تحقیق درباره ارتباط بین مؤلفه های بهزیستی ذهنی و نظریه خود تعیین گری

دانلود پایان نامه

غضنفری (1385)نیز دلایل زیر را در اهمییت پرداختن موضوع بهزیستی ذهنی مطرح می کند :

  • 1-افراد راضی وخشنود به طور عمده، هیجانات مثبت بیشتری را تجربه می کنند و از حوادث ووقایع پیرامون خود ارزیابی مثبت دارند، در حالی که افراد ناراضی موقعیت زندگی شان را نامطلوب ارزیابی کرده وهیجانات منفی بیشتری را تجربه می کنند.
    2-افراد راضی بطور میانگین از سیستم ایمنی قوی تری و طول عمر بیشتری دارند.
    3-موقعیت شغلی افراد راضی بالاست ودرآمد بیشتری را دارند، در محیط کار ومدرسه دوستان وهمکاران خوبی دارند و میل به کمک وهمکاری بالاتری دارند و همچنین مسولیت پذیرند.
    4-با مشکلات وموقعیت های پیچیده بهتر مقابله می کنند .
    5-نگرش مطلوب و رضایت آمیزی به خود دارندو در روابط اجتماعی وبین فردی عملکرد خوبی دارند(دینر، 2001 ؛ به نقل از غضنفری،1385).
    افراد دارای سطح بهزیستی بالا، برای حل مسائل زندگی پافشاری می کنند ودر برابر بازخوردهای نامطلوبی که از محیط اطرافشان دریافت می کنند، استقامت بیشتری دارند(رایت و والتون،2010).
    2-1-9 عناصر و مؤلفه های بهزیستی ذهنی متغیرها
    بر اساس پژوهش های اولیه واتسون وهمکاران (1998)ساختار عاطفی بهزیستی، دوحوزه عاطفه مثبت وعاطفه منفی دارد که مستقل از هم هستند.عاطفه مثبت به میزان احساس فرد از سرخوشی، فعال بودن وهشیاری اشاره دارد ودارای ابعاد فرعی خوش رویی، مانند بشاش وسرزنده بودن، اتکابه نفس(مطمئن،قوی وجسور)گوش به زنگی(مانند هشیار، متمرکزومصمم)است.(گرنرت، 2008؛به نقل ازخوشخرام،1390).
    افزون بر این دربسیاری از نظام های پژوهشی، سرزندگی نیز به عنوان یکی از مولفه های بهزیستی ذهنی مطرح می گردد(مایرز، 2000).سرزندگی در اصل در متن نظریه خود تعیین گری رایان ودسی (2000)مطرح گردیده است. احساس سرزندگی ،نوعی تجربه خاص روان شناختی است که طی آن افراد در خود احساس روحیه وشور زندگی می کنند(رایان وفردریک) در این نظریه انگیزش افراد یا اصیل وخود تعیین شده است ویا توسط عوامل بیرونی هدایت می شود. افرادی که سرزندگی بیشتری دارند معمولا اتگیزه های خود تعیین شده بیشتری دارند(ریکس،رایان،من لی ودسی،1999؛به نقل از موسوی،1389).
    دینر نیز در سال 1997 سه مؤلفۀ عمده رضایت از زندگی، عاطفه مثبت ومنفی را برای بهزیستی ذهنی شناسایی کرد.از نظر وی وهمکارانش رضایت کلی از زندگی ممکن است به چندین بخش وبخش ها به چندین بعد تقسیم شوند؛ عاطفه مثبت به عواطفی چون لذت وغرور و عاطفه منفی با عواملی چون گناه وغم تقسیم می شوند مؤلفان در حوزه وسیعتر، تعریف بعد عاطفی بهزیستی ذهنی را شامل احساس اضطراب وافسردگی می دانند(ویبیر وهمکاران، 2009 ؛به نقل از سازگاری، 1389).
    در بهزیستی ذهنی مطلوب تعادل میان عاطفه مثبت ومنفی به عنوان فاکتوری مهم تعریف شده است ضمن اینکه ارزیابی مثبت از زندگی نیز تاثیر گذار است(والکر وشیماک،2007؛ به نقل از مولوی ،1389).
    سیرجی(2002)نیز سه مؤلفه را توصیف نمود:
    1-تجربه عاطفه مثبت در زمینه های مهم زندگی
    2-تجربه عاطفه منفی در زمینه های مهم زندگی
    3-ارزیابی از رضایت زندگی به عنوان زمینه کل یا چندین زمینه را می توان اشاره کرد(به نقل از ریبیروهمکاران، 2009).
    مطلب مشابه :  مقاله رایگان درباره رویکرد پردازش اطلاعات و عملکرد دانش آموزان

  • در مجموع اولین مؤلفه اغلب به بهزیستی عاطفی، هیجانی یا جریان لذت ودرد دارد.در حالی که دومی رضایت از زندگی یا شادکامی نامیده می شود(اندرو وهمکاران،1976؛ به نقل از فیشر،2009).
    2-1-9-1 ارتباط بین مؤلفه های بهزیستی ذهنی
    فرض بر این است که رضایت از زندگی بعد شناختی، عاطفه مثبت ومنفی بعد هیجانی بهزیستی ذهنی را اندازه گیری می کنند.گفتنی است که تمایز بین رضایت از زندگی وعاطفه مثبت ومنفی بیشتر کیفی است.درحالی که رضایت از زندگی به قضاوت شناختی و کل نگرانه فرد از زندگی خود به صورت یک کل اشاره دارد، تجربه مثبت ومنفی بصورت تجربه ی گسترده ای از عواطف مثبت ومنفی تعریف می شود(کینز وهمکاران؛ به نقل از جلوانی،1390).
    دینر(2000)معتقد است وقتی که فردی درباره مؤلفه های ویژه وکلی زندگی خود قضاوت منطقی می کند شکل شناخت او از زندگی آشکار می شود وزمانی که شخص احساسات مثبت ویامنفی خود را از زندگی بیان می کند،شکل عاطفه ای آن را می توان تصور کرد.ابعاد شناختی یا عاطفی بهزیستی درونی با هم مرتبط هستند(به نقل از سازگاری، 1389)
    تحقیقات نشان داده اند سازه عاطفه مثبت و منفی می تواند مستقل وتحت شرایطی نیز وابسته باشند، از سویی ممکن است اینگونه تصور شود که حالات هیجانی مثبت، نقطه مقابل حالات هیجانی منفی است. اما بررسی دقیق تر نتیجه دیگر را نشان می دهد .مشخصه حالات هیجانی مثبت، از حالات منفی، لذت بخش بودن آن است. اما شدت این حالات ناشی از میزان برانگیختگی است. شدیدترین حالت عاطفه مثبت، اشتیاق وتهیّج جنسی است. از سویی دیگر عاطفه منفی حالات توصیف کننده عدم وجود نسبی هرگونه عاطفه مثبت را دارد.این حالات شامل خستگی،ملال، بی علاقگی، افسردگی ودرمواردشدید عصبانیت ،ناکامی ،رنجش دیگران وترس است(گاتمن، 1992؛ دینر وهمکاران، 2004).
    این نوشته در آموزشی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.