دانلود تحقیق با موضوع کودکان و نوجوانان و کودکان و نوجوان

دانلود پایان نامه

بر اساس ماده 9 این آیین نامه ، سازمان بهزیستی کشور موظف است با مشارکت و همکاری سازمان ها و نهادهای ذی ربط نسبت به راه اندازی مراکز سطوح چهارگانه موضوع این آیین نامه در کلیه مراکز استان هایی که با مشکل کودکان خیابانی مواجه می باشند اقدام نمایند.
طبق ماده 1«مراکز خیابانی مراکزی هستند که در آنها خدمات تخصصی به کودکان خیابانی ارائه می شود.» و مراکز سطح 4 (اقامت دراز مدت) مراکزی هستند که امکانات اقامت کودکان بی سرپرست یا بدسرپرست را تا پایان 18سالگی تامین می کنند.

  • فصل سوم

    آثار سرپرستی
    اگر چه در حقوق ایران، روابط بین سرپرست و کودک و نوجوان موضوع سرپرستی مانند روابط فرزند با والدین واقعی خود نمی باشد؛ یعنی کودک یا نوجوان به عنوان فرزند واقعی سرپرستان محسوب نخواهند شد، اما قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست 1392 به مانند قانون 1353 آثاری بر این رابطه حقوقی مقرر داشته است.
    در ماده 17 قانون جدید حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست آمده «تکالیف سرپرست نسبت به کودک یا نوجوان از لحاظ نگهداری، تربیت و نفقه با رعایت تبصره ماده 15 و احترام، نظیر تکالیف والدین نسبت به اولاد است. کودک و نوجوان تحت سرپرستی نیز مکلف است نسبت به سرپرست احترامات متناسب با شأن وی را رعایت کند.» و نیز در ماده 15 هم بیان شده «درخواست کننده منحصر یا درخواست کنندگان سرپرستی باید متعهد گردند که تمامی هزینه های مربوط به نگهداری و تربیت و تحصیل افراد تحت سرپرستی را تأمین نمایند …». و در ماده 16 اداره اموال طفل را از جمله پیامدها و آثار سرپرستی دانسته است. سرپرستی با صدور حکم سرپرستی از طرف دادگاه آغاز می شود. از این تاریخ کودک پذیرفته شده در حکم فرزند خانواده است. زن و شوهر پذیرنده بایستی، مانند پدر و مادر مشروع، به نگهداری و تربیت کودک بپردازند و هزینه معاش و تحصیل او را تحمل کنند. از سوی دیگر، کودک وظیفه دارد که در خانه پدر خوانده زندگی کند و پاس احترام آنان را نگه دارد. (کاتوزیان، 1383، ج2: 391)
    با توجه به ماده 17 قانون جدید «تکالیف سرپرست از لحاظ نگهداری … نظیر تکالیف والدین نسبت به اولاد است» در قانون جدید نسبت به قانون قبلی در این زمینه تغییر انشایی به وجود آمده که این امر را غیر از مسامحه قانونگذار نمی توان چیز دیگری پنداشت به این صورت که در قانون قبلی در ماده 11 آمده بود «وظایف و تکالیف سرپرست و طفل تحت سرپرستی او از لحاظ نگهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر حقوق و تکالیف اولاد و پدر و مادر است» به این ترتیب که مشاهده می شود در قانون جدید اشاره ای به حقوق سرپرستان نکرده است و تنها به تکالیف آنها اشاره داشته است و این در حالی است که سرپرستی و اجرای تکالیف مطرح شده بدون شناخت حقوقی که به مثابه حقوق والدین واقعی باشد بی معنی و بیهوده است و چنین غفلتی از قانونگذار بعید به نظر می رسید مگر اینکه این امر ناشی از بدیهی بودن و لازم و ملزوم بودن آن حقوق با تکالیف بدانیم، چه اینکه وضع تکالیف برای اشخاص بدون وجود حقوقی برای اجرای آن تکالیف عبث و بیهوده است و این امر از طرف قانونگذار بعید است.
    3-1 آثار مالی
    3-1-1 نفقه
    یکی از مباحث اساسی و کلیدی که در سرپرستی وجود دارد و همیشه اختلاف نظراتی در آن وجود داشته، بحث نفقه است؛ در همین راستا ماده 11 قانون پیشین مقرر می داشت «وظایف و تکالیف سرپرست و طفل تحت سرپرستی او از لحاظ نگهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر حقوق و تکالیف اولاد و پدر و مادر است» اولین و مهمترین اختلاف نظری که در اینجا وجود دارد بحث متقابل بودن نفقه است به این صورت که برخی از اساتید معتقدند که در مورد فرزند تحت سرپرستی نیز همان قواعد حاکم بر انفاق خویشان نسبی حکمفرما است: الزام به انفاق متقابل، منوط به استطاعت انفاق کننده و نیاز مستحق نفقه است و در دوران کودکی فرزندخوانده رنگ خاصی دارد. (کاتوزیان، 1384: 451)
    اما اساتید دیگر بر این باورند که تکلیف به انفاق در مورد سرپرستی حکمی استثنائی است، که برابر ماده دو قانون مذکور به منظور حمایت از طفل و تأمین منافع مادی و معنوی وی وضع گردیده (صفایی و امامی، 1388 : 284) و تکلیف فرزندخوانده در برابر سرپرست ها نیاز به حکم صریح دارد که چنین حکمی جعل نشده و قانون به متقابل بودن نفقه تصریح نکرده است، با توجه به استثنائی بودن تکالیف و مسئولیت های قراردادی و قانونی، صدور حکم بر محکومیت فرزندخوانده به انفاق سرپرست ها در صورت استنکاف وجه قانونی ندارد. (امامی، 1379: 55)
    در اینجا می توان گفت که تمام این اختلاف نظرها به خاطر نحوه نگارش و تنظیم ماده 11 قانون قبلی بوده است و به ویژه کلمه «نظیر» در متن ماده، تشبیه وظایف و تکالیف طفل و سرپرستان در خصوص نفقه به حقوق و تکالیف اولاد و پدر و مادر خود باعث ایجاد اختلاف نظر در مورد تقابل انفاق بین طرفین است، روابط آنها را مشابه روابط بین والدین و اولاد دانسته است، اما قانونگذار در قانون جدید حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست در اقدامی قابل تحسین مخاطب ماده در مورد نفقه را صرفاً سرپرستان قرار داده و خیال همه را راحت کرد به این صورت که در ماده 17 با متنی ساده و روان گفته است «تکالیف سرپرست نسبت به کودک و نوجوان از لحاظ نگهداری، تربیت و نفقه با رعایت تبصره ماده (15) نظیر تکالیف والدین نسبت به اولاد است، کودک یا نوجوان تحت سرپرستی نیز مکلف است نسبت به سرپرست، احترامات متناسب شأن وی را رعایت کند» در نتیجه همان طور که مشاهده می شود قانونگذار به صراحت ابهام موجود را برطرف کرد و تنها نفقه را در زمره تکالیف سرپرستان قرار داد و تکلیف سرپرست در این زمینه را نظیر تکالیف والدین نسبت به اولاد دانست.
    بحث دیگری که در مورد نفقه وجود دارد و جای تفکر در آن است این است که آیا الزام به انفاق در صورت عدم استطاعت سرپرست برای پدر و یا اجداد سرپرست ایجاد می شود؛ یعنی به همان گونه که ماده 1199 قانون مدنی مقرر می دارد که «نفقه اولاد به عهده پدر است؛ پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهده اجداد پدری است…» آیا این قاعده در رابطه بین سرپرستان و فرزند تحت سرپرستی نیز حاکم است؟
    در این زمینه در بین اساتید وحدت نظر وجود دارد به این ترتیب که معتقدند، الزام به انفاق تنها در روابط زن و شوهر سرپرست و فرزند تحت سرپرستی به وجود می آید و فرزندخوانده با اجداد و فرزندان و نواده های سرپرستان خود هیچ نسبتی ندارد. (کاتوزیان، 1384: 451) و اجداد سرپرستان با توجه به عدم توارث و نبودن قرابت واقعی و خونی تکلیف به انفاق فرزند تحت سرپرستی اولاد و احفاد خود را ندارند (امامی، 1379 : 55) و در نظر دیگر هم گفته شده است که نفقه فرزند به عهده سرپرستان اوست به گونه ای که در روابط بین ابوین و اولاد مقرر است، از آنجا که در روابط بین ابوین و اولاد نفقه در درجه اول بر عهده پدر است، در مورد سرپرستی هم نفقه در وحله اول بر عهده مرد سرپرست خواهد بود. هرگاه مرد توانایی مالی برای انفاق نداشته باشد یا دریافت نفقه از او ممکن نباشد، نفقه از اموال و دارایی زن استیفاء خواهد شد. (صفایی و امامی، 1388 : 283) پس همان طور که در نظر آخر به وضوح و صراحت مشاهده می شود و از آنجا که سرپرستی امری استثنایی است. تکلیف مقرر در قانون در زمینه پرداخت نفقه، خاص زوجین است و به سایر اقوام و بستگان زوجین تسری نمی یابد و مشمول مواد 1196 و 1199 قانون مدنی که ناظر بر الزام پرداخت نفقه از سوی اقارب نسبی است نمی شود. در نتیجه در صورت عدم توانایی و یا فوت زوج سرپرست نمی توان پدر او را ملزم به پرداخت نفقه به فرزند تحت سرپرستی نمود و همان طور که گفته شد نفقه از اموال و دارایی زن استیفاء خواهد شد.
    ممکن است گفته شود تکلیف به انفاق فرزند تحت سرپرستی بالسویه بر عهده پدر و مادری است که سرپرستی را برعهده دارند، با این استدلال که زوجین سرپرست مشترکاً سرپرستی را بر عهده گرفته اند و در نتیجه در تمام تعهدات ناشی از سرپرستی مسئولیت مشترک و متساوی دارند. بنابراین از جهت تکلیف به انفاق فرزند تحت سرپرستی تفاوت یا تقدم و تأخر بین آنها ترجیح بلامرجح است، اما در این زمینه می توان گفت با توجه به ماده 1199 قانون مدنی تقدم و تأخر تکلیف به انفاق زوجین سرپرست روشن است و ترجیح بلامرجح نیست. (بجنوردی و علایی نوین، 1388 : 32)
    سوال دیگری که مطرح می شود این است که آیا الزام به انفاق با کبیر شدن کودک تحت سرپرستی به پایان می رسد یا مانند آثار قرابت همچنان باقی می ماند؟ زیرا قانونگذار انفاق خویشان و نزدیکان را مقید به زمان خاص ننموده است وهر زمانی که احدی از خویشان محتاج نفقه باشد دیگر بستگان مکلف به انفاق وی هستند ایا در خصوص فرزند تحت سرپرستی و سرپرستان قانونی باید مقید به زمان و سن خاصی باشیم؟
    دشواری از ابهام وضع کودکی که به سرپرستی داده می شود سر چشمه می گیرد، زیرا معلوم نیست که قرابتی، هرچند حکمی و مجازی، بین فرزند و زن و شوهر سرپرست بوجود می آید، یا حمایت قانون از کودکان بی سرپرست موجب شده است که تکالیفی شبیه پدر و مادر واقعی برای زوجین در باب نگهداری و تربیت از فرزند به وجود آید؟ اگر منظور ایجاد قرابت حکمی و فرزند خواندگی به معنی مرسوم آن باشد طبیعی است که این رابطه با کبر از بین نمی رود و الزام به انفاق نیز باقی می ماند. برعکس، چنانکه از عنوان قانون بر می آید، هرگاه هدف حمایت از کودک باشد، با رسیدن به سن کبر مبنای الزامات طفل و زوجین سرپرست از بین می رود و آنان در برابر هم بیگانه اند. در قانون حمایت از کودکان بی سرپرست 1353 نشانه هایی از تأیید نظر دوم وجود دارد از جمله اینکه حکم سرپرستی از موجبات ارث نخواهد بود و در همه جا قانون از حمایت کودک سخن می گوید، با این همه قرائن ایجاد نوعی قرابت مجازی و ناپایدار در این قانون قویتر است. برای مثال در ماده 14 آمده است «مفاد حکم قطعی سرپرستی به اداره ثبت احوال ابلاغ و در اسناد سجلی زوجین سرپرست وطفل درج و شناسنامه جدیدی برای طفل فقط با مشخصات زوجین سرپرست و نام خانوادگی زوج صادر خواهد شد» این حکم نشان می دهد آثار سرپرستی با رسیدن به سن رشد پایان نمی پذیرد و طفل به عنوان فرزند خوانده می تواند همیشه از نام پدر و مادر حکمی خود استفاده کند و به عنوان فرزند آنان معرفی شود. بر مبنای استدلال اول رابطه سرپرستی با رشد طفل و رسیدن وی به سن کبر پایان یافته و الزام به انفاق نیز هم زمان پایان می یابد و اما بر اساس استدلال دوم ایجاد رابطه قرابت بین فرزند و زن و شوهر سرپرست به گونه ای که به سایر خویشان سرایت کند با فقه منافات دارد و فرض این است که قانونگذار نیز از آن احتراز می کند. (کاتوزیان، 1383، ج 2 : 395 و 396) و همه این تردیدها و اختلاف نظر در حالی بود که ماده 5 قانون قدیم گفته بود «دادگاه در صورتی حکم سرپرستی صادر خواهد نمود که درخواست کنندگان سرپرستی به کیفیت اطمینان بخشی در صورت فوت خود هزینه تربیت و نگهداری و تحصیل طفل را تا رسیدن به سن بلوغ تأمین نمایند»
    اما قانون جدید به تمام این سردرگمی و ابهام پایان داد و به صراحت موضع خود را اعلام کرد به این ترتیب که در ماده 15 خود بیان داشته که «درخواست کننده منحصر یا درخواست کنندگان سرپرستی باید متعهد کردند که تمامی هزینه های مربوط به نگهداری و تربیت و تحصیل افراد تحت سرپرستی را تأمین نماید. این حکم حتی پس از فوت سرپرست منحصر یا سرپرستان تا تعیین سرپرست جدید برای کودک یا نوجوان جاری می باشد…»

    مطلب مشابه :  مقاله با موضوع رسانه های دیداری و مطالعات فرهنگی

  • همین طور که ملاحظه می شود تعهد سرپرست یا سرپرستان را محدود به سن خاصی نکرده است و از همین ماده می توانیم استنباط کنیم که محدود به زمان خاصی نیست، پرداخت نفقه از طرف سرپرستان و در تأیید صحت گفتارمان می توان تغییر متن اولیه لایحه را مستند قرار داد که در بند 2 ماده 7 خود مقرر کرده بود «سرپرست یا سرپرستان می بایست متعهد گردند که تمامی هزینه های مربوط به نگهداری و تربیت و تحصیل افراد تحت سرپرستی را تا پایان 18 سالگی تأمین نمایند. این حکم حتی پس از فوت سرپرست یا سرپرستان جاری بوده …» پس هم
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.