دانلود پایان نامه مخاصمات مسلحانه و حقوق بشردوستانه

دانلود پایان نامه
  • چنانچه در کتاب تاریخ ملل شرق و یونان: «در یکی از کتیبه‌های مربوط به سال 814 ق.م، آسورنا زیر بال(پادشاه آشور) یکی از لشکرکشی‌های خود به شهر «کینا بو» و « تلا» را چنین توصیف می‌کند: پس از تسخیر شهر کینابو سه هزار اسیر جنگی را طعمه آتش ساختم و یکی را نیز زنده نگهداشتم تا به گروگان برود و بعد از فتح شهر«تلا» نیز، از اسیران، بسیاری را در آتش انداختم، پاره‌ای را دست و انگشت بریدم و دیگران را گوش و بینی و بسیاری را از دیده محروم نمودم (حجازی، 1387، به نقل از آلبرماله و ژول ایزاک، 1342، ج1، ص76).

  • از سوی دیگر یونانیان تحت تأثیر تعالیم فلاسفه‌ای چون افلاطون و ارسطو برای نژاد خود نسبت به سایرین برتری قائل بودند. سایر اقوام را بربر می‌خواندند و دشمنان طبیعی خود می‌دانستند. یونانیان بربرها را محروم الحقوق می‌پنداشتند و وظیفه سیاسی خود می‌دانستند که آنان را مطیع و منقاد خود سازند» (حجازی،‌1387،‌ به نقل از متین دفتری، 1326، ص171).
    این خودخواهی‌ها البته مانع از آن بود تا مقرراتی همچون قاعده حاکمیت، مصونیت سفرا، حرمت و بی‌طرفی بعضی محل‌ها، احترام به اجساد دشمنان، حق تحصن و پناهندگی و مهم‌تر از همه تأدیه غرامت تعدی برای استرداد اسیران جنگی که در روابط دولت‌های یونان قدیم رعایت می‌شد به صورت قواعد بین‌المللی متداول گردد. چنانکه وجود قدرت امپراطوری در اروپای قرون وسطی نیز که از لحاظ نظری بک نوع برتری نسبت به سایر قدرت‌ها داشت ویژگی بین‌المللی روابط بین امپراطوری و سایر ملل را از بین می‌برد، در قرون وسطی ابتدا همچون دوران باستان جنگ یگانه وسیله ارتباط ملل آن زمان بود و هدف امپراطوری روم از جنگ‌ها نیز مطیع ساختن سایر ملل و جهانگیری بود. روم با مللی که جرأت می‌کردند از استقلال خود دفاع کنند می‌جنگید و وقتی که آنان را مغلوب می‌کرد با نهایت درجه بی‌رحمی و شقاوت رفتار می‌نمود (حجازی، 1387، ص102).
    وضع اسیران از نظر اروپائیان نیز همینگونه بود اسیر مهدور الدم بود مگر مصلحت ایجاب می‌کرد که گشته نشود و با اسیر دیگری مبادله گردد. اسرا را به زور وادار میکردند که دین قوم فاتح را بپذیرند چنانکه با اسرای مسلمانان در اسپانیا در قرن 15 میلادی همین‌کار شد. آنان را مجبور میکردند یا نصرانی شوند یا سوختن و کشته شدن با شمشیر را انتخاب نمایند. او می‌گوید ولی چنین رفتاری، هرگز و در هیچ زمانی با اسیران غیر مسلمان در میان مسلمانان دیده نشده است (وجدی، 1918م، ج1، ص278).
    و این بردگی و تقسیم شدن و فروختن نه تنها حق اسیر نبود، بلکه به عنوان ترحم و اهداف دیگر به کار میرفت. کشتار اسیران جنگی توسط یهودیان بسیار بدتر بود و جنایات آنان نسبت به ملل مغلوبه و مخصوصاً مسیحیت در تاریخ تمدن بیان شده است (ویل دورانت، 1385، ج9، ص323).
    جرجی زیدان مینویسد: در یکی از جنگها میان دولت روم و ایران که به تحریک یهودیان برپا شد یهودیان هشتصد هزار اسیر مسیحی را از ایران گرفته و خریده و همه را مثل گوسفند سر بریدند (زیدان، 1389، ج1، ص140).
    تاریخ گویای این واقعیت تلخ است که رفتار یهودیان و مخصوصاً رفتار مسیحیان با اسیران جنگی در جنگهای صلیبی، رفتاری همراه با ایذاء و شکنجه بوده و حتی در بسیاری از موارد در عربستان قبل از اسلام، اسیران را از دم تیغ میگذراندند.[اما]تاریخ اسلام مملو از جریانات و رویدادهایی است که بیانگر نحوه رفتار پسندیده و انسانی اسلام در قبال جنگجویان دشمن است که به اسارت نیروهای اسلام در میآیند (ضیایی بیگدلی، 1365، ص174).
    در مقابل این بینش انسانی اسلام، ویتوریا عالم مذهبی مسیحیت معتقد است که باید کلیه اسیران مسلمان را بدون استثنا کشت و زنان و فرزندان آنان را به بردگی درآورد (نوس‌بام، 1337، ص118).
    از جمله ثمرات بسیار تلخ و ناگوار جنگ، موضوع اسیران جنگی است و گرفتن اسیران جنگی به عنوان غنیمت از دوران قدیم میان ملتها معمول بوده است و تاریخچه آن به اعصار بسیار کهن منتهی می‏گردد.
    قبل از اسلام در جنگها هیچ اصول اخلاقی و انسانی مراعات نمی‏شد و با اسیران جنگی، خیلی ظالمانه رفتار می‏کردند و هرقدر می‏توانستند از شکنجه و آزار مضایقه نمی‏گردید و بعد از دادن هر نوع شکنجه و آزار، به وضع بسیار دلخراشی می‏کشتند. چنان که «توماس واکر» دانشمند غربی در کتاب خود می‏نویسد: «در دوران ساسانیان یا پیش از آن نسبت به اسیرانی که می‏گرفتند، خیلی ظالمانه رفتار می‏کردند و آنها را کور می‏نمودند و شکنجه می‏دادند و بالأخره آنها را می‏کشتند یا دار می‏زدند» (توماس واکر، 1385، ج1، ص 61).
    شدت عملی را که قانون عبری قائل بود کمتر از عمل خشونت‏آمیز ایرانیان نبود (خدوری، 1335، ص193).
    انتظار می‏رفت دین یهود به داد اسیران جنگی برسد و نسبت به آنان حس ترحم و شفقّت مردم را تحریک کند، نه تنها به داد آنها نرسید، بلکه خشونت و شدت عمل بیشتری درباره آنان مقرر داشته است.
    در فصل بیستم از تورات آمده است:
    «وقتی که برای جنگ به نزدیک شهری می‏رسی … هر یک از افراد ذکور ساکن آن شهر را با شمشیر بکش ولی زنها و کودکان و … و آنچه در شهر است، حتی آنچه غنیمت در آنجاست مانند یک شکاری! برای خود، بگیر (تورات، فصل بیستم، جمله 1017).
    رفتار غیر انسانی نسبت به اسیران جنگی تا قرنها ادامه داشت و متأسفانه عقاید علمای حقوق بین الملل (مخصوصاً علمای غربی) توجیه کننده این اعمال بود. از جمله «گروسیوس» که به عنوان پدر حقوق بین الملل معروف است، نظرات جالب توجهی در این باب دارد: «سرنوشت اسیران جنگی شبیه بردگان است» و «کسی که در جنگ اسیر میشود حق فرار ندارد» (احمدرشید، 1353، ص168).
    بالاخره «تنها در پایان قرن هفدهم، یعنی پس از جنگ سی ساله [مذهبی در اروپا] بود که تعریف اسیر جنگی از نظر حقوقی مشخص شد» (ضیایی بیگدلی، 1388، ص167).
    همان‌گونه که بیان شد در مورد شیوۀ رفتار با اسرا در قرون باستان و وسطی در نهایت سنگدلی و قساوت با آنان برخورد میشد. در کتب مقدس نیز در ارتباط با برخوردهای ناشایست با آنان مواردی ذکر شده است. گرچه پیامبران توصیه به برخورد خوب در حق آنان کردهاند. در قرون معاصر هم انواع بدرفتاری و شکنجه و بیگاری در حق اسرا انجام شده و میشود. ولی در اسلام به رعایت حقوق و احسان و نیکوکاری در حق اسرا بسیار تأکید و تذکر داده شده است و میبایست احتیاجات اساسی اسرا از قبیل غذا،خوراک، پوشاک و مسکن مناسب تأمین شود و احساسات و عواطف آنها مدنظر قرار گیرد و یکی از صفات ابرار در قرآن اطعام به اسرا ذکر شده است (زیدان، 1389، ج4، ص444).
    1-3-2- حقوق اسیران جنگی در دوران معاصر
    در دوران باستان مفهوم اسیر جنگی به معنای امروزی ناشناخته بود و تنها بردگی و مرگ در انتظار او بود. هر چند ادیان الهی بر کرامت انسانی و حرمت افراد بشر نکات بلیغی داشتند، اما به دلایلی؛ چون تحریف برخی از آنها، یا ابزاری شدن بعضی دیگر در دست مستکبران و دنیا طلبان نتوانستند نقش حیاتی خود را در این زمینه ایفاء نمایند. در اواخر قرن 17و بعد از جنگ سی ساله « اسیر» مفهومی حقوقی پیدا نمود و اندیش‌ورانی، چون منتسکیو و ژان ژاک روسو عقاید علمی در این زمینه ابراز داشتند همچنان‌که اندک اندک این عقیده رواج پیدا نمود که جنگ رابطه میان دولتی با دولتی است و « تنها اختیار یا حقی که حقوق جنگ برای طرف‌های متخاصم نسبت به سربازان به بند آمده دشمن می‌شناسد این است که از ادامه شرکت آنان در جنگ ممانعت به عمل آورد. » (حسینی ژرفا، 1384، ص58).
    جنگ‌ها و کشتارهای وسیع و تخریب‌های گسترده، صلح دوستان را به سوی اتحاد و تلاش برای تهدید جنگ و کم کردن آثار آن سوق داد. به تدریج تنظیم قواعد در مورد جنگ ناعادلانه و مبانی مشروعیت و کیفیت مبارزه مخاصمات مسلحانه و مسائلی مانند اسرای جنگی ضرورت گرفت (همان، ص59).
    از مهمترین منابع حقوقی حاکم بر رفتار با اسیران جنگی می‌توان به اعلامیه بروکسل (1874)، فصل دوم مقررات لاهه، عهد نامه ژنو (1929)، اشاره نمود. اما قواعد و اصول مندرج در کنوانسیون‌های ژنو، بخش عمده‌ای از تنظیم قواعد حقوق بشردوستانه در طول جنگ‌های مسلحانه را در بر دارد. این کنوانسیون‌ها در 1949 (و پروتکل‌های الحاقی آن در 1977) به تصویب رسیده و تقریباً همه کشورهای جهان این کنوانسیون‌ها را پذیرفته‌اند به گونه‌ای که بیش از 160 کشور عضو پروتکل دوم الحاقی به این معاهدات هستند (ضیائی بیگدلی،‌ 1380، ص124).
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.