تحقیق درباره تاریخچه نظریه چند وجهی و مقابله با تنیدگی

دانلود پایان نامه
  • لبخندزدن
    به‌نظر ساده می‌رسد اما بسیار مؤثر است. افراد راضی امکانات موجود، فرصت‌ها و موفقیت را می‌بینند. وقتی آنان به آینده نگاه می‌کنند، خوش بین هستند و وقتی گذشته را مرور می‌کنند، معمولا گزینه‌های مثبت را می‌بینند. حتی اگر از بچگی اینگونه بزرگ نشده‌اید که نیمه پر لیوان را ببینید، با تمرین نگرش مثبت به عادت تبدیل می‌شود.
    قدردانی از دیگران
    کسانی که عادت به سپاسگزاری دارند، معمولاً‌ سالم‌تر و‌ خوشبین‌تر هستند و بیشتر به سوی تحقق اهداف پیشرفت می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد، افرادی که به کسانی که به آنان کمک کرده‌اند، نامه تشکرآمیز می‌نویسند، از نظر رضایت در سطح بالا و از نظر افسردگی در سطح پایینی قرار دارند. به علاوه اثر یک نامه تشکرآمیز تا هفته‌ها طول می‌کشد.
    ورزش کردن
    تحقیقات نشان می‌دهد که ورزش می‌تواند به اندازه داروها در درمان افسردگی مؤثر باشد و در عین حال هیچ‌گونه عوارض جانبی نیز نداشته باشد. به علاوه، هزینه آن نیز به‌مراتب کمتر است. ورزش منظم حس تحقق چیزی را به انسان می‌دهد، امکان تعامل با دیگران را فراهم می‌کند، هورمون‌های عامل احساس خوب را در بدن آزاد می‌کند و عزت نفس را افزایش می‌دهد.
    بخشش
    نوع‌دوستی و بخشش را به جزئی از زندگی خود تبدیل کنید و از این کار مقصودی را بجویید. محققان می‌گویند کمک به همسایه، داوطلب‌شدن برای انجام کارهای عام‌المنفعه یا اهدای کالا و خدمات باعث ایجاد احساس خوبی در شخص می‌شود که مزایای زیادی از نظر تندرستی به همراه دارد که از ورزش کردن یا ترک کردن سیگار هم بیشتر است. گوش کردن به درد دل دوست، یاد دادن مهارت‌ها، توجه به موفقیت‌های دیگران و روحیۀ گذشت نیز به رضایت می‌افزاید. محققان می‌گویند کسانی که برای دیگران خرج می‌کنند، بیشتر از کسانی که برای خودشان خرج می‌کنند، احساس رضایت می‌کنند(پسندیده،1388).
    2-3 نظریه چند وجهی
    2-3-1تاریخچه نظریه چند وجهی
    قبل از دهه 1950 سه مکتب اصلی مشاوره وروان درمانی دارای نفوذ بسیار بوده اند این سه مکتب عبارتند:
    1-نظریه روان کاوی(فروید، یونگ وآدلر)
    2-نظریه صفت -عامل (ویلیامسون)
    3-نظریه بشردوستانه،وجودی(مزلووراجرز)
    از حدود دهه 1960 به بعد نظریه های جوان(رفتاری،شناختی، درمان عقلانی –برانگیزنده، واقعیت درمانی، تحلیل تبادلی وگشتالت درمانی) بصورت مکاتب مسلط یا با نفوذ درآمده اند اما هیچ نظریه ای به تنهایی نتوانست به همه سوالات در زمینه مسائل ومشکلات انسانی وشیوه های درمان آن پاسخ دهد. از این روگرایش به طرح نظریه های چند وجهی در نظریه پردازان شکل گرفت. روش چند وجهی یعنی انتخاب وگلچین کردن روش ها یا تئوری ها ی خاص از نظام ها و منابع گوناگون که برای فرد مناسب تشخیص داده می شود.
    روش چند وجهی معتقد است که تنها آشکار سازی با محیط یا راهنمایی ساده کافی نیست بلکه روشها، فنون ونظریه های مختلفی از منابع متفاوت باید به کاربسته شود، تا بهتر بتوان نیاز های شخصی که جویای یاری است کمک کرد. این روش دارای فلسفه پیگیروبا هدفی است وفنونی را به کار می برد که منظماً ومنطقاً قابل وارسی بود وبه هیچ وجه دستخوش روش کوشش وخطا ناست.مشاورچند وجهی از دانش خود درباره ادراک، رشد، یادگیری وشخصیت، روش های را بوجود می آورد وانتخاب می کند که شایسته ترین روشها برای فرد خاص با مشکل ویژه است(پروچسکا،2007).
    رویکرد چندوجهی به درمانگر امکان می دهد تا طیف وسیعی از راهبردها را به شیوه انعطاف پذیر ومنطقی برای مقابله با تنیدگی مبدل کند. این رویکرد همچنین شخص را قادر می سازدمجموعه ای از روش هایی را که به قول لازاروس درگیر کننده اند نه درهم شکننده به کار گیرد(جان بزرگی ونوری، 1382).
    یکی از نقطه نظرهای مکتب چند وجهی آن است که در جلسه مشاوره با مددجو می توان بخشی از هرنظام نظری را به عاریت گرفت بدین ترتیب امکاناتی را فراهم می آورد تا مددجویان بتوانند از شیوه های درمانی موثرتری برخوردار شوند(راسل، 1986؛ لیندن،1988).
    تمایل نسبت به گلچین کردن یا التقاط رویکردهای مشاوره وروان درمانی از سال های میانی دهه 1940 شکل گرفت. فردریک تورن (1950) افتخار برداشتن اولین قدم ها برای ارائه نخستین تفکر نظامدار در این زمینه وتلاش برای جمع آوری آنچه وی آن را مکتب یک مجموعۀ چند وجهی وارزیابی از همه روش های شناخته شده براساس فعالیّت های تجربی نامیده را به خود اختصاص داده است. از سال 1945تا زمان مرگ او در سال 1978 اتفاق افتاده است .تورن سهم عظیمی در یکی کردن همه دانش ها واطلاعات روان شناختی واستفاده از آن برای یک رویکرد جامع ونظامدار مشاوره وروان درمانی داشته است (تورن،1955).
    پاترسون (1980)در گزارشی درباره توصیف های تورن در زمینه تغییر نگرش مشاوران وروان درمانگران در جهت مکتب چند وجهی در مشاوره وروان درمانی ارائه می دهدومی گوید که هر چند درسال 1945 هیچ یک از بخش های روان شناسی بالینی انجمن روان شناسی آمریکا خود را طرفدار رویکرد چند وجهی مشاوره وروان درمانی نمی دانستند، اما درسال 1970بیش از 50%درصد از آنان خود را به عنوان مشاوره یا روان درمانگر چند وجهی معرفی کردند.
    مطلب مشابه :  مقاله داستان گویی و مقوله بندی

  • در سال های میانی دهۀ1970،گارفیلد وکورتز (1975)گزارش کرده اند که از بین 733نفر اعضای بخش روان شناسی انجمن روان شناسی آمریکا،470نفر و 64%درصد از آنان ،سوگیری خود را چند وجهی دانسته اند.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.