دانلود پایان نامه ارشد درمورد کشورهای اسلامی و محیط خانوادگی

دانلود پایان نامه

اجرای اذان شرعی (عربی) در مسجد، برخلاف قانون ممنوعیت اذان شرعی و تبدیل آن به زبان ترکی توسط دولت، موجب دستگیری وی به همراه عده‌ای و انتقال به شهر اسپارته شد. نورسی در آنجا رساله‌های «اقتصاد، اخلاص، حجاب، اشارات الثلاثه و بیماران و پیران» را نوشت.
با دستگیری مجدد وی و شاگردانش در ماه نیسان سال 1935 م. در «اسپارت» آن‌ها را به‌صورت انفرادی در «اسکی شهر» به جرم تشکیل حزب سری؛ تلاش برای سرنگونی حکومت مصطفی کمال؛ تأسیس طریقتی صوفی منش؛ و تحریک روح دین‌داری از راه پخش «رساله حجاب» محاکمه و زندانی کردند. وی در دادگاه با استدلال‌های قوی از خود دفاع کرد. اما به خاطر رساله حجاب برایش یازده ماه زندان تعیین کردند.

  • با پایان حاکمیت حزب جمهوری در 1950 م؛ و پیروزی حزب دموکرات به رهبری «جلال بایار» و «عدنان مندرس»، ایجاد دموکراسی و فضای سیاسی برای نشر افکار و ارسال آثارش برای سیاست‌مداران و نخبگان جامعه فراهم شد.
    پس از پایان زندان اسکی شهر، وی را در سال 1935 م. به مدت هفت سال به شهر «قسطمونی» تبعید کردند. عمده فعالیت وی در این دوره تألیف و نشر رسائل نور ازجمله: شعاع هفتم، آیه الکبری، شعاع سوم، مناجات، شعاع چهارم، شعاع ششم، هشتم و نهم، نیز شعاع پنجم درباره بحث دجال آخرالزمان بود.
    با تصویب قانون کشف حجاب و منع پوشش عثمانی برای مردان و منع داشتن حجاب برای زنان، نورسی که هنوز لباس و عمامه علمای کرد بر تن می‌کرد، مورد اذیت و بازجویی قرار گرفت. در سی و یکم آب 1943 م. پلیس با خوراندن زهر او را به‌شدت بیمار و زمین‌گیر کرد، ضمن اینکه به‌طور دائم منزل او را بازجویی می‌کردند.
    نورسی پس از اسپارته به قسطمونی منتقل و آن را مدرسه یوسفی دوم نامید. وی را در یک شرایط وخامت باری به همراه 126 تن از شاگردانش محبوس کردند؛ و پس‌ازآن، برای محاکمه به دادگاه فرستادند. سپس یک انجمن علمی برای بررسی رسالات نور تشکیل شد که نتیجه آن مشخص کرد: «بدیع‌الزمان هیچ فعالیت سیاسی ندارد و درواقع خواستار تشکیل یک حزب سیاسی یا طریقت صوفی گری نیست و تمام تألیفاتش ایمانی، علمی و تفسیر قرآن مجید است.» این رأی به دادگاه تقدیم شد، درنتیجه حکم بی‌گناهی وی و شاگردانش صادر شد. بااین‌حال او را مدت دو ماه تمام در یک هتل، به بهانه رسیدن حکم از پایتخت زندانی کردند تا اینکه در اواخر ماه آب همین سال به‌جای آزادی، حکم تبعیدی ایشان به امیر داغ از توابع آفیون صادر شد. پس‌ازاین، وی رساله «ثمره درخت ایمان» را نوشت که خلاصه‌ای دقیق از مفاهیم و اهداف رسالات نور است.
    در اواخر ماه آب سال 1944 م. بدیع‌الزمان را تحویل شهربانی امیر داغ دادند و در جلوی شهربانی، خانه‌ای را برایش تهیه کردند. در این زمان نورسی از آزار و اذیت آن‌ها در امان نبود. ازجمله می‌توان به برداشتن عمامه، ریختن سم در غذا و منع وی از رفتن به مسجد اشاره کرد. درنتیجه نورسی وضعیت خود را به‌وسیله نامه به اطلاع مقامات حکومتی رساند. وی در این زمان هفتادوپنج سال سن داشت و درست بیست‌وسه سال تمام از زمانی که او را از کوه آرک پایین آورده و به غرب ترکیه تبعید کرده بودند می‌گذشت. در این زندان (آفیون) شعاع پانزدهم را نوشت که شامل «الحجه الزهراء» و از دلایل و براهین یگانگی خدا، صدق و حقیقت نبوت پیامبر (ص) بحث می‌کند. در این زندان کار دائمی شاگردانش، بازنویسی رسائل النور بود. پس از سپری شدن مدت بیست ماه زندانی شدن، در سال 1949 م. با دسته‌ای از شاگردانش مرخص شدند و همراه دو پلیس به خانه‌ای برده شد که از قبل برایش آماده‌شده بود.
    1-3 بخش سوم: مرحله سوم زندگی نورسی (سعید سوم)
    ده سال آخر زندگی نورسی یا به قول خودش، سومین مرحله مهم در ایجاد «سعید سوم» است. این مرحله از آزادی از زندان آفیون در 20/9/1949 م. تا آخرین سال زندگی‌اش 1960 م. را شامل می‌شود. سعید سوم، شامل تغییراتی است که خود استاد در الگوی زندگی‌اش ایجاد کرده است و مربوط به گسترش رساله نور و دخالت او در امور اجتماعی و پیشرفت‌های سیاسی است. شروع این قسمت برابر با شکست حزب جمهوری مردم (RPP) در انتخابات عمومی ماه می سال 1950 م؛ و روی کار آمدن قدرت حزب دموکرات توسط «عدنان مندرس» بود. وی در زندان افیون آغاز و شکل‌گیری این دوره را پیش‌بینی کرده بود.
    برای روشن شدن دوره سعید سوم، اشاره کوتاهی به دو مرحله قبلی از تغییر و تحولات نورسی مفید خواهد بود. پایان مرحله سعید قدیم در سال 1926 م؛ که نورسی در بارلا تبعید بود، رخ داد. در آن مرحله می‌خواست از راه سیاست، به اسلام خدمت کند. به همین خاطر به دیدار سلطان می‌رفت و او را راهنمایی و ارشاد می‌کرد، در روزنامه «وولقان» مطالب سیاسی تندوتیز منتشر و سعی می‌کرد آرای و افکار حزب «اتحاد و ترقی» را شکست دهد؛ اما بین سال‌های 1926-1918 م. مرحله تغییر و تبدیل سعید قدیم به سعید جدید اتفاق افتاد. این مرحله تا آزادی از زندان آفیون، (تا سال 1949 م.) با کناره‌گیری از سیاست و آغاز خدمتگزاری ایمان ادامه یافت. در این دوره حکومت، مدارس علوم دینی را تعطیل و صدها مسجد را به انبار و طویله؛ و کاروانسراها را به کلوپ جوانان (باشگاه) تبدیل کرد. دوری کردن نورسی از سیاست باعث می‌شد که حکومت نتواند ازنظر قانونی وی را محکوم کند، پس در شش دادگاهی که برای محاکمه وی تشکیل گردید، بی‌گناه شناخته شد.
    در این مدت (مرحله سعید سوم) اوضاع کشور ترکیه تغییر کرده و پس از یک ربع قرن که حکومت تک‌حزبی حاکم بود، احزاب سیاسی شروع به فعالیت کردند. در سال 1950 م. حزب دمکرات در انتخابات موفقیت چشمگیری به دست آورد و حزب جمهوری خلق، شکست خورد. در این زمان وی با کنار گذاشتن نوشتن رسائل النور، شروع به تدریس عمومی و همگانی رسالات نور و نصیحت متصدیان امور سیاسی، حکام و امرا نمود و برای همگان، تنها راه نجات بشریت را همان راه اسلام دانست. در این زمان خود و شاگردانش به‌هیچ‌وجه وارد سیاست نشدند.
    پس از صدور حکم تبرئه و بی‌گناهی رسالات و حاملان آن‌ها از طریق انواع دادگاه‌های آن روز، درنتیجه هزاران نسخه از آن‌ها چاپ شد. چاپ رساله «مرشد الشباب»: رهبر جوانان، بهانه‌ای به دست دولت داد تا به خاطر مخالفت با ماده 163 قانون اساسی ترکیه، علیه وی طرح دعوی شود. در آخرین جلسه، وکلای نورسی دفاعیات خود را انجام دادند و تمام اتهامات وارده را رد کردند، درنتیجه یک‌بار دیگر، حکم بی‌گناهی ایشان صادر و تبرئه شدند.
    افزون بر این‌ها، شکایتی از نورسی به خاطر بحثی که در روزنامه «بیوک جهاد»(Buyuk Cihad) که مدیر و مسئول فعال آن مصطفی صونگوری از شاگردان نورسی بود، با عنوان «اکبر برهان» یا بزرگ‌ترین دلیل صادر شد؛ اما بیماری و کهولت سن اجازه حضور در دادگاه صامسون را به ایشان نداد. به دنبال آن دادگاه دستور داد تا وی در استانبول محاکمه شوند. این بار هم بی‌گناهی وی ثابت شد و مدت سه ماه در استانبول اقامت گزید. پس‌ازآن، استانبول را به مقصد امیرداغ ترک و ازآنجا به اسکی شهر و نیز اسپارته رفت و مدت هشتاد روز در اسپارته ماند. وی از اسپارته به همراه دسته‌ای از دوستانش به بارلا آمد یعنی اولین جایی که رسائل النور در آن نوشته می‌شد. در سال 1955 م. حکومت ترکیه پیمان بغداد را امضا کرد. نورسی هم طی پیامی به نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور ترکیه، امضای توافق‌نامه را تبریک گفت و آن را گامی مثبت برای ترویج صلح و اعاده ارتباط میان ترکیه و کشورهای اسلامی، بلکه دوستی با غرب مسیحی تلقی کرد.
    با برگزاری انتخابات عمومی در سال 1957 م. در ترکیه، نورسی در انتخابات شرکت کرد و به دلیل اینکه در زمان به قدرت رسیدن حزب دمکرات در ترکیه، آزادی برقرار شد و این حزب مخالفت شدیدی بر ضد مسلمانان نداشت، نورسی در انتخابات عمومی به‌طور علنی به تائید آن پرداخت تا حزب ملی جمهوری به ریاست دست نیابد.
    مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد درمورد ارتباط سازمان با مشتری و مولفه های هوش هیجانی

  • وی در اواخر عمر اغلب در اسپارته، گاهی هم در بارلا و امیر داغ زندگی می‌کرد و برای کسانی که خواهان دیدار با او بودند، با تأکید بر نقش رسائل النور می‌گفت: «ان قراءه رسائل النور افضل مئه مره من الحدیث معی…»: مطالعه رسائل النور، صدبار از حرف زدن با من بهتر است، به آن‌ها بگویید رسائل النور را مطالعه کنند.» در سال 1958 م. تمام شاگردانی که در خدمتش بودند و یا درراه چاپ و نشر آثارش تلاش می‌کردند، در استانبول و آنکارا بازداشت شدند و وکیل «بکر برق» داوطلب دفاع از آن‌ها شد.
    نورسی که یک سفر دوره‌ای را برای دیدار با شاگردانش به چند شهر شروع کرده بود، در کانون اول 1959 م. 1378 ق. به آنکارا و ازآنجا به امیر داغ و در نوزدهم همان ماه جهت زیارت برادرش عبدالمجید و قبر مولانا به قونیه رفت، سپس به آنکارا و در روز اول سال 1960 م. به استانبول رفت و پس از دو روز به آنکارا برگشت و یک مصاحبه طولانی را با روزنامه «تایمز لندن» انجام داد. سپس عازم قونیه و ازآنجا به اسپارته رفت. دیدارها و سفرهای وی مورد تفسیرهای مختلف و هجوم و تبلیغ ناروای روزنامه قرار گرفت و حکومت از وی خواست در امیر داغ ساکن شود. نورسی تقاضا کرد، یک ماه در امیر داغ و یک ماه در اسپارته سکونت کند.
    نورسی در 20/1/1960 م. از امیر داغ به اسپارته و ازآنجا به آفیون رفت و سپس به امیر داغ برگشت. کسالت و بیماری وی شدت یافت. عده زیادی به دیدار وی در هتل محل اقامتش رفتند و بالاخره، در 23 مارس 1960 م./1379 ق. به علت بیماری ذات‌الریه، وفات کرد و در گوشه‌ای از شهر «اورفه»، نزدیک مقام حضرت ابراهیم (ع) دفن شد؛ اما با کودتای نظامی در ترکیه، حاکمان، به نبش قبر وی پرداخته و بدن او را برای دفن، با هواپیما به مکان نامعلومی بردند.
    1-4بخش چهارم: اساتید عرفانی
    اگر بخواهیم به ذکر اساتید و بزرگانی بپردازیم که به‌نوعی در رفتار، کردار و به‌خصوص ابعاد عرفان و سلوکی نورسی مؤثر بوده‌اند، علاوه بر محیط خانوادگی، جغرافیایی و فرهنگی شرق ترکیه که گرایش به طریقت‌های صوفیه و به‌خصوص طریقت نقشبندیه و خالدیه بیش از دیگر طریقت‌ها بوده است، باید به دودسته از اساتید وی اشاره کرد. دسته اول اساتیدی است که نورسی از دوران کودکی تا جوانی از مکتب و محفل عرفانی، سلوکی و تربیتی آن‌ها به‌طور مستقیم استفاده کرده است. این بزرگان کسانی چون: شیخ سید نور محمد، شیخ عبدالرحمن تاغی ملقب به سیدا، شیخ فهیم و شیخ محمد کفروی از علما و مشایخ بزرگ شرق ترکیه هستند و نورسی آن‌ها را فوق‌العاده دوست داشت، حتی وی علاقه زیادی به علما به‌ویژه شیخ ملأ امین افندی، ملأ فتح الله و شیخ فتح‌الله داشت.
    اما دسته دوم اساتید، عارفان، شاعران و عالمان بزرگی بودند که در عصر وی زندگی نمی‌کردند و او از طریق آثار، عبارات و اشعار ایشان در حکم یک شاگرد در مکتب ایشان تلمذ می‌کرد؛ و در آثارش بارها به این ارتباط و تأثیرپذیری اشاره و از آن‌ها به بزرگی یادکرده است. ازجمله مهم‌ترین این بزرگان که در عرصه عرفان و تصوف اسلامی معروف و مشهور هستند، می‌توان به شیخ احمد فاروقی سر هندی؛ شیخ عبدالقادر گیلانی، مولانا جلال‌الدین رومی، امام محمد غزالی، سعدی شیرازی، جامی و ابن عربی اشاره کرد. با توجه به اهمیت و اثرگذاری هر یک در آرای عرفانی و اندیشه‌های سلوکی نورسی، به معرفی برخی از آن‌ها و بیان موارد مهم و تأثیرگذار می‌پردازیم.
    1-4-1شیخ احمد فاروقی سر هندی (971 ق – 1034 ق)
    وی که ملقب به مجدد الف ثانی است در قرن دهم در سرزمین هند می‌زیست و به‌زودی قطب سلسله نقشبندیه شد. پس از اتمام دروس متداوله صاحب‌نظر شد و با تکیه‌بر شریعت به تربیت مریدان پرداخت. از اقدامات سر هندی در طول حیات می‌توان به مواردی چون: مبارزه با خرافات، تأکید بر اجرای شریعت و دعوت حاکم هند به اسلام واقعی، ترویج طریقت نقشبندی مجددی در هند و سرزمین‌های مجاور، مبارزه با مخالفان مقام صحابه، نوشتن مقالات و کتب مناسب و موردنیاز مسلمانان اشاره کرد.
    کتاب مکتوبات ازجمله آثار پرکاربرد اوست که در آن نامه‌های بسیاری وجود دارد که به پادشاهان، امرا، سلاطین، وزرا و غیره نوشته است. این کتاب در مدارس دینی، دانشگاه‌ها و محافل عرفانی، به‌ویژه در حلقه نقشبندیان بسیار موردتوجه و اعتماد بوده است. نورسی ضمن تأثیرپذیری بسیار از شخصیت سر هندی، از وی بارها با عنوان امام ربانی یادکرده و از کتاب مکتوبات وی بسیار الهام گرفته است. از مباحث عمده‌ای که در مکتوبات سر هندی مطرح و در آرای عرفانی نورسی تأثیرگذار بوده است می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: نقش عرفا و صوفیان حقیقی در مسائل اجتماعی و سیاسی؛ سطح علمی و میزان آشنایی عرفا با علوم عقلی و نقلی؛ توجه کامل به شریعت و عشق به عمل کردن به سنت؛ عشق به رسول‌الله (ص) و اصحاب آن حضرت؛ مبارزه با بدعت و خرافات؛ پاسداری از عقاید اسلامی؛ شناختن عرفان حقیقی و اهل تصوف واقعی؛ معارف غریبه‌ای در مورد ذات و صفات الهی؛ شفقت و دلسوزی نسبت به مردم؛ اخلاص و تأکید بر الهی بودن کارهای عرفا برای خدا و شناختن علما و وارثان حقیقی رسول‌الله (ص).
    نورسی در طرح حقایق ایمان از احمد سر هندی متأثر است و در این زمینه می‌گوید: رئیس سلسله نقشبندیه امام ربانی در کتاب مکتوبات خود گفته: «اننی ارجّح وضوح مسأله من الحقائق الایمانیه وانکشافها علی آلاف من الاذواق والمواجید والکرامات» همچنین می‌گوید: «ان منتهی الطرق الصوفیه کافه هو وضوح الحقائق الایمانیه وانجلاؤه»؛ نیز در جای دیگر می‌گوید: «ان الولایه ثلاثه اقسام: الولایه الصغری: وهی الولایه المشهوره. وقسم ثان: هو الولایه الوسطی. وقسم ثالث: هو الولایه الکبری. هذه الولایه الکبری هو فتح الطریق الی الحقیقه مباشره دون الدخول فی برزخ التصوف وذلک بوساطه وراثه النبوه»: ولایت سه قسم است. یکی ولایت صغری که آن همان ولایت مشهور است. دوم ولایت وسطی و سوم ولایت کبری که آن گشودن طریق حقیقت به‌طور مستقیم بدون ورود به برزخ تصوف است و آن به‌وسیله وراثت نبوی است. بنابراین نورسی در تائید طریقت قرآنی خود، با الهام از احمد سر هندی، عبور از ظاهر به حقیقت را بدون گذر از برزخ تصوف ممکن می‌داند و خاطرنشان می‌کند: در قرآن طریقی را به‌سوی حقیقت بدون طریقت (مشهور) و نیز طریقی به‌سوی علوم مقصوده بدون عبور از برزخ علوم آلی دیده است. نورسی این طریق را سریع‌السیر، کوتاه و سالم می‌نامد.
    نورسی سلوک در طریقت نقشبندیه را با دو بال میسر می‌داند، یکی اعتقاد درست به حقایق ایمانی و عمل کامل و درست به واجبات دینی؛ اما اگر خلل و کوتاهی دریکی از این دو اتفاق بیفتد، نمی‌توان در طریقت نقشبندیه سیر و سلوک کرد. به این معنا که طریقت نقشبندیه دارای سه جنبه است: اولین، پر سابقه ترین و بزرگ‌ترین خدمت به حقایق ایمانی، خدمت مستقیم است که امام ربانی در روزهای آخر عمر خود بر اساس آن سلوک داشته است. دوم: خدمت واجبات دینی و سنت نبوی تحت پوشش طریقت. سوم: تلاش برای زدودن بیماری‌های قلبی از راه تصوف و سلوک درونی؛ بنابراین آغاز این طریقت به‌حکم فرض و دوم به‌حکم واجب و سوم به‌حکم سنت است. سپس می‌گوید: «فما دامت الحقیقه هکذا: فانی أخال أن لو کان الشیخ عبد القادر الکیلانی والشاه النقشبند والامام الربانی وأمثالهم من اقطاب الایمان رضوان الله علیهم اجمعین فی عصرنا هذا، لبذلوا کل ما فی وسعهم لتقویه الحقائق الایمانیه والعقائد الاسلامیه، ذلک لانهما منشأ السعاده الابدیه، » : اگر شیخ عبدالقادر گیلانی و شاه نقشبند و امام ربانی و امثال ایشان از قطب‌های ایمان در دوره ما بودند، تمام تلاششان را درراه حقایق ایمانی و عقاید اسلامی به کار می‌بستند زیرا این تنها منشأ و سبب سعادت ابدی خواهد شد. «نعم، لا یمکن دخول الجنه من دون ایمان، بینما یدخلها الکثیرون جداً دون تصوف. فالانسان لا یمکن ان یعیش دون خبز، بینما یمکنه العیش دون فاکهه. فالتصوف فاکهه والحقائق الاسلامیه خبز.» : بله ورود به بهشت بدون ایمان ممکن نیست درحالی‌که عده بسیاری بدون تصوف وارد آن می‌شوند. همان‌طوری که انسان بدون نان نمی‌تواند زندگی کند، اما بدون میوه زندگی برایش ممکن است. لذا تصوف در حکم میوه و حقایق اسلامی در حکم نان است. نورسی می‌گوید: هر کس سی‌وسه رساله «الکلمات» را بخواند، در مقابل او طریق قرآنی کوتاهی بازخواهد شد.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.