بستر مجتمع های زیستی:-پایان نامه درمورد مجتمع زیستی

شهرها بستری برای مجتمع های زیستی

شهرها به دلیل بقای خود در تعامل پیچیده ای از سیستم ها برای زندگی،کارکردن و تفریح در اشکال ساختمانی متفاوت پدید آمده اند و به یکدیگر وابسته می باشند.[1]با این همه تعداد زیادی از شهرهای مدرن در بحران تاثیرات منطقه بندی، تراکم بیش از حد وسایل نقلیه عمومی،رشد بی نظم حومه شهرها، آسیب های کالبدی و محیطی ناشی از ماشین ها و تکنولوژی دست و پا می زنند. ساختمان سازی در این شهرها یکی از مشکلات مهمی است که معماران معاصر با آن روبه رو هستند و این مشکل توسط منافع قدرتی، تعارضات سیاسی و اختلالات و آشفتگی های معاصر بحث بر انگیز و وخیم تر می شوند. کیفیت زندگی شهری تنها از به هم ریختگی شبکه راه هایی که اغلب از طرح طراحان و مهندسان ترافیک ناشی شده است نمی باشد. بلکه توسعه صنعتی بدون در نظر گرفتن پیامد های آن معضل اصلی است. به هر حال شواهدی وجود دارد که نشان می دهد، سنت ها و میراث های درست در آئین های طرح ریزی قرن بیستم در حال افول می باشد.

در حال حاضر طراحی و برنامه ریزی برای بافتی بهتر و غنی تر، بسط و توسعه ارتبا ط شهرها با طبیعت و پررنگ کردن تاثیر محیط در زندگی شهری امری امکان پذیر می باشد. فراهم نمودن تعادل در گرایشات متفاوت طرح ریزی شهری و حرفه های گسترده ای که به آن ربط دارند، شناسایی و تشخص نیازهای که شهر دارد و روحیه بخشیدن بهد شهرها به منظور پدید آوردن هماهنگی ها ونظم وارتباط با طبیعت جملگی از نکات ضروری امروزی مناسب بابه خدمت گرفتن احتیاجات عموم باشد چنین شهرهایی نمایان خواهند شد.

به عنوان مثال شهرسازی برای ریچارد راجرز[2] یک چارچوب آزاد و تعاملی است که لازم نیست با بافت شهری اطراف خود سازگاری ای برقرار کند بلکه آمیزه ای بسیار متمایز از کاربردها و رخداد ها است. مرکز پمپیدو شاهدی است بر این گفته. این مرکز دارای عملکردهای متغیر و در ضمن فضاهایی است که می توانند متغیر باشند با کمک صفحات و فرم های متغیری که قابل منعطف اند بعد های گوناگونی به فضا می دهد. راجرز در سرتاسر این تحقیق و بررسی به مسئله تقابل تکنولوژی و محیط توجه خاصی داشته. کار دیگر وی یک طرح استادانه برای شانگهای است که بر اساس طرح شهر های اقماری شکل پذیرفته و سعی در تحول و ایجاد طرحی معمارانه و سیاسی برای منظره شهری داشته به صورتی که هم ماندگار و هم تاثیر گذار بر احساس بشر باشد.

شهرتهران پس از گذشت حدود دويست سال از شکل گيري بافت اوليه خود، در سالهاي اخير مواجه با تغييرات عمده اي در سيماي کالبدي- فضايي خود بوده است. در قالب نياز به افزايش تراکم جمعيتي و ساختماني در بافت موجود و بهره گيري از امکانات بلقوه آن، فعاليتهاي برج سازي به عنوان يکي از بارزترين مراحل در روند تغييرات کالبدي- فضايي اين شهر نمود پيدا کرده است.

3-2-1-ارزيابي اثرات کالبدي- فضايي برج سازي در تهران محلات فرمانيه – کامرانيه

شهر تهران در  سالهاي اخير مواجه با تغييرات عمده اي در ابعاد کالبدي- فضايي بوده است.فعاليتهاي برج سازي سالهاي اخير را مي توان به عنوان يکي از بارزترين مراحل در روند تغييرات فوق تجزيه و تحليل کرد. اگرچه برج سازي مي تواند به بخشي از مسائل شهري نظير کمبود زمين و مسکن تا حدي پاسخ دهد، اما اين پديده مي تواند مسائلي را نيز به دنبال داشته باشد. در اين راستا، ارزيابي برجهاي احداث شده مي تواند به شناخت نقاط قوت و ضعف اين پديده منجر شود. در اين متن ضمن تبيين فعاليتهاي برج سازي در تهران، به ارزيابي اثرات کالبدي- فضايي برجها در محلات فرمانيه و کامرانيه پرداخته و پس از شناخت نقاط قوت و ضعف آن، به ارائه اصول وو معيارهاي کلي در جهت اين فعاليت مي پردازد. ارزيابي انجام شده براساس معيارهاي شش گانه:(1)سيماي شهري و کيفيت محيط شهري(2)عوارض زيست- محيطي(3)شبکه ارتباطي و دسترسي(4)دسترسي به خدمات شهري(5)ايمني(6) توجيه اقتصادي صورت گرفت.

افزايش تراکم و بهره گيري از امکانات بالقوه موجود در بافتهاي شهري، قابل توجيه است. با اين حال، فعاليتهاي برج سازي در تهران، نقاط ضعف مشخصي داشته و معيارهاي لازم در فرآيند برنامه ريزي و طراحي شهري مورد توجه جدي قرار نگرفته است. برج سازي مي بايد با سياست هاي تعريف شده توسعه شهري همسو باشد. اصول شهرسازي و توسعه شهري حکم مي کند تا در ابعاد کالبدي- فضايي برج سازي، مقولاتي نظير سيما و هويت شهري، اصول افزايش تراکم، تقسيمات کالبدي شهري، ايمني، حمل و نقل و ترافيک، محيط زيست، تامين زير ساختهاي شهري و دسترسي به خدمات و تجهيزات شهري مورد توجه قرار گيرند.

[1] – اسلسر،کاترین،(1382)،”مروری بر روند معماری اکوتک”،ترجمه مامک نصیری نصب،مجله معماری و فرهنگ شماره 13،صفحه 31-23

[2] Richard Rogers

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی قابلیت های مجتمع زیستی