تحقیق درباره شخصیت وارتباط ویژگی های شخصیتی با بهزیستی ذهنی و بهزیستی در تفکر ونظریات روان شناسان

دانلود پایان نامه
  • واتسون وهمکارانش (1998)خاطر نشان ساخته اند که عاطفه مثبت ومنفی ضد یکدیگر نیستند ودرحقیقت آنها ابعاد متمایزی هستند که باید به صورت مجزا ارزیابی شوند(مولوی وترکان، 1389).
    پژوهش های مک کولاف (2000)نشان دادکه رابطه ای متعادل بین رضایت از زندگی و بعد عاطفه مثبت ومنفی وجود دارد، اما رابطه بین سازه عاطفی، چشمگیر وقابل توجه نبود(به نقل از ریبیرووهمکاران،2009؛به نقل ازجلوانی،1390).
    علی رغم تفاوت های مفهومی، هردو مؤلفه در این موضوع مشترکند،که نه تنها مرجع اسنادشان درونی است و آنها را ذهنی می سازد، بلکه آنها نمی توانند مستقیماً وعینی توسط مشاهده گر بیرونی مشاهده شوند(فیشر،2009؛ به نقل از سازگاری، 1389).
    پسندیده(1384)معتقد است که در مثلث (شناخت،هیجان ورفتار) شناخت یا همان بعد رضایت از زندگی در راس قرار دارد.انسان آنگونه که می اندیشد، هیجانی می شود ودست به رفتارمی زند. اگر اندیشه وفکر تصحیح گردد، احساسات ورفتارهای آنها نیز اصلاح می شود.
    2-1-9-2 شخصیت وارتباط ویژگی های شخصیتی با بهزیستی ذهنی

  • متغیر های شخصیتی تاریخچه ای طولانی از اثرگذاری بر بهزیستی ذهنی را نشان می دهد(پنی وتوماک،2001). محققان گوناگون این عامل را به عنوان قوی ترین فاکتور تفاوت ها در بهزیستی ذهنی افراد تشخیص داده اند.در اواخر دهه 1990دنیو وکوپر(1998؛ به نقل از گوتیرزوپنت،2005)نشان داده اند که برخی از پژوهش ها رابطه ای میان ویژگی های شخصیت وابعاد شناختی وعاطفی بهزیستی ذهنی را تجربه بررسی کرده ودریافتند که از میان ویژگی های شخصیت، روان رنجور خویی مهم ترین پیش بینی کننده عاطفه منفی ورضایت از زندگی به شمار می آید.در حالی که برون گرایی در پیش بینی عاطفه مثبت مهم به نظر می رسد، برخی از پژوهش ها نشان داده اند که سازگاری ووظیفه شناسی احتمال تجربه عواطف مثبت در موقعیت های اجتماعی وپیشرفت را افزایش می دهد از این طریق با بهزیستی ذهنی در ارتباط است(شکری وهمکاران، 1386).
    کاستا ومک کری (1991؛به نقل از کوتیرزوهمکاران،2005).نشان داده اند که برون گرایی با تجربه عاطفه مثبت وروان رنجور خویی با تجربه عاطفه منفی رابطه دارد.
    در یک مطالعه تحقیقاتی معروف که به سطوح بهزیستی ذهنی برای دوقلوهای تک تخمکی ودوتخمکی با هم وجدا از هم پرداخته اند، به این نتیجه رسیده اند که 40%درصد تغییرات احساسات مثبت و55%درصد تغییرات در احساسات منفی به ژن ها مربوط است.
    روان رنجوری/برونگرایی راهی برای محاسبۀ تفاوت ها درسطح بهزیستی ذهنی است(هورن2007؛ به نقل ازسازگاری، 1389).
    فیلیپس(2005) معتقد است که ژنتیک وبه دنبال آن شخصیت در نگاه اول دارای اهمیت تعیین کننده ای در رابطه با بهزیستی ذهنی است. افراد با طبیعت خوشحال وناراحت متولد می شوندو این طبیعت درکل مانند شخصیت شان به میزان قابل توجهی در طول زندگی ثابت است.به عبارت دیگر شخصیت تاثیر بسزایی در قضاوت های افراد در مورد بهزیستی دارد(قاسمی،1390).
    از آنجا که برونگرایی با دوستی وفعالیّت اجتماعی وابسته است ،برونگراها شادترند؛ زیرا مهارتهای اجتماعی بیشتری دارند، همکاری بیشتری دارندومدعی هستند، بنابراین به نظر می رسد که اجزاء مردم آمیزی برونگرایی در این رابطه دخیل است، که شادی ها ورضایتمندی شخصی، هر دودرزندگی خصوصی وعمومی، بهترین منابع لذت هستند(گوتیرزوهمکاران، 2005).
    مطالعات دیگر نشان داده اند که افراد با روان رنجور خویی بالا در مواجهه با موقعیت های تنیدگی زا از راهبردهای منفعلانه از قبیل اجتناب، خود ملامت گری، تفکر آرزومندانه، شیوه های مبتنی بر ستیزه جویی بین فردی از قبیل واکنش های خصمانه وتخلیه وبرون ریزی هیجانات منفی استفاده می کنند.لذا سطوح بالاتر روان رنجور خویی، تجربه عواطف منفی تشدید می کند که باعث پایین آمدن بهزیستی افراد خواهد شد(هرن ومیشل، 2010).
    در پژوهشی واتسون وهمکاران به این نتیجه رسیده اند که عواطف مثبت ومنفی با عوامل شخصیتی برون گرایی و روان رنجور خویی در ارتباط هستند.
    اما باید درنظر داشت با وجود تبیین های نظری زیست شناختی، روان شناختی واجتماعی برای نقش تفاوت های چیستی در تجربه عواطف مثبت ومنفی، سازکار اصلی این رابطه هم چنان ناآشکار مانده است(ببینگتون، 1996، فرانک2000،هوکسیما، 2005؛ به نقل از شکری،1386).
    2-1-9-3 متغیر های موثر در بهزیستی ذهنی
    از آنجا که بهزیستی ذهنی به عنوان یکی از شاخص های مهم کیفیت زندگی مطرح شده است ومتغیر های زیادی از قبیل متغیر های زیستی ،اجتماعی،شخصیتی ،تحصیلی وشغلی و… در میزان بهزیستی افراد نقش دارند، بنابراین لازم است برای تامین سلامت روان شناختی به متغیرهای موثر در بهزیستی ذهنی توجه شود(دینر، 2005).
    درواقع افراد در چگونگی رفتار، تفکر، احساس، نیازهاوخواسته ها با هم تفاوت دارندومیزان سازگاری متفاوتی دارند.دریک محیط اجتماعی مشابه برخی افراد توان مقابله با مشکلات وانتظارات را در اندک زمانی از دست می دهند وبه راحتی در دام اختلالات روان شناختی وعملکرد نامناسب گرفتار شده وسلامت روان شناختی وبهزیستی آنها به خطر می افتد. در مقابل عده ای با تحلیل موقعیت و با توجه به ویژگی های شخصیتی خاص،رفتار مناسبی از خود نشان می دهند واز سطح بهزیستی مطلوبی برخوردار خواهند شد(سروقد وهمکاران،1389). در این میان نکته مهم این است که متغیرهای بهزیستی در طول فرهنگ ها نیز متفاوت است به عنوان مثال دینر وهمکاران (2003)اظهار می دارند که متغیرهای موثر بر بهزیستی ذهنی ممکن است توسط فرهنگ تعدیل شود .این محققان نشان داده اند که راههای گوناگونی جهت بهزیستی است.که براساس ارزش های فرهنگی درونی شده،از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است(دینروهمکاران، 2003؛ به نقل از سلطانی، 1389).
    در حالی که فرض می شود که قسمت زیادی از بهزیستی ذهنی توسط ویژگی ها ی فردی تعیین می شود؛اما پژوهش ها تاثیرمشخصات جمعی را نیز روی بهزیستی تایید واثبات کرده اند(فارل وهمکاران،2004؛ به نقل از هوگو ووان هوت،2010).
    دینر وهمکاران (2009)بیان نمودند که آنچه لازمه شادکامی یا بهزیستی در یک فرهنگ است، ممکن است در فرهنگ دیگر به آن میزان ضروری ولازم نباشد.یک بعد فرهنگ که باعث درک تفاوت های بهزیستی می شود، خصوصیات فردی وجمعی است واین ساختار شامل حدودی است که درآن مردم خود را مختار ومستقل می دانند.فردگراها تلاش می کنند خود را از دیگران متمایز سازندودرنتیجه دراینجا احساسات منحصر به فرد، خصوصیات اصلی بهزیستی ومتغیرهای اصلی آن است(دینر وهمکاران، 2009).
    2-1-10 بهزیستی در تفکر ونظریات روان شناسان
    شبیه فلاسفه، روان شناسان نیز همواره دراین باره اندیشیده اند که چگونه به طور صحیح می توان شادی را فهمیدوآن را بدست آورد.شبیه به فلاسفه، ویلیام جیمز پدر روان شناسی آمریکا معتقد است، شادی برای همه مردان وزنان در طول تاریخ یک اندیشه نهفته بوده است. وهمه خواهان بدست آوردن وپایدار بودن این انگیزش بوده اند(فریش، 2006،به نقل از سوری،1389).
    این نوشته در آموزشی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.