تحقیق رایگان با موضوع اصطلاحات و استدلال

دانلود پایان نامه
  • سرخسی از علماء حنفی می گوید: که نحر در شتر سنت است و نحر عبارت است از اینکه چاقو، نیزه، سرنیزه، داس و امثال آن را در گودى زیر گلوى شتر فرو ببرند.
    الکاسانی می گوید: النحر قطع الاوداج فی اللبه الموجوده اسفل العنق، و یستخدم للابل.
    نحر قطع رگها، در گودی کردن شتر است که در اخر گردن قرار دارد و ابن نحر برای شتر استفاده می شود.و اگر شخصی حیوانی که باید ذبح شو د را نحر کند و برعکس،حلال است چون قطع اوداج حاصل شده است،گرچه مکروه است
    4.تذکیه
    1-4.تذکیه در لغت
    تذکیه از جمله اصطلاحاتی است که در کتاب صید و ذباحه فراوان به چشم می خورد و نقد و بررسی آن از ضرورت های اجتناب ناپذیر است؛زیرا در مفهوم آن میان فقیهان اختلاف است.شایسته است پیش از نقل اقوال معنای تذکیه در کتاب های لغت توجّه قرار گیرد.
    ابن اثیر تذکیه را ذبح و نحر دانسته و می نویسد:
    “التذکیه :الذبح و النحر”
    علّامه فیومی ضمن اینکه معیار تذکیه را قطع حلقوم می داند،آن را به معنای دریافت و به پایان رسانیدن گرفته و می نویسد:
    “ذکّیت البعیر و نحوه تذکیۀ و الاسم الذکاه،قال ابن اجوزی فی التّفسیر:الذکاه فی اللغه تمام الشئی …یجزی فی الذکاه قطع الحلقوم و المری…” تذکیه کردم شتر را یعنی ذبح کردم. ابن جوزی می گوید ذکاه در لغت تمام شی را گویند در ذکاه،قطع حلق و مری کافی است.
    راغب اصفهانی تذکیه را به معنای اخراج حرارت غریزی گرفته و می نویسد:
    “ذکیت الشأه ذبحتها،و حقیقه التذکیه اخراج الحراره الغریزیه”.
    2-4.تذکیه در اصطلاح
    مفهوم تذکیه در اصطلاح فقها مورد اختلاف است.نتیجه اقوال آن ها به قرار زیر است:
    1.تذکیه،امری است بسیط (مسبّب شرعی) که شارع پس از تحقّق اعمال و شرایط مخصوص آن را اعتبار می کند.
    2.تذکیه،مفهومی است بسیط (مسبّب عقلی) که عقل پس از تحقّق اعمال ویژه آن را درک می کند.
    3.در این دو معنی به همدیگر نزدیک اند و تفاوت آن ها تنها در اعتبار شرع یا درک عقل است البتّه همین تفاوت ثمره فقهی دارد.
    3.تذکیه،اسم است برای ترکیب اعمال مخصوص و قابلیت حیوان.
    4.تذکیه،اسم است برای ترکیب اعمال مخصوص در ظرفی که حیوان قابلیت داشته باشد.
    امّا تفاوت معنای سوّم و چهارم در این است که بر اساس معنای سوّم،قابلیت تذکیه برای حیوان جزو معنای آن به شمار می آید و لیکن در معنای چهارم،قابلیت تذکیه،ظرف و شرط تاثیر اعمال دیگر در طهارت و حلیت است و داخل در ماهیت تذکیه آن نیست.از میان معانی چهارگانه به نظر می رسد معنای چهارم به واقع نزدیک تر باشد.بسیاری از بزرگان نیز همین معنا را برگزید و به آن استدلال کرده اند.محقّق نایینی می نویسد:
    “لا یخلو ثانی ها عن قوه،لقوله تعالی: (ما ذکیتم) ،فان نسبه التذکیه الی الفاعلین تدل علی انها من فعلهم”.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.