دانلود تحقیق با موضوع دیدگاه سازمانی و نظریه دلبستگی

دانلود پایان نامه

اینزورث (1973) تمایز مشخصی بین دیدگاه سازمانی دلبستگی و دیدگاه صفتی قائل شده است. او دلبستگی را به عنوان “روش ارتباطی با یک شخص خاص”[47] می‌داند و تفاوت‌های فردی در این سیستم را به عنوان “تفاوت‌های کیفی در شیوه‌ی رفتارهای دلبستگی که که سازمان داده شده‌اند”. تعریف می‌کند.
دیدگاه بالبی در مورد دلبستگی
بالبی روان پزشک برتانیایی و در واقع یک روان تحلیل‌گر بوده است، مشاهدات بالینی فراوان او بر روی شیر‌خواران و کودکان منجر به ارائه‌ی نظریه‌ی او در مورد دلبستگی شده است (واترز و دین[48]، 1985؛ مکوینسرو شیور، 2007). بالبی با توجه به مشاهدات تعاملات مادر و نوازد بیان می‌کند که رفتارهایی مثل خندیدن، نگاه کردن، صحبت کردن و آویختن رفتارهای دلابستگی هستند. این رفتارها در انواع موجودات دیگر نیز به نوعی دیده می‌شوند (هازان و شیور، 1998؛ مکولینسر، 2010). گاهی این رفتارها از طرف کودک در جهت اشخاص متفاوت نظیر یک همبازی نیز مشاهده می‌شود اما شرایطی که استرس یا تنیدگی وجود دارد کودک چهره‌ی دلبستگی خود را ترجیح می‌دهد و همبازی خود را فقط هنگامی که شاد و سرحال است، انتخاب می‌کند (بالبی، 1982؛ واترز، 1985).

  • از نظر بالبی رفتارهای دلبستگی بخشی از عملکرد سیستم بیولوزیکی است و این امکان را بوجود می‌آورد که هنگام بروز صدمات احتمالی و یا فشار روانی به شخص آرامش داده و او را حمایت کند. بنابراین بالبی دلبستگی را به عنوان یک سیستم فعال در نظر می‌گیرد. سیستمی که برای جاندار نقش حیاتی دارد (بالبی، 1982؛ کوپروشیور، 1998؛ مکولینسر و شیور، 2007).

  • اطلاعاتی که از طریق گیرنده‌های حسی به جاندار می رسد مورد استفاده سیستم دلبستگی واقع می‌شود. این اطلاعات شامل نشانه‌های خطر (فیزیکی و روانی) و در دسترس بودن چهره‌ی دلبستگی (فیزیک و روانی) است.
    بالبی (1969) معتقد به یک نوع تعادل سازی یا به عبارتی هموستازی است که همتای هموستازی فیزیولوزیکی است. همانطور که بدن موجود زنده فعال می‌شود تا عدم تعادل بوجود آمده در محیط بدن را رفع کند به هنگامی که گیرنده‌های حسی حکایت از وجود خطر در محیط درند، این سیستم فعالی می‌شود تا از طریق نزدیک شدن کودک به شخص خاص تعادل از بین رفته، دوباره ایجاد شود.
    همانطور که ذکر شد بالبی معتقد به یک سیستم تصحیح هدف است (واترز، 1985). این سیستم رفتارهایی را که برای نگهداری و یا بدست اوردن مجاورت و داشتن ارتباط با یک شخص خاص طرح‌ریزی شده است تنظیم می‌کند، و همچنین بین رفتار دلبستگی و کاوشگری توازن برقرار می‌کند. در موقعیت آشنا و در غیبت آن چه که بالبی آن را “نشانه‌های طبیعی خطر” نامیده، این تمایل به سمت کاوشگری متمایل می‌شود. البته در ضمن کاوش کودک به طور مداوم به چهره ی دلبستگی نگاه می‌کند تا از وجود او اطمینان یابد. در موقعیت‌هایی که خطر و تهدیدی وجود داشته باشد، این تعادل به سمت تماس فیزیکی با چهره‌ی دلبستگی متمایل می‌شود، و از کاوشگری دور می‌شود. احساس خطر کردن یا وابسته به تجارب قبلی فرد است و یا این که بنابر گفته‌ی بالبی آستانه ی فاصله-مجاورت از حد بهینه فراتر رفته است (بالبی، 1983؛ واترز و همکاران؛ 1985؛ مکولینرس و شیور، 2007).
    در تائید این مطلب اینزورث (1974؛ وانرز و دین، 1985) بیان کرده است، “اگرچه میل به کاوش و جستجو، کودک را از چهره‌ی دلبستگی خود دور می‌کند، تجربه ترس و فشار کودک را به چهره‌ی دلبستگی نزدیک می‌کند، یعنی وقتی خطری وجود ندارد کودک احساس ایمنی می‌کند و در فاصله مناسب از مراقبش کاوش می‌کند. اما وقتی محرک تنیدگی‌زا وجود داشته باشد، سیستم دلبستگی کودک را به سمت مراقبش می‌کشاند.
    محققین دیگر نیز از بررسی‌های خود نتیجه گرفته‌اند، که شیرخوار در حضور مراقب خود به راحتی و به آزادی کاوش می‌کند و از حضور شخص غریبه نیز کمتر نگران می‌شود (کاکس[49]، کمبل[50]، 1968؛ زیرمن[51]، 1959؛ واترز، 1977).

    مطلب مشابه :  پایان نامه با موضوع نظریه شهید اول و وجود خارجی

    2-1-4- نظریه دلبستگی در دیدگاههای مختلف

    2-1-4-1- در سطح روان تحلیل‌گری

    فروید می‌گوید که نوازادان بیشترین ارضایشان را از طریق لذت دهانی بدست می‌آورند اول اولین وهله‌ی تحول نوزاد را در مرحله‌ی دهانی نامید. در طی این دوره نوزاد به سوی هر شخصی که به او لذت می‌دهد، جلب می‌شود که این فرد در غالب موارد مادر وی است. فروید بر این باور بود که دلبستگی به دلیل کسب لذت دهانی از طریق ارضاهای فردی نیازهای غریزی نوزاد ایجاد می‌شود به همین خاطر مراقبت کننده‌ی کودک موضوع عشق می‌شود و این اولین عشق خواهد بود که اساس همه‌ی دلبستگی‌های بعدی را شکل می‌دهد. فروید اعتقاد داشت اگر نوازدی از غذا و رضایت دهانی محروم شود و یا بیش از اندازه ارضا شود ممکن است در وی یک دلبستگی ناسالم توسعه یابد. دلبستگی‌های ناسالم نتیجه ی تثبیت ها بر مجرای دهانی در یک کوشش ارضا نشده است. این امر ممکن است در رفتارهایی نظیر سیگار کشیدن، جویدن مراد، یا از لحاظ ویژگی های خاص شخصیتی نظری صبری یا حرص بیان می‌شود. یکی از عقاید محوری نظریه روان پوشی فروید این بود که محرومیت اثراتی دارد که در طولانی مدت بدست می آیند. کودکی که از نیازهای غریزی اش محروم شده برای همیشه دارای کمبود است (فلانگان، 1999؛ به نقل از ناظمی، 13920).

    2-1-4-2- در سطح رفتاری نگری

    رفتارنگران معتقدند شخصی که کودک را تغذیه می‌کند، چهره‌ی اصلی دلبستگی می‌شود. آن‌ها بر این باورند که مراقبت کننده یک تقویت کننده‌ی شرطی شده می‌شود، نوازد یک پاسخ (بازتاب) غریزی به تغذیه شد دارد. او لذت را تجربه می‌کند و مراقبت کننده را به این لذت مرتبط می‌کند. این احساس به حس لذت بردن از تمامی موقعیت‌هایی که مراقبت‌کننده به وی نزدیک می‌شود تعمیم پیدا می‌کند (فلانگان، 1999؛ به نقل از ناظمی، 1390).
    نظریه‌ های یادگیری آمریکایی تحت تاثیر دیدگاه لامارک در زیست شناسی، ارگانیزم را بی‌نهایت انعطاف‌پذیر می‌دانند و بر این باورند که ساخت‌های درونی نامتغیر یا ساخت‌های درونی که بتوانند مقاومت کنند یا حتی یک تعامل موثر با محیط برقرار کنند وجود ندارد (پیاژه، 1967؛ به نقل از منصور و دادستان، 1374).
    نظریه‌پردازان یادگیری بر این واقعیت تاکید دارند که فرآیند دلبستگی یک راه دوطرفه است و به رابطه‌ی رضایت بخش متقابل و تقویت‌های دوجانبه وابسته است. مادر رضایت خود را در پایان دادن به فریادهای بچه پیدا می‌کند و در نتیجه خود را نیز آرام می‌کند. کودک با لبخند و قان  و قون کردن‌های خود، به کسانی که او را آرام می‌کنند پاداش می‌دهد. رفتارهای دلبستگی کودک بسیار موثر است، زیرا موجب می‌شوند که فرآیند‌های دلبستگی بین او و والدین به جریان بیفتد. اما باید به خاطر داشته باشم که فرآیند دلبستگی به طور خودکار انجام نمی‌گیرد، بلکه به تدریج و در پی تعدادی مراحل بوجود می‌آید (انیزورث و همکاران، 1979؛ وندرزندن، 1996).

    مطلب مشابه :  مقاله با موضوع قانون اساسی و سوگند خوردن

    2-1-4-3- در سطح رفتارشناسی طبیعی

    رفتارشناسان طبیعی مفهوم نقش‌بندان یا نگاره‌گیری را وارد فرآیند دلبستگی کردند. آن‌ها معتقدند که حیوانات یا کشاننده‌های فطری به دنیا آمده‌اند که توانایی بالقوه‌ی زنده ماندنشان ارا افزایش می‌دهند که یکی از این کشاننده‌ها آمادگی نگاره‌گیری از یک ریخت خاص موضوع (افرادی که یک صدای خاص ایجاد می‌کنند یا حرکت می‌کنند) است و این نگاره‌گیری به کودک اطمینان می‌دهد که مراقبت کننده در مجاورت اوست. یک نگاره‌گیری تنها از طریق بینایی صورت نمی‌گیرد بلکه ممکن است با بوسیدن رابطه داشته باشد، نظیر آنچه در بزها وجود دارد یا شنیدن مرتبط باشد مانند آنچه در اردک‌ها هست. و آن چیزهای یادگیری شده به وسیله‌ی مراقبت کننده و نوزاد است. شواهد خوبی در مورد این امر وجود دارد که نوزادان انسان نیز یاد گرفته‌اند، در ابتدا برای تشخیص از بوی مادرشان استفاده کنند. به طور مثال سرنوچ و پورتز (185) نشان داده‌اند که نوزادان روزه‌ای که از شیر مادر تغذیه نمی‌کنند، مانند نوزادانی که از سینه‌ی مادر تغذیه می‌کنند می‌توانند بوی آغوش مادرشان را از آغوش یک غریبه متمایز کنند. نگاره‌گیری دارای نتایج بلند مدت و کوتاه مدتی است که اغلب به طور قابل ملاحظه‌ای با یکدیگر مشابهند (فلانگان، 1999؛ به نقل از ناظمی؛ 1390).

    2-1-5- کنش دلبستگی[52]

    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.