تحقیق درمورد نهج البلاغه و مخالفان

دانلود پایان نامه
  • 1- در قانون ملازمه، به یقین، ستایش و نکوهش برخی از عقلا مفید نیست و اثبات نکوهش و ستایش کل عقلا نیز مشکل یا غیر ممکن است زیرا عقول انسانها در حدی معین ثابت نمی ماند. از همین رو، هر روز نسل جدید دانشوران گفتار پیشینیان را که زمانی دلیل عقلی خوانده می‌شد، با برهان عقلی نقض می‌کنند. افزون بر این، اختلاف فرهنگ‌ها و جوامع نمی‌گذارد همه عقلا امری را در تمام زمانها و مکانها نیکو یا ناپسند بدانند (سید محمد‌هاشمی، بحوث فی علم الاصول، ج4، ص135).
    2- در مقدمات عقلی، مجال خطا و اشتباه بسیار است، محمد امین استر آبادی از سران اخباریان سده دهم و یازدهم هجری بعد از تقسیم علوم نظری به «قریب به حس» و «دور از حس»، فروع فقهی را از نوع دوم می‌داند و می‌گوید: تنها در صورتی که به کلمات حضرات معصومین تمسک کنیم از خطا مصون می مانیم. بر این اساس، اثبات تکلیف را فقط از طریق سماع از شارع درست می‌داند و عقل را از گردونه خارج می‌کند (شیخ مرتضی انصاری، رسائل. 1215ص8).
    3- دلالت برخی از آیات قران، مانند آیه پانزدهم سوره اسراء:
    و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا (تا پیامبری نمی فرستادیم عذاب نمی‌کردیم).
    فاضل تونی در توضیح استدلال به این ایه می‌گوید: آیه در این مطلب ظهور دارد که عقاب بعد از فرستادن رسول است. پس وجوب و تحریمی‌نیست مگر اینکه از رسول استفاده شود. اگر گفته شود: مدلول آیه نفی عذاب است نه نفی استحقاق آن. چه بسا استحقاق بر آمده از محال وجوب و تحریم عقلی تحقق دارد؛ اما خداوند به جهت لطف بر بندگان، عقاب نمی‌کند مگر بعد از فرستادن رسول. بنابراین، آیه بر نفی وجوب و تحریم عقلی و نفی ملازمه دلالت ندارد: در جواب می‌گوئیم: واجب شرعی آن است که مکلف بر ترک آن احتمال عقاب بدهد. اگر وجوبی مانند وجوب فرضی عقلی موجود باشد که مکلف یقین دارد مخالفتش عقاب ندارد این وجوب نمی‌تواند شرعی به شمار آید و این خلاف فرض قاعده ملازمه است (فاضل تونی، الوافیه، ج1، ص172).
    آنچه گذشته، بخشی از دلایل‌های مخالفان قاعده ملازمه بود. با رد این دلیل‌ها، پاسخ دیگر سخنان منکران قاعده ملازمه آسان می‌گردد.
    3-1-4-2- پاسخ به دلیل‌های منکران
    پاسخ دلیل اول:
    چنانچه گذشت، قانون ملازمه بین حکم عقل و شرع سخن می‌گوید و به عقل این و آن توجه ندارد، در حالیکه اساس این دلیل حکم عقلا است.
    افزون بر این، وجود دو دسته اصول ثابت انکار ناپذیر می‌نماید. اصول ثابتی که عقل عملی در باره آنها حکم قطعی دارد. و پایه فقه، حقوق و اخلاق به شمار می آیند و اصول ثابتی که عقل نظری در باره شان حکم قطعی دارد و پایه ریاضیات، فلسفه و حتی همه علوم شمرده می‌شوند.
    یاد کرد سخنی از امیر المؤمنین علی (ع) سودمند می‌نماید:
    فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس اشد علیه اجتماعاً، مع تفرق اهوائهم و تشت آرائهم من تعظیم الوفاء با العهود، و قد لزم ذلک مشرکون قیما بینهم دون المسلمین لما استوَبلوا من عواقب الغدر» (نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 53، ص1027).
    چیزی از واجبات خدا نزد همه مردم، با اختلاف هواها و پراکندگی اندیشه‌هاشان، از بزرگ و داشتن وفای به عهد مقبول تر و همگانی تر نیست. و مشرکان هم بیش از مسلمانها وفای به عهد را میان خود لازم می‌دانستند. زیرا بد عاقبتی پیمان شکنی را دریافته بودند.
    همانطور که ملاحظه می‌شود، و در این کلام وفای به عهد ارزشی پذیرفته شده نزد همه جوامع معرفی گردیده است. بی تردید وفای به عهد یکی ازده موردی است که کم و بیش چنین ویژگی ای دارند. به راستی آیا می‌توان آنچه در این دلیل گذشت، در این مورد اجرا کرد؟! آیا گوهر عقل در این مورد قضاوتی ندارد وتابع متغیرهای خارجی است؟! قطعاً چنین نیست.
    پاسخ دلیل دوم :
    در صدر دلیل چنین آمده است: مجال خطا و اشتباه در مقدمات عقلی بسیار است و ذیل آن اینگونه است: اصولاً حوزه احکام شرع، حوزه‌ای است که عقل نمی‌تواند در آن دخالت کند. احکام، توفیقی و تابع ملاکاتی است که عقل از درک آن ناتوان است.
    همان قدر که پاسخ دادن به صدر این دلیل آسان است، جواب دادن به ذیل آن مشکل می‌نماید. بر این اساس باید گفت: مهم ترین دلیل اخباریان که گاه برخی اصولیان را نیز به طور کلی یا در بعضی موارد تسلیم ساخته است همین ذیل است.
    برخی از طرفداران ملازمه، در پاسخ به صدر دلیل گفته‌اند: اینکه در مقدمات عقلی بیش از مقدمات شرعی مجال خطا باشد قبول نداریم (شیخ انصاری، رسائل، ص8و9)، افزون بر این لازمه این سخن آن است که اصول اعتقادی دین که با عقل ثابت شده نیز با پوشش رو به رو شود.
    مگر گفتار کسانی که معتقدند عقل، با حکم به وجوب تصدیق رسول، وی را بر مسند رسالت نشاند، به او ولایت داد و ولایت خود را با پوشش رو به رو ساخت بپذیریم در حالیکه روایات اثبات برخی اصول از اسلام را به عقل نسبت داده‌اند، چگونه می‌توان درک عقل را کنار گذاشت؟ (محمد بن یعقوب کلینی، کافی (اصول)ج1، ص28)
    مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه درباره دیوان بین المللی دادگستری و دیوان بین المللی کیفری

  • پاسخ دلیل سوم:
    استدلال به آیه برای انکار قاعده ملازمه، با پاسخ‌های گوناگونی رو به رو شده است:
    یکم: آیه می‌گوید اقوام گذشته تنها پس از ارسال رسولان با عذاب دنیوی خداوند رو به رو می‌شدند. این مسأله به عقاب اخروی ارتباط ندارد. از این رو ملازمه حکم و عقل و شرع به وسیله این آیه نفی نمی‌شود.
    افزون به قبل و بعد آیه: عبارت و ما کنا معذبین که دلالت بر استمرار نفی در گذشته دارد و نیز بر درستی این دیدگاه گواهی می‌دهد. چنانچه آیه به عقاب اخروی مربوط بود، وجود عبارت دیگری مانند «لانعذب» یا «لن نعذب» ضرورت مییافت (سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج13، ص160).
    دوم: کلمه «رسول» در ایه «رسول باطن» یعنی عقل را نیز شامل می‌شود.
    سوم: مدلول آیه عام است و ناگریز تخصیص می‌خورد؛ زیرا برخی از واجبات. مانند نظر به معجزه مدعی نبوت، فقط از طریق عقل ثابت می‌شود (سید محمد حسین طباطبایی، المیزان جلد 13، ص160).
    چهارم: مدلول ایه نفی عذاب پیش از فرستادن رسول است حال اگر رسول آمد و عقل را حجت قرار داد و سپس کسی‌با حکم عقل مخالفت ورزید و عذاب شد. این کیفر، عذاب بعد از رسول است نه قبل از آن، طرفداران ملازمه میان حکم عقل و حکم شرع چنین ادعایی دارند.
    پس این آیه منافی ملازمه نیست. البته مدعی ملازمه باید برای حجیت حکم عقل دلیل اقامه کند زیرا بر اساس این جواب، ملازمه حکم عقل و حکم شرع بر اینکه رسولی آن را فرموده باشد توقف دارد.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.