دانلود پایان نامه اصل عدم توسل به زور و حیات اجتماعی

دانلود پایان نامه

بی شک، اصل «پذیرش تعهدات» اساس هر نوع زندگی اجتماعی است و اگر گرایش انسان به حیات اجتماعی غیر ارادی باشد، باید این اصل را نیز فطری و اجتناب ناپذیر تلقی کرد. بنابراین از این رهگذر که زندگی حقیقی انسان بر اساس مقتضیات و خواست‌های فطری است، زندگی ملل نیز در جامعه بزرگ بشری، بدون استواری بر قراردادها و تعهدات بین‌المللی به طور شایسته و مطابق با فطرت انسان تحقق نمی‌یابد (عمید زنجانی، 1379، ص440)
دلیل چهارم: بنای عقلاء

  • وفا به عهد، از اصولی ترین مسایل در روابط داخلی و بین‌المللی شمرده می‌شود که عاقلان عالم، از هر دین و مسلک در راستای ایجاد نظم و ممانعت از پیدایش هرج و مرج و به منظور فراهم سازی زندگی صلح‌آمیز و بدون تشنج در کنار هم، بدان اعتقاد داشته و هر چند مورد نقض برخی افراد قرار می‌گیرد (دهراب‌پور،‌1385، ص39).
    بنابراین منحصرکردن عقود مشروع به عقود معهود زمان معصومین (ع) هرگز قابل قبول نیست و آزاد بودن قرارداد نیاز به دلیل خاصی ندارد؛ زیرا هر نوع قراردادی، با جنبه عقلانی صحیح است، مگر قراردادهایی که با دلیل خاصی از اصل عام خارج شده باشد (طباطبایی یزدی، بی‌تا، ص583). و این اصل از نظر برخی بدیهی است (نجفی، 1378ق،ج22، ص22) و لذا بر اساس امضای شریعت بر مقررات عرفی و عقلایی، برخی فقها «اصل صحت» را در عقود پذیرفته‌اند.
    دلیل پنجم: سیره پیامبر اکرم (ص)
    با مطالعه برخوردها و زندگی ایشان مشاهده می‌شود آن حضرت به پیمان‌های خویش تا هنگامی که طرف مقابل وفادار بوده، وفادار می‌مانده است. برای مثال در جریان صلح حدیبیه پس از آن که بین آن حضرت و سهل بن عمر، نماینده مشرکین مکه، پیمان‌نامه صلح به امضاء رسید و از جمله مفاد آن استرداد کسانی از قریش که بدون اذن ولی خود به نزد محمد (ص) آمده، می‌باشد و پیامبر بر اساس همین اصل، دو تن از مسلمانان به نام «ابو جندل» و «ابونصیر» را به نزد مشرکین فرستاد (ابن هشام، بی‌تا، ص337)؛ در حالی این امر، موجب آزار و اذیت آن دو در دینشان و موجب استیلای کفار بر مسلمانان می‌گشت.
    1-4-3- اصل دعوت به اسلام
    بنابر اصل دعوت، مسلمانان بایددر معاشرت‌های خود با کفار، به گونه‌ای رفتار کنند که آنان به اسلام دعوت شوند و حقانیت اسلام و چهرۀ حقیقی آن را با گفتار و کردار نیک برای آنان روشن سازند. پیامیران الهی با هدف یکتا‌پرستی بشر و ایجاد قسط و عدل در روی زمین برانگیخته شدند. این هدف مشروع و بزرگ آنان را از به کارگیری وسایل و راه‌های نامشروع و اجبار در پیروی از خود و نیز اکراه در پذیرش دین حق بازمی‌داشت. خداوند در قرآن می‌فرماید: «و لو شاء ربّک لأمن فی الأرض کلّهم جمیعا أفأنت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین؛ (یونس/ 99) اگر خدای تو بخواهد (اراده کند) همه مردم روی زمین ایمان می‌آورند آیا تو (درصدد هستی) مردم را اجبار کنی تا ایمان بیاورند».
    همان‌طور که ملاحظه می‌شود، خداوند به پیامبرش گوشزد می‌کند که اکراهی در دعوت مردم به ایمان آوردن وجود ندارد و تو نیز اصرار نکن. همچنین آیۀ شریفه « لا إکراه فی الدین قد تبیّن الرشد من الغیّ» (بقره / 256) نیز اکراه در پذیرش دین را نفی کرده و آزادی عقیده را به عنوان اصلی استوار برای بشر به ارمغان آورده است.
    پیامبران همچنان که از اصطلاح «رسول» یا «پیامبر» برمی‌آید. اوّلا، وظیفه ابلاغ دستورهای الهی به مردم را داشتند، چرا که در آیۀ شریفه «فإن أعرضوا فما أرسلناک علیهم حفیظا إن علیک إلّا البلاغ (شوری/ 48)؛ اگر از تو روگردان شدند (غمگین مباش). ما تو را حافظش آنان (مأمور اجبار آنان) قرار نداده‌ایم. وظیفۀ تو تنها ابلاغ رسالت است.»
    پیامبر تنها موظف به ابلاغ شده است؛ اما آیا این دعوت خداوند با ابلاغ پیامبر مورد پذیرش مردم قرار می‌گیرد یا خیر، امری است که به پیامبر مربوط نمی‌باشد؛ ثانیا، پیامبر موظف به دعوت مردم به دین حق است و ابزار دعوت را خداوند در اختیار او گذاشته که عبارت است از منطق و استدلال قوی به همراه کردار و رفتار مناسب با آن گفتار و در صورت لزوم جدال نیکو. خداوند در قرآن می‌فرماید: « أدع إلی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالّتی هی أحسن (نحل/ 125)؛ مردم را با گفتار حکیمانه و مواعظ نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنها با جدال نیک جدال کن.
    طبق این آیه ابتدا باید دعوت به وسیله گفتار حکیمانه یعنی با منطق و استدلال قوی و یا مواعظ نیک صورت گیرد، چون برخی افراد با استدلال قوی قانع می‌شوند و برخی دیگر صرفا با موعظه نیک اقناع می‌شوند و محتاج استدلال نیستند و این به تناسب افراد فرق دارد. این در وهلۀ اوّل است. در مرحلۀ دوم اگرآنان با پیامبر به جدال برخاستند پیامبر نیز اجازه مجادله با آنان را دارد، ولی باید به نیکی مجادله کند و از جدل به باطل و ناصواب پرهیز کند. خداوند این مطلب را در آیات زیادی به پیامبر و مؤمنان گوشزد می‌کند، چرا که قدرت منطق اسلام به حدی بالاست که در صورت لزوم در همه مسائل می‌تواند از استدلال قوی بر حقانیت گفته خویش استفاده کند و لزومی به کاربرد زور و اجبار برای رسیدن به هدف خود نمی‌بیند که آن را توصیه کند.
    پس روش پیامبر در دعوت و جذب افراد، گفتار و کردار نیک است. بدیهی است که اگر مواعظ نیک با رفتار و کردار گوینده مطابقت داشته باشد، تأثیر مضاعفی دارد. پیامبر اسلام نیز همچنان که خداوند وی را ستوده «إنّک لعلی خُلُق عظیم» (قلم/ 4)؛ اخلاقِ گفتاری و کرداری‌اش نیک بود. به علاوه در روایات زیادی مسلمانان را به داشتن اخلاق نیک و رفتاری خوش با مخالفان و هدایت و دعوت افراد غیر مسلمان با عمل و گفتار خویش به اسلام تشویق کرده است و همچنین برای هدایت افراد، ثواب زیادی قرار داده شده که مردم با گفتار و کردار خود موجب هدایت آنان گردند. بنابراین مردم مسلمان می‌توانند با رفتار نیک خود در معاشرت با غیرمسلمانان و اسرا- که سفارش بیشتری به خوش‌رفتاری با آنان شده است- آنان را به اسلام دعوت کنند.
    علاوه بر همه اینها، سیرۀ پیامبر و اهل بیت(ع) بهترین دلیل و الگو برای معاشرت با اهل کتاب و دیگر غیر مسلمانان است، چون آنان با رفتار خوب خود سعی در هدایت آنها داشتند و در رفتار خود دعوت به اسلام را اصل قرار می‌دادند.
    خلاصه این که اصل دعوت غیرمسلمانان به دین اسلام باید در تعامل با آنان مدنظر قرار گیرد و هیچ رفتاری مخالف با این اصل پذیرفته نیست.
    1-4-4- اصل مجاهده (جهاد) با کفار
    در قرآن کریم کلمه «حرب» به معنای برخورد مسلحانه دو گروه با انگیزه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، عقیدتی و…. است(قرآن،47: 4)؛ و همچنین در هفتاد مورد اصطلاح «قتال» و مشتقات آن به معنای اعم جنگ استعمال شده است (عبدالباقی، بی‌تا، ص535).
    واژه جهاد در کاربرد قرآنی، نسبت به واژه‌های «قتال» و «حرب» رابطه عموم و خصوص من وجه دارد؛ زیرا واژه جهاد از یک سو فقط در مورد جنگ مقدس و مشروع به کار رفته و همواره مورد ستایش است، در حالی که آن دو جز در راه خدا مورد نکوهش نیست ؛ چون معمولاً حرب در موارد منفی به کار می‌رود و قتال می‌توان هم «فی سبیل الله» و هم «فی سبیل الطاغوت»باشد.
    از سوی دیگر، واژه جهاد مختص به معنای جنگ نیست؛ بلکه شامل هر گونه تلاش و کوشش و جدیت است و معنای اصطلاحی آن را «تلاش نمودن با قلب، زبان و دست در مبارزه با کافران و دعوت به دین حق و قتال با آنان در صورت اجتناب می‌دانند» ( نجفی، 1981، ج21، ص3؛ راغب اصفهانی، 1404، ص 101).
    در قرآن امر به جهاد در مقابل شش گروه به تربیت متجاوزان، مشرکان، بغات (شورشی‌ها) کافران، منافقان، و مستکبران آمده است (توبه/ 36و73)؛ که آن چه مد نظر است جهاد با کفار و مشرکین است و در این بخش از نوشتار موارد استثناء شده از اصل عدم توسل به زور مورد بررسی قرار می‌گیرند.
    مطلب مشابه :  مقاله قانون آیین دادرسی مدنی و اشخاص حقوقی حقوق عمومی

  • در یک نگاه کلی، جهان در قرآن و گفتار به دو نوع «ابتدایی» و «دفاعی» تقسیم می‌شود. علی رغم این بسیاری از فقها اصلاً از جهاد دفاعی بحث نکرده‌اند (شیخ طوسی، 1406، ص50 ؛ حلبی، 1406،ص36؛ نجفی، 1981، ص5؛ محقق حلی، 1403، ص201؛ موسوی سبزواری، 1416، ص87) بر خلاف دید قبلی با انحصار جهاد در جهاد دفاعی، تقسیم جهاد را به دو قسم مزبور را ناصحیح می‌دانند و یکی از اقسام جهاد دفاعی را دفاع در مقابل تجاوز به دعوت کنندگان به سوی خدا در جهت سلب آزادی تبلیغ و ایجاد گمراهی در دین قرار می‌دهند و تجاوز مسلحانه خلاصه نمی‌دانند (دهراب پور 1385، ص36 به نقل از زحیلی، 1992، ص94)؛ و برخی دیگر با تأیید جهاد ابتدایی ماهیت آن را به جهاد دفاعی بر می‌گردانند و ماهیت جهاد را دفاع می‌دانند (طباطبایی، 1362، ج2، ص62؛ مطهری، 1382،ص64)؛ یعنی جهاد ابتدایی جزیی از جهاد دفاعی است.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.