دانلود پایان نامه کشورهای توسعه یافته و فعالیتهای اقتصادی

دانلود پایان نامه

2- 4 -5- چگونگی تبدیل شدن به مدیریت سبز و ایفای مسئولیت اجتماعی
بسیاری از وظایف وجود دارد که مدیران و سازمانها می توانند برای ایفای تعهد خود و حمایت و حفظ محیط طبیعی انجام دهند. بعضی از سازمانها به کارهایی فراتر از آنچه که مقرر کرده است، دست نمی زنند؛ یعنی صرفاً تعهد اجتماعی خود را انجام میدهند. برخی دیگر در روش کسب و کار خود تغییرات اساسی بوجود آوردهاند و محصولات سالمتر عرضه میکنند و فرآیند تولید را روشنتر نمودهاند. به عنوان مثال، شرکت ویرپول به خاطر ساخت یخچالی با بازدهی بالا که CFC تولید نمیکند برنده جایزه 30 میلیون دلاری شد. علاوه بر این، شرکتهای دوپون، زیراکس و ای. بی. ام برنامههای محیطیشان را بر جلوگیری از آلودگی و نه صرفاً بهتر کردن آن، متمرکز کردهاند. نمونههای متعدد دیگری از اقدامات دوستدار محیط زیست بودن به وسیله سازمانهای جهانی وجود دارد. این مثالها نشانگر این هستند که سازمانها در جهت ایفای مسئولیت چگونه به سمت سبز شدن، پیش میروند. یک نگرش برای اجرای نقشهای سازمانی در مسئولیت محیطی از اصطلاح حبابهای سبز استفاده میکنند تا روشهای مختلف سازمانها را نشان دهند.

  • شکل (1)، چهار روش مختلف سازمانها را با توجه به مسائل محیط منعکس میسازد. اولین نگرش در واقع آنچه را که بر اساس قانون ضرورت دارد، انجام میدهد (نگرش قانونی). بر اساس این دیدگاه، سازمان به محیط حساسیت کمی دارد. از قوانین و مقررات با تمایل و بدون چالش تبعیت میکند. به عنوان مثال، بسیاری از تولیدکنندگان محصولات با دوام و پالایشگاههای نفت از نگرش قانونی استفاده نمودهاند تا با قوانین محیطی مربوط کنار بیایند، ولی فراتر از آن نمیروند. این نگرش، مثال خوبی از تعهد اجتماعی است. یعنی اینسازمانها به سهولت، تعهدات قانونی برای جلوگیری از آلودگی و حفظ محیط زیست را انجام میدهند. همچنان که سازمان بیشتر از مسائل محیطی آگاه شود و نسبت به آن حساس گردد، ممکن است خود را با نگرش بازار انطباق دهد. بر اساس این نگرش، سازمانها به ارجحیتهای محیطی مشتریانشان پاسخ میدهند. به دیگر سخن، آنچه مشتریان بر حسب محصولات دوستدار محیط طلب میکنند، آن چیزی است که سازمان تأمین میکند. به عنوان مثال، شرکت دوپون، علف کشهای جدیدی تولید کرده است که به کشاورزان سراسر جهان کمک میکند استفاده از مواد شیمیایی سالانه را به بیش از 20 میلیون کیلوگرم کاهش دهند. با تولید این محصول، دوپون به خواست مشتریانش (کشاورزان) که میخواستند استفاده از مواد شیمیایی را در محصولاتشان به حداقل برسانند، پاسخ داده است. بر اساس نگرش بعدی، یعنی نگرش ذینفعان، سازمانها به تقاضاهای گوناگون پاسخ میدهند. ذینفع، فرد یا گروهی است در محیط بیرونی سازمان که به وسیله تصمیمات و اقدامات سازمان تحت تأثیر قرار میگیرد. بر اساس این نگرش، سازمان سبز تلاش میکند تا تقاضاهای محیطی گروههایی مانند کارکنان، عرضهکنندگان یا جامعه را تأمین کند. به عنوان مثال، شرکت کامپیوتری کامپک، برنامههایی را توسعه داد تا ضایعات را در بازیافت و کاهش ضایعات و مصرف انرژی به حداقل برساند و لذا به تقاضاهای مختلف ذینفعان پاسخ داد. سرانجام، اگر سازمان از نگرش فعال (سبز تیره) پیروی کند، شیوههایی را دنبال میکند تا خاک و منابع را حفظ کند. به عنوان مثال، اکوور که یک شرکت بلژیکی است، محصولات پاک کننده از صابون های طبیعی و مواد خام قابل جایگزین تولید میکند و در واقع کارخانهای است که ضایعاتش صفر است. نگرش فعال، بالاترین درجه حساسیت محیطی را نشان میدهد و پیامد مثبتی از مسئولیت اجتماعی است (صالحی امیری ، 13912، 58-60).
    شکل 2-1: روشهای مدیریت سبز(صالحی امیری،2 1391)
    2- 5- بازاریابی سبز
    بازاریابی سبز نهضتی است که در سالهای اخیر به دنیای بازاریابی راه یافته و بیشترین تمرکز خود را بر روی تعادل اکولوژیکی زمین و بقا در آینده قرار داده است. بازاریابی سبز اکنون فراتر از یک پارادایم و نگرش ویژه، مزیت رقابتی برای شرکتها، سازمانها و موسسات میآفریند. چنین پارادایمی اکنون به دستورالعملهای وسیع شرکتها و موسسسات انجامیده است تا بیش از پیش، مجموعهی متنوعی از پیوندها را در این ارتباط لحاظ کند (صائمیان و زارع پور، 1390).
    2- 5- 1- تاریخچه ی بازاریابی سبز
    تاریخچهی بازاریابی سبز به سال 1970 بر میگردد. ریشههای آن را میتوان در موجی که در دهه 70 بر سر مسایل زیست محیطی به راه افتاد و منجر به معرفی مفهوم” بازاریابی زیست محیطی” شد جستوجو کرد (سعادت و همکاران، 1386). فارغ از توجهات دههی 70، در اواخر دهه 80 ایدهای به نام بازاریابی سبز ظهور خودش را اعلام کرد. در این موقع، مرکز توجهات مشتریان به سمت محصولات سبز گرایش پیدا کرد و پس از آن موضوع بازاریابی سبز مطرح، و پژوهشهای زیادی خصوصاً در کشورهای توسعه یافته انجام شد(Peattie and Crane ,2005). تمرکز اصلی بازاریابی سبز در اواخر 1980 و اوایل 1990 درباره ی اندازه بازار سبز و خصوصیات مصرفکنندگان بود (Rex and Baumann, 2007). از دههی 1990 به بعد بود که همنوایی بیشتر دانشمندان، از پیامدهای وخیم فعالیتهای اقتصادی بشر روی تعادل اکولوژیکی زمین و بقا در آینده خبر داد. در واقع دههی 90 را “دههی محیط زیست” نامیدهاند؛ به طوری که نگرانیهای اجتماعی و زیست محیطی اهمیت و اولویت بیشتری را در تصمیمات انتخاب محصول از دیدگاه مصرفکنندگان و تأمینکنندگان هشیار پیدا کرده است (طالقانی و رحمتی، 1388). از سال 2000، بازاریابی سبز به مرحله سوم وارد شد. با پیادهسازیتکنولوژیپیشرفتهتر، بیانیه اجرای سختگیرانهتر بروی ادعاهای فریبنده، قوانین دولت و انگیزهها همچنین بررسی نزدیکتر از سازمانهای محیطی مختلف و رسانه، بسیاری از محصولات سبز بطور عمده بهبود یافته و مصرفکننده اعتمادش را در دههی 2000 دوباره بدست آورد. به علاوه، با تداوم افزایش نگرانیهای جهانی در رابطه با کیفیت محیطی، بازاریابی سبز بطور تدریجی شدت گرفت (Lee , 2008). ، میان اقدامات و نگرانیهای زیست محیطی دهه 70 و نگرانیهای امروز، تفاوتهایی وجود دارد که در جدول (2-2) خلاصه شده است.
    عامل
    محیط گرایی دهه 1970
    بازاریابی سبز در عصر حاضر
    تاکید
    روی مسایل زیست محیطی
    روی شناخت مسایل مربوط به سیستمهای اجتماعی، اقتصادی، فنی و قانونی
    تمرکز جغرافیایی
    روی مسایل محلی(مانند آلودگی هوا)
    روی مسایل جهانی (مانند گرم شدن کره زمین)
    هویت
    در ارتباط نزدیک با سایر مجادله های مربوط به ضدیت با بنگاه ها
    جنبشی متمایز از مجادلههای ضدبنگاهی
    منبع حمایت
    یک قشر نخبه تحصیلکرده و افراد دیگری در حاشیه جامعه
    یک پایگاه اجتماعی وسیع
    مبنای طرح جامع ترفیع
    استفاده از پیش بینیهای مربوط به مخاطرات رشد بر مسایل زیست محیطی
    مطلب مشابه :  مقاله درباره توسعه اقتصادی و اجتماعی و رفتار شهروندی سازمانی

  • استفاده از شواهد مبتنی بر محیطی فعلی(مانند شکاف در لایه ازن )
    نگرش نسبت به کسب و کارها
    این نوشته در آموزشی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.