دانلود پایان نامه نصیر الدین طوسی و عفت و پاکدامنی

دانلود پایان نامه
  • 3-3- اخلاق در چین باستان
    در چین باستان نیز از زبان کنفوسیوس مسایل اخلاقی مطرح شده و این نشان دهنده ترویج این مسائل در جامعه آن روز بوده است:
    «یوآن زه از کنفوسیوس پرسید: تپشها و اضطرابات وجدانی چیست؟ استاد گفت: اگر کشوری موافق اصول و (روش نیک) اداره شود، حکمران آن جا می تواند پاداشها و ارمغانها را بپذیرد و اگر بر خلاف اصول (روش نیک اداره شود، آن حکمران با قبول کردن هدیهها و پاداش دچار اضطراب وجدانی میگردد.» (کنفوسیوس،1384 :29 )
    و در جای دیگر انسانها را از حسادت و چشم و همچشمی و … بر حذر میدارد و راه حلی مناسب برای مبارزه با این رذایل ارائه میدهد:
    «برای جلوگیری از حسادت و چشم و همچشمی، فضایل خود را نشان دهید. برای مخالفت با دزدی به اشیاء نادر قسمت منهید. برای کسب آرامش روحی دامن آرزوها را طولانی نکنید» (همان: 30).

  • در فرمانهای رهبران دینی جوامع بالا مشاهده میکنیم که اخلاقیات جایگاهی ویژه را در نزد جوامع و ادیان آنان دارا میباشند که در نزد همگان و در همه ادوار مورد قبول و پسند انسانهای حقیقت طلب میباشند.
    3-4- اخلاق در یونان باستان
    حکمت یونان باستان با تأثیر شگرف آن بر تمدن بشری با آراء و میراث فکری دو فیلسوف برجسته جامعه انسانی یعنی افلاطون و ارسطو عجین شده است. افلاطون که استاد ممتازی همچون سقراط را در تربیت فکری و اخلاقی خود تجربه کرده بود بر جایگاه استادی و راهنمایی شاگرد مشهورش ارسطو تکیه زد. هنگامی که ارسطو وارد آکادمی افلاطون شد نوجوانی کم سن بود و هفده سال داشت. ارسطو هر چند در دوران جوانی به علت اختلاف زیاد سن با استادش عمدتاً منقاد و مطیع آرای وی بود ولی به تدریج و با تخمیر مبانی حکمت و منطق در ضمیرش از آرای استادش خصوصا در حوزه سیاست فلسفی فاصله گرفت و محترمانه به نقد آن پرداخت.افلاطون تحت تأثیر آشوبهای ناشی از جنگها همچنین اعدام استاد خویش سقراط به این نتیجه رهنمون گشت که جامعه بشری جز با حکومت فیلسوفان و حکما روی سعادت و خوشبختی نخواهد دید.
    در کتاب جمهور، افلاطون به تبیین دیدگاه خود برخاسته و تشکیل مدینه فاضله را در گرو رهبری آنان می‏شمارد. دغدغه سرپرستی حکیم برجسته در میان فلاسفه و متفکران اسلامی با تأثیرپذیری از افلاطون از جایگاه مهمی برخوردار بوده است. ارسطو که واقع بینی او در مطالب مربوط به اجتماع و سیاست مورد اقبال شارحان آرا و نظریاتش واقع شده است به جز کتاب معروف«سیاست» رسالهی گرانسنگی در اخلاق بر جای گذاشته که این اثر در میراث اخلاقی و سیاسی مغرب زمین و همچنین جهان اسلام و حکمای اسلامی منشأ اثر بوده است. با مطالعه و پژوهشی ژرف‏تر در آثار حکمای اسلامی می‏توان به این نتیجه رهنمون شد هر چند که فلاسفه مسلمان نظیر فارابی، ابن سینا، ابن رشد، ابو الحسن عامری نیشابوری و خواجه نصیر الدین طوسی که به احتمال زیاد به رساله سیاست ارسطو دسترسی نداشته‏اند و فلسفه سیاسی خود را عمدتا از افلاطون اخذ نموده‏اند از رساله مهم دیگر ارسطو یعنی رساله اخلاق نیکو ماخس تأثیر پذیرفته‏اند.
    در نوشتههای یونان باستان (با تمدنی کهن و دیرینه که مهد فلاسفه و نویسندگان اخلاقگرا میباشد) فلسفه و اخلاق با هم تلفیق شده و نکات اخلاقی بسیار ظریف و باریکی مشاهده میشود.
    در کتاب اخلاق و مذهب نام تنی چند از این فلاسفه برده می شود که عبارتند از:
    «انبار ذقلس، فیثاغورس، سقراط، افلاطون، ارسطو ».
    فیثاغورس میگوید: فضیلت، اعراض از لذات است.
    -عفت و پاکدامنی نتیجه جهادی است که عقل با شهوات انجام داده و پیروز گشته است.
    – باید دیگران را مساعدت نمود.
    -در بردن بار به دیگران کمک کند و بار را از دوش آنها بردارید.
    – پیش از آنکه به خواب روی، آنچه را که در روز انجام دادهای بر خودت عرضه کن. اگر دیدی گناهی کردهای و شری را مرتکب شدهای حتماً نادم خواهی گشت و اِلا خوشحال و مطمئن باش» (جعفری، 1379: 25).
    3-5- روش اخلاقی ایران باستان

    مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه درباره ارزیابی کیفی و همسایگان

    ایرانیان باستان نیز به روشهای اخلاقی پایبند بودهاند و ملاکهای مشخصی برای بایدها و نبایدهای اخلاقی قائل بودند:
    «قوانین پارسی، ساعی است که شخص را از ابتدا از عمل بد یا شرم آور باز دارد و برای رسیدن به مقصود، تربیت مقرر است زیرا در پارس دوازده طایفه وجود دارد برای تربیت کودکان، از میان پیرمردان کسانی را انتخاب می کنند که بتوانند اخلاق آنها را نیکوتر کنند… و نیز به خاطر کسانی که تهمت زدهاند مجازات میشوند. یک تقصیر هم که سرچشمه تمام کینههای مردم نسبت به یکدیگر است، رسیدگی میشود، این تقصیر، حق ناشناسی است، که رفیق بیحیایی است و واقعاً هم چنین است، زیرا این صفت راهنمای مطمئنی است به طرف هر چیز شرمآور.
    آنها به کودکان میآموزند که به میانه روی خو کنند، و چیزی که آنها را در این راه تشویق میکند این است که همه روزه میبیند که خودِ بزرگتران هم میانهرو هستند. (پیرنیا،1386: 245).
    در کتابهای ادبی موارد اخلاقی بسیاری در مورد اخلاق پادشاهان و رعیت و اخلاق در خانه که زیر مجموعه اخلاق عملی می باشد مشاهده می گردد ابن مقفع میگوید:
    «سلطان را نشاید که خشمناک شود، زیرا قدرت در پی خواسته های اوست، و نه آنکه بدروغ پردازد، زیرا هیچ کس نیست که بتواند او را بجز آنچه می خواهد وادار کند، و نه آنکه بخل ورزد زیرا عذر وی از هر کس در ترس از نیازمندی و فقر کمتر است، و نه آن که کینه ورزد زیرا جاه و منزلش در مقایسه با سایر افراد بیشتر و بالاتر است، و نه آن که پیوسته به سوگند بپردازد، زیرا سزاوارترین مردم به پرهیز از سوگند، سلاطین اند …» (ابن مقفع، 1375: 33 )
    و در جای دیگر می گوید: «سرآمد گناهان دروغ است، دروغ گناه را پایهگذاری میکند، به جستجو از آن میپردازد، آن را ثابت و برقرار می دارد، دروغ همواره به سه رنگ در میآید: به رنگ آرزو و رنگ انکار و رنگ ستیزه جویی.» (همان: 117)

    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.