دانلود پایان نامه جامعه پذیری کودکان و آموزش نیروی انسانی

دانلود پایان نامه

در سال 1300 شمسی قانون شورای عالی فرهنگ جهت اداره امور کلیه مدارس تصویب شد. در سال های 1313- 1306شمسی، قوانین و تصویب نامه هایی درباره آموزش اجباری و رایگان در رابطه با دوره ی ابتدایی و همچنین آموزش غیر مجانی در دوره ی ابتدایی و همچنین آموزش غیر مجانی در دوره ی دبیرستان و عالی و تأسیس شبکه ی مدارس دولتی و روحانی و تأسیس دانشسرا و دانشگاه به تصویب رسید. برابر این مصوّبه، تمام مراکز تحصیلی، حتی مدارس و دانشگاه های غیر ایرانی، تحت نظارت وزارت فرهنگ قرار گرفت. تاسیس دانشسراهای مقدماتی و عالی برای تربیت معلم و دبیر، تاسیس دانشگاه تهران در سال 1312، گسترش مدارس در مراکز استان و شهرستان ها و بخش ها، ایجاد مدارس اکابر برای آموزش بزرگسالان درسال 1315 و اعزام دانشجو به کشورهای اروپایی به منظور استفاده از آنها در مراحل آموزشی کشور، از اهم اقدامات دولت در زمینه آموزش و پرورش از ابتدایی تا عالی بود. در قانون اساسی1322 خورشیدی دوره های تحصیلی عبارت بوده است از: آموزش ابتدایی شش سال و دوره متوسطه مشتمل بر دو دوره سه ساله که دوره اوّل عمومی و دوره دوم به بخش نظری و فنی و حرفه ای تقسیم می شد. در سال 1346 خورشیدی کلیه امور مربوط به دوره های تحصیلی به عهده وزارت آموزش و پرورش گذاشته شد. از سال 1345 به بعد به خاطر تحولات اجتماعی و دگرگونی های اقتصادی– اجتماعی که منجر به دگرگونی در ساخت جامعه شد، تغییر در برنامه های آموزش و تعیین اهداف جدید ضروری می نمود. لذا در راستای وصول به اهداف جدیدی چون تاکید بر سواد آموزی و تعمیم آموزش نیروی انسانی ماهر و متخصص، پرورش سیاسی برای مشارکت فعّال در زندگی سیاسی و اجتماعی و آگاهی به حقوق اجتماعی و احترام به قانون، پرورش ذوق هنری و جسمی ( تربیت بدنی )، تاکید بر اخلاق و فلسفه اجتماعی، تغییراتی اصولی در تشکیلات و برنامههای آموزش و پرورش به وجود آمد. به علاوه در این دوره برای انتقال قدرت تصمیم گیری از مرکز به سطوح پایین و ایالات، اقدامات مفیدی در منطقه ای کردن آموزش و پرورش به عمل آمد و به موجب آن اختیاراتی در جهت تصمیم گیری های لازم به شوراهای منطقه ای تفویض شد.

  • گفتار دوم: نهادهای مؤثّر در تعلیم و تربیت
    هانری مندراس، نهاد اجتماعی را مجموعه ای از هنجارها می داند که در یک دستگاه اجتماعی به کار بسته می شود و قانونی بودن یا نبودن هر چیز را در آن دستگاه تعریف می کند. در این معنا ازدواج، خانواده، مدرسه و… از نهادهای اجتماعی هستند.
    انسان در طول حیات خویش مراحل متعددی از رشد را طی می کند که در هر یک از این مراحل در موقعیت ها و گروه های مختلفی قرار می گیرد. تربیت نیز بر همین اساس مراحلی دارد که هر مرحله، متولّی خاص خود را می طلبد. افراد و گروه های مختلفی بر روی تربیت و به تعبیر دیگر جامعه پذیری فرد اثر می گذارند. در این جا به شناسایی اهم این موارد خواهیم پرداخت.
    لازم به توضیح است که علاوه بر نهاد های زیر نهاد هایی چون پلیس نیز دارای برنامه های تربیتی تاثیر گزار می باشند ولی در عین حال یک آکادمی آموزشی (اعم از رسمی یا غیر رسمی) مستقل محسوب نمی شود به این معنا که فرد مکرّرا با حضور در بطن این نهاد آموزش نمی بیند بلکه نیروی انتظامی هم برنامه های آموزشی خود را اغلب از طریق رسانه ها یا حضور در مدارس به مخاطبان منتقل می کند.
    بند اوّل: خانواده
    خانواده اجتماع ثابت، قانونی و شرعی پدر و مادر و فرزندان است که مبتنی بر حقوق و تکالیف متقابل می باشد. خانواده مدل های مختلفی دارد(محدود و گسترده، والدینی و والدی و…) که خود این ساختارها بر نوع تربیت فرد تأثیر می گذارد بدین معنا که ساختار معیوب خانواده بر شخصیت فرد و جامعه پذیری وی لطمه وارد خواهد کرد.
    خانواده کارکردهای متعددی دارد که یکی از مهم ترین آن ها جامعه پذیری و تربیت فرزندان است. والدین باید بتوانند هنجارها را به درستی به فرزندان آموزش بدهند. در اهمیت نهاد خانواده همین بس که سنگ بنای جامعه است. هرگونه اقدام و رشد اجتماعی درسایه ی خانواده حاصل می شود و عامل ثبات و سازش اجتماعی است، لذا سعادت جامعه تا حد زیادی در گروه آن است.
    بند دوم: گروه همسالان
    همسالان و دوستان تأثیر مهمی در تربیت فرد دارند و می توان گفت یکی از مهم ترین عوامل اجتماعی شدن کودکان و نوجوانان به حساب می آیند. آن ها از طرق مختلف بر یکدیگر تأثیر میگذارند و از یکدیگر تأثیر می پذیرند. ارتباط افراد در این سطح، ارتباطی افقی است. یعنی ارتباطی که در بین افراد نسبتا هم سطح از لحاظ سنی، طبقه اجتماعی، تحصیلی و….برقرار است. اگر گروه همسالان نابهنجار و منحرف باشد، این امر بر روی فرد نیز اثر گذار خواهد بود. لذا سالم بودن گروه همسالان به عنوان یک عامل تربیتی، نقش مهمّی در فرآیند جامعه پذیری صحیح فرد خواهد داشت.
    بند سوم: رسانه
    مطلب مشابه :  پایان نامه مفاهیم و اصطلاحات و شاخص توسعه انسانی

  • امروزه رسانه به عنوان یکی از نهادهای بسیار مؤثر در تربیت معنوی و اجتماعی انسان محسوب می شود. پیام هایی که توسط رسانه رد و بدل می شود در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و… است. مخاطبان این پیام ها افراد وگروه هایی در سطوح مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی اند که در ابعاد مختلف زندگی در سراسر جهان پراکنده اند.
    تمام سعی و تلاش رسانه های جمعی، رسیدن به اهداف و مقاصدی است که در عین حال هر کدام به نحوی دارای جنبهی تربیتی هستند. آن چه اهمیت دارد توجّه متولیّان این حوزه به تأثیر رسانه ها است که در کنار خاصیّت آموزش دهی و تربیت و تعلیم فراگیر علوم مختلف، ممکن است تأثیرات بعضا نامطلوبی نیز بر روند صحیح جامعه پذیری فرد داشته باشد.
    بند چهارم: آموزش و پرورش
    آن چه تاکنون تحت عنوان نهادهای مؤثر در تعلیم وتربیت از آن ها بحث کردیم، نهادهای غیررسمی در امر آموزش و پرورش بوده اند. حال به بحث نهاد آموزش و پرورش می پردازیم که به عنوان نهاد رسمی متولی آموزش و پرورش، مطرح می شود.
    نهاد آموزش به عنوان یکی از مهم ترین نهادها در عرصه ی تعلیم و تربیت و همچنین پیشگیری از بزهکاری و بزه دیدگی کودکان و نوجوانان محسوب می شود. نظام آموزش وپرورش رسمی در معنای عام تنها محدود به مدارس نیست بلکه دانشگاه ها، موسسات آموزش عالی و حوزه های علمیه را هم در بر می گیرد، ولی آن چه در این تحقیق موضوع بحث ما می باشد، به طور خاص مدارس است. مدرسه جزئی از نهاد آموزشی است که زیر مجموعه ی نهاد بزرگ آموزش و پرورش در هر کشوری محسوب می شود و اجرای فرآیند آموزش رسمی را از دوران کودکی بر عهده دارد. وجود فرصت مناسب در اعمال واجرای برنامه های تربیتی، امکان ارتباط مؤثر و وسیع این نهاد با دیگر نهادها از جمله خانواده، نهاد آموزش و پرورش و به طور خاص مدرسه را به نهادی پیشرو در طرّاحی و اعمال برنامه های تربیتی و در همین راستا برنامه های پیشگیرانه از جرم و انحراف، مبدل ساخته است. تأکید مقررات داخلی و عهدنامه های بین المللی که درآینده از آن ها بحث خواهیم کرد، بر گسترش آموزش و پرورش مناسب و بدون تبعیض و توسعه نقش محوری نهاد آموزش در مبحث پیشگیری از جرم، خود گویای ارزش و اهمیت این نهاد در مقوله ی تربیت و پیشگیری از جرم است.
    نهاد آموزش و پرورش با برخورداری از توانایی آموزش و القای هنجارهای اجتماعی و مهارت زندگی، به عنوان بخشی از نظام کنترل رسمی در محیط مدرسه، درفرآیند جامعه پذیری کودکان و نوجوانان نقش مهمی را داراست. سازمان آموزش و پرورش از طرق مختلف و با ابزارهای گوناگون در فرآیند جامعه پذیری کودک و نوجوان تأثیر می گذارد از جمله: برنامه های آموزشی (کتب درسی، برنامه های آموزشی فوق برنامه و…)، معلمان، محیط مدرسه و… . واضح است که وجود اخلال در کارکرد هر یک از این ابزارها باعث اخلال در فرآیند رشد از یکسو و ضعف در امر تربیت و آموزش و پرورش و برنامه های آموزشی از سوی دیگر می شود.
    تأکید بر این نکته ضروری است که طرّاحی یک نهاد یا یک موسسه در پیش برد اهداف پیشگیری و به خصوص پیشگیری مرتبط با کودکان بی فایده است. طبیعت خاص، وجود عوامل متعدّد و مؤثّر در بزهکاری و بزه دیدگی و توسعه جنبه های حمایتی نسبت به کودکان و نوجوانان، ضرورت نگاهی چند بعدی و چند نهادی به پیشگیری را در این خصوص، ایجاب می کند. از سوی دیگر، نهادهای مرتبط با این نوع پیشگیری، محدود به فعالیت های محدود و حصر شده در محیط کاری خود نیستند. افزایش کارکردهای نهادی و امکان ارتباط وسیع نهادهای مجری و مرتبط با این نوع از پیشگیری با یکدیگر و با دیگر نهادهای اجتماعی، از خصوصیّات نوین پیشگیری از بزهکاری و بزه دیدگی کودکان و نوجوانان محسوب می شود.
    گفتار سوم: آموزش و پرورش و پیشگیری از جرم
    بند اوّل: ابعاد تاثیر گذاری نهاد آموزش و پرورش در پیشگیری از وقوع جرم
    تبیین ابعاد و زوایای تأثیر گذاری آموزش و پرورش در پیشگیری از انحراف و جرایم با توجّه به ماهیت مباحث حقیقی آن امکان پذیر است:
    1. بیشتر انحرافات و جرایم، در حقیقت برخواسته از غرایز حیوانی بشر است. خداوند متعال آفرینش انسان را به گونه ای قرار داده است که او برخوردار از غرایز، استعدادها و نیازهایی است که بخشی از آن ها درحیوانات نیز وجود دارد ؛ البته انسان، برخوردار از عقل و استعدادهای ویژهای است که خاصّ اوست و هویت و حقیقت وجودی انسان با پرورش این دسته از استعداد ها امکانپذیر می گردد. زندگی آدمی وقتی رنگ و بوی انسانی می گیرد که بر اساس تعقّل و تفکّر باشد، و گرنه اگر رفتارهای انسان کم ترین بهره ای از عقلانیت نداشته و صرفا بر پایه غرایز استوار باشد، دیگر زندگی حیوانی بیش نخواهد بود. البته ساختار آدمی به گونه ای است که می تواند عقل و تفکر را در خدمت رشد غرایز حیوانی خویش قرار دهد؛ در این صورت، بعد عقلی در حقیقت از پرورش حقیقی بی بهره می ماند، زیرا در اختیار و تحت سیطره و تسلّط غرایز قرار میگیرد. زمانی انسان هویّت حقیقی خویش را می یابد که عقل و ادراکات عقلانی، سیطره کامل به استعدادها و غرایز حیوانی داشته باشد و آن ها را تحت کنترل و مهار خویش در آورد. این امر با تعلیم و تربیت درست و به طور خاص در سایه ی نهاد آموزش و پرورش می تواند محقق شود.
    2. نهاد آموزش و پرورش از سویی کودک و نوجوان را با ارزش ها، هنجارها، قوانین و مقررات و حسن و قبح های اجتماعی آشنا می سازد. از سوی دیگر، با آگاهانیدن آن ها از اهمیت و ضرورت این قوانین و مقررات و تبیین و ترسیم پی آمدهای مراعات و تن دادن به آن ها و نیز عواقب سوء نقض قوانین و مقررات و نادیده گرفتن ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، نوعی انزجار و نفرت از قانون گریزی و ناهنجاری و نیز تمایل و دل بستگی به قانون گرایی و ارزش مداری در آحاد اجتماع ایجاد می کند و با دادن الگوی مناسب رفتاری، آن ها را در التزام رفتاری و عملی به قوانین اجتماعی مساعدت و یاری می نماید. به همین دلیل است که نهاد آموزش و پرورش رسمی را تولید کنندۀ مدنیت، تلفیق اجتماعی و اطاعت از قوانین ملّی می دانندکه هم نوایی و سازگاری اعضای جامعه و در یک کلمه جامعه پذیری موفق را به دنبال دارد.
    3. انسان برای رفع نیازهای حیاتی خویش و تأمین معاش، ناگزیر به کسب درآمد است. اگر از کسب درآمد مشروع عاجز باشد احتمال دارد در صدد برآید تا از طرق نامشروع ومجرمانه رفع نیاز کند. پیامبر (ص) می فرمایند :«مَن لا مَعاشَ لَه، لا مَعادَ لهَ » .نهاد آموزش و پرورش از طریق آموزش فنون و مهارت های لازم برای اشتغال، امکان دستیابی افراد به سرمایه های مشروع را فراهم می کند و از این طریق از وقوع جرم به این دلیل، پیشگیری می نماید.
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.