دانلود پایان نامه ارشد درمورد معراج پیامبر (ص) و معراج پیامبر

دانلود پایان نامه
  • آرای عرفانی و سلوکی نورسی
    3 جایگاه تصوف و طریقت در نظر نورسی
    ازآنجاکه دستیابی به تصوف و آرای عرفانی نورسی شفاف و آسان نیست، دقت در سیره و آثار نورسی با توجه به شرایط تاریخی و سیاسی ضروری است تا بتوان با دلایل مستند اثبات کرد که نورسی از عارفان و صوفیان دارای یک طریقت عرفانی مخصوص به خود بوده است.
    نورسی در مواضع بسیاری خود را نه یک شیخ صوفی، بلکه یک عالم دینی معرفی می‌کند. ازجمله در زمان محاکمه به دوستان خود و مسئولان حکومتی در پاسخ اینکه شیوخ صوفیه در امور دولتی و سیاسی دخالت می‌کنند… می‌گوید: «اقول ایها الساده اینی لست شیخاً صوفیاً… و الاسلام ضروری» نورسی خود را صوفی نمی‌داند، بااین‌حال همواره از طریقت و تصوف به نیکی یاد و ستایش می‌کند؛ و هدف طریقت را، معرفت حقایق ایمانی – قرآنی و رسیدن به آن از طریق سیر و سلوک روحانی، در سایه رهبری معراج پیامبر (ص) با قدم‌های درونی و به شکل وجدانی و ذوقی می‌داند. طریقت و تصوف راز انسانی رفیع، کمال بشری و قلب محور حقایق فراوان هستی است. قلب باید به کاری بپردازد که برای آن آفریده‌شده است. بدون شک بزرگ‌ترین مشغولیت قلب، توجه به حقایق ایمانی، ذکر خداوند در ضمن مراتب ولایت به‌وسیله طریقت است. ذکر خدا و تفکر کلیدهای سیر و سلوک و وسیله‌های حرکت روحانی است.
    بااینکه وی از طریقت و تصوف جانب‌داری می‌کند اما در مقایسه مسلک خود با دیگر طریقت‌ها می‌گوید: «البته مسلک ما طریقت نیست، حقیقت است، پس مانند اهل طریقت مجبور نیستیم این رابطه را فرضی و خیالی انجام دهیم که بامسلک حقیقت تناسب ندارد، بلکه باید به سرانجام فکر کرد، البته نه این‌که آینده را به زمان حال بیاوریم؛ بلکه با توجه به حقیقت ذهن باید از زمان حال به آینده برویم و به آن نگاه کند؛ و می‌توان بدون نیاز به خیال و فرض به جنازه خود نگاه کرد که تنها میوه موجود از درخت عمر است و این‌چنین می‌توان علاوه بر دیدن مرگ خود، با نگاه به جلوتر، مرگ ” زمانه خویش” را نیز ببینیم، حتی آن‌سوتر، مرگ دنیا را نیز ببینیم تا راهی به اخلاص کامل بازکنیم.»
    همچنین او با کامل‌تر و جامع‌تر خواندن مسلک خود از سایر طریقت‌ها می‌گوید: «شاگردان نور نیازی به طریقت تصوف ندارند…» نورسی درباره ولایت و رسالت؛ و طریقت با شریعت هم با بسیاری از عارفان و صوفیان، دیدگاه متفاوت دارد و ولایت را دلیل رسالت و طریقت را برهان و دلیل شریعت می‌داند. و می‌گوید: «ان الولایه حجه الرساله و ان الطریق برهان الشریعه، ذلک لان ما بلغته الرساله من حقایق الایمانیه تراها “الولایه” بدرجهه ” عین الیقین” بشهود قلبی و تذوق روحانی فتصدقها و تصدیقها هذا حجه قاطعه لاحقیقه الرساله»؛ «و ان ما جائت به ” الشریعه ” من حقائق الاحکام، فان ” الطریقه ” برهان علی احقیه تلک الاحکام و علی صدورها من الحق تبارک‌وتعالی بما استفاضت منها و استفادت بکشفیاتها و اذواقها»؛ ” نعم، فکما ان ” الولایه و الطریقه ” هما حجتان علی احقیه “الرساله و الشریعه ” و دلیلان علیهما، فانهما کذلک سرّ کمال الاسلام و محوره انواره و هما معدن سمو الانسانیه و رقیها و منبع فیوضات‌ها بانوار الاسلام و تجلیات اضوائه.»: شریعت از حقایق احکام است و طریقت دلیلی بر حق بودن آن احکام است که از حق‌تعالی صادرشده است و طریقت در کشفیات و اذواق از آن‌ها استفاده می‌کند؛ بنابراین نورسی ولایت و طریقت را دو دلیل بر حق بودن رسالت، دین و کمال اسلام، محور انوار اسلام، معدن برتری انسان و سرچشمه فیوضات انوار اسلام می‌شمارد.
    نورسی، سیر و سلوک در طریق ولایت را با همه سهولت و آسانی دارای سختی و با همه کوتاهی، بسیار بلند و با تمام ارزشمندی و جایگاه والا، پرخطر و با همه گستردگی بسیار تنگ و باریک می‌داند.
    3-1دلایل و شواهد بر صاحب طریقت بودن نورسی
    برخلاف ادعا و اذعان نورسی بر صوفی نبودن و نداشتن طریقت صوفیانه، با توجه به دوران سه‌گانه زندگی‌اش و مراجعه به رسائل النور به دست می‌آید که صاحب طریقت بوده است. برای تائید این سخن به ذکر شواهد و دلایل آن می‌پردازیم:
    3-1-1 گرفتن مرجع علمی و سلوکی از بزرگان طریقت‌های مشهور
    نورسی در مباحث علمی و سلوکی به سخنان و تألیفات بزرگان و شیوخ طریقت‌های صوفیانه پیش از خود استناد کرده و از این معارف بزرگ بهره برده است. وی ضمن تعریف و تمجید طریقت تصوف، به‌خصوص طریقت نقشبندیه و بزرگان آن می‌گوید: «طریقت صوفیه عبارت است از راه وصول به حقایق و مشهورترین آن‌ها عبارت است از طریقت نقشبندیه که بزرگراه به شمار می‌آید. بعضی از اقطاب نقشبندیه قواعد آن را چنین خلاصه کرده‌اند:
    ” در طریق نقشبندی لازم آمد چار ترک، ترک دنیا، ترک عقبی، ترک هستی، ترک ترک”
    یعنی: در طریقت نقشبندی ترک چهار چیز لازم است: ترک دنیا که دنیا را مقصود ذاتی ندانی؛ ترک آخرت به‌حساب نفس و ترک نفس یعنی نفس را فراموش کنی و سپس ترک ترک یعنی در این ترک فکر نکنی تا شیفته نشوی و فریب خود را نخوری و به خود تفاخر نکنی؛ یعنی شناخت خدا و کمال حقیقی انسان در ترک آنچه غیر خداست به دست می‌آید.» سپس در زمان عضویت در دارالحکمه الاسلامیه از بحران شدید روحی خودش می‌گوید: زمانی که در دارالحکمه الاسلامیه عضویت داشته و به فشار و اضطراب مواجه شده، با رجوع به کتاب «فتوح الغیب» عبدالقادر گیلانی و تفأل به آن آرامش یافته است…»
    مطلب مشابه :  پایان نامه درباره قانون مجازات اسلامی و مسئوولیت کیفری

  • وی به طریقت‌های صوفیه و انتساب به آن‌ها حرص و میل شدیدی دارد، حتی ایمان انسان را بدون این طریقت‌ها مستحکم نمی‌شمارد؛ و ضمن بیان اهمیت طریقت‌ها در نگهداری ایمان، از اینکه علمای اهل سنت و سیاست‌مداران آن‌ها، منبع ولایت و طریقت را می‌بندند، افسوس می‌خورد. و فواید طریقت را بیشتر از ضررهای آن می‌داند. درباره اهمیت و ارزش طریقت‌های صوفیه می‌گوید: «فالذی لیس له حظ من الطریقه… مدققاً.» و بااینکه دستور می‌دهد که شاگردان نور نباید شیخی بیرون از دایره رسائل النور داشته باشند: «نعم إن الذی اتخذ لنفسه شیخاً قبل دخوله الدائره یمکنه أن یحافظ علی رابطته بشیخه و مرشده ضمن الدائره أیضاً، ولکن من لم یکن له شیخ بعد الدخول فی الدائره، لیس له أن یتخذ شیخاً إلا ضمن الدائره.» با این حال شاگردش خلوصی را از ورود به طریقت نقشبندیه معاف می‌کند.
    نورسی از مشرب خلت و مسلک برادری در دایره رسائل النور با عنوان “فنا فی الاخوان” در مقابل اصطلاح اهل تصوف “فنا فی الشیخ “و ” فنا فی الرسول” نام می‌برد که توضیح آن در فصل پنجم و تحت عنوان فنای فی الاخوان آمده است. اصطلاحاتی که نورسی در رسائل خود به‌کاربرده است درواقع همان اصطلاحاتی است که به همان معنا نزد اهل تصوف معروف هستند، علاوه بر اینکه وی اصطلاحات جدیدی نیز به آن افزوده است.
    3-1-2 استفاده از اذکار و اوراد طریقت‌ها به‌ویژه طریقت نقشبندیه
    نورسی در رسائل النور، از طریقت‌ها به‌خصوص طریقت نقشبندیه بهره برده و به جایگاه ارزشمند آن‌ها در عالم اسلام اشاره‌کرده است. ازجمله: بهره‌گیری وی از کلمه شهادت در اوراد نقشبندیه؛ هشدار نسبت به اخلاص ورزیدن در اذکار همانند طریقت‌های گذشته؛ استفاده از ذکر «یا بَاقی أنتَ البَاقی» (ختمه مخصوص بزرگان نقشبندیه) در آخر نامه‌های خود و نیز شرح و تفسیر آن؛ عمل برحسب قلب به‌عنوان بهترین روش در سیر و طریقت؛ و یادآوری نقش و اثر طریقت‌ها در نگهداری از قلمرو اسلامی مقابل هجوم گمراهان غربی. در این مبحث به توضیح اجمالی هر یک از این موارد خواهیم پرداخت:
    نورسی درباره کلمه شهادت در اوراد نقشبندیه می‌گوید: در این راه با آن اوراد زنده می‌شویم و با آن می‌میریم و با آن فردا محشور می‌شویم، با پایبندی تمام احساس می‌کنم اگر تمام دنیا به من داده شود به‌اندازه‌ای نیست که این حقیقت ایمانی واحد برایم روشن است.
    برای رعایت اخلاص در ذکر به شاگردانش هشدار می‌دهد که تنها در انتظار پاداش دنیوی آن را نباشند. اگر منافع دنیایی علت عبودیت یا ورد و ذکر مشخصی شوند یا جزئی از آن را شامل شوند، حتماً عبادت را باطل و وردی با خاصیت را، بی‌نتیجه می‌کنند…»
    وی اغلب نامه‌های خود را با «یا بَاقی أنتَ البَاقی؛ یا بَاقی أنتَ البَاقی» ختم می‌کند دو حقیقت مهم را نشان می‌دهند. این‌که برخی از بزرگان نقشبندیه ختمه مخصوصی از این دو جمله برای خود تهیه‌کرده و آن را «ختمه نقشیه مختصر» نامیده‌اند بیانگر معنای آن آیه بزرگ است. و این دو جمله را نشان‌دهنده معنا و شرح آیه «…کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ …» (قصص، 88) می‌داند.
    نورسی می‌گوید: بهترین شیوه کار قلب و عمل کردن آن از راه سلوک، طریقت است. وی در جواب چیستی طریقت می‌گوید: غایت و هدف طریقت، شناخت حقایق ایمانی، قرآنی و رسیدن به آن از راه سیر و سلوک روحانی، وجدانی، ذوقی همانند شهود است. طریقت و تصوف سر انسانی بالا و کمال بشری است… خداوند قلب را به این شکل خلق کرده و عمل، اجرا و انجام این قلب و تحریک آن و تشخیص توانایی‌های آن و انتقال از قوه به فعل را از قلب خواسته است. تا زمانی که خدای سبحان و بلندمرتبه چنین اراده می‌کند. پس قلب بر اساس اراده خدای سبحان اقدام می‌کند. بدون تردید بزرگ‌ترین وسیله برای کار قلب و اجرای آن، حقایق ایمانی با ابزار ذکر، با رعایت مراتب ولایت توسط طریقت‌ها است.
    نورسی برخی از فایده‌های ذکر و چگونگی مأنوس شدن انسان به ذکر خداوند، صیغه و شکل ذکر که «الله الله گفتن» است را چنین بیان می‌کند: اهل طریقت در زمان هجوم گمراهان، از ایمان خود نگهداری می‌کنند تا حدی که یک فرد عادی با اخلاص اهل طریقت بیشتر از کسی که ادعای دانایی و علم دارد، از نفس خود نگهداری می‌کند.
    علاوه بر نتایج دینی، اخروی یا روحانی، طریقت‌ها در جهان اسلام پیش‌نیاز ابزارهای ایمانی قرار دارد که در دایره برادری اسلامی بین مسلمانان رشد و گسترش‌یافته است. طریقت‌های صوفیه درگذشته و امروزه یکی از قلعه‌های سه‌گانه هستند که بر دیوارهای مستحکم آن هجوم‌ها و سیاست‌های مسیحیت و کسانی که در پی نابودی نور اسلام هستند، شکسته می‌شود. بنابراین نباید نقش طریقت‌ها را در نگهداری از مرکز خلافت اسلامی استانبول در طول 550 سال، به‌رغم هجوم دنیای کفر و اروپای مسیحی فراموش کنیم.
    3-1-3شرح روش‌های طرق صوفیه به شاگردان
    نورسی در دوره حبس و تبعید و یا آزادی به بیان و توضیح موضوعات سیر و سلوکی به‌خصوص سیر آفاقی و انفسی در سلوک و تفاوت‌ها و مزایای هر یک می‌پرداخت.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.