حقوق بشر دوستانه و از دیدگاه قرآن

دانلود پایان نامه
  •  
    بند دوم ـ عادلانه بودن
    جـنـگ , آن گـاه کـه رنـگ تـجـاوز بـه خـود گیرد, پدیده اى شر و نامیمون و بـزرگ تـریـن بـلایـى است که جوامع انسانى را تهدید و نابود کرده است . بیش تر جـنـگ هـایى که تاکنون در جهان رخ داده است , به ویژه دو جنگ جهانى اول و دوم کـه بیش ترین خسارت جانى و مالى رابه وجود آورده اند, چیزى جز تجاوز و ستمگرى نبوده اند. در این جنگ ها ظهور و تبلور تجاوز در چهره جنگ , بشریت را از جنگ وخونریزى متنفر ساخته است . در این میان , جنگ هایى تنها به عنوان عـامل دفع تجاوز و مقابله با تجاوزگران به وقوع پیوسته است . ازاین رو, داراى قـداسـت و ارزش گشته اند. همین دو چهره جنگ , بحث جنگ تجاوزگرانه یا
    ستمگرانه و جنگ عادلانه را مطرح کرده است . جـنـگ عـادلانه , جنگى است که اولا در مقام دفع تجاوز است و ماهیتى دفاعى دارد و ثـانـیا از هر نوع ستمگرى , به کارگیرى شیوه هاى غیر انسانى , کشتن غیر نـظامیان و شکنجه و آزار اسراى دشمن به دور است . جنگ در اسلام , داراى این دو ویـژگـى اسـت و بـه مـعـناى واقعى کلمه , عادلانه است . به سخن دیگر, دو ویژگى دفاعى بودن و انسانى بودن جنگ در اسلام , از آن جنگى عادلانه ساخته اسـت .اینک به جا است که پیش از تبیین این دو ویژگى , به دو آیه از قرآن کریم اشـاره کـنـیـم کـه از آن ها مى توان استفاده کرد که اسلام جنگ تجاوزگرانه رامردود مى شمارد: ((و قـاتـلـوا فـى سـبـیـل اللّه الـذیـن یـقـاتـلـونـکم و لا تعتدوا ان اللّه لا یحب المعتدین )) [71]و در راه خدا, با کسانى که با شما مى جنگند, نبرد کنید و از حد تجاوز نکنید که خدا تجاوزکاران را دوست نمى دارد. در تـفـسـیـر ایـن آیـه دو احتمال مطرح است : احتمال نخست این که منظور از ((الـذیـن یـقاتلونکم )) دشمنانى اند که جنگ را با مسلمانان آغازکرده اند. با این احـتـمال , معناى نهى ((و لا تعتدوا))این است : با کسانى که با شما نمى جنگید. احـتـمـال دوم این است که ((الذین یقاتلونکم ))کسانى اند که در صحنه پیکار با مـسـلـمانان مى جنگند. در این احتمال , نهى ((و لا تعتدوا)) نهى از جنگ با غیر نـظـامـیـان است . [72]هر یک از دو احتمال را که برگزینیم , مفاد کلى آیه این است که مسلمانان نباید به جنگ تجاوزگرانه و ستمکارانه دست یازند, هر چند احـتـمـال نخست با ویژگى دفاعى بودن و احتمال دوم با ویژگى انسانى بودن جنگ در اسلام سازگار است . ((یاءیها الذین آمنوا کونوا قوامین للّه شهدآء بالقسط و لا یجرمنکم شنئان قوم على اءلا تعدلوا اعدلوا هو اءقرب للتقوى …)) [73]اى کـسـانـى کـه ایـمان آورده اید گواهى دهید. دشمنى با گروهى , شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند پیشه کنید که به پرهیزگارى نزدیک تر است . ایـن آیـه هـر چند اختصاص به جنگ ندارد, اما مفید این معناست که در اسلام , دشمنى مسلمانان با برخى انسان ها به هیچ وجه مجوزستم پیشگى و ترک عدالت نیست و مجاهدان و رزمندگان مسلمان هیچ گاه نباید در برخورد با دشمن از جاده عدالت و انصاف خارج شوند و کردار خویش را به ننگ تجاوز و ستم بیالایند.
     
    بند سوم ـ دفاعى بودن
    ادعـاى دفـاعـى بـودن جنگ در اسلام , در دفاع یا جهاد دفاعى به سهولت قابل هـضـم و مـورد وفـاق همگان است , اما چنین ادعایى درجنگ و جهاد ابتدایى تا انـدازه اى دشـوار و چـه بسا متناقض جلوه کند, زیرا این پرسش پیش مى آید که جـنگ ابتدایى که خود قسیم (همردیف ) جنگ دفاعى است , چگونه ممکن است دفاعى باشد؟
    بـراى پـاسـخ به این پرسش باید گفت : دفاع در مبحث جهاد, داراى دو مفهوم مـحـدود و گـسـتـرده اسـت . مفهوم محدود آن , به معناى دفاع در برابر تجاوز نـظـامى دشمن است . دفاع به این معنا, همردیف جهاد ابتدایى است , اما مفهوم گـسـترده اش , دفاع در برابر هرگونه تجاوز آجز تجاوز نظامى ـ است که براى
    دفـع آن بـایـد بـه هـجوم نظامى دست زد. آن جا که گفته اند: ((جهاد, داراى مـاهـیـتـى دفاعى است )) یا((جهاد, در حقیقت دفاع است )), دفاع به این معنا, مـورد نـظر بوده است . معنا و مفاد دفاعى بودن جهاد ابتدایى این است که روح دفاع درپیکر جنگ و جهاد ابتدایى جارى است . به سخن دیگر, در هر موردى که جـهـاد ابـتـدایـى توصیه و واجب شده است , بدون تردید حقى مورد تجاوز قرار گرفته است و چنین جهادى در حقیقت براى دفاع از آن حق است . البته , نوع و گـستره حق یکسان نیست , گاه حق داراى جنبه شخصى و فردى است و گاه داراى جنبه ملى . هر شخص حق دارد از جان و مال خویش و هر ملتى حق دارد از سـرزمـین واستقلال خود به دفاع برخیزد, اما برخى حقوق به یک شخص و یا یک ملت , از آن جهت که شخص و ملتند, اختصاص ندارد, بلکه به همه انسان ها و ملت ها تعلق دارد. از این حقوق به حقوق انسانى یا انسانیت تعبیر مى شود. اکنون سخن در این است که آیا دفاع , تنها در حقوق فردى و ملى مشروع است یا شامل حقوق انسانى نیز مى شود؟ براى یافتن پاسخ ‌این پرسش , پرسشى اساسى تر مـطـرح است و آن این که ملاک مشروعیت و تقدس دفاع چیست ؟ آیا چون یک شخص از جان و مال خویش و یک ملت از سرزمین و استقلال خود دفاع مى کند, آن جـنگ مقدس و مشروع است یا علت قداست و مشروعیت , دفاع ازحق است ؟ بـى تـردیـد, مـلاک تقدس و مشروعیت دفاع , از حق دفاع کردن است و تفاوتى نـیست که حق , از آن یک فرد باشد, به یک ملت تعلق داشته باشد و یا به انسانیت مـربـوط شـود, بـلـکـه بـه اعتقاد استاد شهید مطهرى , دفاع از حقوق انسانى , مـقـدس تـر و ارزشـمـندتراست . ایشان آزادى را یکى از حقوق انسانى مى داند و
    مى گوید: مثلا آزادى را از مقدسات بشرى به حساب مى آورند. آزادى مربوط به یک فرد و یک ملت نیست . حالا اگر آزادى در جایى مورد تهاجم قرار گرفت , اما نه آزادى من و نه آزادى ملت من , بلکه در یک گوشه اى از گوشه هاى دنیا آزادى که جزء حقوق عمومى همه انسانهااست , مورد تهاجم قرار گرفته , آیا دفاع کردن از این حق انسانیت به عنوان دفاع از حق انسانیت مشروع است یا نه ؟ اگر مشروع است پس منحصر به آن فردى که آزادى او مورد تهاجم قرار گرفته نیست , افراد دیگر و مـلت هاى دیگر نیز مى توانند بلکه باید به کمک آزادى بشتابند و به جنگ سلب آزادى و اخـتـنـاق بروند در این جا چى جواب مى دهید؟ گمان نمى کنم کسى تـردیـد بکند که مقدس ترین اقسام جهادها و مقدس ترین اقسام جنگ ها, جنگى است که به عنوان دفاع از حقوق انسانیت صورت گرفته باشد. [74]از دیـگـر نـمـونه هاى دفاع از حقوق انسانى , دفاع از ارزش هاى معنوى و انسانى جـامعه است . اگر عده اى به دلیل مورد تهدید قرار گرفتن ارزش هاى معنوى و انسانى و منکر شدن معروف و معروف شدن منکر, به عنوان امر به معروف و نهى از مـنـکر قیام کنند, از حق شخصى و ملى خود دفاع نکرده اند, بلکه براى احقاق حق معنوى که به همه انسان ها تعلق دارد, به دفاع برخاسته اند. [75]در ایـن کـه ((تـوحـیـد)) از حقوق انسانى است یا شخصى , میان صاحب نظران اخـتـلاف اسـت . بـرخـى معتقدند که توحید جنبه شخصى دارد وعده اى بر این بـاورنـد که از حقوق انسانى است و حتى علامه طباطبایى , آن را مهمترین حق انـسـانـى و دفـاع از آن را حق مشروع فطرى دانسته است . ستاد مطهرى نتیجه اى را که بر این اختلاف نظر مترتب است , چنین بیان مى کند: کـسـانـى کـه تـوحـیـد را جـزء حقوق شخصى و حداکثر حقوق ملى مى دانند, مى گویند این کار (مبارزه با شرک ) جایز نیست . اغلب طرز تفکراروپایى ها که در میان ما هم سرایت کرده , همین است … . ولـى اگـر توحید را یک مساءله عمومى و جزء حقوق انسانى و از شرایط سعادت عـمـوم بـشـر دانـستیم , جنگ ابتدایى با مشرک به عنوان حریم توحید و دفاع از تـوحـیـد و بـه عنوان قطع ریشه فساد جایز است , گو این که به عنوان تحمیل عقیده توحیدى جایز نیست . و در جایى دیگر مى گوید: مـا مـى گـوییم توحید با سعادت بشرى بستگى دارد, مربوط به سلیقه شخصى نـیـسـت , مـربـوط به این قوم و آن قوم نیست . پس حق با همان کسانى است که تـوحـیـد را جـزء حـقوق بشریت مى شمارند. اگر ما هم مى گوییم جنگ براى تحمیل توحید جایز نیست , نه به خاطر این است که این از امورى است که نباید از آن دفاع کرد, نه به خاطر این است که این از حقوق انسانیت نیست , به خاطر این است که خودش فى حد ذاته قابل اجبار نیست . [76]براین اساس , تجاوز, همیشه به صورت هجوم نظامى نیست , بلکه به صورت هاى گوناگون تجاوز به حقوق انسانى رخ مى نماید. در این موارد, اگر دفع تجاوز با شـیـوه هاى مسالمت آمیز امکان پذیر نباشد و به جهاد و استفاده از قدرت نظامى نـیـاز افـتـد, به حکم این که دفاع از حقوق انسانى , حقى مشروع است , جهاد نیز مـشـروع اسـت , زیـرا چـنین جنگى , درحقیقت دفاعى است , هر چند به ظاهر, ابتدایى وهجومى است . نتیجه این که , منظور از دفاعى بودن جنگ در اسلام , معناى محدود آن ـ یعنى مقابله با هجوم نظامى دشمن که در تقسیم بندى جهاد به دفاعى و ابتدایى لحاظ مى شود ـ نیست , بلکه مراد این است که جهاد ابتدایى نیز مقابله با تجاوز و دفاع از حقوق مشروع انسانى است .
     
     بند چهارم ـ انسانى بودن
    رعـایـت حقوق انسانى و توجه وافر به مسائل اخلاقى , از دیگر ویژگى هاى مهم جـنـگ در اسـلام اسـت . در اسلام , میان خشونت پدیده جنگ و لطافت عواطف انـسانى و ملایمت اصول اخلاقى , قهر و مهر, و صلابت و ملایمت , چنان ماهرانه الـفـت بـرقـرار شده است که مایه شگفتى است . این ویژگى در محیط و فضایى ظـهـور یـافـت کـه زشـت ترین خصلت ها و ناپسندیده ترین کارها رواج داشت و ابتدایى ترین حقوق انسانى زیر پا گذاشته مى شد. رعایت حقوق انسانى در جنگ , مـورد تـوجـه کـسـانـى قـرار گرفت که پیش از ظهور اسلام , مدام درجنگ و خونریزى و غارت بودند و از انجام هیچ جنایتى پروا نداشتند. خورشید اسلام که فـروزان گشت ,چنین مردمى را از حضیض پستى بر قله انسانیت نشاند, اخلاق آنـان را دگـرگـون و متعالى ساخت و اصول اخلاقى و حقوق انسانى فراموش شـده را بـه مـتـن زنـدگـى شـان بازگرداند. جنگ نیز که در آن , بیش از همه صحنه هاى زندگى , حقوق انسانى پایمال , و اخلاق پسندیده فراموش مى گشت , از ایـن دگرگونى بى بهره نماند. از آن پس , کشتن غیرنظامیان و افراد ناتوان و خـردسال , مثله کردن کشته هاى دشمن , خیانت و پیمان شکنى و ده ها عمل ضد اخـلاقـى دیگر از صحنه جنگ رخت بربست . پیامبر اکرم (ص ) به عنوان فرمانده جـنگ , هر گاه قصداعزام لشکرى را داشت , سپاهیان مسلمان را در مقابل خود
    مى نشاند و مى فرمود: با نام خدا و در راه خدا و دین رسول خدا حرکت کنید, به یکدیگر خیانت و کسى را مـثـلـه نـکنید و پیمان نشکنید. پیرمردان ,پیرزنان , اطفال خردسال و زنان را نـکـشـیـد. تا ناگزیر نشده اید درختان را قطع نکنید و اگر مسلمانى ـ هرچند مـعـمـولـى بـاشد ـ به یکى از کفار امان مى دهد تاکلام خدا را بشنود, امان او را محترم بشمارید. پس اگر اسلام را پذیرفت , برادر دینى شماست و گرنه او را به محل خود بازگردانید و ازخداوند یارى بجویید. [77]امام على (ع ) نیز در یکى ازجنگ ها, خطاب به لشکریان خویش مى فرماید:
    مطلب مشابه :  پایان نامه درباره سازمانهای دولتی و انعقاد قرارداد

  • من نمى پسندم که شما [به مردم شام ] دشنام دهید… و بهتر آن است که به جاى دشـنـام بـه آنـان بگویید: بار خدایا خون هاى ما و ایشان رااز ریختن حفظ فرما و مـیان ما و آنان را اصلاح کن و آنان را از گمراهیشان برهان حق است , آن را بشناسد و آن که حریص و شیفته گمراهى و دشمنى است , از آن باز ایستد [78] آیا مى توان این سخنان شفقت آمیز در باره دشمنان و اهتمام و دغدغه در رعایت کـوچـک ترین دستورهاى اخلاقى را جز در جهادسراغ گرفت و پى جست ؟
    ایـن جـا قصد آن نیست که نمونه هاى تجلى کرامت اخلاقى در صحنه هاى جهاد اسـلامـى شـمـارش گردد,اما شایسته است به یکى از برجسته ترین آن ها اشاره شود: پـیـامـبـر اکـرم (ص ) پس از سیزده سال که در مکه از سوى مشرکان جز آزار و شـکنجه , تهمت و افترا و تهدید به قتل و اخراج از وطن چیزى ندید و هشت سال در مدینه که با تجاوز و تحمیل چند جنگ و از دست دادن بهترین یاران خویش رو بـه رو شد, در سال هشتم هجرى با سپاهى گران و مصمم ,به قصد فتح مکه , رهـسـپـار آن دیـار گردید و پس از غافلگیر ساختن دشمن , مکه را از چهار سو به محاصره درآورد. همه منتظر بودند که رسول خدا(ص ) چه خواهد کرد؟ آیا راه انتقام در پیش مى گیرد یا طریق گذشت ؟ به راستى اگرفرمانده اى جز رسول اکـرم (ص ) بـر چـنـیـن دشـمـنى تسلط مى یافت با او چگونه رفتار مى کرد؟ آیا نمى گفت : ((امروز, روز انتقام است الملحمه ))؟, اما پیامبر گرامى اسلام در نهایت کرامت و بزرگوارى فرمود: ندا دهید که امروز, روز گذشت و شفقت است و بـه دشـمـنـانـى که از هیچ تلاشى براى نابودى اسلام فروگذار نکرده بودند, فرمود: راستى چه زشت همسایگانى بودید براى پیامبر,برویدکه آزادشده گانید. [79]مقایسه این عمل پیامبر(ص ) و دیگر فاتحان بزرگ را به صاحبان خرد وامى نهیم و این بحث را با بیانى بلند از امام على (ع ) حسن ختام مى بخشیم :
    “هـرگـاه بـر دشمن دست یافتى , از او درگذر, و گذشت از او را شکر و سپاس [نعمت ] توانایى بر او قرار ده”[80]
     
    مبحث دوم- قواعد حقوق بشر دوستانه در اسلام
    قواعد بشر دوستانه ایی که در اسلام مد نظر قرار گرفته،ابتدا مربوط به تفکیک افراد غیر نظامی از افراد نظامی است و پیرو آن حمایت از افراد خاص همچون زنان،کودکان و افراد سالخورده و سایر افراد خاص دیگر است که طی چند گفتار آتی به تفصیل آن خواهیم پرداخت.
    گفتار اول-تفکیک بین نظامیان و غیر نظامیان
    اولی قاعده رعایت حقوق بشر دوستانه در اسلام تفکیک افراد غیر نظامی از نظامیان است چرا که این افراد هیچ دخالتی در جنگ نداشته و افراد بیگناهی به حساب می آیند که بخاطر سیاست دولتمردان دچار آسیب و گزند شده اند لذا رعایت حقوق این اشخاص بی شک وظیفه همه افراد درگیر جنگ است.
     
    بنداول- حقوق غیر نظامیان در جنگ از دیدگاه قرآن
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.