شد که مرده است بینداخت. به حیلت خویشتن در جوی انداخت و جان به سلامت ببرد .
    و آنکه غفلت بر احوال وی غالب و عجز در افعال وی ظاهر بود حیران و سرگردان و مدهوش و پای کشان، چپ و راست می رفت و در فراز و نشیب می دوید تا گرفتار شد .» (نصرالله منشی،92:1386 -91)
    پادشاه باید همواره تجارب گذشتگان را چراغ راه خود سازد از شکست آنان درس بگیرد تا قدم در این بیراههی تباهی ونیستی نگذارد. نادانی گردابی است که حاکم، رعیت و تمام مملکت را به کام خود فرو خواهد برد.
    علت توجه تام به شاه و حاکم، همانا قطبیت و مرکزیت داشتن آنها در جوامع شرقی-به خصوص ایران-است.این گونه کتاب‏ها، صرفا برای اصلاح حال شاه و حاکم(حکومت) نوشته شده‏اند و از حقوق سیاسی و اجتماعی مردم، کمتر سخن به میان آمده است. نه این که مردم حقوقی نداشتند، بلکه تحقق این حقوق، بسته به لطف و عنایت شاه و حاکم بود. حاکم وظایفی برای خود نمی‏شناخت و از مردم، توقع اطاعت محض داشت.
    انتقال قدرت یا کسب آن، هرگز از راههای قانونی یا رضایت مردم نبود تا نیازی به اجرای قانون یا توجه به منافع و جلب توجه و تأمین نظرات افراد جامعه باشد. مبنای قدرت، زور بود و زور هرگز ملزم به رعایت حقوق مردم نیست.
    5-4-1-1- فضایل اخلاقی پادشاه
    آنچه در متن در ذیل فضایل اخلاقی پادشاه ذکر شده، مطالبی است که در دو کتاب مرزباننامه و کلیله و دمنه، به صورت مستقیم خطاب به پادشاه بیان شدهاند البته فضایل اخلاقیای که پس از مباحث مربوط به اخلاق پادشاه ذکر میشود ادامهی منطقی همین رذایل و فضایل اخلاقی پادشاه میباشد. کتابهای کلیله و دمنه و مرزباننامه، سیاستنامههایی هستند که اکثر مطالب آنها در حوزهی اخلاق سیاسی و سیاست مدن و در حقیقت خطاب به پادشاه نوشته شدند. حتی حکایاتی که در متن این دو اثر ادبی آمده در حقیقت در جهت ایضاح مفاهیم سیاسی میباشند که در این باره در مباحث بعد بیشتر توضیح دادیم.
    از سوی دیگر نباید از نظر دور داشت که گاهی منظور از پادشاه در نقل رذایل یا فضایل، عامه مردم هم میباشند. در کتابهای کلیله و دمنه و مرزباننامه فضایل و رذایل اخلاقی در قالب داستانهایی از زبان حیوانات بیان شده که مبین خفقان سیاسی آن دوران میباشد در این دو کتاب همه مسایل اخلاقی و ضد اخلاقی به صورت آشکار به آنان اشاره نشده، برخی از این اخلاقیات بینابین حکایات آمده و تا تمام داستان خوانده نشود معلوم نمیشود که قصد نویسنده بیان کدام نکتهی اخلاقی است چه بسا که چندین فضیلت یا رذیلت اخلاقی ذکر شده باشد اما در پایان داستان، نویسنده، نتیجهی اخلاقی دیگری را غیر از آنچه خواننده در ذهن خود داشته بیان نموده است.
    5-4-1-1-1- داشتن حزم و آیندهنگری

    مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوع برهان وجودی آنسلم و وجود خداوند

    مهمترین مشخصه هر دربار، وجود افراد نخبه سیاسی است که در قدیم تحت عنوان حکیم از آنها نام برده میشد. دربار انوشیروان ساسانی به نام بزرگمهر شناخته میشود. دربار سلجوقیان به واسطه مردان بزرگی همچون خواجه نظامالملک طوسی توانست امپراطوری روم شرقی را از میان بردارد و آن را ضمیمه خاک ایران نماید. آیندهنگریهای سیاسی مردانی چون خواجهنظامالملک را در کتاب ارزشمند وی سیاستنامه در بخشی که مربوط به اسماعیلیان است میتوانیم بیابیم. بیشک اگر در درباری وزرایی کاردان وجود نداشته باشد، آنگاه پادشاه میبایست خود، جور نبود وزیر دوراندیش را بکشد. حال اگر پادشاه نیز از توجه به مهمات کشورش غافل باشد، آن کشور به زودی به تاراج دشمن خواهد رفت. پس از نابودی کشور، به جای پذیرش گناه خویش، دیگران رامتهم میکند:
    «و عاجزتر ملوک آن است که از عواقب کارها غافل باشد و مهمات ملک را خوار دارد، و هرگاه که حادثه بزرگ افتد و کار دشوار پیش آید موضع حزم و احتیاط را مهمل گذارد، و چون فرصت فایت شود و خصم استیلا یافت نزدیکان خود را متهم گرداند و به هر یک حوالت کردن گیرد». (همان، 96)
    این مورد تلمیحی به یک حادثه تاریخی مربوط به دوران غزنویان دارد و آن، کوتاهی امیرمسعود در رابطه با ماجرای سلجوقیان است. او نیز پس از شکست و انهزام در مقابل ترکمانان سلجوقی، نزدیکان خود را متهم به کوتاهی در امر کنترل این قوم کرده بود.
    در کلیله، یکی از مواردی که میتواند عاقبت کارها[ی پادشاه] را مورد تهدید قرار دهد، عدم گوش سپردن به اندرزهاست:
    «…و هرکه سخن ناصحان، اگر چه درشت و بی محابا گویند، استماع ننماید عواقب کارهای او از پشیمانی خالی نماند، چون بیماری که اشارت طبیب را سبک دارد و غذا و شربت بر حسب آرزو و شهوت خورد، هر لحظه ناتوانی مستولیتر و علت مزمنتر شود… » (نصرالله منشی، 1386: 96)
    طبق باور ایرانیان باستان، پادشاه دارای فر ایزدی و الموید من عند الله بود که پادشاه با وجود این فر ایزدی میتوانست با وجههای دینی و اخلاقی بر مردم حکمرانی کند. البته نباید از نظر دور داشت که پادشاهان ایران باستان هرگز ادعای خدایی نداشتهاند بلکه میکوشیدند تا با تکیه بر دین یکتاپرستی به اخلاق عالیه متخلّق شوند و خدا را همیشه ناظر و حاضر ببینند و عدالت را سرلوحه کردار خویش قرار دهند. از طرف دیگر حکم پادشاه همانند قضای الهی غیر قابل تغییر میباشد. همین امر نیز باعث میشد پادشاه، بر اساس تدبیر و تفکر حکم خویش را جاری کند از آنکه کوچکترین لغزش پادشاه غیرقابل جبران بود.
    «پادشاه نشاید که بیتأمل و تثبت فرمان دهد که امضاء فرمان او به نازلهی قضا ماند که چون از آسمان به زمین آمد، مردّ آن، به هیچ وجه نتوان اندیشید و اشارت پادشاه بیمقدمات تدبیر چون تیر تدبیر بود که از قبضه مشیت بیرون رود به هیچ سپر عصمت دفع آن ممکن نگردد. » (وراوینی، 1383: 47)
    5-4-1-1-2- مشورت و نصیحت پذیری

    مطلب مشابه :  پایان نامه درمورد قانون مجازات اسلامی و سازمان بهداشت جهانی

  • در قدیم، اغلب شاهان (شواهد نشاندهندهی آن است که در ادوار اسلامی به این سو) جمعی از ظریفان، شاعران، مطربان و بذلهگویان را در نزد خویش گرد میآوردند و با آنان وقت
    می گذراندند. متاسفانه گاهی پادشاه، از این ندما به عنوان مشاور خود استفاده میکرد و
    بی شک مشخص است که چه بر سر مملکتهایی با این دسته سیاستمدار میآمده است.
    بیشک ضعف این کشورها در دون همتی شاهانی است که به جای مشورت با مردان بزرگ با مشتی رند و میخوار و دلقک به بحث و بررسی اوضاع سیاسی کشور میپردازند. نویسنده مرزباننامه، مهمترین دلیل بیارزش شدن مشاوره را در درباری که خود شاهد آن بوده، دونهمتی پادشاه دانسته از این روی میگوید: «شاه نباید بدون مشورت کار کند و بایستی همت بلند داشته باشد.» (وراوینی، 1383 :30)
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.