تحقیق درباره رضایت از زندگی به مثابه یک سازه و نگاهی کلی بررضایت از زندگی

دانلود پایان نامه

زیگموند فروید، عقیده داشت شادی غایت نهایی انگیزه بشر است.هدف انسانها درزندگی، ماندن دراصل لذت است وما می کوشیم دربرخوردارشدن از حداکثر لذت وحداقل درد.اوبصورت بدبینانه ای فکر می کردکه ما هرگز نمی توانیم شاد باشیم. زیرا این با جامعه مدرن محدودیت ایجاد می کند. فروید درکتاب تمدن وناخرسندی های آن، در سال 1921(مهرگان، 1382)، راههایی رابرای رسیدن وبرخوردار بودن از شادی، هرچند بسیار اندک را مطرح می کندکه شامل می شود از استفاده از داروها تا مدیتیشن در کشتن تمایلات غریزی، انزوا از دیگران به منظور جلوگیری از آسیب های طرد شدن نظیر افسردگی…ویا فروبردن خود دریک جهان تخیلی از خوبی ها از طریق درگیر شدن در هنر، مذهب ویا حتی سایکوزوبه اعتقاد وی والایش(تصعید) بهتر ومناسبتر انگیزه های پرخاشگری وجنسی، در کار معنادار بویژه هنر وعلم صورت می گیرد نه سایکوز شدن ونه حتی مذهب.

  • بی اف،اسکینر رفتارگرا معروف،که احتمالا بیشترین تاثیر رابرروان شناسی در قرن گذشته، گذاشته است.شادی را دراثر ونتیجه داشتن یک محیط وشرایط پاداش دهنده می داند.یک زندگی پاداش دهنده، یعنی وجود زندگی که درآن یک سری تقویت کننده های قوی وجود داشته باشند وعدم وجود محرک های کنترل وآزاردهنده واستفاده بهینه جهت شکل دادن به رفتار براساس این محرک ها(فریش،2006؛ به نقل از جلوانی،1390).
    تئوری های شناختی، شادی را در قضاوت یا ارزیابی های افراد از انتظارات، استانداردها ویا آرزوها وآرمان هایشان در زندگی می دانند. برطبق این دیدگاه، ما ممکن است تصمیم بگیریم به اینکه شادو یا راضی باشیم، از طریق مقایسه موقعیت وزندگی فعلی مان، با تعدادبیشماری از استانداردها وارزش های خودمان وبا محک زدن زندگی خودمان با زندگی دیگران ویا با شرایط مان درگذشته وحال وآینده.هنگامی که می بینیم آرزوها، اهداف ونیازهایمان، در زندگی روزمره اجرا شده وبه عمل درآمده است ما احساس رضایت می کنیم وبه دنبال آن شاد می شویم(فریش،2006، لیمبوسکی، کینگ،دینر،2005).
    2-2 رضایت از زندگی
    2-2-1 نگاهی کلی بررضایت از زندگی
    یکی از شاخص های بهداشت روانی،میزان رضایت از زندگی است. رضایت از زندگی به شیوه های گوناگون تعریف شده است.کمپل وهمکارانش (1974)رضایت اززندگی را به عنوان تفاوت بین آنچه که شخص می خواهد وآنچه که هست تصور کرده اند.در حقیقت یک تفاوت بین واقعیت وایده ال را مطرح کرده اند. رضایت از زندگی، نگرش فرد، از ارزیابی عمومی نسبت به کلیت زندگی خود ویا برخی از جنبه های زندگی همچون زندگی خانوادگی وتجربه آموزشی است (به نقل اززکی، 1386).
    تجربه شادمانی وخرسندی درزندگی بعنوان هدف اعلای وجود انسانی تلقی شده است وبالعکس احساس غم وناخرسندی اغلب بعنوان مانعی در راه انجام وظایف فرد که به ناتوانی وی در ایفای وظایف منجر می شود تلقی می گردد. اهمّیت احساس سعادتمندی محققان را به این زمیته هدایت می نماید که چرا وچگونه افراد زندگی را به شیوه مثبت تجربه می کنند .در پذیرفته ترین مدل مفهومی احساس سعادت در دوبعد احساسی (احساسات مثبت ومنفی)وشناختی که رضایت از زندگی نامیده می شود، مفهوم سازی شده(دینر، 1994؛ به نقل از عظیمی هاشمی، 1383) ودر برخی از پژوهش ها تمایز این دوبعد نیز نشان داده شده است.به طور مثال دینر (1994) گزارش کرده است که بعد احساسی راحت تر بر شرایط فیزیکی(مانند درد وبیماری تاثیر می گذارد)، در حالی که رضایت از زندگی این گونه نیست. علاوه براین در یک پژوهش فراتحلیل ویژگی های شخصیتی (پنج عامل شخصیتی) ورضایت در ارتباط قرار داده شده است. رضایت از زندگی قویترین همبستگی را با عامل نورتیک داشته است (دینر، کوپر، 1998، به نقل از عظیمی هاشمی، 1383).
    رضایت از زندگی بازتاب توازن میان آرزوهای شخص ووضعیت فعلی او است. به عبارتی هر چه شکاف بین سطح آرزوهای فرد و وضعیت عینی وی بیشتر گردد، رضایتمندی کاهش می یابد، اما سطوح آرزوهای فرد بتدریج با وضعیت وی تطبیق خواهد یافت(کمبا وهمکاران،1976، به نقل از حسینی ،1389).
    احساس سعادت ورضایت اززندگی اگرچه تاحدزیادی به شرایط فردی بستگی دارد اما تاثیر عوامل اجتماعی در بروز یا افول آن بسیار پررنگ است .رضایت از زندگی ترکیبی از شرایط فردی واجتماعی است ودرواقع نشانه ای از نگرش های مثبت نسبت به جهان ومحیطی است که فرد را فراگرفته ودرآن زندگی می کند .
    سطح پایین رضایت از زندگی به گرایش های منفی نسبت به جامعه کل مربوط می شود .شاید دلیل عمده این شرایط وضعیتی است که جامعه از جهت تحقق اهداف وایجاد امنیت ناشی از تحقق آن برای فرد درپی می آورد.احساس امنیت ناشی از ارضای نیازها وتحقق اهداف،رضایت از زندگی را دربین افراد یک جامعه گسترش می دهد. رضایت از زندگی بازتاب ارزیابی فرد از سطح مطلق شرایط فردی واوضاع بیرونی است که تا حدی بوسیله نظام سیاسی تحقق می یابد ونارضایتی می تواند ناشی از هریک از این دو بطور مجزا ویا درنتیجه هر دو عامل باشد. اگرچه نارضایتی از هریک از ابعاد مذکور قابل تعمیم وتسری به ابعاد دیگر است. بنابراین عنصر رضایت یکی از عناصر اساسی نظم وپیشرفت افراد در زندگی است.
    (لیمبومیرسکی،2001)، معتقد است افرادی که رضایت از زندگی بالاتری دارند از شیوه های مقابله موثرتر ومناسب تری استفاده می کنند، عواطف واحساسات مثبت عمیق تری را تجربه می کنند واز سلامت عمومی بالاتری نیز برخوردارند .
    رضایت از زندگی نیاز مند تبیین جامعه شناختی است. برخلاف آنچه درعرصه اخلاق تبلیغ می شود، معمولا فرض عامه برآن است که مادیات، اصلی ترین عامل خوشبختی است (تبلیغ این اخلاق که پول خوشبختی نمی آورد، خود نشان دهنده این است که فرض عامه برخلاف آن است). این تصور آنچنان عمیق ودرمیان مردم گسترده است که شاید بتوان ان را یکی از انواع تصورات غالبی شمارآورد، درحالی که شواهد این تصورات را نقض می کنند. از طرفی، این تصورات بصورت کلان وجوددارند؛ بدین معنا که افراد معتقدند که خانواده های غنی وثروتمند از خانواده های فقیر خوشبخت تر واز زندگی راضی تر هستندکه البته پژوهش های انجام گرفته نادرست بودند این تصور را نیز ثابت می کنند (خلعتبری وبهاری،1389).
    2-2-2رویکردهای رضایت از زندگی
    در نگاه به متغیر رضایت از زندگی دو رویکرد نظری وجود دارد: در رویکرد نخست، رضایت از زندگی به مثابه یک سازه چند بعدی درنظر گرفته می شود ورویکرد دوم به رضایت از زندگی به مثابه یک متغیر بسیط می نگرد.
    2-2-2-1 رضایت از زندگی به مثابه یک سازه
    در این نگاه رضایت از زندگی سازه ای است که دارای ابعادی چند است،البته دراین رویکرد نیز تنوعی حاکم است. در برخی کارهای انجام شده ابعاد رضایت از زندگی عبارتند از :رضایت از زندگی خانوادگی، رضایت از مسکن، رضایت از شغل ورضایت از تندرستی(نایبی، 1375).
    مطلب مشابه :  تحقیق درمورد رابطه علیت بین خسارت و عدم اجرای قرارداد و مسئولیت مدنی غیر قراردادی

  • دراثری دیگر ابعاد رضایت اززندگی عبارتند از:رضایت از خود،رضایت از دوستان،رضایت از خانواده،رضایت از محیط زندگی،رضایت ازمحیط کار و…(عظیمی، 1382)
    در اثری دیگر ابعاد رضایت از زندگی از جنس رضایت نیست؛ مثلا رغبت به زندگی، تناسب میان اهداف دست یافته با آرزوها، شاد بودن ونگاه مثبت داشتن، ثبات قدم و شکیبایی وتصور از خود به لحاظ زیستی، روانی واجتماعی(آدامز،1969؛ به نقل قهرمان، 1387).
    به عقیده ما در نظر گرفتن ابعاد مذکوربرای رضایت از زندگی معتبر نیست؛ زیرا قائل شدن به ابعادی برای یک متغیر وبیان تعدادآن ابعاد، براساس مفاهیم نظری وتئوریک امکان پذیر است وتقسیم بندی های آماری نمی تواند مبنای درستی برای آن باشد. درواقع آمار دراینجا فقط راهنما است، ولی دراثر تحقیقی اخیر مبنای این ابعاد یک تحلیل عاملی است. علاوه براین،بین ابعاد یک سازه باید رابطه ای منطقی وجود داشته باشدوهر بعد مکمل دیگری باشد. به نظرآنچه در اثر اخیر به عنوان ابعاد این سازه ذکر می گرددتنها در یک مورد(رغبت به زندگی)قابل پذیرش است ودرسایر موارد جزء متغیرهای پیش بینی کننده آن محسوب می گردد نه اجزای آن.
    ریان وزیورازیک(2000)در پژوهشی به رابطه بین رضایت از زندگی ودنیا گرایی می پردازد.وی به ابعادی همچون اسکان،زندگی خانوادگی،شغل،سلامتی ورشته تحصیلی،میزان تحصیلات و… اشاره داشته است(به نقل ازقهرمان، 1387).
    اباذری وهمکارانش (1383)در یک اثر پژوهشی برای رضایت از زندگی سه بعد رضایت مالی،رضایت فردی ورضایت اجتماعی-سیاسی را درنظر گرفته است.
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.