دانلود پایان نامه محتوای کتاب های درسی و پدیده های اجتماعی

دانلود پایان نامه
  • آموزش زمانی می تواند بیشترین بازدهی را داشته باشد که هدفمند بوده و براساس یک چارچوب و ساختار مشخّص باشد. آنچه بیش از همه مهم می باشد و همیشه به عنوان یک دلمشغولی مهم وجود داشته و دارد، پاسخگویی به این سؤال مهم است که برای ایجاد و حفظ اثربخشی در نظام های آموزشی و به ویژه نظام آموزش و پرورش، چه تدابیر و راهکارهایی را باید اتخاذ کرد تا بیشترین بازدهی را داشته باشیم.
    متخصّصان برنامه ریزی و مدیریت نظام های آموزشی به سؤال های فوق به شکل های مختلفی پاسخ داده اند که از مجموع نظرات و مطالعات آنها می توان ارکان هر نظام آموزشی را حاوی پنج عنصر کلیدی به این شکل دانست: محتوای آموزشی، معلم، فراگیر، تجهیزات، ابزارها و سرانجام برنامه ریزی و مدیریت آموزشی. همچنین پر واضح است که هر یک از این عناصر دارای روابط متقابل با یکدیگر می باشند که ماهیت پویا و متحولی را به نظام آموزشی می بخشند.
    محتوای آموزشی یکی از عناصر مهم این فرآیند می باشد و شاید هم مهم ترین عنصر. چرا که بدون وجود محتوای آموزشی و مطالبی برای آموزش و انتقال، آموزش بی معنا و مفهوم خواهد بود. منظور از محتوای آموزشی، هر گونه پیام کتبی، اعم از تصویری و نوشتاری و یا ترکیبی از آنها می باشد که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر افکار، ارزش ها و مهارت های مخاطب تاثیر میگذارد . در این برداشت، محتوای آموزشی در برگیرنده طیف وسیعی از مطالب و موضوعات در شکل های متنوع نوشتاری، تصویری و شنیداری خواهد بود.
    کتاب های درسی به لحاظ نقش و جایگاه خود برای حفظ اعتبار و حیثیت علمی و فرهنگی و همچنین نقش تربیتی، در نظام آموزشی کشورها از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشند. کتابهای درسی، کتاب هایی هستند که بر اساس برنامه ی درسی خاصی و یا اهداف معین مطابق پایه، رشته و شرایط ذهنی و سنی یادگیرندگان تالیف، چاپ و از سوی مراجع ذی صلاح در وزارت آموزش و پرورش به تصویب رسیده اند و در چارچوب زمانی معین، در کلاس های رسمی مدارس تدریس می شوند وسپس از آن ها ارزشیابی به عمل می آید و یاد گرفتن محتوای آن ها منجر به اخذ مدرک تحصیلی می شود.
    از زمانی که کتب درسی برای ارائه در مدارس رواج یافته تاکنون عدم نیازمندی به آن اعلام نشده و یا اگر مسائلی در این زمینه هم وجود داشته به صورت جدی مطرح نشده است.

  • بازنگری، تجدید نظر و اصلاح محتوای کتاب های درسی، زمینه های رشد و تکامل برنامهریزی درسی و به تبع آن رشد، بهبود و پیشرفت تحصیلی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، با آگاهی از نقش و اهمیت کتاب های درسی در پیشرفت امر آموزش و با توجّه به تغییر نظام های آموزشی ضروری است تا به ارزیابی کتاب های درسی و تحلیل محتوای آن ها پرداخته شود.
    مبحث دوم: تعلیم و تربیت و پیشگیری از جرم
    آدمی در شمار موجوداتی است که کمالشان در فطرت از وجود متأخّر افتاده است. به همین دلیل انسان در دوره ی رشد خود یعنی فاصله ی بین وجود تا کمال نیازمند تربیت است و مراقبت از رشدش ضرورت دارد.
    در هر جامعه ای مجموعه ای از پدیده های اجتماعی مثبت و منفی وجود دارد. پدیده های اجتماعی مثبت، اعمال منطبق با نرم ها و هنجارهای جامعه می باشد و پدیده های اجتماعی منفی، عدم تطابق رفتاری با هنجارها و در معنای دیگر همان تخلّفات، انحرافات و جرائم می باشد.
    هنجار مجموعه قواعد رفتاری پذیرفته شده در یک جامعه است. انسان در فرآیندی به نام جامعهپذیری با این پدیده ها آشنا میگردد.مفهوم عام جامعه پذیری از دیدگاه اندیشمندان علوم اجتماعی و جامعه شناسان، نوعی استراتژی برای حفظ انسجام اجتماعی و وحدت گروهی تلقّی میگردد به عنوان مثال، کارولاین پلوس تاکید می کند که یک جامعه یا گروه معین از استراتژی جامعه پذیری استفاده می کند تا ویژگی های خود را به تازه واردین منتقل نماید و بدین طریق جامعه اطمینان خاطر حاصل می کند که رفتار این تازه واردها انسجام اجتماعی و نظم جامعه را به مخاطره نخواهد انداخت. به عبارت دیگر منظور از ویژگی های جامعه در نظر کارولاین پلوس، همان هنجارهای پذیرفته شده در هر جامعه ای می باشد. حال اگر فرد در جریان جامعه پذیری، تحت تأثیر تربیت نادرست قرار بگیرد، پدیده های اجتماعی منفی را سر لوحه ی عمل خویش قرار می دهد و به آنان پایبند می شود و جامعه وی را شخصی نابهنجار تلقی می کند. دراین مرحله از یک نظر، فرد باز هم به هنجارها پایبند شده است ولی نه هنجارهای عام که مورد قبول اکثریت جامعه است، بلکه هنجارهای خاص که متبوع اقلیّتی محدود است و در تضاد با هنجارهای عام میباشد.
    اگر فرد در سایه ی تربیت درست قرار بگیرد به اصطلاح بهنجار تلقی می شود و گفته می شود که جامعه پذیر شده است. بنابراین روشن است که آموزش یکی از ابزارهای اجتماعی شدن است و اجتماعی شدن در این معنا، فرآیندی است که به انسان راه های زندگی کردن در جامعه را میآموزد، به وی شخصیت می دهد و ظرفیت های او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضوی از جامعه، توسعه می بخشد. برقراری ارتباط با دیگران و فراگرفتن ارزش ها و اعتقادات اساسی، از مهم ترین اهداف اجتماعی شدن است که در سایه ی تعلیم و تربیت صحیح می توان بدان دست یافت.
    پس از ذکر مقدّمات فوق، در ادامه ابتدا بنا به ضرورت موضوع تاریخچه ای کوتاه از سیر آموزش و پرورش را بیان خواهیم کرد و در ادامه به بررسی نهاد های مؤثّر در امر تعلیم و تربیت و نقش آموزش و پرورش در پیشگیری از جرم خواهیم پرداخت.
    گفتار اوّل: سیر تاریخی آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت)
    تعلیم و تربیت رسمی در طول عمر نسبتا طولانی خود که به بیش از سه هزار سال تاریخ مدوّن می رسد با فراز و نشیب های عدیده ای مواجه بوده است.
    در اروپای قرون وسطی تعلیم و تربیت سرنوشتی غم انگیز و اسفناک داشته است. اگر تعلیم و تربیت را به کسب دانش و معرفت از یکسو و تعالی روح و کمال انسانی از سوی دیگر تعریف کنیم، در این صورت می توان با اطمینان گفت که اروپای قرون وسطی از هر دو این فضیلت محروم بوده است. مرحوم محمّد علی فروغی درکتاب سیر حکمت اروپا می نویسد: « در اروپای قرون وسطی نادانی و بی دانشی آن چنان غلبه داشت که حتی اوّلیاء دین هم از سواد و کمال بیبهره بودند.»
    در اروپای قرون وسطی علم و سواد مخصوص طبقه ی کشیش ها و یا متولیان کلیسا بود و دیگران از این امر بی بهره بودند. آموزشگاه ها و نهادهای آموزشی معمولا در صومعه ها و یا کلیساها تشکیل می شد و ارباب کلیسا بر آن نظارت داشت. هدف از آموزش و تربیت، آماده ساختن افراد برای وارستگی، عزلت از دنیا و دوری از گناهان و معاصی بود. روش های آموزشی با خشونت فراوان همراه بود و متعلمان از هر گونه آسایش جسمی و بدنی محروم بودند. محتوای تعلیم و تربیت از کتاب مقدس سرچشمه میگرفت و طبق نظر هرابنس میوروس درکتاب تربیت روحانیون، تنها از این طریق است که می توان به همه کمالات ممکن و دانش های لازم رسید و برای خدمتگزاری کلیسا آماده شد.
    نظام آموزشی_تربیتی اروپای قرون وسطی به هیچ وجه نمی توانست از فلسفه ی رایج زمان خود که همان فلسفه مدرسه ای ( اسکولاسیک) بود، متأثر نباشد و اگر از این دوران به عنوان عصر تاریکی علم و فکر یاد می شود، دلیلی جز این ندارد. این فسلفه دارای ویژگی های خاصی بود که از آن جمله می توان به: حجیت شمردن اقوال و آراء پیشینیان در حمل موضوعات و مسائل، عدم استقلال در فکر و آزادی در بیان، رأی و اندیشه و روی آوردن به روش جدل درکشف حقیقت اشاره نمود.
    درمورد نقش معلم، نظر رایج آن بود که وی باید بتواند هدایت روح متعلمان را بر عهده بگیرد و یکی از ضرب المثل های معروف این بود: «دربیان همه مهارت ها بزرگترین مهارت، هدایت روح است.». با این حال علی رغم این توصیه، یکی از مظاهر زشت و تأسف آور تعلیم و تربیت قرون وسطایی اروپا این بود که طلاب یا دانشجویان مورد احترام نبودند و در جوّی از بی اعتمادی تحصیلات خود را آغاز می نمودند.
    در همین ایام بود که دفتر تعلیم و تربیت به نحوی دیگر رقم خورد و در جدیدی در آن گشوده شد. هنوز بیش از یک قرن از دوران تاریک قرون وسطای اروپائی نگذشته بود که نوری از مشرق بدرخشید، اسلام متولد شد و بنای اوّلین عبادتگاه آن یعنی مسجد گذارده شد و همچنین اوّلین نهاد آموزشی نیز افتتاح یافت. پس از چندی با پایان یافتن جنگ بدر اوّلین مکتب، در معنی واقعی کلمه، به وجود آمد و آموزش دو مهارت اساسی خواندن و نوشتن آغاز گردید. چون این کار برعهده ی مسلمانان گذاشته شد، مکتب در معنای اصطلاحی آن، که علاوه بر آموزش قرآن برنامههای دینی، ملی و اجتماعی را نیز در برمی گرفت، تجدید سازمان شد و رونق روز افزون یافت. جلسه های بحث و احتجاج و یا به دیگر سخن، محافل ادبی که دارای جنبه های آموزشی و تربیتی بسیار نیرومند بودند، رواج گرفت و هر چند در زمان مأمون عباسی به اوج خود رسیدند امّا از نظر زمانی ریشه در عمل شخص پیامبر(ص) و خلفای راشدین داشتند و بلأخره خانه ها و منازل علماء فقها و محدّثان بود که به صورت مراکز آموزشی در آمد و طالبان علم و فرهنگ را به سوی خود فرا خواند.
    تأسیس و حضور این مراکز متعدد تربیتی و فرهنگی همراه با غناء، قرآن کریم، خاصه آیات مربوط به خدا، جهان هستی و کائنات و نیز خطبه ها و کلمات و مسایل مربوط به جهان شناسی موجود در نهج البلاغه امام علی(ع) و علل و عوامل فراوان دیگر، زمینه را برای رشد و ایجاد نهادهای آموزش عالی فراهم کرد که اوّلین دانشگاه در معنای واقعی، و یا مسجدی در مدینه که امام صادق(ع) در آن تدریس می فرمود و حدود چهار هزار شاگرد داشت از آن جمله بود. در این حوزه و یا حلقه درس، جابربن حیان ازدی را می بینیم که پدر علم شیمی است و حدود 3 هزار اثر، اعم از کتابت و رساله، به او نسبت می دهند. همچنین زراره بن اعین و شاگردان مبرّز دیگری را میبینیم که تدوین اصول فقه جعفری را بر عهده می گیرند. در جناح دیگر زنادقه، مشرکان، مادّیون و یا دهری مسلکانی چون ابوشاکر دیصانی، ابن ابی العوجاء و حتی بلدالله بن مقفّع حضور دارند که با امام صادق (ع) به بحث و مذاکره می نشینند و جواب می گیرند.
    این نظام تربیتی با چنین زیر بنا و اساسی محکم و استوار، دیری نپایید که به بار نشست و با ارائه ابتکارات و نوآوری هایی که بسیاری از آن ها برای اوّلین بار در جهان اتفاق می افتاد توانست برتری و کارایی آن را به نمایش بگذارد.
    در ایران باستان نیز، مشابه قرون وسطی، در دوران هایی آموزش و پرورش مخصوص طبقه ای خاص از اعضای جامعه بود. به مرور به دلایل متعدد نیاز بیشتری به دبیران و کارگزاران دولتی و مأموران مالیاتی احساس می گردد و از این رو آموزش و پرورش نسبت به گذشته تا حدی گستردهتر می شود. حتی ظاهرا تعداد بسیار معدودی از طبقات غیر اشراف و متوسط نیز از سواد و آموزش و پرورش اندکی برخوردار می گردند. در دوره ی قاجار و پیش از آن، مکتب خانه ها برای آموزش و تحت نظر آموزش یافتگان حوزه های علمیه تأسیس می شود. هدف از تعلیم در این مکتب خانه ها آشنایی مختصر با سوره های کوچک قرآن و اخلاقیات، شرعیت و الفبا بود. در این مکتب خانه ها نوشتن آموخته نمی شد و همه چیز شفاهی بود.
    نیمه ی اوّل قرن هجدهم میلادی دگرگونی های مهمی در ایران رخ داد که یکی از آن ها اقتباس آموزش و پرورش نوین از اروپا و تلاش شاهان و شماری از دولتمردان برای گسترش آن در شهرهای بزرگ آن روز و سپس در نقاط کوچکتر بود. لزوم تأسیس مدارس جدید و نارسایی مدارس قدیمی در برآورده کردن نیازهای آموزشی آن روز از سوی بسیاری از روشنفکران آن زمان با نگاه به فرهنگ، راه را به سوی تشکیل مدارس نوین هموار کرد. از جمله مدرسهی دارالفنون که توسط امیر کبیر تأسیس شد. با پیشرفت این مدارس، تحولی نیز در محتوای آموزشی رخ داد. مواد درسی که در این مدارس آموزش داده می شد عبارت بودند از: در کلاس اوّل کتاب «تعالیم الاطفال» تألیف مفتاح الملک و کتاب «علی » تألیف یحی دولت آبادی و چند کتاب دیگر از جمله کتاب کوچکی در باب جغرافیا و در سال های بعد عبارت بود از: تجوید قرآن، شرعیات از کتاب بدایه فارسی و….
    تاریخ آموزش و پرورش در ایران نشان می دهد که نخستین بار در نه آبان 1390 شمسی، مجلس شورای ملی، قانون اساسی معارف را تصویب کرد که در آن مدرسه به عنوان تأسیساتی برای تربیت اخلاقی، علمی و بدنی افراد دایر گردید. بر اساس قانون اساسی معارف، تعلیمات ابتدایی برای همه اجباری است و هرکس باید تا آن اندازه از معلوماتی را که دولت برای درجه ابتدایی معین نموده تحصیل نماید.
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.