مستقیم در خدمت بنی امیه قرار داشت و پیروان آن بر این عقیده بودند که سازش یا حکومت اموی درست است و خلفای اموی شورش و قیام بر ضد آن‌ها درست نیست و به همین دلیل امویان در حالی که معتزله و خوارج و شیعه را مورد هجوم قرار می‌داند، به پیروان مرجئه کاری نداشتند118.
4. نقش امام سجاد? در مقابله با اندیشه مرجئه
مرجئه درباره امویان می‌گویند: آنان فرمانرایانی هستند که فرمانبرداری از آن‌ها واجب است و نیز آنان مؤمنانی هستند که نه حکم بر کافر بودن آن‌ها رواست، نه لعنت و نه دست درازی کردن و نه قیام بر ضد آنها.
این انحرافی که برای امت اسلام پیش آمد، نوعی ارتداد پنهان بوده که به نام اسلام با دست خلیفه و جنایتکارانی همانند او به‌این شکل درآمده بود119. از این رو، تلاشها و جهادهای امام سجاد? موجب زنده شدن روح اسلامی و بیداری مسلمانان گردید و صفوف آنان را استوار ساخت و لذا فرزند مجاهد و بزرگوار او زید، توانست انقلابی را بر ضد آن جنایتکاران به راه‌اندازد.
همین آموزه‌های امام سجاد? بود که توانست مسئله کافر بودن امویان و ناحق بودن حکومتشان را از خورشید هم نمایان تر سازد و حتی ابوحنیفه که به گرایش ارجا متهم بود، مجبور شد که به مخالف بودن فرمانروایان بنی امیه با آموزه‌های دین فتوا دهد و خشم و عدم رضایت خود از حکومت آنان را اعلام و ابراز بدارد.او محرمانه به وجوب یاری کردن زید و کمک مالی به او و قیام به همراه او بر ضد دزد حاکمی که به نام امام و خلیفه یاد می‌شد فتوا داد.120
گفتارپنجم: تصوف و عرفان‌های کاذب
1-تعریف تصوف
تصوف مصدر باب تفعل، مصدری است که از اسم ساخته شده به معنی (صوف پوشیدن)و (پشمینه پوشی)است چنان که(تقمص)در همین باب از قمیص به معنی پیراهن گرفته شده به معنی پیراهن پوشیدن است.از میان وجوه اشتقاق مختلفی که برای کلمه ی صوفی و تصوف بیان شده منسوب داشتن آن به(صوف)به معنی پشم، از نظر قواعد صرف عربی بیشتر قابل قبول است121.
ابن خلدون (م808هـ.ق.)و برخی دیگر گفته‌اند:صوفی مشتق از صوف است چون صوفیان اغلب به پوشیدن لباس‌های پشمینه اختصاص یافته‌اند و در پوشیدن جامه‌های فاخر با مردم مخالفت داشته‌اند و به پشمینه پوشی می‌گرائیدند122.
دکتر قاسم غنی مولف کتاب (تاریخ تصوف در اسلام)پس از نقل اقبال و عقائد مسلمانان و بعضی از مستشرقین اروپایی در باره اصل و اشتقاق کلمه صوفی و متصوف نتیجه گرفته و می‌گوید:
حاصل آن که نزدیک ترین قول‌ها به عقل و منطق و موازین لغت این است که صوفی کلمه‌ای است عربی و مشتق از لغت صوف یعنی پشم و وجه تسمیه زهاد و مرتاضین قرن اول اسلام به صوفی است که لباس پشمینه ی خشنی می‌پوشیدند123.
2.تاریخ پیدایش صوفیگری
نام صوفی در زمان پیامبر اکرم? شناخته نبوده است و این نام بر حسب ادعای صوفیه در پایان قرن دوم هجری یا اندکی بعد از آن پیدا شده است. ابن خلدون در مقدمه خود تصریح میکند که “تصوف”به عنوان خاص در قرن دوم هجری ظهور یافته است124. نام صوفی در روزگار پیامبر اکرم? معروف نبوده است و چنانکه نه در قرآن و نه در روایت پیامبر اکرم? و ائمه تازمان امام صادق? نشانی از آن یافت نمی‌شود جز، در دو روایتی که پیامبر اکرم? به منظور خبر از حوادث آینده و پدید آمدن چنین فرقه‌ای را پیشگویی کرده است125.
این حقیقتی که مورخان و حتی مولفان صوفی بر صحت اعتراف کرده و نوشته‌اند: تا آن زمان نامی از تصوف و صوفی‌گری نبود و کسانی که به دین بسیار علاقه نشان می‌دادند “عباد” و “زهاد” خوانده می‌شدند. تا اینکه در زمان امام صادق? اسم صوفی به طریقه تصوف پیدا شد و عده‌ای از خواص اهل سنت نام صوفی بر خود نهادند126.
پارسائی اسلامی قبل از اینکه نام “تصوف” بر آن نهاده شود، صرفاً یک حرکت اخلاقی زاهدانه بود که مبانی و مبادی اجتماعی خویش را از شریعت می‌گرفت و این اشخاص زاهدگونه که از دنیا بریده بودند و در برابر مردم عصر خویش هیچ گونه مسئولیتی احساس نمی‌کردند در عصر امام سجاد? هم حضور داشتند و حضرت در مقابله با آن‌ها هم ایستادگی کرده‌اند.
3. نقش امام سجاد? در مقابله با متصوفه و زاهد نمایان
یکی از حکمت‌های سیره زهدگونه امام? خط بطلان کشیدن بر روش زاهدنمایانی بود که از دنیا بریده بودند و در برابر مردم عصر خویش، کاملاً بی تفاوت و بی مسئولیت بودند واحساس وظیفه نمی‌کردند و فقط به عبادت و ریاضت می‌پرداختند. در حالی که در آن جامعه، انواع بدعت‌ها و ظلم‌ها رواج داشت و بر آنان لازم بود که با این عقاید به مقابله برخیزند.
حضرت علاوه بر اینکه با روش علمی خود، سیره و روش آنان را باطل اعلام کرد، به طور صریح در مقابل آنان ایستاد و در کلامی فرمود:
گروهی از این امت، بعد از اینکه از امامان دین و شجره نبوت جدا شدند، نحله‌ها و فرقه‌هایی تشکیل دادند، گروهی خود را در اوهام رهبانیت گرفتار کردند127. همچنین در سالی که مردم مکه و حاجیان، برای طلب باران به گروهی از همین عابدان زاهد نما متوسل شدند و آنان دعا کردند ولی اجابت نشد، امام سجاد? نزد آنان رفت و بعد از آنکه تک تک آنان را مخاطب قرار داد فرمود:
“آیا در بین شما کسی نیست که خداوند رحمان او را دوست داشته باشد؟”
گفتند: “ای جوان! ما فقط وظیفه دعا داریم و اجابت از آن اوست.”
امام? فرمود: از کعبه دور شوید! چه‌اینکه اگر یکی از شما محبوب خداوند رحمان بود، دعایش اجابت می‌شد. سپس حضرت نزدیک کعبه رفت و به سجده افتاد و دعا کرد. هنوز دعایش تمام نشده بود که ب
اران باریدن گرفت128.
حضرت در بین این جمع با سخن خود به صراحت، مطرود بودن عقیده‌های آنان را از درگاه حق تعالی اعلام می‌دارد و با نشان دادن اجابت دعای خود، هر روشی جز روش امامان? راباطل معرفی می‌کند.

مطلب مشابه :  منابع تحقیق با موضوعبازار سهام، شاخص بازار بورس، ساختار بازار

فصل سوم
انحرافات فرهنگی اخلاقی و نقش مبارزاتی حضرت سجاد? علیه آن

گفتار اول: فاصله گرفتن جامعه از اهل بیت?
امام سجاد? در دورانی به امامت رسیدند که جامعه، روزگار پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته بود و آن حضرت وارث شرایطی شده بود که کج اندیشی، فرصت طلبی، عدالت گریزی، دنیا پرستی و عافیت طلبی از ویژگی‌های بارز آن بود.
بعد از واقعه تلخ عاشورا مردم دیدند که چگونه یزید برای حفظ قدرت و حکومت خود حتی فرزند پیامبر? را می‌کشد و شهر مدینه را در جریان قیام حره غارت می‌کند و خانه کعبه را ویران می‌کند و در این شرایط بود که شیعیان در عراق و حجاز دچار ضعف و سستی شدند و انسجامشان از هم پاشید قیام‌هایی که بعد از واقعه کربلا صورت می‌گرفت یا به نتیجه نمی‌رسید و با شکست مواجه می‌شد و یا خیلی طولی نمی‌کشید که همه دستاوردهای آن از بین می‌رفت، وقتی مردم حکومت اموی را با آن قدرت، جرئت و سنگدلی مشاهده کردند دلشان پر از وحشت و هراس شد و این در حالی بود که اهل بیت? و امام? در موقعیتی ضعیف قرار داشتند و طرفدارانش نمی‌توانستند به مخالفت با حکومت برخیزند و نزدیک شدن به امام? جز این که آن‌ها را در مظان اتهام و بازجویی قرار دهد، ثمره‌ای دیگر نداشت و به همین دلیل، مردم رفته رفته از امام و اهل بیت? و مکتب شیعه فاصله گرفتند تا جایی که امام صادق? رفتارمردم را به ارتداد تعبییر کرده و فرموده‌اند: “مردم پس از کشته شدن حسین? مرتد شدند129.”
امام سجاد? در این شرایط حساس مسئولیت و وظیفه رهبری جامعه شیعه را برعهده داشتند لذا امام در مقابل با این انحراف در جامعه با فعالیت آرام و دور از هیاهو و تشریفات، موفق به نوسازی و آماده سازی با تمام قدرت، حکمت و صلابت و جدیدیت شدند.لذا امام صادق? در دنباله سخنان پیشین خویش فرمودند: “سپس مردم پیوستند و فزونی یافتند130.”
امام سجاد? در مبارزه با این انحراف، یعنی فاصله گرفتن جامعه از اهل بیت? و امام?، شیوه‌های مختلفی را اتخاذ کردند که ما در این نوشتار به دو شیوه و منش امام? در مقابله با آن را اشاره می‌کنیم:
1.معرفی و تثبیت مسئله ی امامت در جامعه
امامت یکی از ارکان دین اسلام است که بعد از رحلت پیامبر? به خاطر فعالیت‌های دشمنان اسلام مهجور ماند از این رو تبیین این مقام و معرفی صاحبان اصلی آن به مردم یکی از محور‌های اصلی فعالیت امامان معصوم بوده است.
بعد از واقعه عاشورا به دلیل فعالیت‌های دستگاه جور بر علیه اهل بیت? و در فشار قرار دادن آن‌ها، مردم از اهل بیت? و امام معصوم? فاصله گرفتند و اگر جامعه‌ای از امام خود فاصله بگیرد با الطبع دچار انحراف‌هایی در زمینه‌های اعتقادی و اخلاقی و سیاسی می‌شود، لذا امام سجاد? در عصر امامت خویش در مقابله با این انحراف با معرفی مربیان و معلمان حقیقی و صاحبان اصلی منصب امامت به مردم، مانع این فاصله بین مردم و اهل بیت? شدند تا مردم با شناختن امام حق، از حمایت خلفای جور دست بردارند.
امام سجاد? در این زمینه با استفاده از طرق مختلف سعی کردند خود را امام حق وعترت پیامبر? معرفی کنند که به نمونه‌هایی از آن روش‌ها اشاره می‌کنیم:
الف) از طریق قرآن
امام سجاد? بعد از تفسیر آیه ی شریفه ی “وَلَکمْ فِی الْقِصَاصِ حَیاهٌ”131(و برای شما در قصاص، زندگانی است.) می فرمایند:
بندگان خدا این قصاص مربوط به کسی است که او را کشته‌اید و دستش را از دنیا کوتاه کرده‌اید. آیا شما را خبر دهم از کشتنی بدتر از این و قصاصی سخت تر این قصاص؟
امام? ادامه دادند: (بدتر از این کشتنی است که جبران پذیر نیست و بعد از آن هیچگاه حیات نمی‌یابد.)
از امام سؤال شد آن چیست؟
امام فرمودند:
کسی را از نبوت پیامبر? و ولایت علی بن ابی طالب? گمراه کردن و او را به غیر راه خدا و پیروی دشمنان علی? و اعتقاد به امامت آن‌ها سوق دادن و دفع علی? از حقش و وادارکردن به انکار فضیلت وی، و به ادای حق واجب امام علی? بی اعتنا ساختن، این است آن قتلی که مقتول را در آتش جهنم جاودانه می‌کند و کیفر این قتل نیز، جاودانه بودن در عذاب جهنم است132.
در جای دیگر یکی از قاضیان کوفه از امام سجاد? در باره آیه “وَجَعَلْنَا بَینَهُمْ وَبَینَ الْقُرَ‌ى الَّتِی بَارَ‌کنَا فِیهَا قُرً‌ى ظَاهِرَ‌هً وَقَدَّرْ‌نَا فِیهَا السَّیرَ‌ سِیرُ‌وا فِیهَا لَیالِی وَأَیامًا آمِنِینَ”133 (میان آنان ومیان آبادانیهایی که در آنها برکت نهاده بودیم شهرهای متصل به هم قرار داده بودیم ودر میان آنها مسافت را،به اندازه مقرر داشته بودیم در این راه ها شبان وروزان آسوده خاطر بگردید)، سؤال کرد.
امام فرمود: مردم درمورد آن قریه چه می‌گویند؟
در پاسخ گفت: منظور مکه است.
دوباره امام سؤال کردند که آیا دزدی و نا امنی در شهری بیشتر از مکه دیده‌ای؟
قاضی سؤال کرد پس مراد چیست؟ امام فرمودند منظور مردانی معین است.
آن قاضی دوباره سؤال کرد در جای دیگری از قرآن هم (مردانی)گفته شده؟
امام پاسخ دادند: آیا این کلام خدا را “وَکأَین مِّن قَرْ‌یهٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّهَا وَرُ‌سُلِهِ…”134 “وَتِلْک الْقُرَ‌ى? أَهْلَکنَاهُمْ… “135 “وَاسْأَلِ الْقَرْ‌یهَ الَّتِی کنَّا فِیهَا
وَالْعِیرَ‌ الَّتِی أَقْبَلْنَا فِیهَا… “136و آیات دیگر را نشنیده‌ای؟
قاضی گفت: فدایت شوم آن‌ها چه کسانی هستند؟
امام جواب دادند: آنان ما هستیم. آیا نشنیده‌ای که می‌فرماید: “سیروا فیها لیالی. ایاماً آمنین137” یعنی در امان از انحراف بودن.
ب) از طریق سخنان پندگونه برای مردم
1. وقتی حضرت به شام وارد شد و با تعرض پیرمرد شامی روبرو گردید، خود را مصداق “ذوی القربی” و “اهل بیت?” معرفی کرد138.
2. ابوخالد کابلی از امام? تعداد امامان بعد از ایشان را می‌پرسد، حضرت? ضمن اینکه خود را امام چهارم معرفی می‌کند. بقیه امامان? را می‌شمرد.139
3. امام صادق? از پدر بزرگوارش نقل می‌کنند که علی بن الحسین? می‌فرمودند:
ما پیشوای مسلمانان، حجت‌های خدا بر جهانیان، سرور مؤمنان، پیشوای سفیدرویان قیامت و دوستدار مؤمنان هستیم. ما واسطه امنیت اهل زمین هستیم، چنانکه ستارگان وسیله امنیت اهل آسمان هستند… اگر آنچه در زمین است متعلق به ما نبود، زمین اهل خود را در خود فرو میبرد140.
ج) از طریق دعا
امام سجاد? در ضمن دعاهای نورانی خود، برای مقابله با انحراف فاصله گرفتن مردم از اهل بیت? در چندین مورد در دعاها به بیان مفهوم امامت پرداخته و آن را مورد تفسیر و تبیین قرار داده است.
1. دعای امام سجاد? درروز عرفه
بارالها تو در هر زمان دینت را به وسیله امامی تأیید کردی و او را نشانه هدایت بندگانت و مشعلی تابناک در شهرهایت قرار دادی، پس از آنکه رشته او را به ریسمان خود پیوند زدی، و او را وسیله دستیابی به خشنودی خود ساختی، و فرمانبرداریش را واجب کردی، و از نافرمانیش بر حذر داشتی، و فرمان دادی که اوامرش را اطاعت و نواهیش را ترک کنند و کسی بر او تقدم نجوید و از او عقب نیفتد…
پروردگارا! به وسیله او کتاب و حدود و احکام و سنت‌های پیامبرت را که درود تو بر او و بر آل او باد به پا دار، و توسط او آن نشانه‌های دینت را که ستمگران از بین برده‌اند احیا کن، وبه وسیله او تیرگی ستم را از راه خود پاک ساز و سختی راه خود را برطرف ساز، و آنان را که از راهت منحرف شده‌اند از سر راه بردار141…
امام? در این فرازهای دعای شریف عرفه، به طور غیر مستقیم خود را حاکم منصوب از جانب خداوند معرفی می‌کند که برای قیام به امر خدا و محافظت و پشتیبانی دین برگزیده شده است.این تعبیرها بر تصریح امام? به امر حکومت و مقام امامت می‌باشد که همان تصدی امور دینی و دنیایی مردم می‌باشد.
2.تأکید بر تعبیر “صلوات” به صورت کامل در دعاهای امام سجاد?
در میان دعاهای حضرت? تعبیری وجود دارد که اغلب تکرار شده و کمتر دعایی است که از این تعبیر خالی باشد. این تعبیر “صلوات بر محمد و آل محمد” است. زمانی که حتی قرار دادن نام علی بر فرزندان تقیبح می‌شد و افراد بدین دلیل مورد تهدید قرار می‌گیرند و امویان یکی از بهترین کارها را دشنام دادن به علی? می‌دانستند142. به کار گرفتن این تعبیر ارزش خود را به خوبی نشان می‌دهد. تکیه امام? در پیوند دادن محمد? و آل او، امری است که خداوند آن را ضمن دستور بر صلوات بر رسول آورده واهمیت زیادی برای بیان عقاید شیعی دارد. روایتی از حضرت سجاد? که به تحکیم پیوند محمد? و آل محمد? تأکید می‌کند نشان از حساسیت حضرت? نسبت به‌این امر مهم دارد.
آن حضرت فرمودند: خداوند صلوات بر پیامبرش را بر عالم واجب کرده، و ما را نیز به

دیدگاهتان را بنویسید