دانلود پایان نامه ارشد درمورد ارزش‌های اسلامی و مفاهیم قرآنی

دانلود پایان نامه

نورسی و مولوی هر دو فلسفه مادی را مختص عالم محسوسات و تجربیات می‌دانند. زیادی علوم عقلی باعث ایجاد بیماری‌های معنوی قلبی است.
هر دو حس و عقل را ابزار شناخت خدا و تکالیف شرعی، عقلی و قلبی دانسته‌اند. نورسی با عاریت گرفتن و کار بردن «عقل ایمانی» از مولوی، عقل ایمانی را آن عقل مسلمانی می‌داند که مفاهیم توحید، صفات کمال و جمال خداوند از قرآن الهام گرفته‌شده است؛ و هر عقلی جداشده از قرآن، به‌پای این عقل نمی‌رسد که مفاهیم قرآنی دیدگاه آن را درباره الوهیت و ربوبیت تشکیل داده است، پس این عقل از مراتب پست حیوانی به اوج خلافت رشد می‌کند.

  • تأثیر دیگر مثنوی مولوی بر المثنوی العربی ازنظر شیوه ادبی و عاطفی است زیرا نورسی همانند مولوی، رهنمودها و درس‌های خود را بر اساس حکایات و تمثیلات قرار داده و تمثیلات و حکایات را بهترین وسیله تأثیرگذاری دانسته است؛ و مولانا و سعدی شیرازی را بهترین کسانی می‌داند که این روش را به‌کاربرده‌اند.
    نورسی در تبلیغ مسائل تربیتی مثل پند دادن به نفس، متأثر از مولوی است. وی این روش را اغلب با کلمه «اعلم» (بدان) شروع می‌کند؛ و می‌گوید: «آنچه در آغاز هر خاطره‌ای از خاطرات مثنوی تکرار می‌شود، از قبیل ” اعلم”، منظور از آن ” اعلم یا سعید” (ای سعید بدان) است، یا “اعلمی ” که منظور از آن “اعلمی یا نفسی ” (ای نفس من بدان) است.»
    اصطلاح عشق و کاربرد آن در المثنوی العربی توسط نورسی ارتباط پیوسته نورسی با مثنوی معنوی را نشان می‌دهد؛ و می‌گوید: عشق واقعی، محبوب خود را صدا می‌زند و این ندا در قلب عاشق احساس می‌شود؛ پس عشق مانند جذبه حقیقت است که اسرار را به‌سوی خود می‌کشاند. نیز می‌گوید: بدان که عجز مانند عشق است، یعنی راهی که به خداوند می‌رسد. عشق و بیان آن به شکل دلسوزی و دردمندی واقعیت عشق و رابطه قوی نورسی و مولوی را نشان می‌دهد.
    محتوای دو کتاب تفکر کاملاً عقلی را نشان می‌دهد که تضمین‌کننده جامعه است و استفاده از حکایت‌های سازنده و آگاهی از متون تربیتی برای رسیدن به هدف خود، شباهت مضمونی آثار هر دو را نشان می‌دهد. هر دو کتاب مباحث به بررسی توحید، نبوت، جبر، اختیار و مسائل زیربنایی پرداخته‌اند. به‌طورکلی نورسی تفاوتی بین المثنوی العربی خود با مثنوی معنوی نمی‌بیند، بلکه المثنوی العربی را ادامه یا نسخه دوم مثنوی معنوی می‌نامد.
    شاگردان: نورسی شاگردان بسیاری را برای ترویج دین و معنویت و گسترش آراء عرفانی و قرآنی تربیت کرد. بدون تردید اگر این شاگردان دلسوز و خدمت گذار نبودند، کار استنتاخ و توزیع رسائل النور به سرانجام نمی‌رسید. وی شاگردان خود را طلبه نور، شاگردان رساله نور، شاگردان با اخلاص قرآن می‌نامید، حتی برای آن‌ها یک مجموعه اجتماعی بانام جمعیت و سازمان قائل بود. شاگردان نور در تمام شرایط تبعید، حبس و زندان و حضور در دادگاه‌های مختلف همراه و همگام استاد خود بودند. رضایت و خوشنودی نورسی از فداکاری و اخلاص آن‌ها به حدی بود که شاگردان واقعی را که خدمت ایمانی را برتر از هر چیزی می دانند، اگر به آن‌ها درجه قطبیت هم ببخشند، بازهم خدمت ایمانی را برای حفظ ایمان و اخلاص برتر، این درجه را کمتر از خدمت ایمانی و حفظ اخلاص آنها می‌دانند» درواقع وی شاگردان دین‌دار صادق و جدی و استوار را که در دوره بی‌ثباتی متزلزل نمی‌شوند مثل یک ولی و حتی یک‌قطب می‌بیند. ازجمله شگردان وی می‌توان از بزرگانی چون: مصطفی صونگری، محمد فیضی، ملأ حبیب، محمد زاهدی، عبدالله جاویش، محمد خلوصی، عمر، عبید (برادرزاده نورسی) و … نام برد که درراه خدمت به استاد، ترویج حقایق ایمانی و نجات ایمان مردم، استنتاخ و انتقال رساله‌های نور به تمام مردم ترکیه کوتاهی نمی‌کردند.
    5 -نظرات و باورهای نورسی
    5- 1 اعتقادات
    به نظر نورسی، قرآن همان توحید، نبوت، معاد، عبادت و عدالت و در خود علت وجود عالم، علت آفرینش و ایمان به خداوند است. وی ایمان را هم نور، هم قدرت و مو من واقعی را قادر به تصرف در تمام هستی می‌داند.
    به باور نورسی، تمام مذاهب اهل قبله، در ایمان تفاوتی باهم ندارند. او سعی کرد تمام مذاهب اسلامی را با همه اختلافات تاریخی، زیر عنوان واحدی جمع و بررسی کند. به نظر او، در بطن اسلام اختلافی نیست، بلکه اختلاف در امور فرعی (که جزی ضروری دین محسوب نمی‌شود) وجود دارد و علت آن، زندگی اجتماعی و جغرافیایی است. تفاوت مذاهب، رحمت و علت اختلاف عدم بهره‌مندی تمام آن‌ها از یک سطح زندگی اجتماعی است. مقام و جایگاه صحابه موضوعی است که نورسی در موارد بسیاری از رسائل خود، ارزش و اهمیت آن را گوشزد کرده است. وی درجایی با ذکر (سوره فتح آیه 29) به راین باور است که اجماع اهل سنت و جماعت دلیل قاطع بر این است که یاران پیامبر (ص) بعد از وی، بافضیلت ترین افراد انسانی هستند.
    نورسی اساس فقه را اجتهاد دانسته و در رسائل خود بارها بر باز بودن اجتهاد در تمام دوره‌ها تأکید کرده است. وی بااینکه تألیف جداگانه‌ای درباره فقه ندارد، اما به موضوع احکام اسلامی پرداخته است.
    اخوت و برادری ازنظر وی یک اصل قرآنی است و حیات را نتیجه وحدت و اتحاد می‌داند که باید آن را جدی گرفت، زیرا با رفتن اتحاد، حیات معنوی هم می‌رود. نورسی در برابر موضع‌گیری‌های خصمانه دشمنان، اتحاد و اخوت اسلامی را قوی‌ترین سلاح، سپر، قلعه دانسته است. وی آنچه باعث تزلزل قلعه اسلامی و مخالف وجدان و مصلحت اسلام است، همان دشمنی و بهانه‌های جزئی می‌داند.
    5-2 نورسی و سیاست
    نورسی ضمن بیان ملیت‌گرایی در اسلام، سعی می‌کرد ملیت را از ویژگی‌های قومی جدا کند و به جهات فرهنگی بیشتر توجه دهد. وی وجود تفکر ملیت‌گرایی را محصول غربی‌ها برای بهره‌وری و ایجاد اختلاف در سرزمین‌های اسلامی می‌دانست. سپس ضمن تقسیم ملی‌گرایی به دو بخش مثبت و منفی؛ ملیت‌گرایی منفی را باعث دشمنی و کینه، اما میلت گرایی مثبت را باعث تعاون، همکاری، اخوت اسلامی و خدمت به اسلام تعریف می‌کرد.
    مطلب مشابه :  دانلود مقاله فناوری اطلاعات و ارتباطات و نظام اقتصادی کشور

  • نورسی ارتباط بین مباحث اعتقادی اسلام را بازندگی انسان در دنیای امروز دنبال می‌کرد و در نظر او ایمان شامل دو قسمت «آفاقی و انفسی» و خداوند غایت و هدف ایمان است. وی بابیان اینکه معرفت الهی یکی از اهداف حیات است، پنج هدف برای زندگی ترسیم می‌کند که عبارت‌اند از: 1) معرفت به خداوند، به‌گونه‌ای که حق آن به‌جا آورده شود. 2) عبادت با اخلاص و پرستش الهی. 3) امتحان و آزمایش. 4) شکر و صبر. 5) اصلاح.
    نورسی حل بسیاری از مسائل جدید هر جامعه‌ای را به‌وسیله احکام اسلامی ممکن می‌دانست، زیرا ارزش‌های اسلامی برای زندگی روزمره انسان هستند. به‌طور مثال او، نمازخواندن را صرفاً نه یک عبادت، بلکه اینکه صدها میلیون نفر به یک‌شکل و به یک سمت نماز می‌خوانند، یک هم‌جهتی گسترده سیاسی، اجتماعی، باهم بودن و در کنار هم بودن می‌نامید.
    نورسی به‌جای فلسفه‌ای خالی از مبانی الهی و اخلاقی، «حکمت قرآنی» را پیشنهاد می‌کند، زیرا برعکس فلسفه مادی‌گرا، شاگردان حکمت قرآنی بنده متواضع و ملایم خداوند هستند و در برابر غیر خدا تسلیم نمی‌شوند و فقط در برابر خدا، فقیر و ضعیف هستند و از همه‌چیز بی‌نیازند. وی ضمن مقایسه عمیق حکمت قرآنی با فلسفه بدون وحی و اخلاق، ورود اسرائیلی‌ات، تعالیم یهود و فلسفه یونان در قرون ابتدایی اسلام را تائید می‌کند.
    نورسی مهم‌ترین عامل حفظ نظام یک اجتماع و پیشگیری از شکاف طبقاتی عمیق را وجوب «زکات قرآنی» و «ممنوعیت رباخواری» می‌داند و به آن دستور می‌دهد. به باور نورسی طبقات بالا و پایین جامعه، نباید آن‌قدر از یکدیگر فاصله بگیرند که ارتباطشان قطع شود. اسلام از راه واجب کردن زکات و ممنوعیت ربا، ارتباط بین فقرا و ثروتمندان را برقرار کرده و آن‌ها را دعوت به همدردی و احترام به یکدیگر کرده است تا نظم و توازن در جامعه حفظ شود.
    وی ضمن حمایت از انجمن‌ها و گروه‌های سیاسی که درصدد اتحاد بودند، نگران فریب خوردن و بازیچه سیاسی قرار گرفتن و عامل تفرقه شدن مردم بود و تقویت وحدت اسلامی موضوعی بود که موجب عضویت وی در «اتحادیه محمدی» شد. نورسی درباره ویژگی این اتحادیه می‌گوید: راه اتحادیه به ما عشق به عشق و دشمنی با دشمن را یاد می‌دهد. وی اساس اتحاد را احیای اخلاق و اخلاقیات از راه پایبندی به شریعت و اجرای سنت پیامبر (ص) می‌دانست و می‌گفت: ما به پیشرفت اخلاقی بیشتر از اصلاح دولت نیاز داریم. از بهانه‌ها و اتهامات حکومت لائیک ترکیه به نورسی که هر بار موجب آزار، زندانی و یا تبعید وی می‌شد، عبارت بود از طریقت گرایی و دادن درس طریقت و تشکیل طریقت نقشبندی، وی در جواب این تهمت‌ها با شجاعت و صراحت می‌گفت: زمان، زمان طریقت نیست، بلکه زمان نجات ایمان است. او شیخ طریقت نیست. بلکه یک روحانی است که درس حقیقت می‌دهد که شامل علوم ایمانی و حقایق عالی است. قصد وی، نجات ایمان و خدمت به اسلام است وگرنه یک نفر پیدا نمی‌شود که بگوید به او درس طریقت داده است.
    وی در انکار تشکیل جمعیت سیاسی هم متذکر می‌شود که فعالیت آن‌ها برای نجات ایمان بوده و خود را عضو یک جماعت اسلامی مقدس مشتمل بر تمام مسلمانان و اهل ایمان می‌داند، لذا خود را حزب‌الله و حزب القرآن دانسته و به آن اعتراف و افتخار می‌کند. درواقع نورسی در دوران جمهوری ترکیه هیچ علاقه‌ای به ارتباط با جریان‌های داخلی، خارجی و جماعت‌های سیاسی نداشت و شاگردان را از تماس با آن‌ها منع می‌کرد. وی اولین و مهم‌ترین دلیل دور شدن از سیاست را «اخلاص» (پایه اصلی مشرب نوری) در زمان غفلت عصر خود (درحالی‌که می‌دید بسیاری همه‌چیز حتی دین را ابزار مشرب دنیای خود قرار داده بودند)؛ و دیگری «مهربانی کردن، ظلم و ضرر نرساندن» (یکی از پایه‌های چهارگانه رساله نور) می‌دانست.
    فصل سوم:
    معرفی کلیات رسائل النور
    2-مقدمه
    نورسی کلیات رسائل النور را با الهام از قرآن کریم و معانی ایمان در یک شرایط دشواری برای طرفداران و شاگردان خود به هدف نجات ایمان مردم در نه جلد طی سی‌وچهار سال املا کرده است. این اثر ابتدا به زبان ترکی عثمانی، سپس به ترکی استانبولی (لاتینی) نوشته شد. به‌تدریج ترجمه‌هایی از آن به زبان‌های مختلف انجام شد. ازجمله احسان قاسم الصالحی، آن را به زبان عربی در هفت مجلد ترجمه کرد. نیز خانم شکران واحده بر ترجمه اللمعات، مکتوبات، لمعات، شعاعات (از کلیات رسائل النور) به زبان انگلیسی اقدام کرد. علاوه بر این‌ها؛ کلیات به زبان‌های آلمانی، روسی، کردی، مالایی، چینی، بوسنی و بسیاری از زبان‌های آسیای میانه و غیره ترجمه شد.
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.