تحقیق با موضوع دوره های آموزشی و تصمیمات سازمانی

دانلود پایان نامه

2-2-10- 2- وظیفه های اساسی ساختار سازمانی
«هال» معتقد است که ساختار سازمانی سه وظیفه اساسی بعهده دارد:

  • 1- به تولید ستاده سازمانی برای نیل به اهداف سازمان کمک می‌کند.
    2- تأثیر تنوعات فردی را بر روی سازمان حداقل می‌کند.
    3- عرصه‌ای است که تصمیمات سازمانی اخذ می‌گردد و قدرت اعمال می‌شود(مقیمی، 1385، 41).
    2-2-11- ابعاد سازمان:
    ابعاد سازمان بیان کننده ویژگی‌های خاص سازمان هستند و به دو گروه ساختاری و محتوایی تقسیم می‌شوند. ابعاد ساختاری بیان کننده ویژگی‌های درونی یک سازمان هستند. آن‌ها مبنایی به دست می‌دهند که می‌توان بدان وسیله سازمان‌ها را اندازه گیری و با هم مقایسه کرد.
    ابعاد محتوایی، معرف کل سازمان هستند. مثل اندازه یا بزرگی سازمان،‌ نوع تکنولوژی،‌ محیط و هدف‌های آن، آن‌ها معرف جایگاه سازمان هستند و بر ابعاد ساختاری اثر می‌گذارند، برای ارزیابی و درک سازمان، ‌هر دو بعد ساختاری و محتوایی ضروری است. ابعاد سازمان با یکدیگر رابطه متقابل دارند(دفت، 1379).
    2-2-11-1- ابعاد ساختاری
    رسمی بودن،‌ تخصصی بودن، داشتن استاندارد، سلسله مراتب اختیارات پیچیدگی، متمرکز بودن، حرفه ای بودن و نسبت‌های پرسنلی از ابعاد ساختاری هستند که ذیلاً هر کدام از عناوین فوق توضیح داده می‌شوند.
    رسمی بودن ، به اسناد و مدارکی اطلاق می‌شود که در سازمان وجود دارد. در این اسناد، روش‌ها، شرح وظایف، ‌مقررات و سیاست‌هایی را که باید سازمان رعایت و اجرا نماید نوشته شده است. این اسناد نشان‌دهنده نوع رفتار و فعالیت‌هاست. اغلب میزان رسمی بودن یک سازمان از طریق شمارش تعداد صفحه‌های اسناد موجود در سازمان تعیین می‌شود.
    ♦- تخصصی بودن: تخصصی بودن یعنی اینکه یک سازمان تا چه اندازه یا تا چه درجه ای، کارها و فعالیت‌های خود را به وظایف جداگانه و تخصصی تقسیم کرده باشد. اگر سازمان در حد بسیار بالایی تخصصی شده باشد هر کارگر یا کارمند تنها دامنه محدودی از کارها را انجام می‌دهد. اگر سازمان در حد پایینی تخصصی شده باشد ، کارکنان کارها متعددی را انجام می‌دهند و هر یک از آن‌ها چندین وظیفه عهده دار می‌شوند.
    ♦- داشتن استاندارد: داشتن استاندارد به موردی اطلاق می‌شود که بسیاری از کارهای مشابه به روشی یکسان و همانند انجام شوند. سازمانی که کارهایش را در سطح بالایی استاندارد کرده باشد، شیوه انجام دادن کارها به صورتی مفصل تشریح می‌گردد و در همه واحدها کارها ،‌مشابه و همانند انجام می‌شوند.
    ♦- سلسله مراتب اختیارات : مقصود از سلسله مراتب اختیارات، مشخص کردن این موضوع است که هر یک از افراد باید گزارش کار خود را به چه کسی بدهد، همچنین حیطه نظارت هر یک از مدیران مشخص می‌شود. این مسئله سلسله مراتب اختیارات از طریق کشیدن خط‌های عمومی(در نمودار سازمان) مشخص می‌شوند. هنگامی‌که حیطه نظارت مدیر محدود باشد، سلسله مراتب اختیارات(در نمودار) ارتفاع بیشتری پیدا می‌کند و هنگامی‌که حیطه نظارت مدیر وسیع باشد. سلسله مراتب اختیارات ارتفاع کمتری خواهد داشت.
    ♦- پیچیدگی : مقصود از پیچیدگی تعداد کارها یا سیستم‌های فرعی است که در درون یک سازمان انجام می‌شود و با وجود دارد. و پیچیدگی را می‌توان از مجرای سه بعد عمودی ، افقی و فضایی سنجید.
    مقصود از عمودی، تعداد سطحی است که در سلسله مراتب اختیارت وجود دارد. پیچیدگی سازمان از نظر افقی، مربوط به تعداد عنوان شغلی یا دوایری است که به صورت افقی در سراسر سازمان وجود دارند. پیچیدگی سازمان از نظر فضایی به محل‌ها و مناطق جغرافیایی اطلاق می‌شود.
    ♦- متمرکز بودن :در سلسله مراتب اختیارات، ‌متمرکز بودن به آن سطح از اختیارات گفته می‌شود که قدرت تصمیم گیری دارد هنگامی‌که تصمیم در سطح بالای سازمانی گرفته شود، آن سازمان را متمرکز می‌نامند. هنگامی‌که تصمیم گیری‌ها به سطوح پایین‌تر سازمان تفویض گردد می گویند سازمان غیر متمرکز است.
    ♦- حرفه ای بودن :‌حرفه ای بودن به سطح تحصیلات رسمی و آموزشی کارکنان اطلاق می‌شود اگر در یک سازمان کارکنان برای گرفتن شغل دوره های آموزشی بلند مدت را طی کنند می‌گویند سازمان بسیار حرفه ای است. برای تعیین میزان حرفه ای بودن سازمان میانگین سال‌های آموزش و تحصیلات کارکنان را تعیین می‌کنند.(دفت، 1379)
    ♦- نسبت‌های پرسنلی : این نسبت بیان کننده به‌کارگیری افراد است که برای وظایف مختلف و دوایر گوناگون به استخدام سازمان در می‌آیند. نمونه‌هایی از نسبت پرسنلی عبارتند از: ‌نسبت مدیریت، نسبت اداری، نسبت ستادی یا نسبت کارکنانی که دستمزد مستقیم و کارکنانی که دستمزد غیر مستقیم می‌گیرند. برای محاسبه نسبت پرسنلی تعداد کارکنان یک گروه یا یک طبقه را بر کل تعداد کارکنان سازمان تقسیم می‌کنند(دفت، 1379، 28).
    2-2-11-2- ابعاد محتوایی
    اندازه تکنولوژی سازمان، ‌محیط، اهداف و استراتژی سازمان و فرهنگ از ابعاد محتوایی می‌باشند.(آقایار، 1385)
    ♦- اندازه سازمان: ‌عبارتست از بزرگی آن که به صورت تعداد افراد یا کارکنان مشخص می‌گردد. بزرگی را می‌توان با توجه به یک واحد خاص، یک دایره یک بخش یا کل سازمان مشخص کرد. از آنجا که سازمان‌ها سیستم‌های اجتماعی هستند. بنابراین معمولاً اندازه یا بزرگی آن‌ها را بر حسب تعداد کارکنان مشخص می‌کنند. شاخص‌های دیگری مثل کل فروش یا کل دارائی‌ها نشان‌دهنده اندازه و بزرگی سازمان هستند ولی از دیدگاه و جنبه نیروی انسانی آن‌ها نشان‌دهنده بزرگی سازمان نمی‌باشند.
    ♦- تکنولوژی سازمان : تکنولوژی سازمان عبارتست از ماهیت زیر سیستم تولید و شامل عملیات و روش‌های فرایند تولید(تبدیل اقلام مصرفی به اقلام تولیدی )می‌شود نمونه‌هایی از تکنولوژی سازمان عبارتند از یک کلاس درس در دانشکده یا یک پالایشگاه نفت(اگر چه این‌ها با هم تفاوت‌های زیادی دارند).
    ♦- محیط : محیط شامل عواملی می‌شود که در خارج از مرز سازمان وجود دارند. برخی از این عوامل عبارتند از: صنعت، دولت، ‌مشتری، عرضه کنندگان کالا و مؤسسات مالی، ‌سازمان‌های دیگر از جمله مهم‌ترین عوامل محیطی هستند که بر یک سازمان اثر می‌گذارند.
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.