تحقیق درمورد معرفت شناختی و مستقلات عقلی

دانلود پایان نامه
  • کسانی چون شیخ طوسی (شیخ طوسی، تمهید الاصول، ص169)، برخی از معتزله تعریف نخست را مطرح کرده و گفته‌اند: عقل مجموعه‌ای از علوم حاضر است و منظورشان از علوم خاص، همان معرفت‌های بدیهی و فطری عقل است، با این تفاوت که مراد ابوالحسن اشعری و پیروانش از علوم خاص، فقط معرفت‌های بدیهی عقل نظری، مانند امتناع اجتماع دو نقیض است، زیرا آنان اساساً به حسن و قبح ذاتی افعال و آگاهی فطری انسان از آنها عقیده ندارند. از سوی دیگر منظور شیخ طوسی و معتزله از علوم خاص، علاوه بر معرفت‌های بدیهی عقل نظری، معرفت‌های بدیهی عقل عملی نیز هست و مرزبندی اشاعره و عدلیه در تعریف عقل همین نکته است، شیخ طوسی از متکلمان امامیه در تعریف عقل می‌گوید: «عقل همان دانش‌های گرد آوری شده است که هر گاه پدید آیند، انسان دارای خرد می‌گردد» (شیخ طوسی، تمهید الاصول، ص169).
    تعریف یاد شده مورد قبول کسانی چون شیخ مفید علامه حلی و برخی معتزله قرار نگرفته است آنان نمی‌پذیرند که عقل به مجموعه‌ای ازعلوم خاص تفسیر شود بلکه می‌گویند: عقل عبارت است از: قوه غریزه یا ابزار فهم که لازمه آن علم و معرفت‌های ضروری است. با این تفاوت که در اینجا نیز منظور از علوم ضروری که لازمه آن قوه و غریزه است نزد کسانی چون فخر رازی که از اشاعره به شمار می‌روند معرفت‌های ضروری عقل نظری است و منظور کسانی چون محقق طوسی علامه حلی و برخی معتزله، علاوه بر علوم بدیهی عقل نظری، علوم بدیهی عقل عملی نیز هست.(علامه حلی، کشف المراد، ص239)
    بنابراین چنانچه عقل به معنای مجموعه‌ای از علوم خاص تفسیر شود، از نظر اشاعره همان معرفت‌های بدیهی عقل نظری است و اگر به معنای قوه غریزه و یا ابزار فهم تعریف شود که لازمه آن علوم خاص است از نظر عدلیه، علوم خاص همان معرفت‌های بدیهی عقل نظری و عقل عملی است.
    2-1-1-5- عقل نزد اخباریان
    در آغاز قرن یازدهم هجری، مقارن ایامی‌که‌اندیشه «حس گرایی تجربی» دراروپا نضج گرفت، در شرق نیز شیوه‌ای همگون به وجود آمد، با این تفاوت که «حس گرایی شرقی» مبتنی بر نقل بود و «حس گرایی غربی» بر پایه آزمون و تجربه.

  • بنیان گذار مکتب اخبار گری ملا محمد امین استر آبادی است و کسانی چون سید نعمت الله جزایری، شیخ یوسف بحرانی و حر عاملی از جانب داران این نحله فکری به شمار می‌روند و نقطه مشترک آنان اعتنای شدید به اخبار و روایات موجود در جوامع روایی و بی مهری به توانایی و آگاهی‌های عقلانی است. البته همه در بی مهری به عقل در یک سطح قرار نمی‌گیرند در میان آنها گرایش‌های متفاوتی دیده می‌شود. برخی چون ملا محمد امین استر آبادی به هیچ وجه به معارف عقلی روی خوش نشان نداده‌اند (محمد امین استر آبادی، الفوائد المدینه، ص17و40). و کسانی مانند شیخ حر عاملی، احکام قطعی عقل را قبول دارند، اگر چه بر این باورند که اساساً برای استنباط احکام شرع، نمی‌توان از مقدمات عقلی، یقین حاصل کرد. (شیخ حر عاملی، الفوائد الطوسیه، ص352) برخی دیگر چون شیخ یوسف بحرانی، عقل فطری خالی از شوائب اوهام را می‌پذیرد و حتی در برتری نقل بر آن، تردید دارد. (شیخ یوسف بحرانی، الحدائق الناظره، ج1، ص131) بنابراین، طبیعی خواهد بود که در نوشته‌هایشان تعریفی از عقل یا دلیل عقل دیده میشود، با این همه شیخ حر عاملی بر این باور است که عقل در روایات امامان(ع) در سه معنا به کار رفته است:
    1-عقل به معنای علم که در برابر ظن و گمان قرار دارد؛
    2-عقل به معنای طبیعت و نیرویی که موجب تشخیص خوب و بد می‌شود؛
    3-عقل به معنای عمل کردن به خوبی‌ها و ترک بدی‌ها (شیخ حر عانلی، الفوائد الطوسیه، ص354).
    وی بر این باور است، روایاتی که عقل را ستایش و تمجید کرده‌اند، عقل به معنای علم را که در برابر ظن و گمان است، مد نظر داشته‌اند و در پی آن است که بگوید: از آن جا که علم نیز جز از راه اخبار و روایات به دست نمی‌آید، باید راه‌های ظنی را که همان ادله عقلی است رها کرد. در نظر اخباریان، مجتهدان کسانی هستند که علم را که همان عمل به عقل است رها کرده و به ظنون و کاوش‌های عقلانی عمل می‌کنند (وحید بهبهانی، الفوائد الحائریه، ص141).
    بنابراین در نظر وی و همه اخباریان، دلیل عقل، هر چیزی است که مقدمات و مواد آن از راهی غیر از نقل به دست آمده باشد؛ از این رو شیخ انصاری می‌گوید: یکی از موارد استعمال دلیل عقل، کاربرد آن در برابر نقل است (تقریرات درس شیخ انصاری، ص29)؛ یعنی مواردی که گفته می‌شود «دلیل عقل» مراد هر چیزی است که نقلی نباشد. بنابراین شامل براهین عقلی، استحسانات عقلی.قیاس و اموری شبیه اینها می‌شود و حتی اجماع را نیز در بر میگیرد؛ از این رو اخباری‌ها با دلیل اجماع نیز موافق نیستند و آن را ابداع اهل سنت می‌دانند (شیخ حر عاملی، الفوائد الطوسیه، ص64). اصولی‌ها نیز برای پاسخ به اشکال اخباریان همواره می‌گفته‌اند، اجماعی را دلیل حکم می‌دانند که کاشف از قول معصوم باشد و با توجه به چنین برداشتی از دلیل عقل است که در برخی نوشته‌ها گفته شده، دلیل عقل. هر گونه دلیل فقهی غیر لفظی است و شامل اجماع نیز می‌شود. این تعریف از دلیل عقل، یکی از کاربردهای آن است که از شیخ انصاری نقل شد.
    به دیگر سخن، از آن جا که اخباریان با جنبش عقل گرایی مبارزه می‌کرده‌اند، یقیناً تصوری از آن در ذهن خود داشته‌اند، اگر چه آن را تعریف نکرده‌اند، با مراجعه به نوشته‌های آنان بدست می‌آید که تصور آنان از دلیل عقل امری فراتر از آنچه بود که اصولیان بر آن پافشاری کرده و می‌کنند. تصور آنان از دلیل عقل نه تنها در بر گیرنده مستقلات عقلی و غیر مستقلات عقلی است که مدعای اصولیان و مورد نظر آنان است، بلکه شامل قیاس، استحسان و مانند آنها نیز می‌شود ازاین رو همواره آنان، اصولیان را متهم می‌کرده‌اند که روش اهل سنت را پیش گرفته و تفکرات عقلانی و ظنی روی آورده‌اند.
    2-1-1-6- عقل در مکتب تفکیک
    بحث مکتب تفکیک دارای ابعاد مختلف تاریخی، فرهنگی و فکری است. در معرفی این تفکر می‌توان گفت:
    مکتب تفکیک یکی از دیدگاههای خاص به مسائل معرفتی اسلام است که در مشهد ایجاد شده است. بنیانگذاران این مکتب بر این باورند که می‌بایست میان روشهای مختلف دسترسی به حقایق جدایی انداخت. در حقیقت این گروه قائل به تفکیک روشهای مختلف معرفت شناختی هستند. آنان به شدت به روش معرفتی ملاصدرای شیرازی می‌تازند. روش وی را موجب خلط روش شناختی می‌دانند. مثلاً معتقدند که در حوزه شناخت دین نباید از عقل فلسفی بهره گرفت.
    از معروفترین پایه گذاران این مکتب میرزا مهدی اصفهانی و سپس سید موسی زر آبادی هستند، این مکتب در گذشته به این نام خوانده نمی‌شد. نام کنونی این روش از سوی محمد رضا حکیمی‌پیشنهاد شده و جا افتاده است.
    طرفداران این مکتب مدعی اند که اصحاب مکتب تفکیک بر خالص فهمی علم و حیانی و معارف آسمانی و تربیت و سیاست قرآنی و حدیثی اصرار می ورزند. به مکتب‌های ترکیبی و فلسفه‌های تأویلی که انسجام مبانی آنها جز با تاویل ایات میسر نیست، به هیچ روی نمی‌گروند. زلال علوم قرآنی و حدیثی را از آمیخته شدن با دیگر جریان‌ها پاس می‌دارند (محمد رضا ارشا دنیا، نقد و بررسی نظریه تفکیک، ص42 به بعد).
    دیدگاه مکتب تفکیک در حوزه معرفت شناسی و مانند آن بسیار گسترده است که در جای خود به تفصیل نقد و بررسی شده است. دراینجا به بررسی نقد، دیدگاه اهل تفکیک در باره عقل و شناخت عقلی اشاره خواهیم کرد:
    1- اهل تفکیک، عقل را به معنای مألوف و مصطلح آن به کار نبرده، در عین حال، شیوه خود را از ظاهر گرایان جدا دانسته است.
    آن چه در سراسر تاریخ نزاعهای متداول بین اندیشوران مختلف، از عقل مراد می‌شود، همان تصویری است که این دیدگاه آن را تفسیری صحیح از عقل نمی‌دانند و نفی می‌کنند.
    به گفته پیروان مکتب تفکیک، عقل در کتاب و سنت عبارت است از: نور مجرد بسیط، ظاهر با الذات و مظهر غیر و خارج از ذات انسان و موجود مستقل خارجی که خداوند به فضلش به هر که بخواهد عطا می‌کند، ویژگی‌های عقل از نظر آنان عبارتند از:
    1- نور بودن حقیقت عقل
    2- مجرد بودن نور عقل
    3- عقل نوری خارجی
    4- حجیت ذاتی عقل
    2- نقد دیگری که می‌توان بر تصور مکتب تفکیک در باره معرفت شناسی عقلی وارد کرد این است که دیدگاه آنان موجب ناسازگاری درونی است، زیرا این ابهام نسبت به باور آنان وجود دارد که آیا اهل تفکیک تمام مدعیات خویش را با اثر پذیری از همان عقل نوری ابراز می‌کنند؟
    آیا مخاطب آنها برای فهم مراد آنان عقلاً به همان معنا وجدان نور هستند. یا با نیروی ادراکی خویش به فهم مراد آنان دست می یازند. سپس به رد یا قبول می‌پردازند؟
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.