تحقیق درباره نگاهی کلی بر بهزیستی ذهنی و روابط مثبت با دیگران

دانلود پایان نامه

فصل دوم

  • مبانی نظری و پیشینه تحقیق

    دراین فصل ابتدا به ارائه توضیحاتی در مورد مبانی نظری تحقیق(بهزیستی ذهنی، رضایت اززندگی ورویکرد چندوجهی لازاروس)، می پردازیم وبعد از آن به تحقیقات انجام شده در ارتباط با موضوع تحقیق در داخل وخارج از کشور اشاره می شود ودر نهایت یک نتیجه گیری از تحقیقات انجام گرفته شده در این رابطه صورت می گیرد.
    2-1 بهزیستی ذهنی
    2-1-1 نگاهی کلی بر بهزیستی ذهنی
    از زمانهای بسیار دور، همیشه این سؤال مطرح بوده که چه چیزی باعث خوشبختی و بهزیستی می شود؟هریک از پژوهشگرانی که در این حیطه به کار پرداخته اند، عوامل و ابعاد خاصی، معرفی کرده اند که هر فردی که واجد این خصوصیات و ابعاد باشد، دارای نسبتی از بهزیستی است. در طول تاریخ، فلاسفه و رهبران مذهبی عقیده داشتند که داشتن عشق و معرفت و عدم دلبستگی به دنیا و متعلقات آن، عامل تکامل و بهزیستی است.معتقدین به اصل سودگرایی مانند بنتهام (1948) اعتقاد داشتند که وجود خوشی و لذت و عدم حضور درد در زندگی فرد به بهزیستی می انجامد. به این ترتیب،می توان گفت که این دسته از افراد بر لذت هیجانی، روانی و جسمانی تاکید داشتند.
    در اوایل قرن بیستم مطالعه در مورد بهزیستی شروع به شکل گیری کرد. ویلیام جیمز پدر روانشناسی آمریکا،در مورد ذهنیت سالم در کتاب انواع تجارب مذهبی مطالبی نوشت.او مشاهده کرد برخی از افراد در هر سنی، با وجود تمامی مشکلات و سختیهایی که در زندگی دارند، خود را به سوی خوشبختی سوق می دهند. اینها کسانی هستند که توجهشان را از بیماری، مرگ و کشت و کشتار و ناآرامی ها برگرفته و به سوی مسائل دلپذیرتر و بهتر سوق می دهند.در نگاه اول این عقیده که می توان با وجود بیماری، بهزیستی روانی را تجربه کرد، قابل پذیرش نیست. با این حال، مطالعات بسیاری نشان دادند که می توان تحت بدترین شرایط نیز بهزیستی روانی را تجربه کرد(محمدی،1390).
    بسیاری از نظریات بیان شده در مخالفت با دیدگاه منفی فروید نسبت به روان انسان بود، فروید معتقد بود روان انسان مجموعه ای درهم و پیچیده از آشفتگی های هیجانی و تعارضات و سائق های غریزی است که انسان را به سمت لذایذ جنسی و پرخاشگری می کشاند. یونگ (1933)،فرنس(1964) در مخالفت با دیدگاه فروید، تاکید بر یکپارچگی و هماهنگی خصوصیات خوب و بد انسان ها،صفات مردانه و زنانه و ابراز وجود و توانایی آنها برای پذیرش چیزهای جدید داشت.عقیده محکم اریکسون مبنی بر رشد ایگو باعث اعتقاد به رشد مداوم فرد در طول زندگی شد.بهلر (1935)بیان داشت که انسان در طول زندگی به تکامل می رسد.(به نقل از جلوانی،1390).
    آلپورت (1968) نوعی بلوغ را مطرح کرد که شامل رشد فردی، داشتن روابط گرم با دیگران، داشتن امنیت هیجانی و خودپنداره ای مبنی بر واقعیت می شد. مازلو (1968) خصوصیات و مشخصه های افراد خودشکوفا را مطرح کرد. جاهودا دریافت که سلامت روان چیزی فراتر از عدم وجود بیماری و اختلال است(به نقل از شهسواری،1388)
    نظریه فرانکل: نظریه فرانکل بر معناجویی افراد در زندگی تاکید دارد.او معتقد است، که رفتار انسانها نه بر پایه لذت گرایی نظریه روانکاوی فروید و نه بر پایه نظریه قدرت طلبی آدلر است،بلکه انسانها در زندگی به دنبال معنا و مفهومی برای زندگی خودهستند. فرانکل(1995) اگر فردی نتواند معنایی در زندگی خویش بیابد،احساس پوچی به او دست می دهد و از زندگی ناامید می شود و ملالت و خستگی از زندگی تمام وجودش را فرا می گیرد.الزاما این حس منجر به بیماری روانی نمی شود،بلکه پیش آگهی بدی برای ابتلا به این اختلالات است. بنابراین فرانکل بهزیستی را در یافتن معنا و مفهوم در زندگی می داند(به نقل از محمدی،1390).
    الگوی ویسینگ و وان ادن: ویسینگ(1988) و وان ادن(1994) به نقل از زنجانی طبسی(1383) یک سازه بهزیستی روانشناختی کلی را معرفی کردند که بوسیله احساس انسجام و پیوستگی در زندگی، تعادل عاطفی و رضایت کلی از زندگی، مشخص و اندازه گیری می شود.آنها تاکید می کنند که بهزیستی روانی سازه ای چندبعدی یا چندوجهی است و این حیطه ها را در بر می گیرد:

    مطلب مشابه :  تحقیق با موضوع نهادهای عمومی غیردولتی و وزارت ورزش و جوانان

  • عاطفه : در افراد بهزیست یا خوشبخت، احساس مثبت بر احساسات منفی غلبه دارد.
    شناخت : این افراد رضایت از زندگی را تجربه می کنند.به نظر آنها زندگی قابل درک و کنترل است.
    رفتار: افراد بهزیست،چالش های زندگی را می پذیرند و به کار و فعّالیت علاقه دارند.
    روابط بین فردی: افراد بهزیست به دیگران اعتماد می کنند و از تعامل اجتماعی نیز برخوردارند.
    نظریه ریف: در طول دهه گذشته برای اولین بار تعریفی چندبعدی برای بهزیستی روانی ارائه شد.ریف(1989) شش مؤلفه را مطرح کرد.تحقیقات بسیاری بر روی بهزیستی با توجه به این مدل انجام شد که برخی به بررسی تاثیر سن،جنسیت و وضعیت اقتصادی-اجتماعی بر بهزیستی پرداختند و برخی دیگر بهزیستی را به عنوان عاملی متاثر از تجارب زندگی(ازدواج، بچه دار شدن و طلاق) و یا تحولات زندگی و نیز چالش های خاص(داشتن والدین الکلیک، داشتن بچه عقب مانده ذهنی، پرستاری از همسر یا والدین بیمار) مورد مطالعه قرار دادند.
    این مؤلفه ها عبارتند از:
    1.خویشتن پذیری: داشتن یک نگرش و ارزیابی مثبت نسبت به خود، تصدیق و پذیرش جنبه های چندگانه خود اعم از خوب و بد، احساس مثبت درخصوص زندگی گذشته.
    2.تسلط محیطی: توانایی و ظرفیت اداره و کنترل تقاضاهای پیچیده زندگی روزمره، توانایی انتخاب یا خلق محیط متناسب با نیازها و ارزشهای فردی.
    3.روابط مثبت با دیگران: وجود حلقه ها و پیوندهای بین شخصی با کیفیت بالا، ظرفیت همدردی، صمیمیت و داشتن عاطفه قوی.
    این نوشته در آموزشی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.