دانلود پایان نامه درباره شرکت پذیرفته شده در بورس و شرکت های پذیرفته شده

دانلود پایان نامه

کراس و شرودر (1984) رابطه بین بازده سهام و زمانبندی اعلام سود میان دوره ای را بررسی کردند. این مطالعه با استفاده از 3564 گزارش سود سه ماهه سوم شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیویورک و طی دوره زمانی 1968 تا1980 انجام شد. نتایج تحقیق نشان می دهد بازده غیرعادی شرکت هایی که زود (دیر) اعلام سود می کنند، بسیار بالاتر (پایین تر) از بازده شرکت هایی است که دیر (زود) اعلام سود می نمایند.
چمبرز و پنمان (1984) ، به موقع بودن گزارش های مالی میان دوره ای را به کمک نمونه ای متشکل از 100 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیویورک برای دوره زمانی 1970 تا 1976 مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش نشان می دهد که فواصل زمانی گزارشگری شرکت های نمونه منظم و قابل پیش بینی است و بیشتر گزارش های میان دوره ای، بین سه تا چهار هفته پس از پایان دوره میانی منتشر می شود. همچنین، رابطه معکوسی بین اندازه شرکت و فاصله زمانی گزارشگری وجود دارد و گزارش های حاوی اخبار خوب ، زودتر از گزارش های حاوی اخبار بد منتشر می شوند.

  • آناارت و همکارانش (2002) رابطه بین محتوای اخبار (خوب و بد) با زمان بندی افشای گزارش های میان دوره ای را مورد بررسی قرار دادند و برای این منظور 64 شرکت از بورس اوراق بهادار بروکسل را طی سال های 1991 تا 1998 انتخاب کردند. نتایج تحقیق نشان می دهد میانگین مدت زمان گزارشگری 57 روز است که با مهلت مجاز چهارماهه فاصله قابل ملاحظه ای دارد. همچنین، هیچ شواهدی مبنی بر تایید به تاخیر افتادن اخبار بد و گزارشگری سریعتر اخبار خوب ، به دست نیامد. در ضمن، هیچ عکس العمل قابل ملاحظه ای از سوی بازار درباره اخبار خوب یا بدی که دیرتر یا زودتر از زمان مورد انتظار گزارش می شوند، مشاهده نشد.
    لونت و همکارانش (2003) به منظور بررسی مدت زمانی که طول می کشد تا شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیوزیلند سود خود را گزارش نمایند، نمونه ای شامل640 اعلام سود شش ماهه و 678 اعلام سود سالانه برای دوره 1998 تا 2002 را انتخاب کردند. میانگین مدت زمان اعلام سود سالانه طیفی بین 61 تا 65 روز پس از تاریخ ترازنامه را در بر می گرفت، درحالی که اعلام سود شش ماهه به طور میانگین بین 52 تا 56 روز از پایان دوره مورد گزارش انجام شده بود.
    اسماعیل و چندلر (2004) به موقع بودن گزارشگری مالی میان دوره ای شرکت ها در مالزی را مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور 117 شرکت موجود در بورس اوراق بهادار کوالالامپور برای دوره سه ماهه منتهی به 30 سپتامبر 2001 انتخاب شدند. در این تحقیق رابطه بین به موقع بودن و چهار ویژگی شرکت ها یعنی اندازه شرکت، سودآوری، رشد و اهرم، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج یافته ها نشان می دهد که شرکت های بزرگتر، سودآورتر، دارای رشد بیشتر و با اهرم پایین تر، معمولا سریعتر از سایر شرکت ها اقدام به گزارشگری می کنند همه 117 شرکت به جزء یک شرکت، ظرف مهلت مجاز دو ماهه گزارش های خود را ارائه کرده بودند.
    سنگوپتا (2004) به بررسی این موضوع پرداخت که چرا برخی شرکت ها اطلاعات مالی میان دوره ای را نسبت به سایر شرکت ها سریعتر منتشر می کنند. برای این منظور 11071 گزارش سه ماهه چهارم شرکت ها در ایالات متحده آمریکا طی دوره 1995 تا 2000 مورد استفاده قرار گرفت. متغیرهای تحقیق عبارت بودند از تعداد سهامداران، حجم معاملات و درصد سهام متعلق به سهامداران عمده (به عنوان سرمایه گذاران نهادی)، نوع صنعت از نظر میزان ریسک دعوی حقوقی و تعداد اعضای مستقل هیئت مدیره ( به عنوان معیار هزینه دعاوی حقوقی)، نسبت ارزش بازار سهام به ارزش دفتری آن و نسبت فروش پنج شرکت بزرگ به مجمع فروش کل شرکت ها (به عنوان معیار هزینه های مالکیت)، تعداد بخش های قابل گزارش، تعداد تحصیل شرکت های دیگر و وجود یا نبود اقلام خاص(به عنوان معیار پیچیدگی حسابداری). نتایج تحقیق نشان می دهد که مدت زمان گزارشگری شرکت هایی که با تقاضای زیادتری برای اطلاعات از سوی سرمایه گذاران مواجه می شوند و هزینه های دعاوی حقوقی بالاتری دارند، کوتاه تر است. با این وجود، مدت زمان گزارشگری شرکت هایی با مالکیت عمده بیشتر و شرکت هایی با عملیات پیچیده تر، طولانی تر است.
    بورتیز و لیو (2006) عوامل موثر به موقع بودن گزارشگری میان دوره ای شرکت ها در کانادا را مورد بررسی قرار دادند. برای این منظور، صورت های مالی سه ماهه اول 266 شرکت برای سال 2005 انتخاب شد. در این تحقیق رابطه بین شفافیت محیط اطلاعاتی (که با استفاده از اندازه شرکت سنجیده می شود)، عملکرد مالی(که با استفاده از سود یا زیان سه ماهه و افشای تداوم فعالیت اندازه گیری می شود)، بررسی اجمالی مسائل نمایندگی(که با استفاده از مجموع اقلام تعهدی و جریان های نقدی آزاد اندازه گیری می شود) با انتشار به موقع اطلاعات بررسی شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که شرکت ها با محیط اطلاعاتی شفافتر ، عملکرد مالی بهتر و مسائل نمایندگی کمتر، نسبت به شرکت هایی که محیط اطلاعاتی آنها از شفافیت کمتری برخوردار است، عملکرد مالی آنها ضعیف و مسائل نمایندگی شان بیشتر است، سریع تر گزارشگری می کنند. همچنین، شرکت هایی که صورت های مالی آنها بررسی اجمالی می شود، نسبت به شرکت هایی که صورت های مالی آنها بررسی اجمالی نمی شود ، سریعتر گزارش می دهند.
    لونت و سان (2007) عوامل موثر به موقع بودن گزارشگری مالی را با استفاده از 320 اعلام سود شش ماهه و 400 اعلام سود سالانه شرکت های پذیرفته شده در بورس نیوزیلند بررسی کردند. در این تحقیق تاثیر سه عامل اندازه شرکت ، نوع صنعت و تاریخ ترازنامه(پایان سال مالی) بر مدت زمان گزارشگری برای دوره زمانی 2004 تا 2006 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد که مدت زمان گزارشگری با اندازه شرکت و نوع صنعت ارتباط دارد؛ اما با تاریخ ترازنامه شرکت ها ارتباط ندارد.
    وانگ و سونگ (2006) با استفاده از 8249 گزارش مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار شنزن و شانگهای طی سالهای 1993 تا 2003 ، به بررسی به موقع بودن گزارش های مالی سالانه شرکت ها در چین پرداختند. آنها عوامل موثر بر گزارشگری به موقع شامل اظهارنظر حسابرسی، سودآوری، اندازه شرکت، نوع شرکت، نوع سهام و محل بازار سهام را مورد تجزیه وتحلیل قرار دادند. نتایج تحقیق نشان می دهد سودآوری، اظهارنظرحسابرسی، اندازه شرکت، نوع شرکت، نوع سهام و محل بازار سهام، رابطه معناداری با مدت زمان گزارشگری دارند. میانگین مدت زمان گزارشگری طی دوره تحقیق 88 روز بوده است.
    لونتیس و ویتمن (2004)، به موقع بودن گزارشگری مالی شرکت ها در یونان را مورد بررسی قرار دادند. برای انجام این مطالعه، 227 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار آتن برای سال 1997 انتخاب شد. محققان تاثیر عرضه عمومی سهام ، حجم معاملات، تغییر در سودآوری، تعداد بندهای شرط گزارش های حسابرسی، موانع ورود (درصد اموال، ماشین آلات و تجهیزات به مجموع دارایی ها)، نسبت تمرکز (درصد درآمد کنترل شده به وسیله چهارشرکت بزرگ هر صنعت) و اندازه شرکت را بر به موقع بودن گزارشگری مالی بررسی کردند. نتایج تحقیق نشان می دهد که عرضه عمومی سهام، تغییر در سودآوری، تعداد بند شرط گزارش حسابرسی و نسبت تمرکز، رابطه معناداری با به موقع بودن گزارشگری دارند و سایر متغیرها با به موقع بودن ارتباط ندارند. میانگین مدت زمان گزارشگری 129 روز است.
    وو و همکارانش (2008) به بررسی رابطه بین به موقع بودن گزارش های سالانه شرکت ها و ویژگی های هیئت مدیره پرداختند. این مطالعه با استفاده از 2976 گزارش مالی سالانه شرکت های غیرمالی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تایوان طی دوره 1998 تا 2004 انجام شد. متغیرهای مورد بررسی عبارتند بودند از تعداد اعضاء هیئت مدیره ، مالکان اصلی، مدیران مستقل، تغییر فناوری، حجم معاملات، مالکیت نهادی، نسبت بدهی به دارایی، قدمت شرکت، اندازه شرکت، متغیر سودخالص، رشد فروش و چهار موسسه بزرگ حسابرسی. نتایج تحقیق نشان می دهد به جزء متغیرهای اندازه شرکت، تغییر سود خالص، رشد فروش و چهار موسسه بزرگ حسابرسی، سایر متغییرها با مدت زمان گزارشگری مرتبط می باشند.
    ماهاجان و چندر (2008) رابطه بین به موقع بودن افشای مالی و ویژگی های شرکت ها در هند را بررسی نمودند. این تحقیق بر اساس گزارش های مالی سالانه 288 و 292 شرکت برای سال های 2005 و 2006 انجام شد. نتایج آمار توصیفی نشان می دهد که تقریبا همه شرکت های نمونه در هر دو سال مورد مطالعه ظرف مهلت مقرر180 روز گزارشگری می کنند. همچنین رابطه بین اندازه شرکت، سودآوری، نوع صنعت، اهرم، گروه پذیره نویسی، مکان استقرار شرکت، حق الزحمه حسابرسی، اندازه شرکت حسابرسی و پیچیدگی حسابرسی با مدت زمان گزارشگری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج یافته ها حاکی از آن بود که تنها اندازه شرکت، نوع صنعت، اندازه موسسه حسابرسی و پیچیدگی حسابرسی، رابطه معناداری با مدت زمان گزارشگری در هر دو سال مورد مطالعه دارد.
    مطلب مشابه :  نرخ بازده سرمایه گذاری و شرکتهای غیر ورشکسته

  • اسچرودر و همکاران (2008) معتقدند که بهنگام بودن اطلاعات ویژگی پشتیبانی کننده ای برای مربوط بودن اطلاعات است. هندریکسن و بردا (1992) ویژگی بهنگام بودن اطلاعات را مختص گروه خاصی از استفاده کنندگان نمی دانند و بر این عقیده اند که همه استفاده کنندگان اطلاعاتی بموقع تر را طلب می کنند.
    آن ها چنین بیان می دارند که جمع آوری، تلخیص و انتشار اطلاعات باید از سرعت لازم برخوردار باشد تا چنین برداشت شود که در زمان لازم در دسترس استفاده کنندگان قرار خواهد گرفت. به عقیده ولک و همکاران (2001)، بهنگام بودن اطلاعات با دیگر جنبه های مربوط بودن اطلاعات رابطه متضادی دارد؛ به نحوی که بین این عامل کیفی و سایر ویژگی های کیفی مربوط بودن نوعی سازش وجود دارد.
    سلطانی (2002)، با بررسی بیش از 5000 گزارش مالی شرکت های فرانسوی، به بررسی موضوع بهنگام بودن گزارش های مالی شرگت ها و گزارش حسابرسی آن ها پرداخت. وی به این نتیجه رسید که شرکت های فعال در بازه زمانی 1986 تا 1995 سعی در توسعه بهنگام بودن گزارش های خود داشته اند. افزون بر این، شرکت هایی که گزارش تعدیل شده حسابرسی داشته اند، با تاخیر بیشتری گزارش های مالی خود را منتشر کرده اند.
    آنسا و لونتیس (2006) با بررسی 95 شرکت فعال در بازار سرمایه آتن به این نتیجه رسیدند که شرکت های بزرگتر، شرکت های خدماتی و شرکت هایی که توسط پنج موسسه بزرگ حسابرسی رسیدگی شده اند، گزارشگری سریعتری به نسبت بقیه شرکت ها داشته اند. همچنین، نتایج پژوهش آن ها نشان دارد که میانگین تاخیر زمانی این شرکت ها 161 روز بوده است و شرکت های فعال در صنعت ساخت و ساز و شرکت های با گزارش مقبول حسابرسی، تلاش بیشتری برای گزارشگری بموقع تر دارند.
    دوگان و همکاران (2007)، به بررسی رابطه سودآوری، اندازه شرکت و ریسک مالی با بموقع بودن زمان گزارشگری برای شرکت های فعال در بورس بین المللی پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد که شرکت های سودآور در مقابل شرکت های زیانده علاقه بیشتری به ارائه سریعتر گزارش های مالی داشته اند. افزون بر این، اندازه شرکت، ریسک مالی و سابقه گزارشگری بموقع از دیگر عوامل موثر بر گزارشگری بموقع بودند.
    اوبرت (2009)، به بررسی دلایل متفاوت بودن علایق مدیران واحد های تجاری در تاخیر زمانی گزارشگری مالی سالانه در شرکت های فرانسوی پرداخت. وی به این نتیجه رسید که تاخیر زمانی گزارشگری مالی سالانه با اهرم مالی رابطه مستقیم و با تاخیر زمانی در دوره قبل رابطه منفی دارد. افزون بر این، نتایج پژوهش اوبرت نشان داد که میانگین تاخیر زمانی 250 شرکت مورد مطالعه 05/116 روز بود.
    سرهنگی (1380)، در پژوهشی با عنوان “عوامل موثر بر بموقع بودن گزارشگری مالی سالیانه شرکت ها در بازار سرمایه” به بررسی پنج عامل اندازه، سودآوری، اهرم، عمر شرکت و نزدیکی پایان سال مالی، به فصل شلوغی حسابرسی با بموقع بودن گزارشگری مالی پرداخت. وی در پژوهش خود به بررسی 92 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1374 لغایت 1378 پرداخت. نتایج پژوهش سرهنگی نشان داد که تنها عامل سودآوری با بموقع بودن گزارشگری مالی رابطه معنادار و معکوس داشت؛ به گونه ای که با افزایش سودآوری اطلاعات بهنگام تر می شدند. افزون بر این، وی بیان کرد که 99/99 درصد شرکت ها دارای گزارشگری فوری و در بازه قانونی هستند.
    اعتمادی و یار محمدی (1382)، به بررسی عوامل موثر بر گزارشگری میان دروه ای بموقع در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. آن ها با مطالعه 40 شرکت به این نتیجه رسیدند که اندازه شرکت، سودآوی شرکت، پیچیدگی عملکرد شرکت، ترکیب سهامداران و وجود سیستم بهای تمام شده بر بهنگام بودن اطلاعات میان دوره ای بی تاثیر بوده و تنها میزان معاملات سهام در دوره میان دوره ای رابطه مستقیم آماری با سرعت گزارشگری میان دوره ای داشته است.
    این نوشته در آموزشی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.