تحقیق رایگان با موضوع مذاهب اسلامی و فقهای امامیه

دانلود پایان نامه
  • معنای دوّم برای تذکیه (اسم اسباب) خالی از قوّت نیست،زیرا در این جمله از فرمایش الهی (ماذکیتم) ،تذکیه به انسان ها نسبت داده و این،نشانه آن است که تذکیه فعل آن هاست”.
    محقّق عراقی می نویسد:
    “و کذا قوله فی ذیل موثقه ابن بکیر:”ذکاه الذبح ام لا” و قوله فی خبر علی بن حمزهبعد قول السّائل:او لیس الذکی ما ذکی بالحدید؟ “بلی اذا کان ممّا یوکل لحم”.
    “هم چنین (افزون بر این آیه (الا ما ذکیتم) جمله (ذکاه الذبح ام لا)) دو موثقه ابن بکیر،و “اولیس الذکی ما ذکی بالحدید؟بلی “در خبر علی بن حمزه،بر معنای دوّم تذکیه (اسم برای اسباب) دلالت دارد.
    دیدگاه حنفیه:
    با توجه به بحث صید و ذبح در کتب احناف کلمه تذکیه و ذکاه جاهای مختلف به چشم می خورد عبد الرحمن بن قدامه می گوید اگر کسی حیوانی را شکار کرد و ان حیوان را زنده درک کرد باید ان را تذکیه کند و در جای دیگر می گوید که ذکاه سمک اخذش از آب است

  • پس تذکیه در صورت رعایت قوانین شرعی ذبح و صید حاصل می شود پس غیر از صید و ذبح است.پس نتیجه صید و ذبح شرعی تذکیه است.
    الکاسانی در حکمت تذکیه گوید: لأن الحرمه فی الحیوان المأکول لمکان الدم المسفوح وأنه لا یزول إلا بالذبح والنحر ; ولأن الشرع إنما ورد بإحلال الطیبات . چون علت حرمت در حیوان ماکول بخاطر دم مسفوح استکه خدا در قران از ان منع کرده است پس این جز با ذبح و نحر حاصل نمی شود. یعنی نتیجه ذبح و نحر همان تذکیه است
    5.امامیه
    1-5.امامیه در لغت
    امامیه برگرفته از امام که در لغت به معنی پیشوا و کسی است که از گفتار او پیروی می شود و جمع آن ائمه است (لسان العرب؛مجمع البحرین ماده امام) و یاء در آخر آن یاء نسبت است به معنی منسوب به امام،و چون وصف “فرقه” است مؤنّث به کار می رود،یعنی فرقه امامیه.و”مقصود گروهی است که پس از رحلت پیامبر از “امام منصوب از جانب او” پیروی می کنند”.
    بنابراین هر گروهی که پس از پیامبر (ص) به امام منصوب معتقد است،میتوان آن را امامی نامید.در این صورت واژه امامیه با شیعه مترادف خواهد بود،زیرا شیعه کسی است که از امام منصوب به نام علی (ع) پیروی می کنند و او را بر دیگر صحابه پیامبر (ص) مقدّم می دارند.ولی به مرور زمان،چنانکه خواهیم گفت:امامیه صنفی از شیعه شمرده شده است.
    2-5.امامیه در اصطلاح
    شیخ مفید در تاریخ امامیه می گوید:امامی مذهب کسی است که:
    1.به وجوب امامت و وجود آن در هر زمانی باور داشته باشد؛
    2.نص جلی بر امام و عصمت و کمال را برای او واجب بداند؛
    3.به تداوم و انحصا امامت در فرزندان امام حسین(ع) معتقد و سلسله امامت را به امام رضا (ع) پیوند زند.
    سید مرتضی در کتاب العیون والمحاسن می گوید:امامیه گروهی هستند که قائل به وجوب امامت و عصمت و وجوب نص می باشند.
    امامیه،عنوان یکی از مذاهب اسلامی که نقشی اساسی در شکل گیری فرهنگ و تمدّن اسلامی ایفا کرده است.شیعه امامیه که به اختصار در زبان عام شیعه و در زبان فقهای امامیه هم خوانده می شود،امروزه مذهبی با ویژگی های مشخّصی است که بدان مذهب جعفری یا اثناعشری نیز اطلاق می گردد.در طول سده 1ق،به روزگاری پیش از دوره امامت امامان باقر و صادق (ع) که هنوز تعالیم امامیه به صورت مبسوط به شیعیان عرضه نگشته بود به طور طبیعی نباید به جستجوی گروهی خاص از عالمان شیعه،دست کم با عنوان مشخّص امامیه پرداخت.آنچه در این سده به عنوان وجه تمایزی مهم بیان گروه های شیعی می توان پیگیری کرد،دیدگاه آنان درباره منصوص بودن و مفترض الطاعه بودن امام بوده است.در حقیقت از سده 2ق/8م به بعد که در محافل شیعی نوعی تقابل میان امامیان و گروه های غیر امامی وضع و کاربرد اصطلاح امامیه را ضروری ساخته است.گزینش این عنوان برای این جماعت از شیعه و انتساب آنان به امام،از آنِ او بوده است که برخلاف اکثریت زیدیه این گروه ثبوت امامت را به نص جلی و نا تعین فرد امامان به امر الهی دانسته اند.در کنار این ویژگی،باید به برخی خصوصیات دیگر از جمله مفترض الطاعه بودن معصوم بودن امام،و نیز خالی نبودن زمین در هیچ زمانی از امام به عنوان باورهای اساسی این گروه یاد کرد.از سده 1 به سده 2 ق،امام باقر(ع) به دقیق و تفصیل تعالیم شیعه اهتمام ورزید و آموزش های دینی شیع از روزگار آن حضرت روی به تدوین و شکل گیری نهاده است از میانه سده 2 ق تاریخ افتراق شیعه را بایذ در دو جریان مواز:امامیه و زیدیه،و نیز جریانی منشعب از امامیه با عنوان اسماعیلیه پیگیری کرد.امام صادق(ع) راه تدفیق و فصیل تعالیم مذهب را که امام باقر(ع) گشوده بود،ادامه داد و مهمترین نقش را در تدوین فقه امامیه ایفا نمود.
    به هنگام وفات امام صادق(ع) در 148 ق /768 م ،پیروان آن حضرت متفرق گشتند.گروهی که در تاریخ اسماعیلیه نام گرفته اند،محمّد ابن اسماعیل نواده آن حضرت را به امامت شناختند و برخی دیگر با تمسّک به نص امام صادق(ع) به امامت امام موسی کاظم (ع) باور داشتند.با در گذشت تردید برانگیز امام کاظم (ع) در حبس موج جدیدی از اختلاف در صفوف شیعیان پدید آمد و به دو گروه قطعیه و واقفه تقسیم شدند.خط اصلی که با قاطعیت امام رضا(ع) را جانشین آن امام می شمردند با عنوان قاطعیۀ شناخته شدند.امام رضا (ع) در سال 203 ق در سفر به شهادت رسیدند پس از آن،امام جواد،امام هادی و امام حسن عسکری (علیهم السّلام) هریک به ترتیب به امامت رسیدند،با این که فرقه های گوناگون امامیه،چون فطحیه،واقفه و قطعیه در مباحث اعتقادی مربوط به امامت نیست به یکدیگر مواضعی تند و خصمانه اتّخاذ نموده بودند،محافل فقهی آنان از یکدیگر گسسته نبود.
    اصلی ترین ممیزه این مذهب،دیدگاه خاص آن در باب امامت است،امامیه به عنوان یکی از گرایش های شیعه،براین باورند که حق جانشینی رسول اکرم (ص) از آن حضرت علی (ع) بوده است و رسول اکرم بارها در طول حیات خود،بر این جانیشنی اشاره کردند.امامان دوازدگانه به نام،نزد امامیه شناخته شده اند و پیروان این مذهب با وفات امام حسن عسکری(ع) دوره حضور ائمّه را پایان یافته شمرده و وارد عصر غیبت شده اند.بر این اساس امام دوازده هم که 260 ق،بر جایگاه امامت قرار گرفته است.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.