تحقیق درباره مدل سه مؤلفه ای دینر و تعاریف بهزیستی ذهنی

دانلود پایان نامه

به رغم ماهیت جذاب لذت گرایی،که بهزیستی را به معنای به حداکثر رساندن لذت و حداقل رساندن درد می داند،جمع کثیری از بزرگان علم و متفکران شرق و غرب مخالفت خود را با این برداشت از بهزیستی بیان کرده اند.از جمله سقراط اعلام کرده بود که فضیلت تنها راه رسیدن به سعادت است و معتقد بود که سعادت محرکی است برای عمل به فضیلت(کاپلستون،1375؛ به نقل از جوشن لو و رستگار،1386).
ارسطو نیز صراحتاً با برداشت لذت گرایانه از بهزیستی به مخالفت پرداخت و سبک زندگی پیشنهادی این سنت را برده وار و مشابه زندگی حیوانات دانست.در عوض تایید می کرد که شادمانی واقعی در تجربه شرافت است،به معنی رضایت خاطری که پس از انجام دادن کاری شایسته به انسان دست می دهد(فروم،1981؛ به نقل از مداحی،1383).
نیازهای انسان به دوبخش قابل تقسیم است: نخست نیازهایی که به طور ذهنی احساس می شوند و رضایت آنها به لذت آنی می انجامد، دوم نیازهایی که در طبیعت انسان ریشه دارند و ارضای آنها سرچشمه رشد و تحول انسان است و موجب تحقق طبیعت و شکوفایی استعدادهای بالقوه در فرد می شود. ارضای افراطی نیازهای نخست برای تحول انسان مضر و پاسخگویی به نیازهای اخیر مرتبط با مقتضیات طبیعت بشر است(فروم،1981؛ به نقل از مداحی،1383).

  • در ازای برابر دانستن بهزیستی با شادکامی و لذت، پژوهشگران آن را با فضیلت برابر می گیرند و بر این باورند که ارضای میل به رغم ایجاد لذت همیشه منتهی به بهزیستی نمی شود و در نتیجه، بهزیستی نمی تواند صرفا به معنای تجربه لذت باشد. نظریه های فضیلت گرا اساسا از آموزه های ارسطو در مورد مفهوم فضیلت گرایی بهره می گیرند که بر به فعل درآوردن تمامی پتانسیل ها در زندگی دلالت دارد.پژوهش های روانشناختی نشات گرفته از این دیدگاه نیز بر شناسایی عواملی که ظرفیت افراد برای محقق ساختن پتانسیل هایشان را به حداکثر می رسانند،متمرکز شده اند(رایان و دسی،2001). به طور کلی نظریه های فضیلت گرا بیشتر از هر چیز بر وجود معنا(یا هدف) در زندگی فرد و احساس تحول شخصی مداوم تکیه می کنند.
    2-1-4 مدل سه مؤلفه ای دینر
    ازدیدگاه مدل سه مؤلفه ای دینر بهزیستی ذهنی به سه بخش رضایت از زندگی، عاطفه مثبت وعاطفه منفی است.بخش رضایت از زندگی به عنوان بخش شناختی است زیرا براساس ارزیابی باورها(نگرش ها)فرد دربارۀ زندگی خود استوار است. بخش عاطفه مثبت یک از دوبخش هیجانی بهزیستی ذهنی است که میزان احساسات خوشایند را شامل می شود که افراد در زندگی تجربه می کنند. این شاخص میزان خوش بینی ،لذت بردن از زندگی،احساس رضایت وخشنودی را می سنجدکه عاطفه مثبت ابعاد فرعی خوشرویی مانند(بشاش،شادوسرزنده)واتکای به نفس مانند(مطمئن،قوی،جسور)وگوش به زنگی مانند(هشیاری،متمرکز،مصمم)را شامل می شود. وعاطفه منفی یکی دیگر از بخش های بهزیستی است که میزان احساسات ناخوشایندی است که افراد در طول زندگی تجربه می کنند وهمچنین شاخصی است که سطح نگرانی، افسردگی، ضطراب وناامیدی را می سنجد(صلاحیان،1387)
    2-1-5 تعاریف بهزیستی ذهنی (SWB)
    بهزیستی ذهنی به دامنه ای از پدیده ها اطلاق می شود که رضایت کلی فرد از زندگی، احساسات خوشایند و ناخوشایند، و خشنودی در قلمروهای مشخصی مانند کار، اوقات فراغت و اوضاع مالی را در بر می گیرد. بهزیستی ذهنی مدتهاست که مورد علاقه ی پژوهشگران بنیادی بوده است و برای کارهای بالینی نیز می تواند مفید باشد.
    مروری بر پژوهش هایی که به تازگی انجام شد، نشان می دهد که پیشرفت بسیار در مورد درک مؤلفه های بهزیستی ذهنی و شناسایی موقعیت ها و خصوصیات جمعیت شناختی که با بهزیستی ذهنی ارتباط دارند، حاصل شده است. بحث اصلی این بوده است که نقش هیجان های مثبت در مقایسه با هیجان های منفی چیست؟ اگرچه این دو طبقه از عواطف، همبستگی معکوس و متوسط با هم دارند ولی به نظر نمی آید که در انتهای یک پیوستار قرار داشته باشند. در عین حال،به نظر می رسد این دو سازه عاطفی مستقل از رضایت از زندگی هستند، رضایتی که سومین مؤلفه بهزیستی ذهنی محسوب می شود و شامل ارزیابی شناختی فرد از زندگی خویش است(مولوی، 1389).
    بهزیستی ذهنی، ارزیابی زندگی بر حسب رضایت کلی از زندگی وتعادل بین عاطفه مثبت ومنفی است. بهزیستی ذهنی در اواخردهه (1950) میلادی درپژوهش درباره شاخصهای مهم کیفیت زندگی ظهور یافت (ریف وکیس،2002).پژوهش های که بوسیله اندرز و ویتی (1976)وکمپبل،کانورس (1976)صورت گرفت نشان داد که هر چند افراد در محیط های عینی (خارجی)زندگی می کنند ولی این جهان ذهنیتشان (درونشان)است که آنها بدان پاسخ می دهند .بنابراین به بهزیستی ذهنی به عنوان یک شاخص مهم کیفیت زندگی اهمیت داده شد. کتاب های با نفوذ دیگر در همان زمان (مثل برادبرن ،1969، کانتریل،1965 ؛گورین، وروف وفلد،1960) به رضایت از زندگی و شادی بعنوان مؤلفه های کیفیت زندگی اشاره نمودند(ریف وکیس،2002؛به نقل از محمدی، 1390).
    بهزیستی ذهنی
    مطلب مشابه :  منابع مقاله درمورد عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی و رویکردهای جامعه شناختی

  • بهزیستی ذهنی
    ارزیابی شناختی

    ارزیابی عاطفی
    شکل(2-1):الگوی نظری دیدگاه بهزیستی ذهنی
    به عقیده کمپبل و دیگران (1976)رضایت از زندگی،فاصله ادراکی فرد از آرمانهایش را نشان می دهد.شادی به زعم برادبرن (1969)از تعادل بین عاطفه مثبت و منفی ناشی می شود .رضایت از زندگی نوعی قضاوت وارزیابی دراز مدت زندگی فرد است .درحالیکه شادی ، نوعی انعکاس عواطف خوشایند و ناخوشایند بصورت یک تجربه زود گذر فردی است.ساختار سه لایه رضایت از زندگی،عاطفه مثبت وعاطفه منفی در مطالعات متعددی ثابت شده است (لوکاس، دینر و ساه، 1996؛ به نقل از ریف وکیس2002).
    بهزیستی ذهنی یک ساختار مهم در پژوهش های مربوط به تفسیر شخصیت است و بعنوان ارزیابی مثبت از زندگی وتعادل میان عاطفه مثبت و منفی تعریف شده است(والکروشیماک،2007). دنیر(1984) مدلی سه مؤلفه ای برای مفهوم بهزیستی ذهنی پیشنهاد کرده است. مؤلفه ی اول که با رضایت افراد از جنبه های مختلف زندگی (مانند شغل،ازدواج،پدرومادر بودن، دوستی و همچنین زندگی بعنوان یک کل)رابطه دارد، جنبه شناختی بهزیستی ذهنی است .
    دو مؤلفه دیگر این سازه (عاطفه مثبت وعاطفه منفی)واضح تر وابعاد کلی تر هستند که تجارب عاطفی روزانه را توصیف می کنند(تساسیس، نیکلاو ، وجاج،2007).
    عواطف مثبت به عواطفی اشاره دارد که به شخص اجازه می دهد هشیار، پرشور و فعال باشد.این حالت عموماً به انرژی مثبت،تمرکز حواس و شادی منجر می شود (واتسون ، کلارک و تلگن،1988).عاطفه مثبت یک صفت شخصیتی است که به تفاوتهای فردی ثابت اشاره دارد. افرادی که از خود عاطفه مثبت بالایی بروز می دهند حال و احوال خوشی را تجربه می کنند و عموماً خوشحال،پرشور و اشتیاق، پرانرژی و دارای اعتماد بنفس و هشیاری هستند(واتسون،2002).از طرف دیگر،افرادی که دارای عاطفه مثبت پایینی هستند میزان اندکی از شادی، هیجان، انرژی و اعتمادبنفس را از خود بروز می دهند(دینر و همکاران،2002).
    عاطفه منفی به عواطفی اشاره دارد که شخص را به تجربه ی حالت عاطفی همچون ترس، عصبانیت، ناراحتی، احساس گناه و حقارت سوق می دهد(واتسون،2002).همچنین عاطفه منفی یک صفت شخصیتی است که تفاوتهای فردی ثابت را در تجارب عاطفی منفی انعکاس می دهد(دینر و همکاران،2002).رضایت از زندگی را می توان به طور کلی مورد ارزیابی قرار داد یا آن را به مقوله های جداگانه ای همچون رضایت از خود،شغل، خانواده و یا روابط خانوادگی تقسیم کرد(مورفی، مک دویت-مورفی و بارنت،2005).پژوهش ها نشان می دهند که رضایت از زندگی متاثر از تمایلات ذهنی و همچنین شرایط و تجارب زندگی است(دینر و همکاران، 1999).

    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.