جمهوری آذربایجان و دوره های تاریخی

دانلود پایان نامه

اولین گروه:مربوط به اقوامی بودند که به کار کشاورزی و دامداری مشغول بودند وضخامت لایه های باستانی در این چنین محوطه ها بیشتر از سایر محوطه هاست.مانند کول تپهI،II،شاه تختی،قیزیل بورون،شورتپه.
گروه دوم:محوطه هایی که در مناطق کوهستانی واقع شده اند و ضخامت لایه های فرهنگی این محوطه ها به نسبت نوع قبلی کم می باشد.محوطه هایی مانند ساری دره،قولعلی تپه،آلاچیق،اوغلان تپه،قازانجی،قویولوداغ وکرکی.این مردمان بیشتر نیمه کوچرو بودند.(ibid 58)
3-18-کول تپهII :
این تپه در 12کیلومتری شمال شهر نخجوان  در نزدیکی بخش بابک قرار دارد آثار فرهنگی این تپه مربوط به هزاره   I-IVمیباشد.قسمت اعظم این تپه از یک طرف ساحیرچای شسته وتخریب شده است.آثار فرهنگی مربوط به فرهنگ کوراارس از لایه های پایینی این تپه بدست آمده است
دیوارهای خشتی بدست آمده با گل اندود شده بودند و ابعاد خشت های بکار رفته در این دیوارها عبارت بودند از:10×20×40و10×38×40سانتی متر.پلان معماری لایه های پایینی کول تپهII دارای پلانی مدور می باشند این خانه ها توسط دیوارهای جدا کننده به دو بخش تقسیم شده اند طی برسی های باستان شناسی،یک قسمت این نبا به منظور کاربری مسکونی و قسمت دیگر آن به منظور کاربری انباری بکار می رفته است و تمام مصالح معماری بکار رفته در این بنا از خشت می باشد در لایه های پایینی کول تپهI که مربوط به فرهنگ کوراارس میباشد اجاق هایی با طرح راست گوشه و نعل اسبی شکل بدست آمده که به نظر کاوشگر این اجاق ها به منظور گرم کردن خانه مورد استفاده قرار می گرفتند. این تپه درسال1960 میلادی توسط V.H.aliyev_O.H.Habibullayev مطالعه و کاوش شد.
با مطالعه و برسی آثار معماری کوراارس(یانیق) در جمهوری آذربایجان مشخص می شود که معماری مفرغ قدیم کورا ارس با معماری انئولتیک در ارتباط است.این ارتباط بیشتر از هر چیز در معماری مسکونی قابل رویت است.معماری با پلان مدور مفرغ قدیم ادامه سنت معماری انئولتیک است که این سنت در دوره مفرغ قدیم تکامل می یابد.خانه هایی با پلان مدور که این سنت را نشان میدهند از محوطه های شومو تپه،تویره تپه،قارقالارتپسی و در دیگر مکان ها بدست آمده است.خانه های مدور دوره انئولتیک که توسط دیوارهای راست گوشه به دو قسمت تقسیم می شدند در دوره مفرغ هم تداوم پیدا کردند.در محوطه های  بابادرویش و شومو تپه لایه های مفرغ قدیم بلافاصله بر روی لایه های انئولتیک قرار دارند.(ibid 60)(تصویر 3-18)
3-19-محوطه های مربوط به فرهنگ کورا ارس(یانیق) در ایران عبارتند از:
3-19-1-فرهنگ کورا ارس در گوی تپه:
گوی تپه یکی از تپه های پیش از تاریخ بزرگ شماغرب ایران است که در هفت کیلومتری جنوب شرق شهر ارومیه در آذربایجان غربی قرار دارد حفاری این محوطه در سال1948 میلادی توسط برتون بران انجام شده است.ابعاد تپه در سمت شمال وجنوب455متر و600متر در جهت غربی و شرقی است.ارتفاع این تپه5/24متر می باشد.
در طول شش هفته کاوش بران،هشت گمانه در آن احداث شدآثار وبقایایی که از این گمانه ها بدست آمده است از جدید به قدیم به ترتیب حروف الفبا به دوره هایی تقسیم نموده است.بران بقایای هرگمانه حفاری شده را در داخل دوره های مذکورطبقه بندی کرده است بعنوان مثال گمانه دوقطعات سفالین دوره های A.B(عصر آهن 1و2)وگمانه های 5،6،7فقط بقایای دورهA را شامل می شود.بدون شک این گمانه ها می توانست بقایای بسی قدیمی تر از دوره های مذکور را نشان دهد ولی هیچکدام از آنها به خاک بکر نرسیده است.( 1951 Brawn and voit )
3-19-2-انتقال از دوره M.N  به دوره گوی تپه(یانیق)
دوره های M.N در واقع مربوط به عصر کالکولتیک شمال غرب ایران می باشد دوره هایی که می توان آنرا با فرهنگ های همزمان خود در شمالغرب ایران وخارج از ایران بخش وسیعی از فرهنگ های آناطولی شرقی و مرکزی وبین النهرین شمالی  وبخش هایی از مناطق قفقاز مقایسه کرد.لذا فرهنگ های کالکولتیک نیز تا حدودی در همان حوزه گسترش سفال خاکستری عصر مفرغ قدیم گسترش یافته بودند به طوری که سفال خاکستری در چند محوطه عصر کالکولتیک نیز دیده شده است.دلیل این ارتباط و پیوستگی قوی مابین فرهنگ های پیش از تاریخ بین النهرین شمالی و شمال غرب ایران را بایستی در موقیعت جغرافیایی وراههای ارتباطی این مناطق جستجو کرد طوری که از دوران های پارینه سنگی تا دوره های تاریخی ایران این ارتباط در سطح وسیعی گسترش یافته است و بعضا در دوره هایی مثل برنز قدیم به یک وحدت فرهنگی بسیار وسیعی مبدل شده است که وجود یک نوع حکومت واحدی را در ذهن ایجاد می کند لذا با در نظر گرفتن موقعیت آسیای صغیر،با معابر دریای شمال وشمال غربی ومعابر طبیعی در کوهستان های شرق و شمال شرق به سمت ایران و قفقاز وگذرگاههای متعددی بسوی بین النهرین،این منطقه همانند پلی میان شرق و غرب کشیده شده است.ارتباط میان آناطولی وبین النهرین وحلقه های ارتباطی میان آن دو که تمامی آنها از روی مدارک باستانی اثبات گردیده است نشان می دهد که ارتباط  میان این دو مدل قدیمی بر زمینه ای بسیار وسیع اعمال می شوده است.براساس این ارتباط بوده است که از ارزروم و مشرق رود ارس وحوا لی دریاچه ارومیه فرهنگ های قدیم کالکولتیک وعصر برنز قدیم غرب ایران تا شرق آسیای صغیر گسترش یافته بود. Burton Brown 1951))
3-19-3-مشخصات معماری و سفالی دوره K گوی تپه:
گوی تپه در مسیر ارتباطات بین راهی در طول پیش از تاریخ فلات ایران وقفقاز قرار گرفته است و بلحاظ دارا بودن فرهنگ کورا ارس دارای اهمیت ویژه ای است سفال خاکستری تیره داغدار فرهنگ کورا ارس در این محوطه به لحاظ گاهنگاری از سایر محوطه های شمالغرب ایران قدیمی تر است. در زمانی که سفال خاکستری داغدار در تپه قبرستان III و سیلک  وجود ندارد ولی در گوی تپه این سفال رایج است ولی تفاوت های اساسی میان آن دو وجود دارد از جمله در فرم و جنس سفال و تزیینات آن این تفاوت به چشم می خورد بارزترین این تفاوت ها در نقوش کنده سفالهای فرهنگ کورا ارس ودسته های نخجوانی آن است در هیچ کدام از محوطه های شمال شرق یافت نشده است.در طول عصر برنز قدیم از شمال غرب ایران تا نواحی فرات در بین النهرین وسراسر قفقاز شاهد ورود اقوام تازه واردی است که بطور گسترده در مناطق مذکور ساکن شده اند.( Burney 1951:47-48)
گوی تپه بسیاری از عناصر تزیینی وفرم سفال فرهنگ مفرغ قدیم I را دارا می باشد وتنها محوطه ای است که این فرهنگ را داراست وسایر محوطه های ایران در مفرغ قدیم II قرار می گیرنند بنابراین در تقسیم بندی سه قسمتی مرسوم باستان شناسان گوی تپه K مثل سایر محوطه های قفقاز وآناطولی این سه دوره را نشان داده است.آنچه مسلم است مهاجرت هایی در این سه دوره صورت گرفته است وفرق اساسی با مهاجرتهای مانند عصر آهن دارد و دلیل آن هم این است که مردمانی که وارد گوی تپه و یانیق وسایر محوطه های دارای این فرهنگ شده اند طبق برسی باستان شناسان شوروی سابق مانند کوفتین ،دارای فرهنگ رمه داری و گله داری و کشاورزی بودند واقتصاد معیشتی آنان بیشتر وابسته به کشاورزی بوده است.
3-19-4-معماری فرهنگ کورا ارس در گوی تپه K:
برای اینکه بهتر بتوانیم وضیعت فرهنگی عصر مفرغ قدیمI را در قدیمی ترین محوطه دارای این فرهنگ درایران را مورد برسی قرار دهیم بایستی بافت استقراری ومعماری آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.معماری دوره K گوی تپه دارای پلان راست گوشه است که در پی آن از سنگ استفاده شده است که در قسمت بالای این دیوار دارای مصالحی از خشت است ودر پی آن از سنگ استفاده شده است .دهکده های این دورهK دارای پلان های راست گوشه با پی های سنگی ودیوارهای خشتی هستند.( Burton Brown 1951)
پلان خانه های کواتسه خلبی در گرجستان که از نمونه های قدیمی محسوب می شونند دارای ساختمان های دراز  با پلان مدور می باشند که می توان آنها را با ترکیبی از طرح های مدور و راست گوشه محسوب کرد.از عمق 450الی415 پا(هرپا برابر 48/30سانتی متر)از گوی تپه تعداد بیشماری از سنگ های تخت بدست آمده است ولی دارای پلان مشخصی نبوده است در همانجا بقایایی از دیوارهای خشتی ویک اجاق از گل پخته شده بدست آمده است که فرم اجاق ها اکثریت سیار و قابل حمل هستند یکی از شاخصه های فرهنگ مفرغ قدیمI است.در روی لایه410پا یک دیوار خشتی به ضخامت5 پا و6 اینج بدون پی سنگی یافت شده است موقیعت دیوار در جهت شرقی و غربی وضخامت دیوار نشان از جنبه دفاعی داشتن این دیوار است.چنین دیواره های دفاعی بعدها با پی های سنگی بطوریکه سنگ ها در داخل ملات گل قرار می دادند در دیوار دفاعی یانیق تپه نیز یافت شده است.
3-19-5- سفال مرحله KI گوی تپه:
قدیمی ترین مرحله K تحت عنوان KI طبقه بندی می شود هرچند که اطلاعات چندانی در مورد طبق گزارش حفاری در مورد فرم های سفالی این دوره وجود ندارد ولی با توجه به فرم های موجود می توان فرم های زیر را برای این دوره نام برد.
1_قطعات بزرگ خمرهای ذخیره(پیتوس)
2_فنجان های کوچک با گردنی حلقوی
3_کاسه ها با لبه متمایل به داخل
مرحله KII گوی تپه
3-19-6-مشخصات سفال گوی تپه KII:
این مرحله به لحاظ گاهنگاری بایستی جز فرهنگ های مفرغ قدیمII بحساب آورد که مردمان دارای این فرهنگ در قسمت های وسیعی از ایران استقرار کامل یافته وآثار مشابه هم را در تپه های گویK،یانیق و هفتوان وتپه های اردبیل ومشکین شهر وفلات مرکزی وسایر قسمت های ایران گسترش داده اند.طبق گزارش های(Brown 1951:42)از عمق 7پا در بالای بقایای   KIیک نوع تزیین بر روی سفال رایج می شود که کاملاًدر این محوطه تازگی دارد ونوید مرحله جدیدی را می دهد.لذا از عمق 415 پا تا350 پا را بعنوان KII نامیده است این همان طبقه ای است که دایسون آنرا عصر مفرغ قدیمI یانیق قرار می دهد که معاصر با استقرارهای شنگاویتIII   ومحوطه های اطراف وان وآناطولی مرکزی وظروف خربت کراک ناحیه فرات وگودینIV است.( Burton Brown 1951 )
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.