تحقیق درباره آثارونتایج مطلوب بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی و ویژگی افراد دارای بهزیستی

دانلود پایان نامه

اگرچه برخی تفاوتها در میان پژوهش ها به چشم می خورد با این وجود به نظر می رسد که متاهل بودن با بیشترین سطح بهزیستی ذهنی همراه است و تنها بودن با کمترین سطح بهزیستی ذهنی، حتی کمتر از مطلقه یا بیوه بودن(دولان،2007؛نقل از مولوی و همکاران،1387). آنچه به نظر می رسد امروزه بهزیستی ذهنی با روابط اجتماعی با ازدواج،طلاق و بیوه شدن مرتبط است. روابط اجتماعی دیگر برای مثال،خانواده و دوستان به صورت مثبتی با بهزیستی ذهنی ارتباط دارد(پیچلر،2006؛نقل از مارتین بیندر و الکس کود،2011).
بنابرابن می توان نتیجه گرفت که اثر عوامل جمعیت شناختی مجموعاً مقدار قابل توجهی از واریانس بهزیستی ذهنی را تعیین نمی کند.بر عکس، فرآیندهای روانی مانند تعیین هدف و راهبردهای مقابله ممکن است بر تجربه شادمانی و بهزیستی فرد تاثیر بیشتری داشته باشند.

  • 2-1-7 ویژگی افراد دارای بهزیستی
    ویژگی مهم روانی، که فرد واجد سلامت می بایست از آن برخوردار باشند احساس بهزیستی یا رضایت مندی است.احساس بهزیستی این گونه تعریف می شود: احساس مثبت و رضایت مندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه های مختلف خانواده،شغل و…است.احساس بهزیستی هم دارای مؤلفه های عاطفی و هم شناختی است. افراد با احساس بهزیستی بالا بطور عمده ای هیجانات مثبت را تجربه می کنند و از حوادث و وقایع پیرامون خود ارزیابی مثبتی دارند، در حالی که افراد با احساس بهزیستی پایین حوادث و موقعیت زندگی شان را نامطلوب ارزیابی می کنند و بیشتر هیجانات منفی نظیر اضطراب، افسردگی و خشم را تجربه می کنند(مایرز و دینر،1995؛ به نقل از محمدی،1390).
    به نظر می رسد استرس تاثیر نیرومندی بر بهزیستی داشته باشد. با این وجود، مطالعات همیشه تاثیر مجزای استرس بر مقیاس های مثبت و منفی را نشان نداده است. با توجه به رابطه ی بین سلامت فیزیکی و بهزیستی،به نظر می رسد که وقتی سلامت فیزیکی ما به خطر می افتد بهزیستی ما نیز کاهش می یابد(لین لی و جوزف،2004).علاوه براین،افرادی که سطوح بالای بهزیستی را تجربه می کنند بطور متوسط بیشتر قابل اعتماد هستند و همکاری بیشتر،نگرش های صلح جویانه بیشتر، اطمینان بیشتر در مدیریت، حمایت قوی از دمکراسی و سطوح پایین تر تعصب نسبت به مهاجران و گروه های نژادی را نشان می دهند(دینر، 2008).
    2-1-8 درمان و ارتقاء بهزیستی
    بهزیستی درمانی بوسیله فاوا و همکارانش(1999) مبنی بر تحقیقات ریف در شش حوزه شناخته شدۀ بهزیستی روانشناختی: تسلط بر محیط، رشدشخصی، هدفمندبودن در زندگی، خودپیروی، خویشتن پذیری و ارتباط مثبت با دیگران طراحی شده است.
    بهزیستی درمانی به عنوان یک راهبرد درمانی کوتاه مدت در طول 8 جلسه 30تا50 دقیقه ای انجام می شود.این درمان بر خویشتن نگری تاکید می کند که شامل استفاده از یادداشتهای روزانه ی ساختارمند و تعامل بین مراجع و درمانگر است. فاوا(1999)دریافت که درمان های شناختی-رفتاری در کاهش نشانه های اختلال مؤثرند اما فاقد راه حل های کامل برای حل مشکلات آسیب شناسی روانی اند.بر این اساس فاوا سعی کرده تا بر پایه ی چهارچوب شناختی-رفتاری فعلی دیدگاهی بنا کند که متمرکز بر تسهیل بهزیستی افراد باشد،بر اساس این عقیده که بهبود بهزیستی می تواند به عنوان سپری در مقابل آسیب شناسی روانی،جلوگیری عود،کاهش نشانه های باقی مانده در پایان درمان عمل کند و عملکرد کلی و بهزیستی را بهبود بخشد(استفان و الکس،2006؛نقل از قربان زاده،1389).
    در این درمان در جلسات اول از مراجعان خواسته می شود وقایع و پیشامدهای مرتبط با بهزیستی خود را شناسایی و آنها را در بافت موقعیتی خود مشخص کنند. در طول جلسات میانی مراجعان تشویق می شوند که افکار و عقایدی که منجر به وقفه ی زود هنگام در بهزیستی ذهنی می شوند را شناسایی کنند منتهی با توجه به خویشتن نگری که متمرکز بر بهزیستی باشد تا استرس. درمانگر از این اطلاعات برای تشخیص آسیب های خاص در بهزیستی استفاده می کند و سپس با مراجع کار می کند تا این آسیب ها بازسازی شوند.بهزیستی درمانی به طور مؤثری در مورد افرادی که از اختلالات بالینی مانند اختلالات خلقی، افسردگی عود کننده، اضطراب فراگیر رنج می برند کاربرد دارد(استفان و الکس،2006؛نقل از قربان زاده، 1389).
    ریف و سینگر(2006) به منظور تاکید بر الگوی چند بعدی بهزیستی روانشناختی اذعان می کنند که حتی اگر برخی از زیر مجموعه های بهزیستی روانشناختی با یکدیگر همپوشی بالایی نشان دهند،متخصصانی درتلاش اند با استفاده از یک نظریه بهزیستی به بهبود زندگی افراد کمک کنند،در می یابند که تفسیر هریک از ابعاد شش گانه در ارتباط با مسائلی که بیمار از خود نشان می دهد به صورت برابر و یکسان غیر مؤثر است،به عبارت دیگر،تفاوت در چالش های فراسوی هر بیمار می تواند با تفاوت در هریک از ابعاد بهزیستی روانشناختی رابطه نشان دهد. بنابراین با توجه به معنای مفهومی و مراجع تجربی برای هر بعد، درمانگر می تواند درمان را با توجه به آسیب های منحصربه فرد و نقاط قوت هر بیمار تنظیم کند(نقل از قربان زاده، 1389).
    2-1-8-1 آثارونتایج مطلوب بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی
    روی آوردن به روان شناسی نوین و خلق مفاهیم مثبت، عاطفه خوشایندوروان شناسی مثبت، اهمیّت وتاثیر این موضوع را بر افزایش سطح بهزییستی افراد جامعه می رساند وپژوهش های بسیاری تاکنون توانسته اند پیامد های مطلوب بهزیستی ذهنی وتاثیرات آن را برای متغیر های گوناگون نشان دهند. داشتن بهزیستی ذهنی روحیه ای شاد ورضایت ازشرایط زندگی می تواند موجب خلق اعمال وبینش های نو شوند (پیوسته گر وهمکاران، 1389).
    افراد با احساس بهزیستی ذهنی بالا،هیجان های مثبت بیشتری را تجربه می کنند ،از گذشته وآینده خودشان،دیگران،رویدادها وحوادث پیرامونشان ارزیابی مثبتی دارند وآنها را خوشایند توصیف می کنند. در حالی که افراد با بهزیستی پایین موارد مذکور را نامطلوب ارزیابی کرده وهیجان های منفی مانند اضطراب و افسردگی بیشتری را تجربه می کنند(گلستانی بخت،1387).
    افراد دارای بهزیستی ذهنی بالا احساس مهار وکنترل بالاتری دارند و میزان پیشرفت تحصیلی ورضایت از زندگی بیشتری را تجربه می کنند (بوردین ووانسا،2010)، نظام ایمنی سالم تر وخلاقیت بالاتری دارند(به نقل از دینر وسلیگمن،2003).
    سانجوان (2011)نیز در پژوهش خود به این نتیجه دست یافت که بهزیستی ذهنی و رضایت از زندگی وسایر شاخص های سازگاری مثبت،می تواند پیش بینی کنند ه قوی برای میزان ناسازگاری های هیجانی (افسردگی واضطراب)در مردان دارای بیماری قلبی باشد.
    بهزیستی بالاتر علاوه براینکه افراد را به کارکردهای بهتر در سلامتی رهنمود می سازد با قوی تر کردن پاسخ سیستم ایمنی و تحمل درد به افراد در واکنش پذیری روان شناختی در هنگام بیماریها کمک می کند(لیمبومیرسکی، 2007). همچنین بهزیستی روی پیامد های کوتاه مدت و بلند مدت سلامت وکنترل بیماریها وسندرم ها تاثیر دارد(سلیگمن، 2003).
    امروزه پژوهشگران معتقدند که ایجاد بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی، انسان ها را به سمت موفقیّت بیشتر در زندگی، سلامت بهتر،ارتباط اجتماعی حمایت گرایانه سالم تر ودر نهایت سلامت روانی وجسمی بالاتر رهنمون سازد(دینر2002؛فینچام 2006).
    لیمبومیرسکی (2007)مشخص کرده است که همبستگی قوی بین بهزیستی ذهنی با طول عمر بیشتر وسلامت جسمی بیشتر وسبک زندگی سالم تر وجود دارد.
    هیجان های مثبت مانند لذت یا خشنودی بیانگر این هستند که اتفاق خوبی رخ خواهد داد. این هیجا ن ها توجه ماراوسعت می بخشد، از محیط فیزیکی واجتماعی گسترده تری آگاه می سازند.گسترش یافته ها را برای پذیرش اندیشه ها واقدامات تازه آماده می کنند، بیش از مواقع عادی خلاقیت را رشد می دهند، هیجان های مثبت، باروری وتفکر خلاق توام با شکیبایی را آسان می کنند(به نقل از حسنی،1383).
    فورگاس وآیزن معتقدنددرحالت شادی، مردم با هم همکاری می کنند (برای مثال آنها به شکلی مذاکره می کنند که بیشترین نتیجه برای طرفین حاصل شود(فورگاس وآیزن،2004).
    همچنین جامعه پذیری، احساس صمیمیت با خود، فعّالیت هدفمند،نوع دوستی، خلاقیت، عملکرد بهتر و قابلیت مصونیت از امراض را می توان به صورت خلاصه حاصل تجربه عواطف مثبت دانست(سازگاری،1389).
  • این نوشته در آموزشی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.