بیماران اسکیزوفرنی و یماران اسکیزوفرنی

دانلود پایان نامه

  2-1-1- در حوزه تمایز یافتگی

  • تاریخچه خانواده درمانی

آغاز نهضت خانواده درمانی  اواخر دهه ی1940 و اوایل دهه ی1950 یعنی بعد از جنگ جهانی دوم و گردهمایی خانواده بعد از جدائی هاست.با این حال،نظرات درباره ی ریشه ها و سرچشمه ها ی این نهضت به قبل از این دوران برمی گردد.ناتان آکرمن[37] می گوید ماهیت شفادهندگی خانواده همگام قوانین اساسی کردار انسان بوده و احتمالا قدمت آن به اندازه خود خانواده است.به نظرکریستال بیلز[38] از جمله ریشه ها و سرچشمه های خانواده درمانی “مردم شناسی ” و “روان کاوی است. ریشه های این ایده به سخنرانی های مارگارت مید مردم شناس معروف در دهه های اول قرن جاری برمی گردد.از سویی دیگر بسیاری از بنیان گذاران نهضت خانواده درمانی جزو تربیت یافتگان مکتب روان کاوی و یا متاثر  از نظریه ها و روشهای آن بوده اند آکرمن،موری بوئن [39]، لیدز[40]،مینوچین[41]  و سایرین از آن جمله  اند.به نظر آکرمن شروع واقعی نهضت خانواده در کارهای او و همکارانش در “جنبش راهنمایی کودک”نهفته است؛جنبشی که تحت الشعاع گزارشات مربوط به خانواده ی اسکیزوفرنیک قرار گرفته است(هی لی[42]، ترجمه ثنایی،1383).
در سال 1970 طرفداران نظریه سیستمها در اقلیت بودند،ولی دو کانون عمده رشد دیده می شد:کار نظریه پردازان ارتباطات و موری بوئن. نظریه سیستمی بوئن متمرکز بر مفاهیم مربوط به روان کاوی و اسکیزوفرنی است.بوئن در دهه ی1970 در مورد اختلافات  عاطفی،به ایجاد یک نظریه جامع،گسترده ومبتنی بر سیستم روی آورد.حیطه  کار او سه تا چهار نسل را در برمی گیرد(هی لی ترجمه ثنایی،1383).
درمانگران خانواده در آستانه قرن 21 و جستجوی راهبردهایی که کارایی آنان را تضمین کند.باید با واقعیت های جدیدی روبرو شوند از جمله ی آنها این که زندگی خانوادگی شامل درهم شکستن سلسله مراتب ها، افزایش در تعداد و انواع شکل های خانواده و تمرکز بر چند فرهنگی بودن است.بنابراین  کار تخصصی خانواده درمانی نیز تغییر خواهد کرد زیرا درمانگران با گروههای ناهمگون تری از مراجعان کار خواهند کرد(کارلسون[43] و همکاران،ترجمه نوابی نژاد،1384).

  • خانواده درمانی سیستمی

نظریه عمومی سیستم ها نخستین بار توسط زیست شناسی به نام   برتالانفی [44] دردهه ی1940 پیش کشیده شد.این نظریه کوششی است برای ارائه ی یک الگوی نظری جامع که تمامی نظام های زنده را در بر بگیرد،این الگو به کار تمامی علوم رفتاری می خورد.سهم عمده برتالانفی فراهم ساختن چهارچوبی است برای توجه به پدیده های به ظاهر بی ربط و درک اینکه آنها چگونه در کنار یکدیگر مولفه های به هم پیوستن یک نظام بزرگتر را تشکیل می دهد(هی لی ،ترجمه ثنایی،1383).


  • از نظریه سیستم ها می کوشد تا نظام ها را با توجه به شیوه ی سازمان دهی و نیز همبستگی متقابل اجزای آن طبقه بندی کند.خانواده درمانگرهایی که نظریه عمومی سیستم ها را اتخاذ کرده اند،فرد را موجود پیچیده ای می دانند که در داخل یک نظام عمل می کند و مفاهیمی چون بیمار یا سالم را اموری بی ارتباط می داند،نشانه ای که در یک شخص پدیدار شده است صرفا بدان معناست  که نظام مذبور (خانواده،محله یا کل جامعه) دچار اختلال و بد کارکردی  شده است.در خانواده درمانی تاکید بر علیت چند گانه در سطوح مختلف است،نه بر تعارضات درون روانی ناگشوده یک فرد،در اینجا تاکید بر زمان حال است نه گذشته (گلدنبرگ وگلدنبرگ،ترجمه شاهی برواتی و همکاران1387).
    در رویکرد سیستمی تمایز فرایند [45] و محتوا[46]  در پویایی گروهی تاثیر بزرگی بر درمان دارد.درمانگران مجرب یاد می گیرند تا توجه کنند که چطور خانواده ها در مورد محتوی مسائل بحث می کنند. بالبی[47] در سال 1969 ،به طور اساسی، مفهوم دلبستگی[48]  و تعلق را مطرح کرده است. وی به تمایل مادر-کودک اشاره می کند و نتیجه عمده آن را به وجود آمدن نوعی دلبستگی بین آنان می داند.وجود این پیوند سبب می شود که کودک به دنبال آسایش حاصل از وجود مادر باشد به خصوص زمانی که احساس ترس و عدم اطمینان می کند(کلی نژاد،1380).
    دلبستگی کودک به والدینش نقش مهمی در رشد بهنجار کودک دارد و رشد جسمی،ذهنی،عاطفی و اجتماعی کودکان متاثر از نوع دلبستگی به مادر است(بالبی به نقل از معتمدی،1386).
    از نظراریکسون   [49]کودکان در ماههای وسا لهای نخست زندگی یا به این نتیجه می رسند که دنیا محل خوب و مناسبی برای زندگی است یا محل رنج و عذاب و ناکامی است و از آنجایی که فرزندان تا مدتها وابسته و محتاج به دیگران هستند ،باید شرایط اتکا به دنیای خارج برای آنها فراهم شود در این دوران ایجاد حس اعتماد به دنیا که از محبت به والدین و ارضای نیازهای کودکان نشات می گیرد و مهمترین تکلیف است و بی اعتمادی به دیگران و احساس ناامنی،مشکلات هیجانی خاصی را در پی خواهد داشت(هربرت[50] به نقل از سلطانی،1387).
    “کوهات [51] ”  در سال 1971،بهترین نوع هویت را،خودمختار می داند که عزت نفس و خویشتن باوری از ویژگی های آن هستند.فردی که در این هویت احساس امنیت می کند بیش از دیگران  وابسته نخواهد بود و صرفا هم کپی والدین نیست.بهترین وضعیت برای کودکان این است که از طریق  تعامل با والدین”نیاز به منعکس شدن[52]” و نیاز به کمال گرایی خود را برآورده سازند.اگر والدین  نیازهای خود را به درخشیدن و موفق شدن را پذیرفته باشند، پس خودانگاره فرزندان آنها نیز پذیرفته و منعکس خواهد شد. اگر والدین عزت نفس کافی داشته باشند،می توانند از نیازهای فرزندشان به کمال گرایی آسوده خاطر باشند.اگر والدین نتوانند در مراحل رشد خود ،نیازهای کودک به منعکس شدن  و کمال گرایی را برآورده سازند،هویت آشفته ای پرورش خواهند داد(پروچسکا[53] و نورکراس[54] ،ترجمه سید محمدی،1385).
    نظریه “ارتباط شیء[55] ”  بیشتر بر روابط میان فردی با اشیا تمرکز دارند.منظور از شیء؛هر شخص یا فعالیتی است که می تواند یک غریزه را ارضاءکند.بنابراین ممکن است انرژی روانی را صرف افرادی مثل مادرمان کنیم که توانایی ارضای نیازهای اساسی ما را دارند.این نظریات، بر روابط مادر – کودک تاکید خاصی دارند و موافقند که موضوع مهم در رشد شخصیت کودک برای مستقل شدن از شی اصلی اش،یعنی مادر است. (شولتز[56] و شولتز ،ترجمه سید محمدی،1386).
    “بوئن” نیز مشاهده کرد که بعضی از مردم نمی تواند خودشان را از یک رابطه جدا کنند تا یک سطح رضایت بخش از خود را کسب کنند.او عقیده داشت که این فرایند به زودی در زندگی آغاز می شود.یک کودک،منبعی از نیرو برای والدینی است که “خود” را از  کودک قرض می گیرند و آن کودک به طور عاطفی  وقسمت ایگو با والدینش پیوند خورده است.این آمیختگی  باخانواده است که زمینه را مساعد می کند . تا آن کودک بیش از اندازه حساس به نیروی باهم بودن،به جای صرف نیرویش به طرف فردیت  باشد(بوئن1965 به نقل از گیبسون[57] ،ترجمه ثنایی و همکاران،1382).
    مطلب مشابه :  قراردادهای خصوصی و ترمینولوژی حقوق

  • یک خانواده نا کارآمد در فراهم کردن محیط طبیعی و امن برای کودک ناتوان است و با یک مجموعه از قوانین محدود کننده از رشد عاطفی و اجتماعی هر یک از اعضاء به خصوص بچه ها جلوگیری می کند و جدایی از یک نیاز برای زنده ماندن،اعضای خانواده یاد می گیرند تا واقعیت درونی شان را کاهش دهند . “براون[58] “در سال1988،در توصیف و رشد “وابستگی متقابل” را مشاهده کرد که  کودک سعی می کند تا از نظر رفتاری شناختی و عاطفی،وابستگی اش را به شخصیت والدین مقتدر حفظ کند. اشخاص با سطوح بالاتری از تمایز یافتگی رشد کردن را جدا از والدینشان در کودکی شروع کرده اند.والدینشان،آنها را به استقلال و خود مختاری تشویق کرده اند.این افراد می توانند با پذیرش ریسک نارضایتی دیگران،تصمیم بگیرند.آنها کاملا مطمئن به خود هستند و عمل کردنشان تحت تاثیر ستایش یا انتقاد دیگران نیست.با توانایی برای حفظ عملکرد عاطفی کنترل شده در حد و مرزشان می توانند روابطی بدون نیاز به دیگران – که اغلب عملکرد را معیوب می سازد- داشته باشند(براون،1988،به نقل از گیبسون ،ترجمه ثنایی و همکاران،1382).
    این افراد با عنوان “هویت از دست رفته”مشخص می شوند.آنها هویتشان را برای هرکس یا هرچیزی فدا می کنند.در واقع  کنترل مناسب خودشان را از دست می دهند و به جای عمل کردن با یک حس پرشور از ذوق و استعدادهای  خود ؛در یک حس  خود ارزشمندی ضعیف عمل می کنند(فیشر[59] به نقل از پاپکو،2006).
    هرچند بوئن در سال 1988 بر این عقیده بود که هم وابستگی ،بخشی از رشد انسانی است و ذاتا منفی و ناکارآمد نیست اما در وابستگی متقابل ادغام با دیگران و اجتناب از تعارض و کوچک شمردن تفاوت ها،موضوعات اساسی هستند.بوئن معتقد بود که در خانواده ناکارآمد هیچ اساسی برای رشد خود مختاری و هیچ همکاری در تمرین برای ایجاد تعادل بین رشد خود مختاری، وابستگی،وابستگی متقابل با دیگران وجود ندارد(گیبسون، ترجمه ثنایی و همکاران،1382).
    به عقیده بوئن هریک از ما نیازمند همنشینی،و مقداری استقلال هستیم.با وجود آنکه هیچ کس به تاثیر سازنده ی خانواده شک ندارد،بسیاری از افراد تصور می کنند که وقتی آنها خانه را ترک می کنند  بزرگسالانی بالغ و مستقل،و حداقل از تاثیر والدینشان آزاد هستند.برخی افراد به فردیت بها می دهند و آن را به عنوان علامت رشد برای جدا شدن از والدینشان  در نظر می گیرند.سایرین آرزو می کنند می توانستند به خانواده هایشان نزدیکتر باشند،اما دیدار را بسیار دردناک می یابند،و بنابراین دور می مانند تا خود را از ناامیدی و آسیب  حفظ کنند.اما همان گونه که بوئن دریافت ،هر کجا که رویم   خانواده با ما می ماند .واکنش پذیری هیجانی برطرف نشده نسبت به والدینمان ،مهمترین موضوع  ناتمام زندگی مان خواهد شد(نیکولز و شولتزترجمه دهقانی و همکاران 1387).

    مطلب مشابه :  دانلود مقاله با موضوع شیوه های مقابله و مهارت های عملی

    ·       نظریه و روال کار در رویکرد بوئن 

    موری بوئن مبدع نظریه نظام های خانواده[60] است و خانواده را یک واحد عاطفی و شبکه ای از روابط در هم تنیده می پندارد که وقتی می توان آن را بهتر درک کرد که از چهار چوبی چند نسلی یا تاریخی آن را تحلیل کرده باشیم. بر خلاف اکثر همتایان پیشرو او در خانواده درمانی که ابتدا سعی کردند نظریه روانکاوی کلاسیک را برای تطابق با زندگی خانوادگی بسط دهند، بوئن از همان ابتدای کار دریافت که بسیاری از مفاهیم منبعث از روانکاوی به قدری فردی هستند که نمی توان‌انها رابه سادگی به زبان خانواده برگرداند معتقد بود که نیروی محرکه زیربنایی بسیاری از رفتارهای بشر منبعث از فراز و نشیب های زندگی خانوادگی و کش و قوس های همزمان میان اعضای خانواده بر سر دوری از هم و، در عین حال با هم بودن است (وایلی[61]، b1990). او از فقدان یک نظریه منسجم و جامع درباره رشد و تحول خانواده و همچنین درباره مداخلات درمانی، و پیوند بسیار ناچیز نظریه و عمل در این حوزه احساس نگرانی می کرد(گلدنبرگ،ترجمه برواتی  همکاران،1382).
    ” موری بوئن” و “میشل کر”،معماران و حامیان اصلی “خانواده درمانی بوئنی”بوده اند.با این حال مبتکر اصلی این رویکرد”موری بوئن” است که از همان آغاز عقایدی را تدوین کرد که منجر به یک  نظریه متمایز ،در خانواده درمانی شد(گلادینگ ،ترجمه بهاری،1386).
    علایق حرفه ای و تخصصی او به خانواده در همان اوایل اشتغالش، یعنی زمانی که در اواخر دهه 1940 در کلینیک منینجر به عنوان روانپزشک مشغول کار بود، آغاز شد. در آنجا تحت رهبری کارل منینجر، برای درمان اشخاصی که در اثر بیماری های روانی شدید بستری شده بودند، رویکردهای روانکاوی خلاقانه ای به کار می رفت. بوئن که از لحاظ پژوهشی، نسبت به روابط خانوادگی بیمارانی بستری به ویژه بیماران اسکیزوفرنیایی، کنجکاو شده بود، علاقه خاصی به تأثیر احتمالی همزیستی با وابستگی[62] مادر و فرزند در پدیدایی اسکیزوفرنی پیدا کرد. او با قیاس از مفهوم روانکاوی که اظهار می داشت امکان دارد اسکیزوفرنی زاییده دلبستگی تکیه جوی حل ناشده با مادری باشد که خودش فردی ناپخته جلوه می کند و محتاج فرزند است تا نیازهای عاطفی خویش را ارضا کند، به کار با مادر و فرزند در کنار هم پرداخت (گلدنبرگ،ترجمه برواتی و نقش بندی،1382).

    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.