دانلود پایان نامه محتوای کتاب های درسی و کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه
  • بند اوّل: تدریجی بودن شکل گیری شخصیت
    بر اساس نظریه ی پیشگیری رشدمدار، شخصیت انسان، تدریجی و طی گذار از مراحل رشد شکل می گیرد. با وجود اینکه شکل گیری حتی به دوران قبل از تولد فرد بر می گردد، مسیر رشد شخصیت انسان ها را نمی توان همانند موشک دارای حرکتی ثابت در جهت مثبت یا منفی دانست که مسیر آن در لحظه پرتاب مشخّص شده است. در طی مسیر شکل گیری شخصیت، افراد تحت دو دسته عوامل درونی و عوامل محیطی قرار دارند. چگونگی تعامل این دو بعد در شکل گیری شخصیت را می توان در قالب مدل انتقالی– اکولوژیک تبیین کرد. اصل محوری در مدل انتقالی اکولوژیک آن است که شکل گیری شخصیت کودک حاصل تعامل خصوصیّات فردی و عوامل محیطی است. تجربیّاتی که کودک در برخورد با محیط (خانواده، مدرسه، رسانه و همسالان ) کسب می کند با بهره گیری از خصوصیّات و ساختارهای فردی وی تفسیر می شود. این تفسیر کودک را به واکنش وا می دارد و نتایج این رفتار مجددا تفسیر می شود و تداوم این رفتار، حاصل تعامل میان خصوصیّات فردی و محرک های محیطی است. تدریجی بودن روند شکل گیری شخصیت انسان صرفا بر اساس رشد سنّی وی نیست، بلکه حاصل انتقال به مرحله جدید و ارتباط با افراد جدید است. برای مثال حرکت از کودکستان به دبستان کودک را به مکان جدیدی منتقل می کند که در آن فعالیت های جدیدی انجام می دهد و همچنین با مفاهیم جدیدی آشنا میشود. در هر یک از این مراحل رشد ممکن است فرد با عوامل خطر یا عوامل حمایت کننده ای مواجه شود که در ادامه رشد وی در جهت مثبت یا منفی مؤثّرند.
    تدریجی بودن شکل گیری شخصیت فرد توجیه محکمی بر این امر است که حمایت های روانی و رشدی از کودک و نوجوان نیز باید امری مستمر و مداوم باشد که مهم ترین و حسّاسترین زمان برای توجّه به این مهم، از زمانی است که فرد قادر به درک عقلانی و شناختی محیط پیرامون و تشخیص حسن وقبح رفتار می شود. طبق بررسی های انجام شده از سوی روانشناسان و محقّقان حوزه ی آموزش و پرورش، می توان گفت این قدرت درک عموما در سنینی به وجود می آید که کودک به سن ورود به پیش دبستانی و دبستان می رسد. کودکی و نوجوانی از جمله مراحل رشد و تکامل است که آثارش در بلند مدت اهمیّت ویژه ای دارد.در این دوره فرد شخصیتی مومی شکل دارد که به راحتی قالب می پذیرد و اگر عوامل خطر در این دوران کنترل و نابود نشوند باعث شکل گیری شخصیتی خطر آفرین خواهند شد.
    یکی از مهم ترین ابزارهای خنثی کنندهی عوامل خطر در سنین آغازین رشد شناختی و یادگیری کودک، محتوای کتب درسی است که در عین حال اگر مورد توجّه کافی قرار نگیرد، خود می تواند خطر آفرین باشد. با توجّه به اصل تدریجی بودن شکل گیری شخصیت فرد و مرحله ای بودن توانایی رشد شناختی کودک و نوجوان، محتوای کتب درسی به عنوان ابزاری که ارتباطی مستمر با آموزش کودک و نوجوان دارد و در تمام مراحل رشد شناختی وی همراه اوست، باید مفاهیم، ارزش ها و در یک معنا هنجارها را به صورت مستمر، پلکانی و منسجم در طول دوران تحصیل و رشد، طرّاحی کند تا در هر سن و مرحله ای از رشد، قابلیت خنثی سازی عوامل خطر را داشته باشد. به عنوان مثال یکی از عوامل خطر آفرین در مدرسه دوستی ها ی منفی و تبعیّت از الگوهای رفتاری نابهنجار می باشد که در هر دوره ای از زندگی فرد با او همراه است و سلامت روانی وی را تهدید می کند. اگر محتوای کتب درسی به گونه ای باشد که در هر دوره از رشد و هم عرض همین عوامل خطر آفرین، به صورت مرحله ای پیش برود و ناپسند بودن ونابهنجار بودن این رفتار ها را به فرد آموزش دهد، کودک این امر را درک می کند، می پذیرد و در معنای دقیق تر آموزش می بیند و به تبع آموزش صحیح، این عامل خطر خنثی می شود.
    بند دوم: قابل شناسایی بودن عوامل خطر
    سیاست پیشگیرانه مؤثّر در پیشگیری زودرس، دو عنصر اصلی را دارا می باشد. اوّل، شناسایی عوامل خطر و دوم، کاهش و رفع عوامل مذکور (به مورد دوم در بند آینده خواهیم پرداخت). با توجّه به عنصر اوّل روشن است که اساسا عوامل خطر قابل شناسایی اند.
    اصولا برای پیدا کردن درمان مناسب برای نوعی خاص از بیماری مهم ترین عامل، شناسایی آن بیماری است. به عبارت دیگر اگر بیماری قابل شناسایی باشد می توان برای آن درمان کشف کرد. در خصوص عوامل خطر نیز آن چه موجب خنثی کردن این عوامل می شود در گام نخست شناسایی آن ها است. حال که این عوامل قابل شناسایی می باشند، از طرق مختلف و با ابزارهای گوناگونی می توان به پیشگیری از آنان پرداخت .
    از منظر پیشگیری رشدمدار، با بررسی کارکردهای نهادهای نخستین جامعه پذیری افراد (خانواده، مدرسه، رسانه و گروه همسالان) و نیز بررسی عوامل روانشناختی رفتار بزهکارانه همچون شخصیت و عملکرد مغز (عوامل شخصی ) می توان عوامل خطر گرایش به بزهکاری در آینده راشناسایی کرد. پس از شناسایی این عوامل در گام بعد می توان به مبارزه با آن ها پرداخت. یکی از راه های مبارزه با عوامل خطر در راستای حذف یا کاهش آن ها، آموزش مناسب و مؤثّر است که آموزش از طریق کتب درسی، از ابزارهای مهم در این خصوص میباشد.
    مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد درمورد تولید محصولات جدید و ارتباطات تجاری

  • یکی از مهم ترین دغدغه های نظام آموزش و پرورش محتوای کتب درسی است و اینکه چه مفاهیمی با چه کیفیّتی و در چه سنّی قابلیت ارائه به کودک و نوجوان را دارا می باشند. طبیعی است که با توجّه به قابل شناسایی بودن عوامل خطر، می توان محتوای کتب آموزشی را به گونهای طرّاحی و ارائه کرد که در راستای خنثی سازی این عوامل باشد تا از این طریق فرد از سنین ابتدایی آموزش نسبت به عوامل مذکور و میزان خطر آن ها آگاهی پیدا کرده و با آموزش مناسب مفاهیمی مناسب، در مقابل هجوم عوامل خطر مقاوم شود. از این طریق می توان از میزان تاثیر عوامل خطر بر روان فرد کاست.
    لازم به ذکر است که گاهی محتوای آموزشی کتب درسی خود به مثابه یک عامل خطر ایفای نقش می کند. به عنوان مثال اگر محتوای کتب آموزشی به گونه ای طرح ریزی شود که بیاحترامی به فرهنگها و نژادهای مختلف آموزش داده شود قطعا بر روی رفتار دانش آموز نسبت به گروه های مختلف تأثیر می گذارد و منجر به رفتارهای پرخاشگرانه و مجرمانه علیه آن ها میشود. تحقیق انجام یافته در خصوص آموزش نژاد پرستی در برنامه های درسی اسرائیل، نشان میدهد که اسرائیلی ها در کتاب های درسی به ویژه کتاب های درسی دوره ابتدائی از یک سو نگرش منفی نسبت به اعراب را در ذهن و روح کودک و نوجوان اسرائیلی القا می کنند و آن ها را با صفات زشتی هم چون خزندگان، مار و افعی، دزد، وحشی و… وصف می کنند و از سوی دیگر با توصیف اسرائیلی ها به عنوان بهترین خلق خدا تمایل به جنگ را به عنوان تنها وسیله برای حفظ حقوق تاریخی خود در دانش آموزان تقویت می کند. در مقابل اگر محتوا منطبق بر ارزش و هنجار های مثبت و اخلاقی جامعه باشد درصد احتمال بروز این قبیل پرخاشگری ها و یا هر عمل خطر آفرین دیگری نسبت به گروهای خاص کاهش مییابد.
    بند سوم : امکان رفع عوامل خطر
    همانطور که در بند پیش ذکر شد، کاهش و رفع عوامل خطر یکی از عناصر مهم سیاست پیشگیرانه رشدمدار می باشد و این امر بیانگر امکان پذیر بودن رفع عوامل خطر می باشد.
    پیشگیری رشدمدار با تمرکز بر عوامل خطر درونی و ساختاری کودک از یکسو و عوامل خطر شناخته شده در محیط (خانواده ، مدرسه ، رسانه و گروه همسالان ) از سوی دیگر، رفع یا خنثی شدن عوامل خطر را بر اثر مداخلات پیشگیرانه ممکن می داند . این اصل متّکی به تحقیقات متعدد طولانی مدّتی است که طی آن ها با تأثیر گذاری بر عوامل خطر در ابعاد فردی و اجتماعی نتایج ارزشمندی در کاهش جرایم بر جای گذاشته است.
    اهمیت آموزش و مهم ترین ابزار آن یعنی کتب درسی از آن جا مشخّص می شود که همانطور که گفته شد برگشت پذیری از قابلیت های مهم انسانی است که با رفع عوامل سوء می توان به این مهم دست یافت. لذا برای جلوه گری این قابلیّت و رفع عوامل سوء ابزارهایی نیاز است که یکی از مهم ترین آن ها، تعلیم و تربیت در سایه ی نظام آموزش و پرورش و به طور خاص، اعمال از طریق کتب درسی است بنابراین اصل « امکان رفع عوامل خطر» تلاش برای تنظیم طرحی منسجم برای محتوای کتب درسی را توجیه می کند.
    بند چهارم:تأثیر بیشتر مداخله در کودکی
    دوران کودکی به دلایل گوناگون در مداخلات پیشگیری رشدمدار حائز اهمیت است. مطالعات روان شناختی نشان داده است که دوران کودکی و نوجوانی از حساس ترین دوره های زندگی فرد به شمار می آید زیرا توانایی ها و شناخت توان فردی کودک در این دوره افزایش مییابد. بدین معنا که در این دوران قدرت یادگیری انسان در اوج است، شخصیت وی در حال شکل گیری است و تثبیت ویژگی های شخصیتی و رفتاری و خصوصیّات روانی افراد تا حدود زیادی به چگونگی گذران این مرحله حسّاس بستگی دارد.
    امروزه دلایل قوی در این مورد وجود دارد که مسیری که کودکان در سال های نخست شکلگیری شخصیتشان در پیش می گیرند آثار مادام العمری درآنان پدید می آورد. اوّلین تجربیّات کودک سنگ بنای وضعیّت فرا روی او را تشکیل می دهد. وجود عوامل خطر بزهکاری و رفتار ناهنجار را می توان به مثابه حرکت گلوله برفی دانست که باید برای مداخله در آن قبل از این که انحراف به حدی برسد که دیگر قابل هدایت نباشد اقدامی کرد.
    افزونتر بودن آثار مداخلات پیشگیرانه در دوره کودکی به این دلیل است که از دیدگاه پیشگیری رشدمدار، پیش رسی بزهکاری نشانه ی تداوم رفتار بزهکارانه در بزرگی است، بدین معنا که هر قدر افراد زودتر از سن متعارف مرتکب بزه شوند به همین میزان احتمال استقرار بزهکاری در آنان بیشتر از دیگران است. در مقابل با توجّه به اینکه کودکان و نوجوانان در حال طی کردن مسیر رشد هستند و هنوز شخصیتشان تثبیت نشده تأثیر مداخلات پیشگیرانه بسیار افزونتر است.
    بر مبنای اهمیت ویژه دوران کودکی، در 35 سال اخیر، برنامه های ویژه اوایل کودکی نیز اهمیّت زیادی یافته است. امروزه دست اندرکاران آموزش و پرورش درصدد هستند تا به گونه ای از تعداد دانش آموزان با نیاز های ویژه و در معرض خطر بکاهند و همین امر موجب شده است که به کمک های مداخله ای توجّه زیادی بشود. زیرا در بسیاری موارد این کمک های مداخله ای اوّلیه، فرد را از مداخلات جدّی تر و پیچیده تر، بی نیاز می کند.
    مدرسه به عنوان نهادی که کودک در سنین حسّاس و تأثیر گذار بر روی شخصیت آینده و به تبع آن رفتار های وی در بزرگسالی، ارتباط بیشتر و مستمری با او دارد و در حقیقت نهاد رسمی تعلیم و تربیت و آموزش وی است، جایگاه ویژه ای در اعمال مداخلات پیشگیرانه از نوع رشدمدار دارد. نهاد مدرسه برای اعمال مداخلات پیشگیرانه ی رشدمدار از ابزارهای گوناگونی چون برنامه های فوق برنامه، جلسه های مشاوره درمانی، آموزش از طریق محتوای کتاب های درسی و… استفاده می کند. در این بین کتاب درسی به دلیل اینکه نقطه ی عطف دغدغه و تمرکز کودک محسوب می شود و مهم ترین برنامه ی تحصیلی وی می باشد از اهمیت بالاتری برخوردار است.کودک و نوجوان ساعات زیادی را به یادگیری محتوای این کتب اختصاص می دهد و ارزشیابی تحصیلی وی نیز بر مبنای همین کتب صورت می گیرد لذا بیشترین و اصلی ترین یادگیری در دوران مدرسه از طریق محتوای کتاب های درسی ایجاد می شود. واضح است این ابزار مهم پیشگیرانه فضای بازی را برای اعمال مداخلات مربوطه دارا می باشد. علی الخصوص کتاب هایی چون علوم اجتماعی، فارسی و تعلیمات دینی که امروزه تحت عنوان هدیه های آسمانی نام گذاری شده است و به لحاظ محتوایی ارتباط وسیعی با مداخلات پیشگیرانه از جرم دارد.
    از آن چه تاکنون گفته شد می توان نتیجه گرفت که محتوا ی کتب درسی بیشتر در مورد عوامل خطر درونی می تواند مؤثر باشد هر چند نقش آن در مورد عوامل محیطی را نیز نمی توان انکارکرد. به عنوان مثال همانطور که قبلا ذکر شد وقتی فرد تحت تأثیر گروه همسالان نابهنجار قرار می گیرد با آموزش و آگاهی دادن از طریق این کتاب ها می توان اثر منفی همسالان را خنثی کرد. در هر صورت آن چه واضح و غیر قابل انکار است همانا جایگاه ویژه ی کتب درسی در مداخلات پیشگیرانه رشدمدار می باشد.
    مبحث سوم: اسناد و قوانین در حوزه ی آموزش و پرورش و محتوای کتب درسی
    کودکان و نوجوانان همانند سایر افراد یک جامعه، از حقوقی برخوردار می باشند که می توان گفت حقوق تربیتی از جمله مهم ترین آن هاست.
    حقوق تربیتی کودکان، مجموعه حقوقی است که بیانگر امتیازات کودکان در بهره مند شدن از آموزش و پرورش در راستای شکوفایی استعدادها و استکمال خود در ابعاد مختلف جسمی، عاطفی، اخلاقی و… است. حقوقی همچون حق بهره مندی از آموزش رایگان برای همه، حقوق کودکان در تربیت اجتماعی، دینی و… . در راستای احیا و احقاق این حقوق، مجموعه ای از دستور العمل ها، ساز و کارها و قوانینی پدید آمده و خواهد آمد که نهادهای عهده دار وظیفه تعلیم و تربیت کودکان را مشخّص و ساز وکارهای آن ها را سامان مند و جهت دار می کند و به نوعی، نظام حاکم بر نهاد های آموزشی و پرورش را معین می کند.در مبحث حاضر به تبیین اسناد و قوانین داخلی و بین المللی در این زمینه خواهیم پرداخت.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.