حقوق بین الملل بشر و نظام حقوقی اسلام

دانلود پایان نامه
  • فصل اول- حقوق بشر دوستانه در اسلام
    دین مبین اسلام بعنوان یکی از ادیان آسمانی در زمینه حقوق بشر دوستانه سر آمد قواعد و اصول اولیه در حق انسانها در زمان بروز مخاصمات است و کتاب مقدس قرآن کریم با لقد کرمنا بنی آدم روی این قضیه صحه گذارده است لذا در این فصل طی دو مبحث اصول اولیه حقوق بشر دوستانه و قواعد آن را بررسی می نماییم تا بر ما روشن گردد که اساساً دین اسلام چه روش هایی را در این خصوص ملاک عمل دارد.
    مبحث اول –  اصول اولیه حقوق بشر دوستانه در اسلام
    دسته ایی از موارد رعایت اصول نسانی وجود دارد که گریز از آن در حق انسانها تخلف محسوب شده و نمی توان به سادگی از آن چشم پوشی کرد این موارد اصول اولیه حقوق بشر دوستانه است که دین مبین اسلام همواره علاوه بر آنکه خود آنها را رعایت می نماید به سایرین هم توصیه می نماید که در این مبحث طی چند گفتار ابعاد آنرا بررسی می نماییم.
    گفتار اول- رعایت حقوق بشر دوستانه در مخاصمات
    قبل از آنکه وارد مقوله حقوق بشر دوستانه در اسلام شویم و ویژگیهای آن را بررسی نماییم باید اذعان داشت که،نظام حقوقی اسلام دو ستون اصلی دارد که مشابه دیگر نظامهای حقوقی معاصر نیستند، اول اینکه نظام حقوقی اسلامی ماهیتا نظامی این جهانی یا دنیوی نیست، بلکه دارای منشاء الهی و مقدس است و عبارت است از اعمال ایمان اسلامی به نحوی مشخص در مورد روابط انسانی.اسلام نه تنها یکی از ادیان، بلکه مجموعه قواعدی حاکم بر رفتار مؤمنین و شکل دهنده روابط آنان در جامعه است.در اسلام، ایمان دینی و نظم حقوقی، کل تجزیه ناپذیری درست می‏کنند که در آن، ایمان منشاء و مصدر و نظم حقوقی مکمل آن است.

  • دوم اینکه نظام حقوقی اسلامی برخلاف اغلب نظامهای حقوقی معاصر که شامل حقوق خصوصی و عمومی می‏باشند، به شاخه‏های جداگانه تقسیم نمی‏گردد. قواعد آن از قرآن گرفته شده و مقوم کلیتی خطاب به هر شخصی در هر زمان و مکان می‏باشد:قواعدی است دارای منشاء الهی برای افراد از حیث فرد بودن و نیز برای اجتماعات و جوامع به هر شکل و نوع و دارای هر ساختاری که باشند.خداوند از طریق پیامبر خود، انسان را به طور کلی و بدون تمایز مخاطب قرار می‏دهد و قواعدی را جهت اداره و تنظیم رفتار وی در جامعه و هدایت او در زمینه اعتقادات و ایمان مقرر می‏دارد.[67]
     
    بند اول-تاریخچه جنگ در اسلام
    اسلام در قرن هفتم هنگامی ظهور کرد که جنگ، سلطه جویی، رقیت، برده‏برداری و جهل حکومت می‏کرد.زور در تمای شؤون زندگی عرض اندام می‏کرد و کیفیت بی قید و شرط داشت.جوامع آن دوران هیچ گونه ساخت اجتماعی یا اقتصادی نداشتند یا حداکثر از این حیث در حد بسیار ضعیفی بودند.مفاهیم دولت، سرزمین، مرز، تابعیت، روابط سازمان یافته، ارتباطات و اطلاعات یا وجود نداشتند یا ناشناخته بودند.هدف اسلام این بود که این خلاء تاریک را پر نماید، اساس رسالت اسلام دینداری و متمدن کردن بشر و غرض از آن به منصه ظهور رسانیدن خواست جامعه‏ای نوین برای ایجاد انسجام و ورود به صحنه عمل بود، جامعه‏ای که بعد از آن می‏بایست مسلط بر سرنوشت خود باشد.به این جامعه نوین، دینی مبتنی بر توحید و نظامی حقوقی نشأت گرفته از سه منبع قرآن، سنت و اجتهاد عطا شد.
    قرآن کلام قدیم خداوند، «پروردگار تمامی جهانیان»است که به پیامبر برگزیده او جهت ابلاغ به همه اقوام و مردمان وحی شده است.قرآن به تفاریق در طی 23 سال و هر زمانی که مشکلی بوجود می‏آمد، معمولا جهت حل آن، نازل گردید.قرآن برای راهنمایی انسان در سراسر زندگی دنیوی و معنوی فردی و جمعی و خطاب به تمامی طبقات افراد و جوامع در هر زمان و مکان نازل شده است. موضوع محوری قرآن یکتاپرستی محض، یعنی اعتقاد به یگانگی خداست، هر چند به تمامی جنبه‏های زندگی می‏پردازد.قرآن به 114 سوره دارای ابعاد بسیار مختلف تقسیم شده است.هر سوره شامل آیاتی می‏گردد که جمع آنها در تمامی قرآن به 6600 می‏رسد حدود 200 آیه قرآن بدنه حقوق اسلام را که حاکم بر روابط حقوقی است، تشکیل می‏دهند.قواعد این سیستم آمرانه است و باید همیشه بر روابط معین و بخصوص که ناظر بر آنهاست، اعمال گردد.شایان ذکر است که علت وجودی کلیه قواعد مندرج در این 200 آیه به پنج اصل بنیادی که شالوده کل نظام حقوقی اسلامی است، برمی‏گردد.
     
     
     
    بند دوم-اصول بنیادین بشر دوستانه اسلامی
    مفهوم حقوق بین‏الملل بشردوستانه در اسلام شامل برخی قواعد است که کیفیت بنیادین دارند و سراسر نظام حقوقی بشردوستانه اسلام متأثر از آنهاست این اصول عبارتند از:1)عدالت، 2)مساوات، 3)شور براساس دموکراسی، 4)وفای به عهد، 5)مقابله به مثل. در مجموع این پنج اصل ارزشهای محوری و کلی نظام حقوقی اسلامی را تشکیل می‏دهند.با مرگ پیامبر اسلام نزول وحی به پایان رسید و مسلما دیگر چیزی به قرآن نمی‏شود افزود.در اینجا است که نقش اجتهاد مطرح می‏گردد که باید براساس اصول کلی مذکور تمامی قواعد و راه‏حلهای جدید برای زندگی و تنظیم رفتار بشر به وسیله آن استنباط گردد.باید توجه داشت که هر قاعده و یا راه‏ حلی که با اصول بنیادین ذکر شده مطابقت نداشته باشد ممکن نیست اسلامی تلقی گردد. سنت پیامبر(ص)دومین منبع حقوقی اسلامی است، رفتار و سلوک پیامبر در ایفای رسالت خود و گفتار و کردار و عکس العملهای وی نسبت به اعمال دیگران، منبع قواعدی است که در حقوق اسلامی قدرت قانونی دارد.این قواعد مکمل قواعد قرآنی است، از این جهت که در تأیید و تفسیر قواعد اخیر است و یا معین می‏سازد که آن قواعد چگونه باید اعمال گردند.
    اما مسئله این است که قرآن و سنت در زندگی پیامبر عمیقا ریشه دارند و بعد از او، اینها دیگر قادر به ایجاد قاعده نخواهند بود.از آنجاکه زندگی دائما در تکامل‏ و تحول است و اسلام ماهیتا دارای کاربرد متداوم می‏باشد، منبع قانونگذار زنده دیگری لازم بود؛منبعی قادر به ایجاد قواعد جدید قابل تطبیق مستمر در زمان و مکان به کلیه مناسبات نوپدید جوامع پرتحرک و پویا، این سومین منبع نظام حقوقی اسلامی است.یعنی اجتهاد یا استنباط مستدل، که به صراحت در قرآن و سنت پیش‏بینی شده است.به وسیله اجتهاد می‏توان تمامی قواعد مورد لزوم در حیات متغیر جوامع در حال تحول و تکامل دائمی را با تکیه بر دلیل استنباط نمود.اما مجددا باید تأکید کنیم که این استنباط تنها در محدوده پنج اصل بنیادی اسلامی می‏تواند صورت بگیرد. آنچه موجد نیرو و استحکام معنوی و دنیوی اسلام در سه قرن اول حیات آن می‏شد، همین منبع سوم بود.اما با کمال تأسف در زمان حکومت عباسیان حکام که خواستار قدرت مطلقه و بی حد و حصر بودند، مصلحت دیدند که اجتهاد را متوقف و راه را بر روش قیاسی ببندند.از آن زمان به بعد، اسلام و نظام حقوقی آن در جهانی پویا و پر تحرک، ایستا و ساکن مانده‏اند.پیامدهای تصمیم مزبور(اتخاذ شده در عصر عباسیان)به اسلام و رسالت آن در گسترش تمدن لطمه زده است.فقط در دهه‏های اخیر بوده که نسل جدید فقها و حقوقدانان اسلامی جهت برخورد با مشکلات جهان امروز دوباره به اجتهاد روی آورده‏اند.اما تلاشهای این عده همراه با بیم و تردید بوده است، زیرا دولتهای جدید با اختیار قانونگذاری که داشته‏اند، نقش ایشان را محدود کرده‏اند.
    پس باید در این چارچوبی که خطوط کلی آن به اجمال ترسیم شد، به مفهوم اسلامی حقوق بین الملل بشر دوستانه نگریست.این مفهوم در مرتبه نخست مبتنی بر آن دسته آیات قرآن است(بویژه آیات 194-190 از سوره دوم و آیات 105-102 و 110-107 از سوره سوم)که به گفتار و کردار پیامبر در دوران عداوتها و دشمنیهای تحمیل شده بر ایشان مربوط می‏شود، و در نهایت مبتنی بر قواعد استنباط شده از اصول اساسی پنجگانه نظام حقوقی اسلامی است که مقوم فرمانهای صادره به سپاهیان اسلام بوده است.[68]
     
    گفتار دوم ـ ویژگى هاى جنگ در اسلام
    در بنا به تعبیر آیات و روایات همواره اسلام از جنگ دوری جسته و دیگران رابه صلح دعوت می کرده است و تنها در شرایط خاص به جنگ توصیه می شد که آن هم دارای شرایط و قواعد ویژه بود که ذیلاً به آنها اشاره می نماییم:
     
    بند اول ـ در راه خدا بودن
    جـنـگ در مـفهوم خاص خود یعنى جهاد و به عنوان یک وظیفه و تکلیف الهى , جـایـگـاهى بلند در فقه اسلام دارد و سهمى قابل توجه ازات الاحکام را به خود اخـتـصـاص داده است . جهاد, در لغت به معناى توان و سختى و در اصطلاح به مـعناى ((به کار گرفتن نهایت تلاش و توان در مقابله با دشمن )) است . [69]در قـرآن کریم , واژه ((جهاد)) و نیز واژه ((قتال )), با قید ((فى سبیل اللّه )) مقید و بـدین وسیله , ازسایر جنگ ها متمایز شده است . قید ((فى سبیل اللّه )) نشانگر آن اسـت کـه روح و شالوده جنگ و جهاددر اسلام , در راه خدا بودن آن است . از این رو, جنگى که فاقد این ویژگى باشد, از نظر اسلام فاقد ارزش و اعتبار است . در راه خـدا بـودن جـهـاد بـدین معناست که جنگ باید براى تحقق اهدافى به کار گرفته شود که خداوند متعال معین فرموده است . همین حقیقت , رمز تقدس و ارزشمندى جهاد ودفاع در اسلام است . در یـک جـمـلـه مى توان گفت : ((در راه خدا جنگیدن )), اساسى ترین ویژگى جنگ در اسلام است که صف ((مؤمنان مجاهد)) را از صف ((طاغوتیان جنگجو)) جدا مى کند. قرآن کریم به صراحت به این مطلب اشاره مى کند: ((اءلـذیـن آمـنـوا یـقـاتـلـون فـى سـبـیل اللّه والذین کفروا یقاتلون فى سبیل الطاغوت )) [70]کـسـانـى کـه ایـمـان دارنـد, در راه خدا پیکار مى کنند و آنان که کافرند درراه طاغوت .
    این نوشته در آموزشی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.