تحقیق با موضوع فناوری اطلاعات و ارتباطات و تکنولوژی اطلاعات

دانلود پایان نامه
  • 2-2-13- مقایسه ساختار سازمان‌های توانمند و سنتی:

  • در سازمان‌های سنتی تعیین جهت و مسیر رسیدن به هدف بر عهده شخص است که در رأس سازمان قرار دارد ولی در فضای توانمند شده، جوی سرشار از همکاری وجود دارد و همه افراد مسئولیت پذیرند و هر فرد قبل از هر اقدامی به دیدگاه‌های همه افراد از جمله خودش گوش فرا می‌دهد. ساختار سازمان‌های سنتی هرمی است در صورتی که سازمان‌های جدید و توانمند ساختار حلقوی یا شبکه‌ای دارند(اسکات، 1375، 30)
    از اوایل دهه 1970 به بعد، سازمان‌ها در تمام جهان شروع به جایگزینی ساختار سنتی، کنترل شده و غیر فعال خود با یک محیط سازمانی کرده‌اند که دارای مشخصاتی مانند تعهد بالا، درگیری زیاد، و خود مدیریتی می‌باشند. یک طریق نگرش به ایجاد تحول در راستای توانمندسازی، می‌تواند بررسی ساختاری یک سازمان با دو شکل مختلف آن باشد. ساختار سازمانی سنتی از شکل هرم برخوردار است، در حالی که یک سازمان نو و توانمند دارای ساختاری شبیه به یک دایره یا یک شبکه است.
    مشخصات ساختار هرمی شکل عبارتند از: ♦- تصمیمات توسط افراد در رأس هرم اتخاذ می‌شود. ♦- تغییر به کندی و بندرت صورت می‌گیرد. ♦- باز خور و ارتباط از بالا به پایین است. ♦- هر شخص فقط مسئول کار خودش است. ♦- میزان حرکت و ارتباط بین بخش‌ها حداقل است. ♦- مدیران نحوه انجام امور و انتظارات را دیکته می‌کنند.
    2-2-13-1-ساختار هرمی و ویژگی‌های آن
    در سازمان هرمی فعالیت‌ها تخصصی و دارای مرزبندی مشخصی هستند شرح شغل (مشاغل) محدود است و سرپرستان برای اطمینان از انجام کار، کنترل مستمر و سریع دارند. در این سازمان‌ها افراد معدودی که در رأس سازمان قرار دارند برنامه‌ریزی می‌کنند و این در حالی است که کارکنان رده پایین فقط کارهای از قبل برنامه‌ریزی شده را انجام می‌دهند و ویژگی‌های آن به شرح ذیل می‌باشد.
    ♦- نتیجه تجزیه و تحلیل به افراد منعکس نمی‌شود یا این کار به کندی انجام می‌شود. ♦- تصمیم‌گیری‌ها مختص به افرادی است که در رأس سازمان قرار دارند. ♦- هر فرد فقط مسئول کار خودش است. ♦- نقل و انتقال اطلاعات و ارتباط بین قسمت‌های مختلف بسیار کم است. ♦- مرکز توجه کارکنان به سوی بالا و فردی است که در رأس سازمان قرار دارد و فرد بالا دست نیز مسئول نتایج کاری کارکنان است. ♦- مدیران تعیین کننده مسائل و وظایف افرادند. ♦- از کارکنان انتظار نمی‌رود که با انگیزه بالا کار کنند بنابراین لازم است به شدت کنترل شوند. ♦- تغییرات به ندرت و آهسته انجام می‌شود و سرچشمه این حرکت کند از بالاست.
    2-2-13-2-ساختار حلقوی و ویژگی‌های آن
    در این الگو سازمان متشکل از تعدادی تیم و گروه خودگردان است این گروه‌ها از طریق مرکز سازمان نه رأس آن به یکدیگر متصل هستند. که ویژگی‌های آن به شرح ذیل می‌باشد.
    ♦- جایگاه مشتری در مرکز سازمان است. ♦- افراد با هم یاری کارها را انجام می‌دهند. ♦- مسئولیت، مهارت و اختیارات قانونی، تقسیم و کنترل شده است. ♦- کنترل و مشارکت از طریق ارتباطات زیاد و تصمیم‌گیری مستمر حاصل خواهد شد. ♦- به هنگام رو درویی، با چالش‌های جدید به سرعت خود را با تغییرات و دگرگونی‌ها همسو می‌کنند. ♦- اصلی‌ترین مهارت افراد سازمان و مدیران توانایی همکاری و همفکری با دیگران است. ♦- معیار قدرت توانایی تأثیر ترغیب دیگران است نه پست و مقام. ♦- از افراد انتظار می‌رود که خود مدیر باشند و نسبت به کل سازمان احساس مسئولیت کنند در این روش تاکید اصلی تمرکز بر رضایت مشتری است. ♦- کار مدیران توانمندسازی اعضای تیم و برقراری ارتباط بین آن‌هاست.
    2-2-13-3-ساختار شبکه‌ای و ویژگی‌های آن
    در مدل شبکه‌ای تیم‌های مختلف از طریق تکنولوژی اطلاعاتی ارتباطی ICT با یکدیگر در ارتباط هستند. بنابراین می‌توانند خود را به سرعت با تغییرات همسو کرده و سرعت فعالیت‌هایشان را افزایش دهند و به فکر بهبود مستمر باشند در این ساختار از توان فکری همه افراد سازمان استفاده می‌شود و همه افراد در فعالیت‌ها مشارکت دارند و آموزش دائمی نقش مهمی در توانمندسازی افراد دارد. که ویژگی‌های آن به شرح می‌باشد:
    ♦- فرآیند انجام همه فعالیت‌ها به طور مستمر تجزیه و تحلیل شده و در راستای بهبود مستمر آن‌ها تلاش می‌شود. ♦- هدف همه تیم‌ها کسب رضایت مشتریان است. ♦- شرکت توان هم‌سویی سریع با تغییرات را دارد. ♦- افراد سازمان مدام در حال رشد و یادگیری هستند. ♦- امکان توسعه سازمان وجود دارد. ♦- تیم‌ها از تخصص و قدرت اجرایی بالایی برخوردارند و منابع لازم مانند دانش تخصصی و مواد را برای ذیل به اهدافشان کسب کرده یا به دست می‌آورند. البته باید توجه داشت که تمام ویژگی‌های ساختار حلقوی در ساختار شبکه‌ای نیز وجود دارد (جف و دیگران، 1377، 43).
    2-2-14- مدل مورد استفاده در تحقیق:
    مدل مفهومی زیر که برگرفته از پژوهشهای اسپریتزر (1995) و خانم آزادی نقش (1388) میباشد، رابطه میان آموزش فناوری اطلاعات و ارتباطات را با توانمندسازی منابع انسانی نشان میدهد. در این پژوهش، آموزش فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان متغیر مستقل و توانمندسازی منابع انسانی که دربرگیرنده متغیرهای شایستگی، اعتماد، مؤثربودن، معنیداربودن و آزادی عمل میباشد به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته خواهند شد.
    شایستگی
    اعتماد
    مؤثربودن
    معنیداربودن
    آزادی عمل
    توانمندسازی منابع انسانی
    آموزش فناوری اطلاعات وارتباطات
    شکل( 2-1)مدل مفهومی پژوهش (آزادی نقش، 1388؛ (Spritzer, 1995
    2-2-15- نتیجه‌گیری
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.