دانلود پایان نامه انواع پیشگیری از جرم و جرم شناسی پیشگیرانه

دانلود پایان نامه

بند دوم: انواع پیشگیری از جرم

  • مرور ادبیات مربوط به جرم شناسی پیشگیرانه نشان می دهد که هر چه از عمر این شاخه نورسته جرم شناسی کاربردی می گذرد، بر تنوع تقسیم بندی انواع پیشگیری از جرم افزوده میشود. این تقسیم بندی ها بر اساس معیارهایی چون: سن ( تقسیم به پیشگیری از جرائم اطفال و بزرگسالان)، طرق پیشگیری ( پیشگیری قضائی با استفاده از سیستم کیفری، پیشگیری وضعی از طریق کاهش فرصت های ارتکاب جرم و پیشگیری از مجرمیت از طریق کاهش پتانسیل جنایی افراد)، عمومی و اختصاصی بودن (پیشگیری عام و خاص)، سطوح پیشگیری (پیشگیری اوّلیه، ثانویه و ثالث) و معیارهای دیگر شکل گرفته اند.
    در ادامه به بررسی برخی از این تقسیم بندی ها خواهیم پرداخت.
    الف)پیشگیری اوّلیه، ثانویه و ثالث
    تقسیم بندی پیشگیری به پیشگیری اوّلیه، ثانویه و ثالث، بر اساس مدل اپیدمیولوژی پزشکی طرّاحی شده است.
    -پیشگیری اوّلیه: در پیشگیری اوّلیه که لزوما مخاطبان آن مجرمان نبوده و عموم مردم اند، هدف اصلی از بین بردن فرصت های ارتکاب جرم است. در این گونه پیشگیری از طریق طرّاحی فعالانه تدابیر مناسب و تقویت توانایی های درونی افراد و یا اصلاح متغیّرهای خارجی به افراد فرصت داده می شود تا رفتار هایی را در پیش گیرند که در شرایط حال و آینده برای آنان مفید است. از نمونه برنامه های مبتنی بر پیشگیری اوّلیه می توان برنامه ی آموزش والدین برای جلوگیری از بی توجّهی و سوء رفتار با کودکان، برنامه هایی در مدارس برای آگاه کردن دانش آموزان از پیامدهای سوء ترک تحصیل و موارد مشابه را نام برد.
    -پیشگیری ثانویه: پیشگیری ثانویه به مداخله در مورد افرادی می پردازد که در معرض خطر خارج شدن از مسیر درست زندگی قرار دارند. هنگامی که بررسی ویژگی های شخصیتی فرد حاکی از آن باشد که وی در معرض خطر بزهکاری قرار دارد، اقدامات پیشگیری ثانویه برای رفع شرایط خطر و بازگرداندن فرد به مسیر مثبت زندگی به کار گرفته می شود.
    از آن جا که موضوع پیشگیری ثانویه مداخله در شرایط خطر است نسبت به اقدامات پیشگیری اوّلیه از اولویّت و فوریّت بیشتری برخوردار است. برای نمونه تشکیل گروه پشتیبانی آموزشی برای دانش آموزانی که وضعیّت درسی و حضور آن ها در مدرسه حاکی از خطر شدید ترک تحصیل است و تلاش برای بقاء آنان در مدرسه.
    -پیشگیری ثالث: مداخلات پیشگیرانه سطح سوم در شرایطی صورت می گیرد که فرد از مرحله خطر عبور کرده و وارد مرحله بزهکاری شده است لذا این اقدامات به منظور قطع روند بزهکاری، جلوگیری ازحرفه ای شدن مجرم و کاستن از جدیّت بزهکاری صورت می گیرد. با توجّه به ماهیت مداخلات پیشگیرانه سطح سوم و جمعیت هدف آن ها، معمولا این مداخلات در مجموعه های مشخّص مانند مراکز درمانی، کلینیک های بهداشت روانی و یا دفاتر مشاوره انجام می شود. به طور کلی این پیشگیری درصدد جلوگیری از تکرار جرم می باشد.
    ب) پیشگیری قضایی، وضعی، اجتماعی (جامعوی و رشدمدار):
    -پیشگیری قضایی: این نوع پیشگیری که با به کارگیری ابزارهای حقوق کیفری اعمال می شود از طریق ارعاب، ناتوان سازی و بازپروری به پیشگیری از ارتکاب جرم می پردازد. پیشگیری قضائی یا کیفری تداعی بخش گام های آغازین در تاریخ حقوق کیفری است که با استفاده از خصوصیّات ارعابی و بازدارندگی مجازات، در پی مقابله با جرم و پیشگیری در سطح فردی و جمعی بوده است. طبق بند ب ماده یک لایحه پیشگیری از جرم، پیشگیری قضائی عبارت است از مجموعه تدابیر و اقداماتی که دستگاه قضایی در خصوص اصلاح مجرمان و استفاده مناسب از قرارهای تأمین و ضمانت اجراها و جلب اعتماد عمومی نسبت به نهادهای عدالت کیفری اتخاذ میکند. این نوع پیشگیری بعد از ارتکاب جرم صورت می گیرد و هدف آن جلوگیری از تکرار جرم در آینده است. پیشگیری قضایی در واقع پیشگیری در معنای موسّع است.
    -پیشگیری وضعی: اقدامات وضعی پیشگیرنده، ناظر بر اوضاع، احوال و شرایطی است که مجرم را در آستانه ی ارتکاب جرم قرار می دهند. این اوضاع و احوال که در جرم شناسی وضعیّتهای ماقبل بزهکاری یا وضعیّت های پیش جنایی نام دارند، فرآیند گذار از اندیشه به عمل مجرمانه را تحریک یا تسهیل کرده و نقش تعیین کننده ای در آن ایفا می کنند. بزه دیده یا آماج جرم جزو این وضعیّت ها قلمداد می شود. بنابراین، پیشگیری وضعی با تغییر وضعیّت های ما قبل بزهکاری و دشوار کردن ارتکاب جرم، بالا بردن خطر شناسایی، دستگیری بزهکار و کاهش سود و لذت مورد انتظار مجرم، وی را در تعرّض به هدف یا بزه دیده خاصی مردد می کند و بدین ترتیب فرض بر این است که در چنین شرایطی، بزهکار از عملی ساختن اندیشه ی خود نسبت به آن بزه دیده صرفنظر خواهد کرد.
    – پیشگیری اجتماعی: اقدامات اجتماعی، فرهنگی و… که در سطح جامعه برای مردم اجرا میشود تا نیازهای آنان برطرف شود، به تدابیر پیشگیرانه اجتماعی موسوم اند. این قسم از پیشگیری به دو دسته جامعه مدار و رشدمدار تقسیم می شود.
    1-پیشگیری جامعوی : منظور از پیشگیری جامعوی یاجامعه مدار مداخلات و اقداماتی است که برای تغییر درشرایط اجتماعی که بر بزهکاری درجوامع تأثیر می گذارند طرّاحی شده اند. بر طبق این دیدگاه، شلوغی و ازدحام جمعیت، نارسایی خدمات عمومی،کمبود مسکن، حاشیه نشینی و دشواری های حمل و نقل بر بزهکاری تأثیر می گذارند و برخی از اماکن شهری به سبب ساخت کالبدی از ظرفیت های جنایی بالا برخوردارند. این نوع پیشگیری با شناسایی مکان های وقوع جرم و ویژگی های ساختاری جوامع و اصلاح آن ها صورت می گیرد.
    2-پیشگیری رشدمدار: در این نوع پیشگیری با شناسایی اطفالی که زودتر از سنین معمول رفتارهای ناسازگار، منحرفانه و مجرمانه از خود نشان داده اند، تلاش می شود تا ضمن شناسایی خلأها، کمبودها یا مشکلات عاطفی، تربیتی، تحصیلی، فرهنگی و… که به این دسته از رفتارها منجر شده اند، با خود آنان یا در صورت لزوم با اعضای خانواده آنان، معلمان و همکلاسی ها در مدرسه، همسایگان در محله، گروه همسالان وهمبازی ها و… برخورد متناسب صورت گیرد.
    پیشگیری رشدمدار در فصل آینده بیشتر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
    گفتار دوم: تعلیم و تربیت
    بند اوّل : مفهوم تعلیم و تربیت
    معنای لغت کثیر الاستعمال تربیت، برخلاف تصور عمومی نه تنها برای همه ی استعمال کنندگان روشن نیست بلکه اکثر متخصّصان هم درباره ی مفهوم آن اتفاق نظر کامل ندارند. اولویّت این مبحث ناشی از آثار نامطلوبی است که خواه ناخواه بر عدم ادراک صحیح معنای تربیت از طرف متولیّان آن یعنی مربیّان و دیگر کسانی که از دور و نزدیک در تحقّق تعلیم و تربیت نسل جوان مشارکت دارند، مترتب می شود. زیرا عدم ادراک معنای صحیح تربیت ممکن است سبب شود که در فعالیت های تربیتی من جمله محتوای کتب درسی، آن چه در واقع وسیلهای بیش نیست هدف انگاشته شود و جریان رشد و تعلیم و جامعه پذیری در نیمه راه متوقف شود. بنابر گفته ی امانوئل کانت، یکی از بزرگترین فیلسوفان غربی، «تعلیم و تربیت بزرگترین و دشوارترین مسائل مبتلی به انسان است».
    تعلیم در لغت به معنای ،«آموزش»، «علمی یا هنری را به کسی آموختن» ،«دانش آموختن»و تربیت در لغت به معنای،«پروردن»، «پروراندن»، «پرورش دادن»، «ادب و اخلاق به کسی آموختن» و «ایجاد کردن تغییرات مطلوب در کسی یا چیزی» می باشد. ترکیب این دو واژه، تعلیم و تربیت را می سازد که از نظر اصطلاحی تعاریف متعددی توسط اندیشمندان در این باب ارائه شده است، از جمله: «آشکار کردن یا به تعبیر دیگر فعلیت دادن استعدادها و قوای پنهانی فرد»، «تعلیم و تربیت عبارت است از یک عمل اجتماعی که اشخاص را تحت تأثیر و نفوذ محیط برگزیده و مضبوط( به ویژه مدرسه) قرار می دهد تا شایستگی اجتماعی کسب کنند و به حدّ نهایی رشد و تکامل فردی برسند.»
    شایان ذکر است که آن چه از مفهوم تعلیم وتربیت در این تعاریف و به طور کلی در تحقیق حاضر مد نظر است، همانا معنای اخص تعلیم وتربیت است، به عبارت دیگر تعلیم وتربیت به معنای خاص می باشد که مخصوص نوع بشر است.
    در بیان تفاوت تعلیم و تربیت همین بس که تعلیم جنبه ی نظری دارد و سبب رشد فکری یادگیرنده می گردد و سطح معلومات و آگاهی های او را افزایش می دهد، بنابراین به عنوان مقدمهی عمل است و وسیله ای است برای تربیت. تربیت جنبه ی عملی دارد، بدین معنا که مربّی باید کاری کند که متربّی بر اساس آگاهی های خود عمل کند و استعدادهایش را به فعلیّت برساند.
    مطلب مشابه :  پایان نامه درمورد فداکاری و بیسکویت

  • بند دوم: تعلیم و تربیت از دیدگاه دانشمندان:
    از زمانی که اوّلین نسل انسانی پا به عرصه ی حیات گذاشت نیاز به تعلیم و تربیت را در وجود خود احساس کرد. تربیت در تمام ابعاد و عرصه های زندگی افراد، مورد توجّه صاحبنظران قرار گرفته است. بازتاب وسیع این مسأله در آثار اندیشمندان، حاکی از آن است که تعلیم و تربیت مطلوب فرزندان، دغدغه ی اصلی در تمام ادوار بوده است. بیان نظراتی چند در این خصوص مفید فایده به نظر می رسد.
    این نوشته در آموزشی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.