دانلود پایان نامه اعتقادات مذهبی و اعتقادات دینی

دانلود پایان نامه
  • در دین باستانی ایرانیان که میتوان آن را به دلیل داشتن ماهیت فلسفی آن و پیوند عمیق با اخلاقیات، از ادیان پیشرو تاریخ در این مبحث دانست، در باب تمام شئون زندگی، دارای مصادیق فراوان اخلاقی است. در این دین، حتی به کوچکترین مباحث رفتاری فرد چه در اجتماع و چه در خانواده دقت شده است. توجه زرتشت به اخلاق حتی در عبادت و پرستش خدا نیز دیده میشود. این پیامبر به عنوان نخستین پرچمدار یکتاپرستی، اصول کیش خود را بر دو پایهی خیر و شر بنا نهاد که از اصلیترین مقولههای اخلاق میباشند.

  • «در تعلیمات زرتشت، پیامبر بزرگ ایرانیان در برخی از سرودههایش(گاثاها) باقی مانده، که از طریق آنها شناختی از اسطورهشناسی آریاها هویدا میشود که یک تعبیر فلسفی عمیق از جهان را ارئه میدهد. زرتشت یک خدای واحد را اعلام کرد که آفریننده تمام هستی و خارج از دسترسی نیروهای بدی است. جهان بین دو قطب متضاد خوبی و بدی، راستی و دروغ تقسیم شده است و به این ترتیب، راه انتخاب آزاد برای همه انسانها، آشکار است. » (موری، 1380 : 43).
    در دوران اسلامی، حکمایی همچون ابن سینا، فارابی، غزالی، سهروردی، خواجه نصیر طوسی، ملاصدرا، علامه طباطبایی و … و تعداد زیادی دیگر از فلاسفه ایران، با تلفیق فلسفه و اخلاق یونان باستان با آیین فلسفی – اخلاقی خسروانی ایران، مکتب جدیدی از اخلاق و فلسفه را به بشریت ارائه نمودند. آرای ابنسینا، به نوعی ممتازتر از سایرین است. چنانکه وی، « نبوت را از شاخه های حکمت عملی می داند.» (ندری ابیانه،1384: 56)
    برخلاف نظریات بوعلی،« فارابی سیاست را مهمتر از اخلاق میداند و ملاک تشخیص سعادت را در این میداند که فرد به چه جامعهای تعلق دارد در حالیکه بوعلیسینا اخلاق را مقدم بر سیاست میداند و شاید این نکته مهمترین وجه تمایز فارابی از بوعلیسینا باشد. از نظر بوعلی هر کس ابتدا باید به اصلاح خود بپردازد و آنگاه اصلاح و تربیت دیگران را در نظر آورد، همچنین اصلاح نفس بر تربیت جسم مقدم است.» (همان: 56)
    ارزشهای اخلاقی در جوامع با توجه به ادیان و معیارهای آنان از اخلاق متغیر بوده گاه یک ارزش اخلاقی که در جامعهای مطرح است در جامعهای دیگر ضد ارزش محسوب میشود و فاقد ارزش اخلاقی میباشد نوجه به شأن خانواده یکی از مقولههای ارزشی و اخلاقی است که در جوامع مسلمان ارزش و در بعضی جوامع فاقد این ارزش میباشد.
    «در جامعه های اولیه رابطه میان پدر و فرزندان، به اندازه ای ضعیف است که در بسیاری از قبایل دو جنس زن و مرد از یکدیگر جدا زندگی می کنند. در استرالیا، گینه جدید و آفریقا و میکرونزی و آسام و بیرمانی و همچنین در نزد طوائف آلئوت و اسکیمو و در بسیاری از جاهای دیگر هنوز قبایلی دیده می شوند که زندگی خانوادگی در نزد آنان معنی ندارد، مردان از زنان جدا هستند و کمتر آنها را می بینند.
    در تاهیتی اصلاً زندگی خانوادگی مفهومی ندارد و در نتیجه همین جدایی بین دو جنس است که روابط پنهانی نامشروع میان مردان، که در مردم اولیه دیده می شود، بروز کرده و به این حیله بوده است که مردان توانستهاند خود را از زنان دور نگاه دارند.» (دورانت،1368 : 41-40).
    از مطالعه و بررسی مطالب گذشته می توان چنین نتیجه گرفت که، میان اخلاق و اعتقادات دینی رابطه تنگاتنگی وجود دارد، هر کجا که دین از غنای بیشتری برخوردار باشد و مردم اعتقادات مذهبی محکمتری داشته باشند، اخلاق و ارزشهای اخلاقی نیز دوام و پشتوانه اجرایی محکمتری دارد.

    مطلب مشابه :  منابع تحقیق درمورد ارزش های فردی و اجتماعی و سازمان بهداشت جهانی

    فصل چهارم
    اخلاق در ادبیات
    4- اخلاق در ادبیات
    متون اخلاقی، گاهی در تعریف اصول اخلاقی با دیگر متون تفاوتهایی دارند و گاهی هم در نوع تفسیر و توضیح مطالب. به همین جهت، باعث به وجود آمدن شاخههایی در این حوزه از ادبیات شدهاند. دو شاخه برجسته و قابل ذکر ادبیات اخلاقی ما عبارتند از: ادبیات اخلاقی علمی و ادبیات اخلاقی سنتی. در این فصل به بررسی این دو شاخه پرداخته میشود.
    4-1- ادبیات اخلاقی علمی
    حکمت فلسفی، اخلاقی و سیاسی در ایران پس از اسلام و همچنین در جهان اسلام با حکمت یونانی خصوصا آرای افلاطون و ارسطو، پیوند و تعامل نزدیک داشته است. بزرگترین و مهمترین شارحان کتابهای اخلاقی و فلسفی حکمای برجسته یونان ( خصوصا ارسطو)، حکمای اسلامی مانند فارابی و ابن رشد بوده‏اند تا جایی که به ارسطو معلم اول و به ابو نصر فارابی معلم ثانی اطلاق شده است.یکی از آثار مهم و میراث فکری ارسطو که مورد استناد و بررسی و نقد حکمای اسلامی واقع شده رساله اخلاق ارسطو است. «رساله اخلاق نیکو ماخسی»که ارسطو خطاب به فرزند خویش به رشته تحریر درآورد پس از ترجمه به زبان عربی در اختیار دانش‏پژوهان مسلمان بویژه حکمای مسلمان ایرانی قرار گرفت. تأثیر این رساله اخلاقی در میراث مدنی و اخلاقی در جهان اسلام کاملا مشهود و برجسته می‏نماید.
    یکی از بزرگترین پژوهندگان علم اخلاق، هانری دوفوشه کور، در اثر خویش، اخلاقیات، تفاوت تقسیم بندیها را به شکل دیگر مورد بررسی قرار داده است.
    دوفوشه کور، به اندرزنامههای کهن نظیر گفتار بزرگمهر، پندنامه بزرگمهر، سوالات انوشیروان، پندنامه انوشیروان، سوالات اسکندر از ارسطاطالیس، حکمتهای نادر از مقالات بقراط، مقالات ارسطاطالیس و..را جزو متون اخلاقی دانست. در همه این متون اخلاقی هیچ نوع تقسیم بندی دقیقی از شالوده علم اخلاق موجود نیست و به عبارتی اخلاق نزد این بزرگان به صورت امری مجرد و کاملا نهادینه در نهاد آدمی تلقی شدهاند. لیکن بهترین تقسیمبندی اصول اخلاق علمی همان چیزی است که سقراط در یکی از آثار خویش به نام اخلاق نیکوماخسی آورده است. در آثار ابنسینا و نیز فصول علمی اخلاقی جامعالعلوم فخرالدین رازی، تقسیم بندی دیده میشود که اساس تقسیم بندی خواجه نصیر بوده است.
    تاکنون در مباحث اخلاقی به زبان فارسی کتابهای فراوان نوشته شده است که مشهورترین آنها کیمیای سعادت و ترجمه احیاء علوم الدّین و نصائح الملوک و سایر آثار غزالی، اخلاق ناصری و اخلاق محتشمی و اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدّین طوسی است. پس از آنها کسانی که درباره اخلاق مطالبی نگاشتهاند از این کتابها بهره میبردند، چنانکه ملاّ جلال الدّین دوانی کتاب لوامعالاشراق خود معروف به اخلاق جلالی را با بهره‏گیری از این کتابها نوشته است. محتوای اخلاق منصوری مشتمل بر دو بخش است، یکی درباره مقام انسان است و دیگری در تهذیب اخلاق شخصی به همان سبک معمول اخلاق ناصری. میر غیاث الدّین در رساله اخلاق خود با توجّه به قصیده عینیّه ابنسینا درباره شناخت فضایل اصلی مانند حکمت و شجاعت و عفت و عدالت، بحث-های لطیفی نیز آورده است. به علاوه، چنانکه در کتابهای دیگر او می‏بینیم، در این رساله نیز اشارتی به کتاب دوانی دارد و از آراء او انتقاد می‏کند.
    از جمله حکمای بزرگ اسلامی که در باب اخلاق به صورت کاملا علمی به بحث پرداخته است، خواجه نصیرالدین طوسی است. اثر ارزشمند وی؛ اخلاق ناصری از منابع مرجع در زمینه اخلاق است. این اثر را می‏توان از جمله شاهکارهای خواجه نصیر بشمار آورد، زیرا این کتاب گرانقدر نه تنها یک اثر اخلاقی است، بلکه به جهت سلاست و روانی نثرش جزو آثار زیبای ادبیات فارسی محسوب می‏شود.
    قطعا خواجه نصیرالدین طوسی از روی همین متن عربی این سفارش‏های اخلاقی را به فارسی برگردانیده و در اثر جاویدان خود اخلاق ناصری آورده است.
    در ادبیات فارسی، تا پیش از خواجه نصیر، فلاسفهی بزرگ ایرانی، نظیر فارابی به تقسیمبندی و تعیین حوزهی حکمت نظری و حکمت عملی پرداخته بودند. فارابی‌ در التنبیه‌ علی‌‌ سبیل‌السعاده انواع‌ علوم‌ را به‌ دو بخش‌ تقسیم‌ کرده‌ است‌: 1. علوم‌ نظری‌، 2. علوم‌ عملی‌. علوم‌ نظری‌ عبارتند از: ریاضیات‌، طبیعیات‌ و الهیات‌. علوم‌ عملی‌ نیز عبارتند از: علم‌ اخلاق‌ و علم‌ سیاست‌.
    پس از فارابی، ابوعلیسینا، به ذکر دو تقسیمبندی پرداخت: وی در آثار خویش دو نوع طبقه‌بندی متمایز عرضه کرده است که یکی از آنها را می‌توان طبقه‌بندی ارسطوئی و دیگری را طبقه‌بندی ابتکاری وی نامید که به جهت جلوگیری از اطناب، از پرداختن به آن خودداری میگردد.
    با ظهور خواجه نصیر در ادبیات اخلاقی، باب تازهای به روی اخلاقیون گشوده گشت. وی بر عکس اسلاف خویش، ضمن در نظر گرفتن آرای آنها در تقسیمبندی علم اخلاق، خود به دخل و تصرف در تعاریف علم اخلاق پرداخت و صورت تازهای از تقسیمبندی ارائه داد.
    خواجه معتقد است: «حکمت در عرف اهل معرفت عبارت بود از دانستن چیزها چنانکه باشد، و قیام نمودن به کارها چنانکه باید، به قدر استطاعت، تا نفس انسانی به کمالی که متوجه آن است برسد، و چون چنین بود حکمت منقسم شود به دو قسم : یکی علم و دیگر عمل.

    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.