تحقیق رایگان با موضوع اهل بیت (ع) و حدیث دوم

دانلود پایان نامه

علامه طباطبایی(رح) در این مورد می نویسد: این آیه در مقام بیان حکم شکار کردن حیوانات دریایی و صحرایی است، نه حکم خوردن آنها، و این خود شاهد است بر اینکه باید متعینا بگوییم مراد از” طعامه- خوردن” معنای مصدری است، نیست، بلکه مراد شکار کردن است و مقصود از حلیت طعام دریا حلیت خوردن آن است، در نتیجه از حلیت صید، جواز شکار کردن حیوانات دریایی استفاده می‏شود، و از طعام دریا حلیت خوردن هر چیزی که از دریا گرفته شود بدست می‏آید، و لو اینکه این عنوان (آنچه از دریا گرفته شود) اعم است، هم شامل شکار می‏شود و هم مردارهایی که آب بیرون می‏اندازد و هم غیر حیوان، الّا اینکه آنچه از اخبار اهل بیت (ع) وارد شده است این عنوان (آنچه از دریا گرفته می‏شود) را تفسیر می‏کند به ماهی‏های شور و امثال آن از شکارهای مانده و کهنه، و اینکه فرمود:” مَتاعاً لَکُمْ وَ لِلسَّیَّارَهِ” کاَنّه حال است برای” صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ” و در آن اشاره‏ای هم به این جهت هست که خداوند از در منت آن را حلال فرموده، و چون خطاب به مؤمنین از جهت محرم بودنشان است عبارت” لَکُمْ وَ لِلسَّیَّارَهِ” بمنزله اینست که گفته شود برای شما محرمها و غیر شما یعنی آنهایی که احرام ندارند.
علاوه از این آیات دیگر هم بر این مطلب دلالت می کند، برای اجتناب از طوالت کلام آنها را بیان نمی کنیم۔

  • 1-1.حکم گوشت صید شده توسط حیوانات شکاری
    در آیه 4 سوره «مائده» می خوانیم: یسْئَلُونَکَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ «از تو درباره غذاهای حلال سؤال می کنند.
    پس از آن به پیامبر(صلی الله علیه وآله) دستور می دهد: نخست به آنها بگوید: «هر چیز پاکیزه ای برای شما حلال شده٬ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیباتُ۔ یعنی تمام آنچه را اسلام تحریم کرده در زمره «خبائث» و ناپاک ها است و هیچ گاه قوانین الهی، موجود پاکیزه ای که طبعاً برای استفاده و انتفاع بشر آفریده شده، تحریم نکرده است و دستگاه «تشریع» در همه جا هماهنگ دستگاه «تکوین» است.
    آنگاه به سراغ صیدها رفته، می گوید: «صید حیوانات شکاری که تحت تعلیم شما قرار گرفته اند، یعنی از آنچه خداوند به شما تعلیم داده به آنها آموخته اید، برای شما حلال است» (وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُکَلِّبینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمّا عَلَّمَکُمُ اللّهُ).
    «جوارح» در اصل، از ماده «جرح» گرفته شده که گاهی به معنی «کسب» و گاهی به معنی «زخم» است، و به همین دلیل به حیوانات صیاد، اعم از پرندگان و غیر پرندگان «جارحه» گفته می شود، که جمع آن «جوارح» است . یعنی حیوانی که به صید خود زخم وارد می کند، و یا حیوانی که برای صاحب خود کسب می نماید. واگر به اعضای بدن جوارح گفته می شود، به خاطر آن است که انسان به وسیله آنها کاری انجام می دهد و اکتسابی می کند. و به این ترتیب، جمله «وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ» تمام حیواناتی را که برای شکار کردن تربیت می شوند، شامل می شود، ولی قید «مُکَلِّبِین» که به معنی تربیت کنندگان سگ های شکاری است و از ماده «کلب» به معنی سگ گرفته شده است، آن را اختصاص به سگ های شکاری می دهد.
    وبه همین دلیل، صید کردن با غیر سگ های شکاری مانند: صید به وسیله بازهای شکاری و امثال آن را شامل نمی شود. لذا در فقه شیعه صید «تنها» به وسیله سگ های شکاری مجاز است، اگر چه جمعی از مفسران و دانشمندان اهل تسنن، همه را مجاز می دانند و قید «مُکَلِّبِین»را به معنی وسیعی تفسیر کرده اند که اختصاصی به سگ ها ندارد.
    ولی همان طور که گفتیم ماده اصلی این لغت مفهوم آن را مخصوص به تربیت سگ های شکاری می کند. البته اگر حیوانات شکاری دیگر صیدی را از پای در آورند، ولی قبل از آن که بمیرد، با آداب شرعی ذبح کنیم حلال است.
    دیدگاه حنفیه:
    ابن الهمام حنفی هم در جواز شکار همین ایات را اورده است وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا و ایه وَحُرِّمَ عَلَیْکُمْ صَیْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا و بعد می گوید عوالفعل مباح لغیر المحرم فی غیر الحرم برای غیر محرم حلال است وَعلَى إبَاحَتِهِ انْعَقَدَ الْإِجْمَاعُ وَلِأَنَّهُ نَوْعُ اکْتِسَابٍ وَانْتِفَاعٍ بِمَا هُوَ مَخْلُوقٌ لِذَلِکَ یعنی بر مباح بودن صید اجماع است چون این نوعی از اکتساب است و انتفاع بردن به چیزی است که برای همین خلق شده
    امین افندی حنفی می گوید: اباحه صید مشروط به سه جیز است:
    1-این شکار باعث ضرر به غیر نباشد پس اگر سبب فرار حیوانات، و خوف و ترس مردم شود جایز نیست.
    2-صید لهوو بیهوده نباشد.
    3-شکار را به عنوان حرفه یا صنعت انتخاب نکند وگرنه صید مبا نیست.
    2.جواز صید از نظر روایات
    عامه و خاصه احادیث متعددی پیرامون اباحه صید بیان نموده اند۔ بطور نمونه دو حدیث اینجا بیان می شود۔
    مطلب مشابه :  منابع و ماخذ تحقیق صادرات صنایع غذایی و تولید ناخالص داخلی

  • حدیث اول: عن النبی (ص) قال لعدی بن حاتم : إذا أرسلت کلبک المعلم وذکرت اسم الله علیه فکل ، وإن أکل منه فلا تأکل ; لأنه إنما أمسک على نفسه ، وإن شارک کلبک کلب آخر فلا تأکل فإنک إنما سمیت على کلبک ولم تسم على کلب غیرک:
    پیامبر اسلام(ص) به عدی بن حاتم فرمود: اگر تو سگی که تعلیم دیده است، به سوی صید فرستادی واسم خدا بر آن برده باشد، ازآن گوشت بخورید۔ این صراحت در جواز صید دارد.
    حدیث دوم: رَوَی اَبُو عَبَیده الحذّا فی الصّحیح قال: ساَلتُ ابا عبدالله عن الرّجل یسرّح کلبَه المعلَّم و یسمّی اذا سرّحه ، فقال: یاکل مما اُمسکَ علیه و ِان ادرکه و قد قتله۔ ابو عبیده در حدیث صحیحی ازامام جعفر صادق علیه السلام در باره مردی که کلب معلم خویش را با گفتن تسمیه به سوی شکار فرستاده بود، سوال کرد، امام صادق علیه السلام فرمود: آنچه آن سگ امساک نموده، بعد از امساک ذبحش کرده باشد ازآن خوردن جائز است۔ این حدیث هم دلالت می کند که صید عملی جائز است۔
    اما افندی حنفی در ذم صید یک روایت اورده است که پیامبر فرمود: مَنْ اتَّبَعَ الصَّیْدَ غَفَلَ
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.