خلاقیت معلمان

شد. این تصویر جهت تعیین حیطه نفوذ معلم مورد بررسی قرار گرفت. الن از طریق درگیر ساختن دانش‌آموزانش در یادگیری و فعالیتهای کلاسی و متعاقب آن، بالا بردن اعتماد به نفس دانش‌آموزان و ایجاد این نگرش در آنان که دیگران را به عنوان منابع اطلاعات تلقی کنند،‌ آنان را به ابراز عقاید در کلاسهای نمایش ترغیب نمود. از سوی دیگر، کارول با بهره گرفتن از راهبردهای تدریس هدایتی، به ترغیب رفتار مستقل دانش‌آموزان پرداخت. اِلن با به کارگیری شیوه‌های خلاق یا به عبارتی،‌ یادگیری مشارکتی و ارائه موضوعهای متنوع در تدریس، به تشویق دانش‌آموزان برای استفاده از تفکر واگرا در ارائه راه‌حل‌های ابتکاری (در خصوص مسائل نمایش)، پرداخت و بدین شیوه بر دانش‌آموزان تاثیر گذاشت؛ در حالی که تاکید کارول بیشتر بر ارائه پاسخ صحیح به مسائل بود تا راه‌حل‌های ابتکاری در کلاس. این مطالعه بر اهمیت ارزیابی و پیاده کردن هدفهای آموزشی، فراتر از محتوای موضوعهای درسی و حمایت از معلمان در درک و تشخیص تاثیر آنان در کلاس درس تاکید دارد (به نقل از حسینی، 1386).
یاماموتو (1984) تحقیقی با عنوان «رابطه بین خلاقیت، ضریب یا بهره ی هوشی با موفقیت تحصیلی دانشآموزان» انجام داد به نتایج زیر دست یافت: که در مورد آموزش ریاضی به شاگردان مدارس ابتدایی در صورتی که معلم غیرخلاق باشد، شاگردان غیرخلاق نسبت به شاگردان خلاق، موفقیت بیشتری کسب میکنند و برعکس وقتی معلم از نظرخلاقیت در سطحی عالی قرار گرفته باشد، نتایج شاگردان غیرخلاق خیلی ضعیف است، حال آن که نتایج شاگردان خلاق خیلی خوب است. نتیجه گیری عمده ی یاماموتو، این است که وقتی معلم از خلاقیت کمتری برخوردار است، شاگردان غیرخلاق در درس ریاضی از شاگردان خلاق جلو میافتند (به نقل از افشارکهن، 1390).
2-10- نتیجهگیری
به طور کلی خلاقیت یک عامل حیاتی در دست یافتن به برتری و تفوق در حیطه های گوناگون میباشد. در تعریف خلاقیت نظریههای مختلف (نظریه شناختی, نظریه انگیزشی, نظریه تعاملی استرنبرگ) و الگوهای مختلفی (الگوی والاس, الگوی بارون و الگوی آمابیل) وجود دارد.
در تعریف تدریس نیز میتوان گفت که تدریس فرایند تعاملی بین معلم و دانشآموز است که براساس تصمیمگیریهای معلم با توجه به محتوا، توانایی فراگیران و امکانات آموزشی جهت ایجاد یادگیری در خود و دانشآموزان صورت میگیرد. الگوها و روش های تدریس مختلفی وجود دارند که معلمان میتوانند با توجه به شرایط حاکم بر کلاسهای درسی، انواع روش های مختلف را بکار گیرند. ضرورت دارد که دبیران از روش های غیرمستقیم تدریس استفاده نمایند و علایق، نیازها، پیشنهادات دانشآموزان را در جریان تدریس مدنظر قراردهند. با اینکه محققان ارتباط کلامی و غیرکلامی را در یادگیری دانشآموزان موثر میدانند. ولی طبق نتایج تحقیقات انجام گرفته در این زمینه حدود 80% گفتار کلاسی به گفتار معلمان اختصاص دارد. درصورتی که هدف از تدریس و تشکیل کلاسهای درس و صرف وقت و بودجههای کلان، یادگیری دانشآموزان است ولی خود آنها کمترین مسئولیت را در یادگیری خود دارند. امروزه نتایج تحقیقات تربیتی بر اهمیت رابطه معلم و شاگرد در کلاس درس تاکید میورزند بخاطر اینکه معلمان با شناخت هرچه بیشتر از موقعیت یادگیری و روانشناختی دانشآموزان، شناخت ویژگیهای شخصیتی و مراحل رشد آنها بهتر میتوانند در مورد فرایندهای یاددهی و یادگیری گامهای موثرتری را بردارند. یکی دیگر از مسائل اساسی در کیفیت یادگیری دانشآموزان، تدریس خلاق معلمان میباشد در واقع تدریس خلاق، بکارگیری خلاقیت معلم در طراحی منظم راهحلهای تدریس، اتخاذ تکنیکهای تدریس مناسب، تغییر روش های تدریس و تدارک دیدن فعالیتهای تدریس موثر میباشد. بنابراین نوع روش تدریس دبیران و برخورد آنها با دانشآموزان و مشارکت دادن دانشآموزان در جریان تدریس در یادگیری دانشآموزان نقش تعیین کنندهتری دارد. نتایج پژوهشهای جانبی انجام گرفته در زمینه رابطه خلاقیت معلمان با کیفیت تدریس آنان بیانگر آن است که:
معلمان دانشآموزان را در جریان تدریس شرکت میدهند و آنها را ترغیب و تشویق مینمایند و همچنین به آنها فرصت بحث و اظهارنظر در مباحث کلاسی را میدهند.
آموزش روش های تدریس خلاق به معلمان یک عامل مهم در تدریس خلاق آنان میباشد.
استفاده از تکنیکهای خلاقیت بر عملکرد تحصیلی دانشآموزان تاثیر مثبت دارد.
معلمان خلاق بیشتر میتوانند دانشآموزان را در فعالیتهای یادگیری شرکت دهند و باعث افزایش استقلال و اعتماد به نفس دانشآموزان و تقویت انگیزه آنان شوند. همچنین بین خلاقیت معلمان با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان رابطه مثبتی وجود دارد.

فصل سوم
روششناسی پژوهش

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *