دانلود پایان نامه قانون آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه

وقتی یک کار از دیدگاه قوانین کیفری جرم تلقی می شود و برای ارتکاب آن مجازات تعیین می شود، فرض بر این است که جامعه از آن امر زیان می بیند. علاوه بر این، تحقق جرم ممکن است به فرد یا افرادی نیز خسارت وارد کند. به موجب ماده 2 قانون آیین دادرسی کیفری پیشین مصوب 11/6/1290 برای جرم دو حیثیت (عمومی و خصوصی) اعتبار کرده که عبارت است از: «جرم ممکن است دو حیثیت داشته باشد. حیثیت عمومی از جهتی که مخل نظم و حقوق عمومی است و حیثیت خصوصی از آن جهت که راجع به تضرر شخص یا اشخاص یا هیئت معینی است.»؛ بنا براین، حیثیت(جنبه) عمومی جرم همیشه وجود دارد و بدون آن، جرم قابل تصور نیست. ولی حیثیت خصوصی آن ممکن است وجود داشته یا نداشته باشد؛ بدین معنا که اگر جرم ارتکابی موجب تضرر مادی یا معنوی افراد باشد دارای حیثیت خصوصی خواهد بود و الا حیثیت خصوصی نخواهد داشت. بنابراین، می توان جرایم را با توجه به داشتن یا نداشتن حیثیت خصوصی به سه دسته تقسیم کرد:
اول- جرایمی که حیثیت خصوصی نداشته، صرفا دارای حیثیت عمومی است، مثل: تکدی، ولگردی، حمل سلاح غیر مجاز، استعمال علائم و نشانهای دولتی و شرب خمر.

  • دوم- جرایمی که هم واجد جنبه عمومی بوده، مخل نظم عمومی است و هم دارای جنبه خصوصی که بر اثر ارتکاب آن اشخاص، اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی، نیز متضرر می شوند؛ و لیکن جنبه عمومی بر جنبه خصوصی غلبه دارد؛ از قبیل: خیانت در امانت، کلاهبرداری، اختلاس، ارتشاء و غیره.
    سوم- جرایمی که هم جنبه عمومی و هم جنبه خصوصی است و لیکن جنبه خصوصی بر جنبه عمومی غلبه دارد؛ مانند: جرایمی که با توجه به ماده 727 قانون مجازات اسلامی، اصلاحی مصوب 1375 ]‌‌و جرایم ذکر شده در ماده 104 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 که جایگزین ماده 727 شده[ قابل گذشت شمرده شده اند.
    پس از اسقرار نظام جمهوری اسلامی ایران و ورود واژه «حق الله» در ادبیات حقوقی ایران، جنبه الهی (حق اللهی) جرایم نیز مد نظر قرار گرفت و در لوایح و متون قوانین راه یافت؛ مثلا در ماده 19 آیین نامه تشکیل دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت، سه حیثیت «حق اللهی»، «عمومی» و «خصوصی» برای جرایم منظور شده است. همچنین ماده ی 2 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری (مصوب 1378) نیز جنبه های سه گانه الهی، عمومی و خصوصی را بر شمرده است و در صدر ماده مذکور پیش از بیان اقسام جرایم، آمده است: «کلیه جرایم دارای جنبه حق اللهی است… .» و در ماده 8 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نیز همه جرایم را دارای جنبه الهی دانسته، که می توانند دارای حیثیت عمومی یا خصوصی باشند. حیثیت عمومی از جهت تجاوز به حدود و مقررات الهی یا تعدی به حقوق جامعه و اخلال در نظم عمومی و حیثیت خصوصی از جهت تعدی به حقوق شخص یا اشخاص معین می باشد.
    به نظر می رسد، جرم الزاماً یکی از دو جنبه الهی یا عمومی را دارا است و بسیاری از جرایم علاوه بر آنها، به ملاحظه خسارت وارده به اشخاص بر اثر جرم، واجد جنبه خصوصی نیز می باشد. که این مسئله در ماده 8 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 به طور صریح بیان شده است.
    برخی حق الله را برابر با حق عمومی جامعه در نظر گرفته اند، ولی می توان گفت که این دو کاملاً مساوی و برابر نیستند.
    زیرا جرایمی وجود دارند که باعث تضییع حقوق جامعه می شوند در حالی که مجرم با اوامر و نواهی خداوند مخالفت نکرده است،
    مثل تخلف رانندگی، مگر اینکه طبق نظر برخی از مراجع، تخلف از مقررات راهنمایی و رانندگی را شرعاً جرم بدانیم که در این صورت با توجه به جعل مجازات اخروی بر این ماده اعمال، توبه در مورد این جرایم نیز معنی پیدا می کند، در این مورد گرچه توبه، باعث ساقط شدن مجازات اخروی می شود نمی توان گفت مجازات قانونی را هم ساقط می کند.
    البته قاضی صادر کننده رأی می تواند در این مورد با توجه به توبه مرتکب جرم، وی را مشمول ماده 22 قانون مجازات اسلامی کرده و جرم او را تخفیف دهد.
    قضات محاکم عموماً مجتهد نیستند بلکه قاضی مأذونند و صرفاً به موارد مصرح در قانون نسبت به مسقط بودن توبه اکتفا می کنند، چون توبه از معاذیر قانونی معافیت از مجازات است و معاذیر قانونی نیاز به نص قانون دارند و در قانون به غیراز جرایم مستوجب حد(به استثنای حد قذف و تبصره ماده 512 و ماده521 در بحث جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور) در موارد دیگر از توبه به عنوان مسقط بحث نشده است ولی اگر قاضی، مجتهد و صاحب نظر باشد می تواند در همه موارد(حدود و تعزیرات)به جز حق الناس توبه مجرم را بپذیرد و مجازات را ساقط کند.
    در این زمینه می توان به آیه 25 سوره شوری استنادکرد:
    « وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ»
    توبه در نظام حقوقی اسلامی آثار زیادی دارد و فقط عاملی برای بخشندگی گناهان از سوی خدا نیست نه به آثار اخروی آن اکتفا شود. از همین رو لازم بود احکام و مقررات شرعی توبه در قانون بیان شود آنچه که در مواد 114 و تا 119 آمده احکام کلی است در حالی که باید تعریفی از توبه ارائه شود، و ارکان و شرایط تبیین گردد، نحوه استفاده از آن مشخص شود.
    مبحث پنجم: جایگاه و فلسفه توبه در سیستم قضایی اسلام
    مطلب مشابه :  مقاله درمورد دانلود اعتبار و اعتماد و قابلیت اعتبار

  • بزرگترین هدف بعثت پیامبران، تهذیب، تزکیه و پرورش نفوس انسان ها بوده است و پیامبر اکرم (ص) نیز به کرامت انسان ها توجه ویژه ای مبذول داشته تا جایی که کرامت اجتماعی نیز در گستره جامعه اسلامی جایگاه ویژه ای به خود گرفته و از مختصات بارز جامعه اسلامی شمرده می شود.
    دین مبین اسلام، دین ستاریت و عیب پوش است و وسعت گستره اغماض شریعت درباره گناهان و جرایم بشر، متناسب با این ویژگی و بنابر مصلحت عدم شیوع جرم شکل گرفته است.
    در سوره «مومن» فرشتگان حامل عرش الهی و آنان که بر گرد عرش تسبیح گویانند، برای مومنان آمرزش طلبیده، دعا می کنند که ای پروردگار ما، رحمت و علم تو هم چیز را فرا گرفته است؛ پس آنان را که توبه کرده و به راه تو گرویده اند، بیامرز و از عذاب جهنم آنان را نگه دار.
    همچنین خداوند بندگان را به آمرزش و مغفرت بشارت داده و آنها را از تکرار جرایم نهی می نماید؛ به بندگانی که بر نفس خود اسراف کرده اند، بگو هرگز از رحمت خدا نا امید نباشید؛ خداوند گناهان شما را خواهد بخشید که او خدای آمرزنده و مهربان است.
    نقش مهم توبه در نفی مجازات قبل از ورود به محاکم در جامعه اسلامی: از آن روست که شریعت، هدایت و اصلاح را فی حد ذاته اراده کرده است، نه از طریق مجازات کردن؛ از همین رو، معصومان (ع) نیز توجه وبژه ای به توبه و اصلاح مجرمان داشته اند.
    گفتار اول- کار کرد های اجتماعی توبه
    برای توبه از این زاویه دید می توان کار کردهای چندی بیان داشت. یکی از مهم ترین کار کردهای توبه در حوزه اجتماع آن است که ارتباط میان مردمان را به شکل ارتباط عاطفی تقویت می کند و همدلی و مهربانی را در میان ایشان افزایش میدهد. جامعه ای که از نابهنجاری هایی چون غیبت و تهمت و افترا پر شده است و ارتباط میان مردمانش بر پایه بخل و خودداری از کمک مالی و معنوی نسبت به یک دیگر می باشد، به جای استقبال و رقابت در کارهای خیر به مردمان به جای آن که دستگیر یک دیگر باشند می کوشند تا افتاده را از خود برانند و کسی که به سوی پایین سقوط می کند، به آن سو هل می دهند. چنین جامعه ای دچار بحران می شود و اتحاد و همبستگی و همگرایی از آن رخت بر می بندد.
    توبه کوششی از سوی افراد جامعه برای افزایش همدلی و همگرایی است؛ زیرا کسی که پیش از توبه گرایشی شدید به نا بهنجاری های اجتماعی دارد، با توبه خویش با خود عهد می بندد که از این پس رفتاری را در راستای اهداف مردم در پیش گیرد. از تهمت، غیبت، افترا، سوء ظن، سرقت، ستم، بخل، افشای راز و اسرار مردم خودداری کند. این گونه رفتار موجب می شود که امنیت اجتماعی و روانی جامعه افزایش یابد.
    قرآن بیان می دارد: توبه نه تنها آثار روانی و اجتماعی در جامعه به جا می گذارد، بلکه موجب می شود تا نعمت های الهی بر جامعه سرازیر شود.
    خداوند می فرماید: که یکی از عوامل نزول باران های سودمند و مستمر توبه است. و یا قوم استغفروا ربکم ثم توبوا الیه یرسل السماء مدرا را و یزدکم قوه الی قوتکم و لا تتولوا مجرمین؛ای مردم به سوی پروردگارتان بازگردید استغفار کنید تا خداوند از آسمان باران های سودمند و پیاپی فرو فرستد و قدرت و نیروی شما را بیش از پیش بیافزاید به شرط آن که ولایت مجرمان را نپذیرید.
    در این آیه به خوبی بیان شده است که توبه به عنوان عامل ریزش باران و فراوانی نعمت و در نتیجه آن قدرت و توان جامعه است. به سخن دیگر توبه افزون بر افزایش نعمت و فراوانی آن، عاملی مهم برای قدرت یابی جامعه است و امت می تواند با توبه به قدرت سیاسی و اجتماعی خویش در برابر دشمنان بیافزاید.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.