دانلود پایان نامه مجمع البیان و آیه شریفه

دانلود پایان نامه

پس، از آنچه در معناى آیه گذشت خواننده عزیز به اشکالى که متوجه گفتار بعضى (طبرسی، 1415ق، ج 9، ص 97) از مفسرین هست متوجه مى‏شود، و آن گفتار این است که: آیه مورد بحث ناسخ آیه شریفه” ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ” (سوره انفال، آیه 67) است چون سوره مورد بحث بعد از سوره انفال نازل شده پس ناسخ آن است. و اشکال این است که: بین دو آیه منافاتى نیست، براى اینکه آیه سوره انفال از اسیر گرفتن قبل از اثخان نهى مى‏کند، و آیه مورد بحث به اسیر گرفتن بعد از اثخان امر مى‏نماید (همان).
و همچنین اشکالى که متوجه گفتار بعضى (طبرسی، 1415ق، ج 9، ص 97) دیگر است که گفته‏اند: جمله” فَشُدُّوا الْوَثاقَ …” به وسیله آیه شریفه” فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ” (سوره توبه، آیه 5) نسخ شده، گویا پنداشته‏اند هر جا عامى بعد از خاصى وارد شود ناسخ آن خاص خواهد بود، نه مخصص، در حالى که حق مطلب خلاف آن است که اگر کسى بخواهد دلیلش را ببیند باید به علم اصول مراجعه کند، و در آیه شریفه مباحثى مربوط به علم فقه هست که جایش در همانجا است. کلمه” ذلک” به معناى” مطلب چنین است” مى‏باشد، یعنى حکم خدا همان است (همان).

  • ” وَ لَوْ یَشاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ”- ضمیر جمع به کفار برمى‏گردد، یعنى اگر خدا بخواهد از کفار انتقام مى‏گیرد، هلاکشان مى‏کند، شکنجه‏شان مى‏دهد، بدون اینکه دستور به قتال با ایشان را بدهد. ” وَ لکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ”- این جمله استدراک و استثناء مانندى است از مشیت انتقام، مى‏فرماید اگر خدا بخواهد از ایشان انتقام مى‏گیرد، الا اینکه هنوز نخواسته بگیرد، بلکه دستورتان داده که کارزار کنید تا شما را به وسیله یکدیگر امتحان کند، مؤمنین را به وسیله کفار بیازماید و به جنگ با آنان وادار سازد، تا معلوم شود چه کسى اطاعت کرده و رنج جنگ را به خاطر امر خدا تحمل مى‏کند، و چه کسى عصیان مى‏ورزد. و کفار را هم به وسیله مؤمنین امتحان کند تا معلوم شود اهل شقاوت کیست، و موفق به توبه و بازگشت از باطل بسوى حق کیست؟ با این بیان روشن شد که جمله” لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ” تعلیل حکم در آیه است. و خطاب در” بعضکم” به مجموع مؤمنین و کفار است، ولى روى سخن با مؤمنین است (طباطبایی، 1360، ج‏18، ص: 342).
    ” وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ”- این گفتار در سیاق شرط و حکم در آن عمومى است، مى‏فرماید: کسانى که در راه خدا و در جهاد و قتال با دشمنان دین کشته مى‏شوند، اعمال صالحشان که در راه خدا انجام داده‏اند هرگز باطل نمى‏شود (همان).
    بعضى گفته‏اند: مراد از جمله” وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ”، شهیدان در جنگ احد است. لیکن این سخن تخصیصى است بدون دلیل و سیاق آیه همانطور که گفتیم عمومى است (طبرسی، 1415ق، ج 9، ص 98).
    [معناى اینکه خداوند کسانى را که در راه او کشته شدند هدایت و اصلاح بال مى‏نماید]
    ” سَیَهْدِیهِمْ وَ یُصْلِحُ بالَهُمْ” ضمیر جمع به” الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ …” برمى‏گردد، در نتیجه آیه شریفه و آیه بعدش در مقام بیان حال شهداء بعد از شهادتشان مى‏باشد که مى‏فرماید: به زودى خداى تعالى ایشان را بسوى منازل سعادت و کرامت هدایت نموده، با مغفرت و عفو از گناهانشان، حالشان را اصلاح مى‏کند و شایسته دخول در بهشت مى‏شوند.
    و وقتى این آیه را با آیه” وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ” (سوره آل عمران، آیه 169) ضمیمه کنیم، معلوم مى‏شود مراد از اصلاح بال کشته شدگان راه خدا، زنده کردن ایشان است به حیاتى طیب که شایسته‏شان کند براى حضور در نزد پروردگارشان، حیاتى که با کنار رفتن پرده‏ها حاصل مى‏شود (طباطبایی، 1360، ج‏18، ص: 343).
    در مجمع البیان گفته: علت این که در این چند آیه دو بار از اصلاح بال سخن به میان آمده این است که مراد از اولى اصلاح دل آنان در دین و دنیا و در دومى اصلاح حالشان در نعیم آخرت است، پس در حقیقت اولى سبب نعیم است، و دومى خود نعیم (طبرسی، 1415ق، ج 9، ص 98).
    فرق بین وجه مرحوم طبرسى و وجهى که ما بیان کردیم این است که: بنا به گفته ما، اصلاح بال دومى، نظیر عطف تفسیرى است براى جمله” سَیَهْدِیهِمْ”، نه اصلاح در نعیم آخرت، و جمله” وَ یُدْخِلُهُمُ الْجَنَّهَ” بنا به گفته او به منزله عطف تفسیرى است براى جمله” وَ یُصْلِحُ بالَهُمْ” نه آنکه ما گفتیم که اصلاح حال آنان قبل از دخول جنت است. ” وَ یُدْخِلُهُمُ الْجَنَّهَ عَرَّفَها لَهُمْ” این جمله منتهى الیه هدایت ایشان است. و جمله” عَرَّفَها لَهُمْ” حال از” یُدْخِلُهُمُ” است، یعنى به زودى ایشان را داخل بهشت مى‏کند در حالى که بهشت را یا در دنیا و به وسیله وحى انبیاء و یا به وسیله بشارت در هنگام قبض روح، یا در قبر، و یا در قیامت، و یا در همه این مواقف به ایشان شناسانده باشد. این آن معنایى است که از سیاق استفاده مى‏شود (طباطبایی، 1360، ج‏18، ص: 344).
    بحث روایتى [ (روایاتى در باره اسیر گرفتن کفار، و شان نزول آیه:” وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ …”)]
    در الدر المنثور است که ابن مردویه از على (ع) روایت کرده که گفت:
    مطلب مشابه :  مقاله رایگان با موضوع خرید و فروش و آسیای مرکزی

  • سوره محمد آیه‏اى است در ما و آیه‏اى است در بنى امیه (سیوطی، بی‌تا، ج 6، ص 46).
    قمى هم در تفسیر خود از پدرش از بعضى اصحاب امامیه از امام صادق (ع) مثل آن را روایت کرده (قمى، 1388، ج 2، ص 301).
    و در مجمع البیان در ذیل جمله” فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ …” گفته:
    از ائمه هدى (ع) روایت شده که اسیران جنگى دو جورند: گروهى قبل از تمام شدن جنگ دستگیر مى‏شوند با اینکه هنوز تنور جنگ داغ است، امام مسلمین در باره آنان اختیار دارد، اگر خواست به قتل مى‏رساند و اگر خواست یک دست و یک پایشان را به طور عکس قطع نموده رهایشان مى‏کند، تا در اثر خونریزى بمیرند ولى نمى‏تواند بدون عوضى و یا با گرفتن عوض رهایشان کند (طبرسی، 1415ق، ج 9، ص 98).
    قسم دوم از اسیران آنهایند که بعد از تمام شدن جنگ اسیر مى‏شوند که امام مسلمین در باره آنان اختیار بیشترى دارد، هم مى‏تواند بدون گرفتن فداء آزادشان کند و هم مى‏تواند فداء پولى و یا انسانى بگیرد، و هم مى‏تواند آنها را برده کند، و هم مى‏تواند گردن بزند. و در هر دو حال اگر مسلمان شدند تمامى آن شکنجه‏ها ساقط شده، حکمشان حکم مسلمین خواهد بود (همان، ج 9، ص 97).
    کافى هم حدیثى به این معنا از امام صادق (ع) روایت کرده (کلینی، 1388ق، ج 5، ص 32).
    و در الدر المنثور است که ابن منذر از ابن جریح روایت کرده که در ذیل آیه” وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ” گفته این آیه در باره کسانى از اصحاب رسول خدا (ص) نازل شده که در جنگ احد کشته شدند (سیوطی، بی‌تا، ج 6، ص 48).
    آیه عام است، اینک باز مى‏گوییم سیاق استقبال در” سَیَهْدِیهِمْ وَ یُصْلِحُ بالَهُمْ”، تنها با عمومیت سازگار است، نه با شهدایى خاص. پس، از آیه شریفه برمى‏آید که در صدد بیان یک قاعده کلى است (طباطبایی، 1360، ج‏18، ص 344).
    این نیز روایت شده که آیه” حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ …” ناسخ آیه” ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى یُثْخِنَ …” است. و نیز روایت شده که جمله” فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ” ناسخ آیه” فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً” است (سیوطی، بی‌تا، ج 6، ص48).
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.