دانلود پایان نامه توجه به شرایط زمان و مکان و قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه
  • ب– مطابق ماده 16 قانون جدید ، مجازات اصلی کلیه جنایات عمدی، قصاص است و اگر در مورد خاصی برای جنایات عمدی، مجازاتی غیر از قصاص پیش بینی شده باشد، مجازات اصلی نیست، بلکه مجازات جانشین است مانند بعضی از جنایات عمدی که به علت عدم امکان مماثله، قصاص به دیه تبدیل می شود.
    بر خلاف ماده 14 قانون سابق که قید عمدی برای جنایات ذکر نشده بود و ممکن بود تصور شود که قصاص می تواند مجازات اصلی جنایات غیر عمدی نیز باشد. با توجه به این که منظور از جانی شخصی است که مرتکب قتل یا ضرب و جرح دیگری می شود.
    و این جنایات می توانند عمدی یا غیر عمدی باشند. و از آنجایی که در قانون سابق قصاص را کیفری دانسته بود که جانی به آن محکوم می شود پس در نتیجه این ابهام را بوجود می آورد که آیا قصاص برای جنایات غیر عمدی نیز می باشد یا نه؟
    ج– در ماده 16 قانون جدید برابری قصاص با جرم ارتکابی که جزء شرایط اجرای قصاص است از تعریف حذف شده و به مبحث شرایط اجرای قصاص انتقال یافته است.
    در حالی که در قانون سابق در ضمن تعریف آورده شده بود.
    بنابراین با توجه به تفاوت های مذکور به نظر می رسد که تعریف قانون جدید جامع تر و مانع تر می باشد.
    آنچه در تعریف یاد شده در قانون مجازات اسلامی آمده از جهاتی، مورد اشکال قرار گرفته است؛ از جمله این که محکومیت از لوازم قصاص است. همچنین قید برابری «مماثلث» خود قصاص نیست؛ بلکه از شرایط آن است و شرایط شیء نباید در تعریف آن آورده شود؛ زیرا شرایط هر چیز از خود آن متأخر می باشد.
    گفتار چهارم: مفهوم دیه در لغت و اصطلاح
    در این گفتار مفهوم قصاص در لغت و اصطلاح مورد بررسی قرار می گیرد.
    بند اول: تعریف دیه در لغت:
    دیه بر عکس آنچه که در فارسی گفته می شود (خونبها) خونبها نیست، بهای خون نیست، خون انسان بالاتر از این است، که قیمتش اینها باشد، قرآن مجید می گوید:
    «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً». خون انسان برابر با خون همه انسانهاست، و خون همه انسانها با پول و امثال ذلک قابل مبادله نیست، اینکه می گویند که خونبها، در فارسی تعبیر مسامحی است، عرب نمی گوید خونبها، می گوید دیه و دیه به معنای بهای خون نیست.
    در زبان عربی، واژه «عقل» با لغت دیه مترادف است و در همان معنا به کار می رود. عقل به معنای بستن (منع) و پا بند زدن به شتر است و به همین جهت، پرداخت کنندگان دیه قتل خطایی را عاقله می گویند. وجه نام گذاری دیه به عقل آن است که در میان عرب ها وقتی کسی مرتکب قتل می شد، اهل و عشیره او شترانی فراهم می کردند و آنها را به سرای اولیای مقتول می بردند و آن جا می بستند.
    بسیاری از فقهای معاصر عقیده دارند، اصل لزوم پرداخت دیه از ناحیه خداوند متعال است اما تعیین مقدار آن وظیفه حاکم اسلامی است که با توجه به شرایط زمان و مکان تعیین می نماید و آنچه در روایات نبوی یا احادیث ائمه در مورد تفاوت دیه زن و مرد وارد شده، بر اساس مقتضیات آن زمان بوده است، و جنبه دائمی ندارد، چنانکه اگر پیامبر گرامی اسلام در زمان ما زندگی می کرد، چه بسا به تساوی دیه زن و مرد حکم می نمود. و می گویند: اصل لزوم پرداخت دیه حکم شرعی الهی است، که در آیه 92 سوره نساء به آن تشریح شده است، اما تعیین مقدار آن به حاکم به حق اسلامی واگذار شده است ، تا با رعایت تمام مصالح، مقدار آن را معین نماید. پیامبر اکرم در زمان خود به عنوان حاکم اسلامی نه به عنوان رسول خدا مبلغ و جنس آن را مشخص فرموده است.
    بدین ترتیب تمام حاکمانی که بعد از آن بزرگوار بر اساس مبانی صحیح دینی به حکومت می رسند و بر مردم ولایت پیدا می کنند وظیفه دارند متناسب با شرایط عمر خود مبلغ و جنس دیه را تعیین نمایند و عنداللزوم به اجرا در آورند. بدین ترتیب پس از بررسی کارشناسان دیه و تصویب حاکم اسلامی آنچه معین می گردد، حکم اسلامی نامیده می شود، و تعلل در اجرای آن روا نیست، کما اینکه در مورد زکات نیز برخی چنین اظهار نظر نموده و گفته اند: اصل لزوم پرداخت زکات از طرف خداست لکن تعیین مقدار و متعلق آن به عهده حاکم است، لذا علی (ع) در دوران حکومت خود به اسب ها نیز زکات قرار داد و ظاهر این است که به نحو وجوب بوده است.
    بند دوم- تعریف اصطلاحی دیه:
    امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله در تعریف دیه می فرمایند: دیه عبارت است از آن مالی که جانی، به خاطر جنایتی که به انسان آزاد مرتکب شده واجب است بپردازد. چه آن که آن جنایت قتل باشد و چه نقص عضو و جراحت، چه آنکه بر آن جنایت دیه ای معین شده باشد و چه نشده باشد که معمولاً مبلغی که به وسیله شارع معین نشده را ارش جنایت یا حکومت می نامند و آن مبلغی که دیه می خوانند که شارع معین فرمود.
    در اصطلاح فقه اسلامی دیه عبارت است از: مالی که تأدیه اش بر شخص آزاد به سبب ارتکاب جنایت بر نفس یا غیر آن واجب می شود، خواه مقدار و مبلغ دیه از ناحیه شارع تعیین شده باشد یا نشده باشد، هر چند که دیه را معمولا در مورد اول به کار می برند و در مورد دوم اصطلاح ارش و حکومت را استعمال می کنند.
    قانونگذار ایران در ابتدا در سال 1361 در ماده قانون دیات، دیه را این چنین تعریف نموده: «دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیاء دم او داده می شود.» که عین همین ماده با شماره 294 در قانون مجازات اسلامی سال 1370 تکرار گردیده و در ماده 15 این قانون نیز چنین آمده: دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایت معین شده است.
    این تعریف گرچه جامع است ولی مانع به نظر نمی رسد، زیرا به کاربردن لفظ مالی به طور مطلق در ماده شامل هر مال می شود،
    در حالی که قانونگذار در ماده 17 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 دیه را چنین تعریف کرده است: دیه اعم از مقدر و غیر مقدر، مالی است که در شرع مقدس برای ایراد جنایت غیر عمدی بر نفس، اعضاء و منافع و یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد به موجب قانون مقرر می شود و در ماده 448 این قانون آمده است: « دیه مقدر، مال معینی است که در شرع مقدس به سبب جنایت غیر عمدی بر نفس، عضو یا منفعت، یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد، مقرر شده است.» و در ماده 449 همین قانون دیه غیر مقدر را تعریف کرده است: «ارش، دیه غیر مقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تأثیر آن بر سلامت مجنی علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می کند. مقررات دیه مقدر در مورد ارش نیز جریان دارد مگر اینکه در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.»
    مطلب مشابه :  منبع مقاله درمورد محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه و هزینه حقوق صاحبان سهام

  • بنابراین در تعریف دیه می توان گفت: دیه عبارتست از مالی که در قالب یکی از امور ششگانه مذکور در قانون به سبب ارتکاب قتل، جرح و یا نقص عضو و سایر صدمات بدنی به مرتکب واجب گردد و بر حسب مورد به مجنی علیه یا اولیاء دم داده می شود.
    تفاوتهای ماده 17 قانون جدید و ماده 15 قانون سابق:
    1– در ماده 17 قانون جدید بر خلاف ماده 15 قانون سابق به صورت صریح و شفاف بیان شده است که دیه برای جنایات غیر عمدی است و اگر به طور استثناء در مواردی برای جنایات عمدی پیش بینی شده باشد، برای آن است که به هر جهتی قصاص امکان پذیر نیست.
    2 – در ماده 17 بر خلاف ماده 15، دیه به دو نوع مقدر و غیر مقدر (ارش) تقسیم شده است که تعریف هر یک از آن ها به ترتیب در مواد 448 و 449 همین قانون ذکر شده است.
    3 – قواعد عام دیه برابر ماده ی 449 این قانون بر ارش (دیه ی غیر مقدر) نیز حاکم است.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.