دانلود پایان نامه مسائل اخلاقی و اجتماعی بودن

دانلود پایان نامه

فصل سوم

  • اخلاق در ادیان و جوامع

    3- اخلاق در ادیان و جوامع


  • 3-1- هند باستان
    در هر فرهنگی اخلاق از مهمترین اجزاء آن فرهنگ است و اخلاقیات نحوه بینش جوامع است به آنچه در عمل عاقلانه است و افراد آن جامعه باید انجام دهند: «زمینی که دانش و فرهنگ و فضیلت میتواند در آن بروید و درخت شعور و آگاهی و خردمندی در فضای مستعد و مناسب آن ببالد و ثمر دهد، اخلاق است.» (حکیمی، 1356: 320)
    «در کتاب مُنودَهر ماساسترا که به عنوان قدیمترین قوانین هند باستان شناخته شده است مشاهده میشود که:
    – بر طالب علم لازم است که استاد خود را تعظیم نماید و با دست خود پاهای او را بمالد.
    – هیچ گونه مالی را با رقص و غنا و قمارکسب مکن.
    – از انسان شر چیزی مگیر
    – عمر طولانی، فرزندان نیکو و ثروت دایمی همه این ها به خوبی اخلاق مربوط است.
    – خودت را ذلیل مکن، اگرچه فقیر بوده باشی.
    آموزگار تو از پدر و مادر تو افضل است زیرا لذایذ جسمی آن ها را به وجود آورده در صورتی که آموزگار کسی است که زندگی بینهایت را به تو عطا نموده است.
    -از الحاد و مذمت کردن کتب مقدسه و حسد و کینهتوزی و بی باکی و غضب و عدوات با مردم بپرهیز.
    – کاری مکن که زنده ای از زندگان اذیت شود.
    – برای ملحدین و اشرار و قاتلین و غضب کنندگان خوشی وجود ندارد، نه در دنیا و نه در آخرت و …» (جعفری، 1379: 10)
    مواد و قوانین اخلاقی در بین جوامع اجباری برای اجرا ندارند اما همه خودخواهان آنند چون دوست دارند که با خود آنها همانگونه رفتار شود، به قول مولای متقیان: آنچه را برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خود نمیپسندی برای دیگران نیز نپسند این سخن حکیمانه نکات اخلاقی زیادی در آن نهفته است که اخلاقیون آن را به صورت بایدها و نبایدها، رذایل و فضایل ارزشها و چند ارزشهای اخلاقی مطرح کردهاند.
    3-2- اخلاق در مصر باستان
    در دوران مصر باستان نیز مسائل اخلاقی مطرح بود که نه به اختیار مردم بلکه قابل محاکمه دینی و اجتماعی بودند:
    «آیا متهم میان خانواده تفرقه انداخته است؟ – آیا درباره والدین خود سهلانگاری نموده است؟ – خواهر بزرگش را اهانت نموده؟ – از خانه همسایه غصبی نموده است؟ – از خانه همسایه لباسی دزدیده است؟ – آیا زبانش صریح و قلبش حیلهگر است؟ – آیا مردم را به کار زشت دعوت می کند؟ – آیا از حدود عدالت تجاوز میکند؟ و …» (همان: 12-11)
    این پرسشها ضد ارزشهایی را بیان میکرد که در نظر مردم آن زمان و حال حاضر مذموم و ناپسند بوده و هست. «مردگان مصر باستان بایستی 42 ماده را نزد اوزاریس اعتراف می مودند که:
    -من کسی را نکشته ام- از کسی سرقت نکرده ام- هرگز دروغ نگفته ام- در موقع سخن گفتن صدایم را بلند ننموده ام- بخل نورزیده ام- زنا ننموده ام- کسی را نگریانده ام و … (همان : 16-15)
    این قوانین مطلوبیت خود را چه در آن دوران و چه در زمان حال دارا می باشند و این نقد سره هیچ گاه از رونق نخواهد افتاد چنانچه ویکتور هوگو میگوید:
    «واجب اخلاقی در هر مکانی ذاتاً مطلوب بوده است.» (هوگو، 1386 : 154).
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.