دانلود تحقیق با موضوع سالگی و بعد از آن و رویکرد سازمانی

دانلود پایان نامه

اینزورث و همکاران (1978) با استفاده از “موقعیت ناآشنا” نوزادان را در یکی از سه سطح ایمن، نا ایمن اجتنابی و ناایمن اضطرابی دوسوگرا طبقه‌بندی کردند. ماین و سولومون[31] (1986) در پژوهش‌های بعدی سبک‌های دلبستگی ناایمن آشفته را نیز به آن اضافه کردند (کندی[32] و کندی، 2004). بر طبق نظر اینزورث همه ی کودکان با والدینشان دلبسته می‌شوند، اما احساس ایمنی آنان در ارتباط با بزرگسالان، متفاوت است. درجه‌ی سهولتی که یک کودک درمانده توسط مراقب خود به احساس امنیت دست می‌یابد، کیفیت  دلبستگی نامیده می‌شود (برک، 1388).

2-1-2- مراحل شکل‌گیری دلبستگی

به عقیده بالبی رابطه‌ی کودک با والد به صورت یک ریشه علایم فطری آغاز می‌شود که والد را به سمت کودک می‌کشاند. به مرور زمان پیوند عاطفی واقعی شکل می‌گیرد و توانایی‌های شناختی و هیجانی جدید و تاریخچه‌ی مراقب صمیمانه و محبت آمیز با رشد آنان کمک می‌کند. دلبستگی در چهار مرحله شکل می‌گیرد (برک، 1388).


  • مرحله‌ی “پیش دلبستگی”[33] (تولد تا 6 هفتگی): علایم فطری چنگ زدن، لبخند زدن، گریه کردن و خیره شدن به چشم فرو بزرگسالان به نوزادان کمک می‌کند تا با انسان‌های دیگر، که به آنها آرامش می دهند، تماس نزدیک برقرار کنند. گرچه بچه‌های در این سن بو وصدای مادر خود را تشخیص می‌دهند ولی هنوز به او دلبسته نیستند، زیرا اهمیتی نمی‌دهند که به بزگرسال غریبه‌ای سپرده شوند.
    مرحله‌ی “دلبستگی در حالی شکل‌گیری”[34] (6 هفتگی تا 6-8، ماهگی): نوباوگان در طول این مرحله، مراقبت کننده‌ی آشنا به صورت متفاوت با یک غریبه پاسخ می‌دهند. هنگامی که کودکان یاد می‌گیرند که اعمال آن‌ها بر رفتار کسانی که پیرامون آنها هستند تاثیر می‌گذارند احساس اعتماد را پرورش می‌دهند. این انتظار که وقتی علامت داده شود مراقب پاسخ خواهد داد، ولی هنوز وقتی از او جدا می‌شوند اعتراض نمی‌کنند.

  • مرحله‌ی دلبستگی “واضح”[35] (6-8 ماهگی تا 18 ماهگی اول الی 2 سالگی): اکنون دلبستگی به مراقبت‌کننده‌ی آشنا مشهود است. بچه ها اضطراب جدایی نشان می‌دهند، یعنی وقتی بزرگسالی که به او متکی هستند آن‌ها را ترک می‌کند، ناراحت می‌شوند. این نوع اضطراب با خلق و خوی کودک و موقعیت جاری بستگی دارد. نوباوگان و کودکان نوپا، غیر از اعتراض کردن به ترک والد، سخت تلاش می‌کنند او را حارض نگه دارند. آن ها به او نزدیک می‌شوند، او را دنبال می‌کنند، به او می‌چسبند و نشان می‌دهند که وی را به دیگران ترجیح می‌دهند. آن ها از مراقبت کننده‌ی آشنا به عنوان تکیه گاه امن استفاده می‌کنند که می‌توانند از او دور شده و به کاوش بپردازند.
    تشکیل رابطه‌ی متقابل (18 ماهگی تا 2 سالگی و بعد از آن): در پایان سال دوم. رشد سریع بازنمایی ذهنی و زبان به کودکان نوپا امکان می‌دهد تا از برخی عوامل که بر رفت و آمد والد تاثیر می‌گذارند، آگاه شده و برگشت او را پیش‌بینی کنند. در نتجه اعتراض به جدایی کاهش می‌یابد. اکنون کودکان مذاکره با مراقبت کننده را آغاز کرده و برای تغییر دادن هدف های او، از خواهش و ترغیب استفاده می‌کنند.
    به عقیده‌ی بالبی که کودکان در اثر تجربیاتی که در طول این چهار مرحله کسب می‌کنند، پیوند عاطفی با دومای را با مراقب برقرار کمی‌کنند که می‌توانند در غیاب والدین از آن به عنوان تکیه گاهی امن استفاده کنند. این تصور، وظیفه‌ی یک الگوی فعال درونی یا یک ریشه انتظارات درباره‌ی در دسترس بودن مظاهر دلبستگی و احتمال حمایت کردن آنها را در مواقع استرس بر عهده دارد. هنگام توانایی‌های شناختی، هیجانی و اجتماعی کودکان بیشتر می‌شود با والدین تعامل می‌کنند و روابط صمیمانه‌ی دیگری را با بزرگسالان، خواهر و برادر و دوستان تشکیل می دهند و همواره در این الگوی فعالی درونی تجدید نظر کرده و آن را گسترش می‌دهند (برک، 1388).

    مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد درباره تاریخچه تجارت الکترونیک و بلوغ تجارت الکترونیکی

    2-1-3-دلبستگی در رویکردهای مختلف

    به طور کلی دلبستگی با توجه به دو رویکرد اصلی قابل بررسی است :
    1- دلبستگی به عنوان یک سازه‌ی سازمانی[36]

    • دلبستگی به عنوان یک سازه‌ی صنعتی[37]

    تعدادی از محققین که دلبستگی را به عنوان یک سازه‌ی سازمانی در نظر می‌گیرند معتقدند رفتارهایی که شاخص دلبستگی هستند با یکدیگر همبستگی درونی دارند و مجموعه‌ی این رفتارهای سازمان دلبستگی را بوجود می‌آورد (کاتسن[38]، اندرسون و هارتوپ[39]، 1972؛ مکوبی و فلومن[40]، 1972؛ واترز، 1977). در این رویکرد دلبستگی تحت عنوان مفاهیم پیوند عاطفی و روابط دلبستگی مطرح می‌شود. پیوند عاطفی به تعامل میان کودک و مراقب اشاره می‌کند و روابط دلبستگی سیستم رفتاری[41]  انعطلاف پذیری را بوجود می‌آورد، که در جهت رسیدن به مجموعه‌ای اهداف تلاش می‌کند و در واقع توانایی یکپارچه‌سازی دارد.
    پیوند عاطفی وروابط دلبستگی با توجه به رشد کودک تغییر و تحول می‌یابد. بنابراین در این دیدگاه، دلبستگی به عنوان سازه‌ای پویا در نظر گرفته می‌شود (اینزورث، 1973؛ بالبی، 1969؛ واترز، 197).
    بالبی (1969) نیز معتقد به دیدگاه سازمانی است. از نظر بالبی دلبستگی در تئوری سیستم‌ها[42] و تحت واژه‌های مجموعه هدف‌ها[43]، تصحیح هدف[44] و کنش[45] قابل بررسی است.
    تعدادی دیگر از محققین دلبستگی را به عنوان یک سازه‌ی صنعتی در نظر می‌گیرند (مکوبی و مسترز[46]، 1970؛ واترز، 1977). بر اساس این مدل، شاخص‌های رفتاری در طول زمان با یکدیگر همبسته هستند؛ بر خلاف رویکرد سازمانی که شاخص‌های رفتاری در مقطع زمان و در هر مرحله از رشد تحول با یکدیگر همبستگی دارند.
    بنابراین در این رویکرد کیفیت دلبستگی به عنوان یک صفت شخصیتی در نظر گرفته شده و ویژگی‌های فرد در طول زمان ثابت است (واترز، 1977).

    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.