حقوق بشردوستانه و منزلت اجتماعی

دانلود پایان نامه

تبعیض قایل شدن بین اسرای جنگی،به هیچ عنوان جایز نیست. نظر اسلام در این باره کاملا صریح و روشن است،مشعر بر این که ما همگی‏ از اولاد آدم هستیم که او از خاک خلق شده است. با این همه،برابری ماهیّت انسانی به معنی برابری شرایط اجتماعی‏ نیست.آیات متعددی در این باره در قرآن وجود دارد.از جمله:

  • «هرگز به آنچه که خداوند به کسی افزون‏تر از دیگری عطا فرموده، چشم طمع و بخل نورزید».(سوره 2،آیه 32)،«بر پاره‏ای از رسولان، نسبت به سایرین،ارجحیت و اولویّت بخشیدیم».(سوره 2،آیه 253)، «ذاتب باری هرکه را که اراده فرماید مشمول عطا و عزّت خود، می‏فرماید».(سوره 2،آیه 190)،و«ما آنها را بر بسیاری دیگر،برتری و رجحان دادیم».(سوره 17،آیه 70).[109]
    از حقوق دیگر اسیران جنگی، رفتار خوب و متناسب با شخصیت آنان است. پیامبر اکرم (ص) در این زمینه فرموده‏اند: «اذا اتاکم کریم قوم فاکرموه و ان خالفکم؛ «اگر فردی که دارای شأن و منزلت در قوم خویش است، نزد شما آید او را اکرام کنید، اگرچه دشمن شما باشد». در حدیث دیگری آمده است: «اکرموا کریم کل قوم» یعنی «هر فردی را که دارای منزلت در قوم خویش است، اکرام کنید». واقع‏گرایی اسلام،اجازه نمی‏دهد که تمامی اسرای جنگی را بدون‏ در نظر گرفتن موقعیت و منزلت اجتماعی هریک‏به‏یک چوب برانیم،الاّ این‏ که در هر حال باید ملاحظات انسان دوستانه در حق هریک از آنان مرعی‏ گردد.زمانی که دختر المقوقس اسیر شد،مقریزی می‏گوید:از رسول اللّه‏ نقل است که«دختران سلاطین استحقاق توجّهی خاص جدا از دیگران‏ دارند.نسبت به هر انسانی که روزی والا مقام بوده و در حالیه آن منزلت را از دست داده،رحیم باشید».ابن عساکر از پیامبر خدا،نقل کرده که«اگر شخص والا شأنی در دست شما اسیر شد،با او رفتاری نیکو داشته باشید».اسلام اعمال ملاطفت‏هایی متناسب با موقعیت اسیر را در حقیقت‏ به مثابه رعایت حدّاقل ملاحظات انسانی در حق اسیر به حساب می‏آورد.
    همانگونه که اشاره شد رعایت احترام و حفظ شئونات‏ اسیر جنگی در اسلام بسیار حیاتی است ،بنابراین به هیچ روی شکنجهء او مجاز نیست.از رسول‏ خدا نقل است که:«ذات باری آنانی را که مردم را در این دنیا شکنجه‏ دهند،عذاب خواهد کرد».انزجار آن حضرت از شکنجه،در مسأله‏ سهیل بن عمرو العامری که خطیبی زبردست بود و هنر و استعداد والای خود را تماما معطوف حمله به پیامبر و رسالت ایشان نموده بود،به نحو بارزی‏ عیان است،عمر بن الخطّاب از رسول خدا خواست به او اجازه فرماید تا دندانهای ثنایای سهیل را در آورد،تا این که دیگر او قادر به خطا به علیه‏ رسول اللّه نباشد.پیامبر در پاسخ گفت:«من او را از ریخت نخواهم‏ انداخت،زیرا اگر چنان کنم،خداوند حتّی مرا که رسول اویم از ریخت‏ خواهد انداخت».[110]
     
     
     
    2- اطعام اسرا
    در اسلام، اسیر جنگی دارای حقوق و احکامی است که مسلمانان به هر شکل، موظف به رعایت آن می‏باشند. از جمله این حقوق، احترام به اسیر و رفتار محبت آمیز با او می‏باشد. پیامبراکرم(ص) مسلمانان را به خوشرفتاری با اسیران سفارش می‏کردند :«استوصوا بالاساری خیرا»[111] و رزمندگان اسلام نیز این مسایل را رعایت می‏کردند، تا جایی که برای آنهایی که لباس نداشتند، لباس تهیه می‏نمودند و غذای خود را به آنها می‏دادند و اگر دو نوع غذا می‏داشتند، غذای خوب‏تر و لذیذتر را به آنها می‏بخشیدند[112] . در اسلام، غذا دادن به اسیر، برکسی که او را به اسارت می‏گیرد تا آنگاه که وی را به فرمانده سپاه برساند، واجب است و اگر شخص اسیرکننده این کار را نکند، اطعام اسیر بر امام (حاکم) واجب می‏شود[113] .. ابن هشام از ابوعزیز بن عمیر که در جنگ بدر به اسارت مسلمانان در آمده بود، نقل می‏کند که چون مسلمانان می‏خواستند نهار یا شام بخورند، ابتدا به من تعارف می‏کردند و به من نان می‏دادند و خود فقط خرما می‏خوردند. سپس اضافه می‏کند: هیچ کس از آنان مقداری نان در اختیارش قرار نگرفت، مگر اینکه نخست به من تعارف کرد[114] . همچنین در حدیثی از امام باقر (ع)، از امام علی (ع)نقل شده است که «اطعام الاسیر والاحسان الیه حق واجب و ان قتلته من الغد[115]»؛ یعنی «اطعام اسیر و نیکی کردن به او حقی است واجب، هر چند که بخواهی او را در روز بعد به قتل برسانی». در حدیث دیگری از امام صادق (ع) درباره آیه شریفه «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا» سؤال می‏شود که در جواب می‏فرمایند: «هوالاسیر»؛ منظور از این آیه اسیر است و سپس می‏افزایند: «الاسیر یطعم و ان کان یقدم للقتل و قال: ان علیا(ع)کان یطعم من خلد فی‏السجن من بیت مال المسلمین»[116]یعنی« اسیر اطعام می‏شود هر چند که محکوم به مرگ باشد و سپس فرمودند: حضرت علی (ع) به زندانیانی که بایست تا آخر عمر در زندان بمانند (حبس ابد برای آنان صادر شده‏بود)، از بیت‏المال مسلمین (بودجه عمومی دولت اسلامی) به آنان غذا می‏دادند». حضرت علی(ع) در مورد قاتل خود، سفارش نمود: «احبسوا هذا الاسیر و اطعموه و اسقوه و احسنوا اساره»؛به این اسیر محبت کنید و به او آب و غذا دهید و با او به احسان رفتار کنید[117].
     
     
     
    3-مداوای مجروحان
    از حقوق مهم اسیران جنگی در مقررات اسلامی، مداوای مجروحان است؛ زیرا این عمل مقتضای احسان و نیکی است و مسلمانان نیز به آن امر شده‏اند، بویژه اگر اسیر، خود، مسلمان باشد. در میان خوارج، چهل مجروح بودند که حضرت علی (ع) فرمان داد تا آنان را مداوا کنند و پس از معالجه به آنان فرمود، هر جا که می‏خواهید، بروید[118].
     
    4-عدم تحمیل فشار بر او و تهیه کردن وسائط نقلیه

  • از دیگر حقوق اسیر جنگی در اسلام، عدم تحمیل فشار بر او و تهیه کردن وسائط نقلیه لازم برای انتقال وی به پشت جبهه می‏باشد و در صورتی که مرکبی برای انتقال او در دسترس نبوده و اسیر نیز از راه رفتن ناتوان باشد، باید او را آزاد کرد؛ زیرا حکم امام در مورد وی معلوم نیست و ممکن است حکم به آزادی او صادر شود. از امام سجاد(ع) نقل است که «اذا اخذت اسیرا فعجز عن المشی و لم یکن معک محمل فارسله و لا تقتله، فانک لاتدری ما حکم الامام فیه»[119]؛ یعنی «اگر دشمنی را اسیر کردی که از راه رفتن عاجز بود و تو نیز مرکبی برای حمل وی نداشتی، وی را آزاد کن و حق کشتن او را نداری، زیرا از حکم امام در مورد او بی‏اطلاعی». این حق در صدر اسلام چندان محترم بود که ولیدبن ولید که خود از اسیران جنگی بود می‏گوید: اصحاب پیامبر(ص) ما را بر دوش خود حمل می‏کردند و راه می‏رفتند[120].
     
    بند دوم- حفظ وحدت خانوادگی اسرا
    حسب اصول انسانی،وحدت خانوادگی اسیر جنگی،تا آنجا که‏ امکان داشته باشد،لازم است حفظ گردد.ازاین‏رو،فقها بر این نظر اتفّاق‏ دارند که جدا ساختن طفلی که هنوز دندانهای جدید درنیاورده از مادرش‏ و یا به عبارتی دیگر به سنّ هفت سالگی نرسیده،جایز نیست.ولی پاره‏ای‏ از فقها جدا ساختن زوجین را از همدیگر در تقسیم غنایم یا حین فروش‏ آنها،جایز می‏شمارند.[121] همچنین در صورتی که مادر و فرزند هر دو به اسارت سپاه اسلام در آیند، نباید، آنان را از هم جدا کرد. علامه حلی در کتاب تحریر بیان می‏دارد:« و حرم بعض اصحابنا التفرقه»؛ یعنی «برخی از فقهای شیعه، جدایی را(میان مادر و فرزندی که هر دو اسیر شده باشند) حرام کرده‏اند». البته اهل سنت متفق‏القول هستند که جدایی بین مادر و فرزند حرام است. اسیر جنگی حق دارد،چنانچه مایل باشد با اعضاء خانواده خود مکاتبه نماید.تضمین حق ارتباط از طریق مکاتبه منبعث از تضمیین‏ امنیّت رسولان و سفر است.
     
    بند سوم- آزادی اسیران
    آیه‏ای که حکم اسیر را به کامل‏ترین وجه بیان کرده‏است، آیه چهارم از سوره محمد(ص) است که می‏فرماید:« فاذا لقیتم الذین کفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما منّا بعد و اما فداء حتی تضع الحرب اوزارها…»؛ یعنی « هنگامی که با کافران در میدان جنگ روبرو شدید، گردنهایشان را بزنید و همچنان ادامه دهید تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید. در این هنگام اسیران را محکم ببندید، سپس یا بر آنها منت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنها فدیه (عوض) بگیرید و این وضع همچنان ادامه یابد تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد». بنابراین، براساس نص صریح قرآن، حکم اسیران جنگی فقط آزادی است، یا آزادی یک طرفه (منّ)، یا به وسیله عوض (سربازان مسلمان اسیر شده در دست دشمن یا مال) است[122] .البته گروهی از فقهای شیعه بین دو حالت اسارت قبل از پایان جنگ و بعد از پایان آن فرق قائل شده و معتقدند که حکم اسیر قبل از پایان جنگ، یا گردن زدن است و یا قطع دست و پا تا اینکه آنقدر خون از بدن اسیر بیاید تا بمیرد. اینان مستند خود را آیه 33 از سوره مائده ذکر کرده‏اند:«انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی‏الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من‏الارض». همچنین به حدیثی ضعیف‏السند استناد می‏نمایند که راوی آن مشهورالفساد است[123] .
    البته گروهی دیگر علاوه بر دو مورد پیشین مورد سومی راکه عبارت از فداء است، مورد توجه قرار داده‏اند. ابی الصلاح حلبی در این مورد در کتاب الکافی فی‏الفقه می‏نویسد:«و اذا اسر المسلمون کافرا عرض علیه الاسلام و رغب فیه فان أسلم اطلق سراحه و ان ابی و کان اسره والحرب قائمه فالامام مخیر بین قتله و صلبه حتی یموت و قطعه من خلاف و ترکه یجوز فی دمه حتی یموت او الفداء به»[124]. ملاحظه می‏شود که عبارت «اوالفداء به» مشخص کننده منظور فقیه گرانقدر می‏باشد. اما اگر اسیر پس از پایان جنگ، دستگیر شود، علاوه بر منّ و فداء، حکم سومی نیز قابل اجراست و آن بردگی شخص اسیر است. البته این حکم فقط در صورت صلاحدید حاکم شرعی قابلیت اجرا دارد و علت تشریع آن نیز مربوط به وضعیت موجود در صدر اسلام و از باب مقابله به مثل بوده‏است[125]و به این ترتیب تا آنجا که ظاهرا در تاریخ اسلام آمده، حتی یک مورد نیز نقل نشده است که پیامبر (ص) جنگجویی را پس از اسارت، به بردگی گرفته باشد[126]. البته اهل تسنن فرقی میان اسارت در حین جنگ و پس از آن قائل نیستند و بر این عقیده هستند که حتی در زمان جنگ نیز اگر فردی اسیر شود، همچنان حق منّ و فداء و بردگی علاوه بر قتل، برای امام محفوظ است. فقهای اهل تسنن حکم قتل را نیز به اسیرِ پس از پایان جنگ به اسارت گرفته شده سرایت داده‏اند. علاوه بر این، مذهب حنفیه فداء در عوض مال را جایز نمی‏داند و فقط تبادل اسیران را مجاز شمرده است، اگرچه استدلالهای آن محکم و استوار نمی‏باشد[127]. بنابراین، از دیدگاه حقوق بشردوستانه بین‏المللی، حکم اسرای جنگی منّ یا فداء (آزادی بدون عوض یا با عوض) است که قرآن بر آن تصریح دارد و البته در شرایط صدر اسلام، بردگی نیز وجود داشت، اما اکنون که معاهدات چندگانه بین‏المللی در منع بردگی وجود دارد و بردگی به عنوان جرم بین المللی شناخته شده است، حکم بردگی ساقط می‏شود. در مورد قتل نیز باید گفت که تاریخ اسلامی جز در موارد بسیار استثنایی، این پدیده را برای اسیران جنگی مقدر نساخته[128] و حتی همین موارد بسیار اندک نیز نه به علت اسارت، بلکه به علت جرایم دیگری که به وقوع پیوسته است، می‏باشد و البته اگر اسارت پس از پایان جنگ باشد، دیگر قتل موضوعیتی ندارد و اگر در حین جنگ، اسارت رخ داده باشد، به نظر گروهی از فقها، مکانیسم فداء (آزادی با عوض) همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند. و نهایه لازم به یادآوری است که چنانچه اسیری فرار کند و به مأمن‏ خود برسد،آزاد قلمداد می‏گردد،مگر آن که ذمهء او در گرو قول و یا تعهّدی‏ باشد.چنانچه قولی در میان باشد،او متهد استکه ایفاء به عهد نماید، زیرا از نظر اسلام خیانت مردود است.کلام آسمانی قرآن در این باره چنین‏ است«به راستی که خداوند،خائنین را دوست نمی‏دارد».(سوره 8،آیه‏ 58)
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.