دانلود پایان نامه مجموعه قوانین و عدالت و انصاف

دانلود پایان نامه
  • اخلاق چیست؟

    2- اخلاق چیست؟
    2-1- تعریف اخلاق
    اخلاق جمع خلق است و به معانی: خوی ، عادت ، سجیه ، خصلت ، سیرت و…… آمده است.
    «الخلق والخلق : و هوالدّین و الطبع و السجیه و…. و لهما اوصاف حسنه و قبیحه … » (لسان العرب، ذیل خلق) در فرهنگ اصطلاحات فلسفی نیز آمده که: «ملکه راسخ نفسانی است، که بدون تکلیف، منشأ صدور را افعال نیکو باشد و اصل خلق: شجاعت، غفلت وحکمت است و مجموع هر سه عدالت … » (سجادی ، 1383 : 133 )
    درفرهنگ لغات، معانی کم و بیش مشابهی از اخلاق ارائه شده و آن را شاخهای از حکمت عملی دانستهاند.
    «خلق هیأت راسخهای است درنفس، که مصدر افعال جمیله یا رذیله است، عقلاً و شرعاً. چنان که خلق نیکو یا خلق ناپسند گویند …. و علم اخلاق، یکی از شعب حکمت عملی است و آن دانش بد و نیک خویها و تدبیر انسان است برای نفس خود، یایک تن خاص . » (معین، ذیل خلق)


  • در حقیقت، اخلاقیات، مجموعه قوانین کردار و ارزشهایی که در یک جامعه به عنوان هنجار شناختهمیشود. اخلاقیات اغلب به یک سنت آرمانی وابسته است که بین چیزی که هست و چیزی که باید باشد، تمایز ایجاد میکند، در حالیکه آداب و رسوم وابسته به یک سنت مادیگرا است که تنها به دنبال پیشبرد واقعیت‌های موجود برای دستیابی به خوشبختی همگانی، از طریق رفتار منطقی است.
    در زبان فارسی، واژهی خلق، بنابر تغییر حرکت حرف اول، معنای متفاوتی را افاده میکند. «ویژگیهای جسمی انسان “خَلق ” و ویژگیهای روحی و نفسانی او “خُلق” نامیده میشود میتوان گفت “خَلق ” صورت ظاهر انسانی و”خُلق ” سیرت باطن انسانی است. » ( شیروانی، 1384 : 21) و بازمی گوید: «خلق ممکن است خوب یا بد باشد. خلق، چگونگی و هیأتی برای نفس است که در او پایدار و ماندگار شده است حالتهای گذرای نفس، خُلق نامیده می شوند.
    -هرخلقی منشأ صدور پاره ای افعال مناسب با خود میباشد.
    -صدور این افعال ازنقش، بدون تأمل واندیشه صورت میپذیرد.که این اخلاق، فضیلت خوانده می شود.» (همان : 21 )
    درفرهنگ های بیگانه از اخلاق (Morle) نیز مکرر استفاده شده و شاعران و نویسندگان بزرگی نظیر دوفوشه کور، توجه ویژهای به آن دارند.
    از”فولکیه” نقل شده است که «علم اخلاق عبارت از مجموع قوانین رفتار که انسان با عمل به آن میتواند به هدفش نائل آید. » (مدرسی، 1381 : 18 )
    درکتاب اخلاقیات آمده که: «بنابر تعریف ژه نابر، علم اخلاق اشاره است به سرگذشت معقول کوشش، برای وجود داشتن، سرگذشت میل انسان است به وجود. » (دوفوشه کور، 1377: 8)
    اخلاقیات میتواند فردی باشد، در این حالت شامل یک باید شخصی است، شخص خود تصمیم گیرنده و وضعکننده ی قانونی است که او را به انجام یا عدم انجام فعلی ملزم میکند. در این حالت هدف اخلاقیات و درستکاری، پیشبرد و بهبود وضعیت زندگی در جامعه است.
    علمای مسلمان، اخلاق را به معنای ملکات نفسانی درنظر میگرفتند و تعاریف زیادی از اخلاق دادهاند.
    – ابوعلی مسکویه درکتاب تهذیبالاخلاق میگوید: «اخلاق یعنی هیأتهایی راسخ و پایدار در جان آدمی که او را به انجام دادن کارهایی بدون اندیشه و تأمل برمیانگیزاند. » (مسکویه،1381: 51 ).
    – عبدالرزاق لاهیجی در کتاب گوهر مراد میگوید: «خلق ملکهای است نفسانی که مقتضی سهولت صدور افعال از نفس بدون نیاز به فکر وتأمل باشد. » (لاهیجی، 1364 : 667)
    – خواجه نصیرالدین طوسی که خود کتابی کاملاً علمی در باب اخلاق (اخلاق ناصری) نوشته است و معمولا در سایر کتب اخلاقی به تعریف وی از اخلاق استناد میجویند، میگوید: «خلق ملکه بود نفس را مقتضی سهولت فعلی از او بی احتیاج به فکری و رویتی. » (طوسی ، 1373 : 101 )
    میتوان با توجه تعاریف بالا اخلاق را چنین تعریف کرد که: اخلاق عبارت است از آداب و ارزشها و بایدهایی که درتمام زمانها و در نزد تمام مردم (بدون احتیاج به فکرکردن واندیشیدن ) پسندیده و نیکو باشد، و ملاکی برای تشخیص خوبی از بدی و انسان خوب از بد باشد.
    آنچه در زمان کنونی و در اصطلاح عامیانه به نام “اخلاق” مصطلح شده است یا آنچه که در این جستار و در کتابهای ادبی آورده شده متفاوت است، اغلب دو اصطلاح “خوشاخلاق و بداخلاق”را در مورد کسی به کار میبرند، که آرام باشد، کمتر عصبانی شود و ناراحتی را تحمل کند و مردم از دست و زبان او آسوده باشند و “بداخلاق” را کسی میدانند که نقطهی مقابل صفات بالا را دارا باشد، این برداشت عوام ناشی از آن است که اخلاق موردنظر آنان با اخلاق فلاسفه و ادیان متفاوت است.
    دکتر رزمجو در کتاب نقد و نظری بر شعر فارسی از دیدگاه اخلاق آورده است: «انسان دارای دو نوع صفات است: نخست: صفات حیوانی که به نام غرایز نامیده میشود و دیگر: صفات انسانی است، صفات پسندیده انسانی بر دو گونه “محاسن اخلاق” و “مکارم اخلاق” تقسیم میشود. محاسن اخلاق، انسانیت به انسان نمیبخشد که شامل: تمیز بودن، خوشرویی رعایت ادب و … است که عموم مردم مقید به رعایت آن میباشند مکارم اخلاقی یا فضایل اخلاقی صفاتی است که به انسان شخصیت عالی انسانی می بخشد و او را به مراتب رفیع کمال می رساند: مانندِ نوعدوستی، میل به عدالت و انصاف، دفاع از مظلوم و … » (رزمجو،54:1382)
    مکارم اخلاقی چون ریشه در فطرت آدمی دارند، ثابت و جاودانه هستند یعنی هیچ گاه و در هیچ زمان و مکانی ارزش خود را از دست نخواهند داد انسان مادامی که بر کره خاکی زندگی میکند به این مکارم اخلاقی نیازمند است و مورد ستایش اوست، مهربانی، انسان دوستی، دادگری، شجاعت، سخاوت، امانتداری، وفای به عهد و … از صفاتی است که همواره مورد ستایش همگان میباشد.
    «ارسطو، فضایل اخلاقی را به دو دسته فضایل مانند: عدالت و فضایل عقلانی مانند: حکمت، تدبر و تامل در حقیقت (عالیترین چیز در زندگی همراه تعقل به دست میآید) تقسیم کرده است.» (ارسطاطالیس،1381: 26)
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.