دانلود پایان نامه درباره مدل قیمت گذاری آربیتراژ و ساختار سرمایه بهینه

دانلود پایان نامه
  • Wi = وزن i امین منبع سرمایه می باشد (i=1,…,n) که براساس ارزش کلی بازار آن منبع در ارتباط با ارزش کل شرکت تعیین میشود، و Ki = بازده مورد انتظار i امین اوراق بهادار است.
    قسمت سمت راست معادله را به هنگامی که فقط دو منبع سرمایه شامل بدهی درازمدت دارای بهره و سهام عادی وجود داشته باشد، میتوان به صورت معادله ساده شده 2 نشان داد.
    معادله 2 : WACC = Wd Kd (1-T) + Ws Ks
    که در اینجا :
    Kd= هزینه مورد انتظار بدهی دراز مدت، T= نرخ نهایی مالیات بر درآمد شرکت، Ks= هزینه مورد انتظار سهام عادی، و Wd و Ws وزنهای بدهی درازمدت و سهام عادی در ساختار سرمایه شرکت هستند.
    توجه داشته باشید که ساختارسرمایه ممکن است برحسب ساختار سرمایه هدف یا ساختار سرمایه بهینه موردنظر باشد.
    به هنگام تعیین وزنهای بدهی و سهام، از ارزشهای بازار به جای ارزش دفتری استفاده شده است زیرا ارزش های بازار، ارزش شرکت را بهتر منعکس میکند. مدلهای دیگر قابل استفاده جهت تخمین Ks عبارتند از : الف – مدل تک عامله که مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای نامیده میشود، ب- مدل چند عامله که مدل قیمت گذاری آربیتراژ نامیده میشود، ج- روش نسبت درآمد به قیمت (E/P) و د- روش جریان نقدی تنزیل شده (PCF) . در ادامه به طور خلاصه دو مدل (یانگ و او بایرن، 2001) و مدل سومی به نام «مدل بازده اوراق قرضه به اضافه صرف ریسک»، که تحلیلگران مالی بسیار از آن استفاده میکنند، همراه با توضیح مدل های دیگر بیان خواهد شد.
    2-25-2 تخمین هزینه سرمایه سهام با استفاده از مدل قیمت گذاری دارایی سرمایهای
    برای محاسبه معادله 2، تخمین بازدههای مورد نیاز (Ki) برای هر عنصر ساختار سرمایه مورد نیاز است. یک مدل قیمتگذاری دارایی مانند مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای میتواند یک مجموعه مناسب و از لحاظ نظری سازگار را برای تخمینهای بازده فراهم کند. روش استاندارد مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای میگوید که بازده مورد نیاز روی یک دارایی ریسک دار، همانند سهام عادی، به طور خطی به یک ریسک تنوعناپذیر مرتبط است که ازجهت دیگر به عنوان ریسک «سیستماتیک» شناخته میشود. ریسک سیستماتیک، درجه ریسک «پرتفوی بازار» همه داراییهای ریسک پذیر قابل معامله در بازار است. این ارتباط را میتوان به طور فشرده در معادله 3 خلاصه کرد.
    معادله 3 : Ki = Krf + βi (Km – Krf)
    که در آن:
    Krf= بازده مورد انتظار روی اوراق بهادار بدون ریسک
    Km= بازده مورد انتظار روی عامل ریسک سیستماتیک و
    βi= معیار حساسیت iامین اوراق بهادار نسسبت به عامل ریسک سیستماتیک است.
    بتای شرکت را میتوان از طریق رگرسیون با استفاده از دادههای تاریخی بازده سهام (Ks) و نماینده بازده بازار (Km)، تخمین زد. نوعاً به هنگام تخمین این رگرسیون، دادههای بازده ماهانه مورد استفاده قرار میگیرند. بتای مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای به هنگامی که تخمینی آیندهنگر برای هزینه سرمایه سهام انجام میشود، دارای اریب خواهد شد. یک تخمین آینده نگر برای بازده سهام (Ks) جهت این تجزیه و تحلیل مهم است، زیرا مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای (همینطور مدل قیمتگذاری آربیتراژ) فرض میکند که سرمایهگذاران تصمیمهای سرمایهگذاریشان را براساس بازدههای مورد انتظار روی همه اوراق بهادار قابل معامله در بازار بنا می نهند. شرکتهای کارگزاری و تحلیلگر مانند مریل لینچ، بلوم برگ، و ولیولاین جهت به دست آوردن تخمینهای بتای شرکتهای منتشر شدهشان از ایده مارشال بلوم (1975) جهت کاهش اریب در دادههای تخمینی استفاده کردهاند و از لحاظ نظری نیز توانایی خود را جهت تهیه تخمین های بازده آیندهنگر، بهبود بخشیدهاند. تکنیک تعدیل ولیولاین، چنان که در معادله 4 نشان داده شده است به نسبت ساده است.
    معادله 4 :βˆi = 0.35 + 0.67 βi
    مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوع ساختار سرمایه شرکت و صورت سود و زیان

  • که در آن:
    βˆi = بتای تخمینی از معادله شماره 3 با استفاده از دادههای تاریخی و سریهای زمانی، و
    βi = بتای تعدیل شده که اریب متوسط برگشت در بتای تخمینی را ارائه میدهد.
    تخمین دو عنصر کلیدی دیگر معادله 3 ، یعنی نرخ بدون ریسک (Krf) و صرف ریسک بازار (Km – Krf) نیز مستلزم قضاوت تحلیلگر است.
    از زمان ابداع مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای در دهه 1960 جهت تشریح قیمتگذاری داراییها، پیشرفت های نظری و تجربی متعددی در این زمینه صورت پذیرفته است. به ویژه، رابطه مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای تک عامله را که در معامله 3 توصیف شد میتوان جهت منظور کردن عوامل چندگانه ریسک سیستماتیک با استفاده از منطق مبتنی بر «آربیتراژ مالی» تعمیم داد. این رهیافت جدیدتر که مدل قیمتگذاری آربیتراژ نامیده میشود، صریحأ عوامل ریسک را جدا از عامل پرتفوی بازار منظور میکند اما این مدل به وضوح نمیگوید عوامل اضافی چه باید باشند، بنابراین محققان مجبور بودهاند که به آزمونهای تجربی گسترده متغیرهای متعدد اقتصاد کلان و مالی جهت یافتن عوامل اضافی که ممکن است قدرت تشریح مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای را بهبود بخشد، اتکا کنند.
    دیوید یانگ و استفان اوبایرن (2001) پیشنهاد میکنند از نرخهای رشد تولید ناخالص داخلی ((GDP واقعی و تورم، همچنین نرخهای بهره به عنوان عامل اضافی در تخمین (Ks) استفاده شود.
    این نوشته در آموزشی ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.